۷۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده می‌کنند

۷۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده می‌کنند

🔹 نظرسنجی ایسپا: ۷۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده می‌کنند
🔹 مخالفت ۵۷ درصد کاربران با قطع اینترنت در بحران
🔹 رفع فیلتر اینستاگرام اولویت نیمی از جامعه است

📍 نگین نیوز (غرب استان تهران):
🆔 @neginnews_ir

فشار معیشتی به شمال شهر رسید

🔴 سبد رایگان میوه در محله‌های مرفه تهران؛

فشار معیشتی به شمال شهر رسید

🔹 روزنامه شرق نوشت: این روزها سبدهای رایگان میوه‌های درجه دو و سه در تره‌بارهای زعفرانیه، شهرک غرب و گیشا توزیع می‌شود. فروشندگان از کاهش خرید گوشت و ماهی خبر می‌دهند و بنرهای تخفیف به ویترین فروشگاه‌های شمال شهر رسیده است.

🔹 یک قصّاب در گیشا می‌گوید: مشتری‌های قدیمی که خانه‌شان ده‌ها میلیارد ارزش دارد، حالا دنبال بال مرغ و ضایعات گوشت می‌گردند. در تهرانسر نیز مشتری‌های چندساله به خاطر بدهی‌های قبلی، خجالت می‌کشند دوباره خرید کنند.

📍 نگین نیوز (غرب استان تهران):
🆔 @neginnews_ir

چهار جملۀ تکان‌دهنده از چهار کودک!

👌👌👌چهار جملۀ تکان‌دهنده از چهار کودک!

⭕️ چهار جمله از چهار کودک که در تاریخ بشر به خطِّ سیاه، حک شده است.

یک:
دختر سوری که در وقت جان‌کندن یعنی آخرین مرحلۀ زندگی‌اش گفت:
همه چیز را به خداوند خواهم گفت!

دوم:
دختر معصومی که از وحشت جنگ سوریه از صحنه‌ی جنگ فرار می‌کرد، خطاب به خبرنگاری که می‌خواست ازش فیلم بگیرد، در حالت گریه و زاری گفت :
عمو! به خاطر خدا عکسم را نگیر، چون بی‌حجابم!

سوم:
دختر کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت:
ای الله! چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم، نان خوردن نداریم، مرا به جنّت خود ببر که در آنجا نان بخورم!

چهارم:
دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود، دکتر درحال آمادگی برای عمل جرّاحی بود تا دستش را قطع کند. دخترک گفت:
آقا دکتر! آستینم را پاره نکن، جز این لباس دیگری ندارم!

👌 این نتیجه‌ی تمام جنگ‌هاست،
چه ببری و چه ببازی ...


✍ ع. خدابنده

👌🤔🤔

کارزاری برای این کار زار

کارزاری برای این کار زار

جمعیتی که تا بعد از نیمه‌شب پرچم تکان می‌داد و هوار می‌کشید، آن‌قدر کم شده که دیگر انگار نیست. شاید بن‌های کالایی که شایع بود توزیع می‌کنند قطع شده. شاید از وقایع اخیر خسته و مأیوس شده‌ و تغییر عقیده داده‌اند. شاید هم هوا زیادی گرم است. هرچه که هست، دیگر از صد نفر یک نفر هم هوادار ادامه این جنگ نیست. چون نزاعی که در آن یکی می‌زنی و صدتا می‌خوری اصلاً اسمش جنگ نیست، انتحار است. و مسلمان مسلمان هم اگر باشی، لابد روزی این آیه قرآن به گوشت خورده است که: با دست خودتان خودتان را به هلاکت میفکنید.

من کارزاری را که برای اعزام سران جنگ‌طلبان به جنوب به راه افتاد امضا نکردم. چون فکر می‌کنم درخواست عاقلانه این است که این افراد (به شمول همه کارشناسان و مجریان و تهیه‌کنندگان صداوسیما) تا زمان بازجویی و محاکمه در آسایشگاه روانی تحت نظر قرار بگیرند.

کشوری با این وضع رقت‌بار نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک راهی غیر از تسلیم ندارد. در غیر این صورت هر شب خبرهای بدتری خواهیم شنید، و هشتگ‌های همدلی با جنوب هم برای فاطی تنبان نمی‌شوند.

به همین زودی‌ها ممکن است جنوبی‌ترین نقطه ایران شیراز یا حتی اصفهان باشد. به خود بیایید.

( https://t.me/AmirrezaAbdolii/)

تلاش اسرائیل برای به‌هم‌زدن توافق آمریکا با ایران

تلاش اسرائیل برای به‌هم‌زدن توافق آمریکا با ایران

‌گزارش مهم مجلّۀ تایم:
اسرائیل برای به‌هم‌زدن توافق آمریکا با ایران، میلیون‌ها دلار در شبکه‌های مجازی هزینۀ تبلیغات کرده است!

پژوهشگر مجلّۀ تایم به اسنادی دست پیدا کرده که اسرائیل با «برد پارسکیل» مالک شرکت‌های تبلیغاتی و کمپین‌های رسانه‌ای بسته است،
تا به این وسیله توافق دولت ترامپ با ایران را خائنانه و شکست‌خورده جلوه دهند.

جی‌دی ونس دیروز در مصاحبه‌ای گفته بود کارزاری با بودجه کلان سعی دارد توافق با ایران را نابود کند.

به نظر می‌رسد تبلیغات گسترده‌ای که اخیراً در حمایت از جبهۀ پایداری و جلیلی علیه مقامات جمهوری اسلامی و توافق پایان جنگ با آمریکا در اپلیکیشن‌های خارجی دیده شده است، در همین راستا باشد/ منبع

#فرهیختگان روزن آگاهی

ملاحظات انتقام آیت اله خامنه‌ای و تحقیر ملّت!

👁‍🗨ملاحظات انتقام آیت اله خامنه‌ای و تحقیر ملّت!

قدرت‌های خارجیْ رهبری نظام را به همراه تعداد قابل توجّهی از فرماندهان ارشد نظامی و برخی اعضای خانواده او کشته‌اند؛ این نوع کشتار یک تحقیر برای کشور و نظام (از هر نوعی) است؛ فارغ از این‌که نظام برای من و شمای نوعی مقبول باشد یا نه، از عملکرد او راضی باشیم یا نه؟
حکومت طولانی‌مدت (۳۷ ساله) علاوه بر علقه‌های اعتقادی/سیاسی/اقتصادی، علقه‌های عاطفی نیز ایجاد کرده و به همین دلیل مطالبه انتقام و تلاش برای احیای غرور شکسته‌شده قابل درک و فهم است.

«امّا» آیا مطالبه‌گران جنگ و انتقام فوری مایلند (یا می‌توانند) هزینه‌های تحقّق آرزوی خود را بر زندگی عادی ِ حال و آینده میلیون‌ها ایرانی برآورد کنند؟ اگه نتیجه تلاش برای احیای غرور، از قضا تعمیق تحقیر باشد، چه؟
آیا اساساً اکثریت ملت نقشی در وضعیت کنونی کشور دارند که باید تاوان احتمالی این نتیجه‌ معکوس را بدهند !؟

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تاریخی (نتیجه معکوس تلاش برای احیای غرور)، ماجرای جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار است. ایرانیان در جنگ اول شکست خوردند و ناچار شدند عهدنامه گلستان را بپذیرند. چند سال بعد برای جبران این تحقیر، ایران خود جنگ دوم را شروع کرد. جنگ دوم ایران و روسیه (۱۸۲۶–۱۸۲۸ میلادی) در دوره فتحعلی‌شاه قاجار، نمونه‌ای کلاسیک از تلاش برای انتقام و بازپس‌گیری سرزمین‌های ازدست‌رفته است که به تحقیر و خسارت شدیدتر منجر شد..

از بارزترین نمونه‌های دیگر معاصر، آلمان پس از جنگ جهانی اول است. پس از شکست در جنگ جهانی اول و تحمیل معاهده ورسای (که بسیاری از آلمانی‌ها آن را تحقیرآمیز و ناعادلانه می‌دانستند)، حس انتقام‌جویی قوی در جامعه آلمان شکل گرفت. نازی‌ها این احساس را به شدّت دامن زدند، قول بازگرداندن عزّت و قدرت از دست رفته را دادند و برای جبران شکست قبلی و گسترش قلمرو، جنگ جهانی دوم را آغاز کردند. نتیجه؟ شکست کامل و بی‌سابقه آلمان، اشغال کشور توسط متّفقین، تقسیم آلمان به دو بخش شرقی و غربی، کشته شدن میلیون‌ها آلمانی، نابودی شهرها و از دست دادن قلمروهای بیشتر. این اقدام نه تنها انتقام را محقّق نکرد بلکه موقعیّت آلمان را به مراتب بدتر کرد و دهه‌ها طول کشید تا کشور از آن وضعیت خارج شود.

آرژانتین هم جنگ فالکلند (۱۹۸۲) را آغاز کرد؛ رژیم نظامی آرژانتین برای جلب حمایت مردمی، انتقام و بازپس‌گیری جزایر فالکلند (که آن را بخشی از خاک خود می‌دانست)، به بریتانیا حمله کرد. نتیجه شکست سریع نظامی، کشته شدن هزاران سرباز، سقوط رژیم و تحقیر ملّی بیشتر بود.
ژاپن هم به پرل هاربر حمله کرد (۱۹۴۱)؛ به عنوان بخشی از استراتژی گسترش و ضربه پیش‌دستانه/انتقامی به قدرت‌های غربی. نتیجه شکست کامل، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، اشغال و تسلیم بی‌قیدوشرط بود !

این الگو در تاریخ بارها تکرار شده: تلاش برای شستن تحقیر با اقدام نظامی تهاجمی، در موارد قابل توجّهی منجر به چرخه‌ای از خشونت و تحقیر شدیدتر شده است.
این به معنای نفی تلاش برای احیای غرور تحقیرشده نیست بلکه توصیه اکید به دقت نظر فراوان در بررسی همه زوایا و پرهیز از جنگ با «واقعیت»ها و ارزیابی منطقی توانایی‌ها و پاسخ جبهه مقابل است.

همۀ کسانی که مقدّرات ملّت را به خواست (یا حتّی اکراه) اکثریّت ملّت در دست گرفته‌اند، «مسئول نتیجه‌»اند و توان جامعه را باید با توان ضعیف‌ترین اجزای آن محاسبه کنند تا «ظرف ایران» شکسته نشود که اگر شکست، خسارت غیرقابل جبران خواهد بود.

«سیاستمدار نمی‌تواند بگوید «من درست نیّت کردم» اگر تصمیمش به فقر، خشونت، بی‌ثباتی یا مرگ انجامیده باشد.» (مطالعۀ بیشتر دربارۀ «اخلاق مسئولیت»

این منطقی‌ست که به قول ماکس وبر:

«در هنگامۀ جنگ، "دوراندیشی» جسارت بیشتری می‌خواهد تا قیل و قال جنگ‌طلبانه؟"
#جامعه‌شناسی_سیاست

اینجا کانال جامعه‌شناسی. قم باهم باشیم👇
🔻مطالب بیشتر در اینجا👇
👉 @qom_sociology_association

باز هم ،  حرف اصلی مردم با روحانیت

روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

باز هم ،
حرف اصلی مردم با روحانیت

محمد سروش محلّاتی

سرمقاله دیروز روزنامه جمهوری اسلامي با عنوان "حرف اصلی مردم با روحانیت" به مساله مهمی پرداخته که نمی‌توان از کنار آن با بی اعتنایی عبور کرد . این که دیروز رابطه مردم و روحانیون نزدیک تر و صمیمی تر بوده و این که امروز ان رابطه تغییر کرده ، دو واقعیت انکار ناپذیر است . ساده انگاری است که در تحلیل این تغییر بگوییم : مردم چون از دین فاصله گرفته اند از عالمان دین هم فاصله می‌گیرند. این پاسخ سطحی ، غیر قابل قبول است ، زیرا در فاصله گرفتن از دین نیز عملکرد آنان را نمی‌توان نادیده گرفت ، بعلاوه که همه فاصله گیرندگان را به فاصله گیری از دین نمی‌توان متّهم کرد !
به نظر می‌رسد که این فاصله ، ناشی از فاصله در "درک" و "درد" است ، در گذشته "درک‌ها و دردهایِ" مشترک آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌داد ، ولی امروز "درک مردم" با آنچه روحانیت ارائه می‌کند، متفاوت است . مثلا برای علماء مساله اول ، حفظ ظواهر دینی است ، ولی برای مردم مساله اول حفظ عدالت و قسط است ، از این رو آن‌ها بیشترین اعتراضشان در نقض یک حکم شرعی است ولی بیشترین اعتراض مردم در نقض عدالت و ظهور ظلم است . مثلاً آن‌ها می‌گویند: چرا در بانک‌ها جریمه تاخیر ادای دین وجود دارد و این کار رباست ، این‌ها می‌گویند: سیستم بانکی ، اعتبارات را ناعادلانه تقسیم می‌کند و زالو صفتان ، بزرگترین سهم را دارند !
آن‌ها حداکثر حاضرند گاه با ملایمت از مشکلات گرسنگان سخن بگویند ولی "کظّه ظالم" را که سبب "سغب مظلوم" است را به رخ نمی‌کشند، ولی اینان که خود در گرسنگی دست و پا می‌زنند، توقّع فریاد بر "کظّه ظالم" دارند .
آن‌ها با سابقه کهن زهد و قناعت ، مورد اعتماد مردم قرار گرفته بودند تا جایی که وقتی موسس حوزه از دنیا رفت ، فرزندانش برای همان شب چیزی برای خوردن در خانه نداشتند ( روایت امام خمینی و دیگران ) ، ولی آنان امروز از بهترین امکانات دنیوی برخوردارند . کسانی که دیروز حجره نشین بودند ، اینک در مجلل ترین ساختمان‌ها که هر کدام نام موسسه ای بر پیشانی دارد ، خدم و حشم ها اطرافشان را گرفته اند تا جاییکه رئیس یک دوره قوه قضائیه بر رئیس دوره دیگر آن خشم می‌گیرد که مدرسه نساخته ای ، بلکه کاخ ساخته‌ای ! . یک روز بزرگانشان از عناوین و القاب پرهیز می‌کردند و پس از مرگ در حاشیه مسجدی و یا جوار یکی از اعتاب مقدسه می‌ارمیدند و وصیت می‌کردند که بر سنگ قبرشان آیه "وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید " حک شود و حتی برای بالاترین مقام مرجعیت از عنوان آیه الله برایشان تعدی نمی‌شد ( سنگ قبر آیه الله حائری ) و روز دیگر برای آن‌ها اعتاب مقدسه می‌سازند و سنگ‌های بزرگ قبر ، کفاف عناوین و القابشان را نمی‌دهد!
ولی این عوامل فاصله آفرین در منظر همه مردم نیست و بر فاصله همه اقشار تاثیر نمی‌گذارد، مشکل اساسی تر و جدی تر ، جایگاه و منزلت روحانیت در نظام است . در گذشته حوزه گاه در برابر حکومت و گاه در کنار حکومت و جدای از آن بوده و بهر حال از استقلال برخوردار بود . مواضعش مستقل ، درآمدش مستقل ، محراب و منبرش مستقل ، و تشکیلاتش مستقل بود ، ولی در دهه‌ای اخیر این استقلال رو به ضعف رفته است تا جایی که نه تنها گوش و زبان بسیاری از انان به مرکز ، بلکه حتی جیب ها هم به آن سو گرایش یافته است .
البته توقع مردم این نیست که روحانیت "برحکومت" باشد و در موضع مقابله با نظام قرار گیرد ولی آن‌ها توقع دارند که علما اگر به وظیفه تقویت نظام اهتمام دارند ، تقویت را صرفا در تعریف و تکریم نبینند و با توده‌های مردم در ارائه انتقادها و حتی اعتراض‌های معقول همراه باشند . کوتاهی در انجام این نقش ، ریشه‌های مردمی روحانیت را متزلزل نموده و هرچه این نهاد مستقل ، وابسته تر شود ، به همان میزان ضعیف تر خواهد گردید . برخی به خیال خام خود ، می‌خواستند با استفاده از بودجه دولتی حوزه را تقویت کرده و تبلیغات دینی را گسترش دهند ، غافل از آن که با این کار وجوه مردمی به حوزه را کاهش داده و پشتوانه واقعی آن را ضعیف کردند ، ان‌ها می‌خواستند با حمایت مالی دولت ، مبلّغ به نقاط مختلف اعزام کنند ، غافل از آن که با این روش، مردم روستا روحانی را حقوق بگیر دولت تلقی کرده ، و قداست محراب و منبر را انکار می‌کنند و از روحانی روی گردان می‌شوند. و چنین شد که اگر پیش از انقلاب اسلامی در این روزهای قبل از ماه مبارک رمضان، هزاران درخواست از مردم شهر و روستا بسوی مراجع معظم قم و علمای بزرگ بلاد سرازیر می‌شد ، امروز یک دهم و بلکه یک صدم آن تقاضاها از آن بزرگان وجود ندارد .

در یک کلام
متاسّفانه
"مراجع تقلید" شدند "مراجع تمجید"
"شان" روحانیت شده "شغل" و مادیت
"استقلال حوزه" شده "ردیف بودجه"
"درک حوزه" شده "مدرک"
فرزندان مهذّب "آیات" شده "آفات"
"معنویت" روحانی شده "عافیت"
"عبرت" روحانیون شده "عشرت"
و خداوند در "حیرت" این همه چرخش و سقوط "سطوت و غیرت"

آیا فریاد انتقام، فقط شعار توهّمی و فریبنده نیست؟!!!!

آیا فریاد انتقام، فقط شعار توهّمی و فریبنده نیست؟!!!!

در ۱۳دی ۱۳۹۸ سردار قاسم سلیمانی توسّط آمریکا ترور شد.

یک روز پس از آن، شعار انتقام، انتقام، سراسر کشور را فرا گرفت.

اکنون هفت سال گذشته است اما هنوز وزیر امور خارجه آمریکا،
رییس‌جمهور آمریکا،
فرمانده سنتکام،
وزیر دفاع امریکا
و سایر مقامات دخیل در ترور سردار سلیمانی زنده هستند.

آیا فریاد انتقام سخت، فقط شعار توهّمی و فریبنده نیست!!!!

جلیلی، رسایی، ثابتی و نبویان «خواص» نیستند

جلیلی، رسایی، ثابتی و نبویان «خواص» نیستند

جعفرزاده: جلیلی، رسایی، ثابتی و نبویان «خواص» نیستند/ خواص دانش دارند نه این‌ها !

🗣 غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس:

◀️ امثال آقای جلیلی، ثابتی، رسایی و نبویان، این‌ها به اشتباه به عنوان خواص جا زده شده‌اند. اولاً یادتان باشد که این‌ها خواص نیستند. خواص یعنی کسی که درک عمیق و سطح سواد بالایی دارد اما این‌ها ندارند.

◀️ کسی که می‌گوید به نشست ناتو حمله کنید یعنی فهمیده یا نفهمیده - که البتّه من می‌گویم نفهمیده - این حرف را می‌زند که جنگ جهانی سوم را استارت بزنیم؛ این که دیگر خواص نیست برادر من!

◀️ بعضی چهره‌های سیاسی هم که به عنوان خواص شناخته می‌شوند، سعی کردند از این فضا استفاده کنند، علیه مذاکرات صحبت کنند و علیه دولت موضع بگیرند./خبرآنلاین

https://eslahatnews.com/000Tvs
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
🔗 Eslahatnews.com

ملت، و ۵ دهه اشتباه ایدئولوژیک:* *بازرگان، خاتمی، روحانی و قالیباف*

*ملت، و ۵ دهه اشتباه ایدئولوژیک:*
*بازرگان، خاتمی، روحانی و قالیباف*


۱- قالیباف در تمام دوره‌ی روحانی، خودش حامی همین جریانی بود که حالا علیه خودش شعار می‌دهند!

ده سال طول کشید تا کسانی مانند قالیباف به فهم امثال روحانی برسند.
.
۲- ده سال هم طول کشید تا روحانی به فهم خاتمی در ضروری بودن سیاست تنش زدایی با غرب و آمریکا برسد.

۳- بیش از ده سال طول کشید تا امثال خاتمی و ۱۰ سال هم امثال رفسنجانی به فهمی مشابه بازرگان در اولویت و ضرورت ساختن کشور در تناسب با صدور انقلاب برسند.

۴- بیش از ده سال هم طول کشید تا بازرگان که ده‌ها سال پیش،در کتاب « بعثت و دولت،» به تبلیغ «ضرورت ورود علمای دین به امور سیاسی و اجتماعی» پرداخته بود، و چند سال فقط آیه « ولقد ارسلنا رسلنا ...» را برای تاسیس حکومت تفسیر می‌کرد ، تمام نمی‌شد پیش از مرگش بگوید که دین متضمّن ارتباط انسان با خداست و معنابخش زندگی و در عمل مدافع سکولاریسم و عدم دخالت نهادهای دینی در امور دولت بشود.


انگار بازیگران سیاسی دوره انقلاب ۵۷ از دولتمردان و بازیگران انقلاب مشروطه بسیار عقب‌تر بودند❗️

و ملّت بهای این عقب ماندگی را پرداخته است!

زنگنه در پرونده کرسنت تبرئه شد

📢 زنگنه در پرونده کرسنت تبرئه شد

حزب توسعه ملی ایران: به عملکرد سعید جلیلی رسیدگی شود؛ او باعث میلیاردها دلار خسارت شد


بخش‌هایی از بیانیّۀ حزب توسعه ملّی ایران:
◀️ کارشکنی عدّه‌ای با محوریّت آقای سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیّت ملی، به بهانۀ وقوع فساد در جریان انعقاد قرارداد، به توقّف و جلوگیری از اجرای قرارداد انجامید.

◀️ نتیجه این اقدام ضدِّ ملّی آن بود که گازی که قرار بود به کشور امارات فروخته شود، طیِّ دو دهۀ اخیر همچنان می‌سوزد و علاوه بر تحمیل خسارت حدود سی و پنج میلیارد دلاری ناشی از عدم فروش گاز بر کشور، شرکت اماراتی با طرح شکایت، به دادگاه بین المللی مدّعی حدود بیست میلیارد دلار زیان شده است.

◀️ اکنون و پس از تبرئۀ آقای زنگنه، تحمّل خسارتی معادل بودجه یک‌سال کشور و پیامدهای امنیّتی ناشی از لغو یک‌جانبه قرارداد، چرایی اقدام و اصرار بیش از حد و خارج از روال قانونی آقای سعید جلیلی و همفکران ایشان ، موضوعی نیست که بتوان آن را به حاشیه فراموشی سپرد.
_
اصلاحات نیوز
✅@Eslahatnews
🔗Eslahatnews.com

حدّاد عادل و جمع ضدّین!

حدّاد عادل و جمع ضدّین!

حداد عادل همزمان می‌خواهد،
هم به قتل برساند و انتقام بگیرد
و هم مذاکره کند و اوضاع ایران و منطقه و جهان را آرام کند.
آیا به لحاظ علمی و واقعی شدنی است؟

جمع ضدّین به لحاظ فلسفی امکان‌پذير ولی به لحاظ منطقی غیر ممکن است:

به لحاظ فلسفی، ما می‌توانیم در آنِ واحد دو تخته داشته باشیم که یکی سیاه و دیگری سفید باشد، یا یک تخته داشته باشیم که نیمی از آن سیاه و نیمی دگر سفید باشد اما،

به لحاظ منطقي، ما نمی‌توانیم در آنِ واحد یک تخته کاملاً سیاه داشته باشیم که کاملاً سفید هم باشد.

به لحاظ فلسفی، آقای حداد عادل با عوامل خود هم می‌تواند در آنِ واحد، یک نفر را به قتل برساند و از او انتقام بگیرد و هم با نفر دیگری پیرامون رفع تنش و برقراري صلح و آرامش و آسايش در ایران و منطقه و جهان مذاکره نماید اما

به لحاظ منطقي، آقای حداد عادل نمی‌تواند در آنِ واحد، هم یک نفر را به قتل برساند و از او انتقام بگیرد و هم با خود او پیرامون رفع تنش و برقراري صلح و آرامش و آسايش در ایران و منطقه و جهان مذاکره نماید.

✍️محمد حسن قنبری

🆔 : @M_Hasan_Ghanbari 1405/4/25

https://t.me/M_Hasan_Ghanbari/55578

https://whatsapp.com/channel/0029VaQSKqcBKfi3fRR0zf46

بیانیّۀ مشترک کشورهای خلیج فارس و اروپا

بیانیّۀ مشترک کشورهای خلیج فارس و اروپا:

ما از ایران می‌خواهیم که فوراً حملات و دخالت‌های خود در ناوبری را متوقّف کند و تنگۀ هرمز را بدون هیچ قید و شرطی باز نگه دارد.
https://eitaa.com/westanews

مردم همه گوسفند هستند!!

*مردم همه گوسفند هستند!!*

سال ۸۷ بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسندۀ توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع‌آوری کتاب از کتاب‌فروشی‌ها بودیم که بعدها عنوان شد این کار به درخواست نویسندۀ کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما...
✅در سال ۸۸ و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدّتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علّت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگ‌ها و سایت‌های فارسی زبان گسترش یافت.
✅کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد، دارای مطالبی است که به جرات می‌توان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته می‌شود و شاید تا سال‌ها تکرار نشود.
✅ در ادامه خلاصه ای از آن‌را می‌بینیم:

✅ حواستان باشد! بزرگ‌ترین اشتباه در حکومت، بهادادن به مردم، یا ارزش قائل‌شدن برای مردم است.
✅شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمی‌توانید بر آن‌ها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معیّن می‌کنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آن‌ها قیمتی بر خودشان می‌گذارند که هیچ‌جور نمی‌توانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدم‌های اندیشمند چاق و چلّه.
قیمت بقیه‌ی مردم، حدّاکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
✅طوری برنامه‌ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می‌کنند، بداخلاقی می‌کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف‌ها می‌افتند.

✅یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصله‌اش با مردم به اندازۀ درازکردن یک دست است. جای دریا را نمی‌توان عوض کرد، اما راه مردم را که می‌شود دور کرد. هزار جور قانون می‌شود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطه‌ای برسند که قبلاً بوده‌اند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکُّر هم بکنند.
✅مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دسته‌ی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما می‌شوند و دسته‌ی دوم، از ترس دسته‌ی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره می‌شود، بی‌آن که شما زحمتی بکشید یا دغدغه‌ای داشته باشید.

منبع :
کتاب دموکراسی یا دموقراضه
سید مهدی شجاعی

💐📚💐

۶۳ درصد ایرانیان خشمگین‌اند

‍ 📗 ۶۳ درصد ایرانیان خشمگین‌اند!

فایل پی دی اف

📝📝📝گزارش محرمانه دولت:

۶۳ درصد ایرانیان خشمگین‌اند؛ اکثریّت ادامۀ مذاکره با آمریکا را ترجیح می‌دهند

✅گزارش ۳۷ صفحه‌ای علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، بر پایۀ پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی «آرا» نشان می‌دهد جامعۀ ایران با سطح بالایی از نارضایتی و فرسایش روانی روبه‌رو است. بر اساس این گزارش، ۶۳.۶ درصد مردم احساس خشم، ۵۰.۲ درصد ناامیدی، ۴۷.۷ درصد افسردگی و ۴۵.۴ درصد اضطراب را تجربه کرده‌اند.

✅این گزارش که در ایران وایر منتشر شده همچنین از تداوم بحران اعتماد خبر می‌دهد؛ به‌طوری که اعتماد عمومی به مردم و نهادهای حکومتی همچنان در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد قرار دارد. در عین حال، ۵۴ درصد مردم می‌گویند درآمدشان کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد و بیش از ۸۱ درصد در تأمین مواد غذایی با مشکل مواجه‌اند.

چکیده متن :
بررسی‌های دقیق جامعه‌شناختی از وضعیّت ایران در سال ۱۴۰۵، تصویری فراتر از دوگانه‌های ساده‌انگارانه ارائه می‌دهد. جامعۀ امروز در موقعیّتی میانه‌رو و واقع‌گرایانه، خواهان اصلاحات اساسی، ارتقای کارآمدی حکمرانی و حفظ ثبات و انسجام ملّی است. مسئله بنیادین، نه بحران مشروعیت یا زوال هویت، بلکه بحران اعتماد، کارآمدی و امید به آینده است. تقارن نارضایتی‌های عمیق با امید اجتماعی، نشانگر ساختاری خسته اما مستعد بازسازی است که برای عبور از بحران‌ها، تغییرات ملموس و تدریجی را طلب می‌کند.

✅از منظر روان‌شناختی، جامعه دچار اکنون‌زدگی است؛ نه بازگشت به گذشته را مطلوب می‌داند و نه آینده روشنی متصور است. فشارهای روانی مستمر توأم با خشم و ناامیدی، اعتماد اجتماعی را به‌شدت کاهش داده است؛ به‌طوری‌که بر اساس پیمایش‌های سال ۱۴۰۲، حدود ۷۵ درصد مردم به اکثریت جامعه بی‌اعتمادند و این بی‌اعتمادی با سطح تحصیلات رابطۀ مستقیم دارد. با این حال، سرمایۀ اجتماعی نابود نشده، بلکه به شبکه‌های خرد (خانواده و دوستان) تقلیل یافته است. بازسازی این ساختار و جبران فقدان نهادهای واسط قدرتمند، نیازمند افزایش شفافیت، پاسخ‌گویی نهادها و پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات است.

✅برخلاف انگاره‌های رایج، هویّت ملی نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه تقویت نیز شده است و بیش از ۸۵ درصد جامعه به ایرانی‌بودن خود می‌بالند. در کلان‌شهرها و میان جوانان تحصیل‌کرده، هویت «ایرانی» تقدُّم کامل دارد، درحالی‌که در مناطق کوچک‌تر و نسل‌های پیشین، هویت‌های ترکیبی «ایرانی-مسلمان» یا قومی برجسته‌تر است. هم‌زمان، افت پایبندی به برخی مناسک (مانند کاهش محسوس آمار روزه‌داری نسبت به سال ۱۳۵۴) نشان‌دهنده تحول الگوهای دینداری و بازتعریف تجربه دینی است. میل فزاینده به مهاجرت نیز ناشی از گسست هویتی نیست، بلکه محصول شکاف عمیق میان علاقه به وطن و فقدان چشم‌انداز روشن اقتصادی-اجتماعی است.

✅در ساحت اقتصاد، جامعه تجربه فشار معیشتی توأم با مقاومت و سازگاری را از سر می‌گذراند. بیش از ۸۰ درصد مردم در تأمین غذا و سه‌چهارم جامعه (به‌ویژه سالمندان) در پرداخت هزینه‌های درمان با بحران مواجه‌اند. عدم تناسب درآمد و هزینه، توان پس‌انداز و تاب‌آوری اقتصادی را در برابر شوک‌ها به حدِّاقل رسانده است. از دیدگاه افکار عمومی، ناکارآمدی مدیریتی و فساد نهادینه نقش به‌مراتب مخرب‌تری نسبت به تحریم‌ها در ایجاد این بحران‌ها داشته‌اند. از این‌رو، پیش‌شرط اثربخشی هرگونه سیاست حمایتی، بازتولید ثبات و اطمینان به آینده است.

✅نگرش سیاسی غالب جامعه، مبتنی بر طلب تغییر همراه با حفظ ثبات است. تمایل حدود دوسوم مردم به انجام اصلاحات اساسی در چارچوب جمهوری اسلامی، گویای تفکیک میان مقبولیت کلی نظام و نارضایتی از عملکرد نهادهای اجرایی است. هرچند پایگاه اجتماعی تصمیم‌گیران در میان جوانان و طبقات شهری کاهش یافته، اما خواسته محوری جامعه، توقف روندهای ناکارآمد و گذار به حکمرانی مؤثر، پاسخ‌گو و مشارکت‌جو است.

✅در این گذار، رسانه‌ها با ترویج اخبار منفی و رویکردهای تقابلی، به تعمیق شکاف‌های اجتماعی و تهدید امنیت روانی دامن زده‌اند. احساس عدم نمایندگی در رسانه‌های رسمی، بخش‌هایی از جامعه را به انزوایی کشانده که نباید با فقدان حس ملی هم‌ارز انگاشته شود. راهکار بنیادین، شکستن انحصار روایت و اتخاذ رویکردی فراگیر برای بازنمایی تنوع فکری و فرهنگی آحاد جامعه است.

✅در نهایت، آینده توسعه و ثبات در ایران در گرو بازسازی بنیادین رابطه حاکمیت و جامعه است. این جامعه نه منفعل است و نه دچار گسست؛ بلکه ساختاری پیچیده و آگاه است که ظرفیّت‌های عظیمی برای پیشرفت دارد. فعلیت یافتن این ظرفیّت‌ها مستلزم عبور از قطبی‌سازی‌های کاذب، پذیرش تکثُّر اجتماعی، ایجاد چشم‌انداز روشن اقتصادی و استقرار حکمرانی کارآمد و متعهّد به مطالبات عمومی است.

@sokhanranihaa
@MostafaTajzadeh

حضورِ فرسایشی در خیابان؛  آیا شهر در وضعیت جنگ داخلی است؟

حضورِ فرسایشی در خیابان؛
آیا شهر در وضعیت جنگ داخلی است؟

✍️عبدالمجید رفیعی برزکی

یکی از ساده‌ترین کارها، هم‌رنگ شدن با جریانی است که صدای بلندی دارد؛ حتی اگر آن صدا، نمایندهٔ اکثریت جامعه نباشد. این هم‌رنگی وقتی با چاشنی «حمایت‌های نهادی» همراه شود، دیگر «انتخاب» نیست که «امتیاز» است.

صحبت از پدیده‌ای است که ماه‌هاست با عنوان «حضور در خیابان» یا تجمّعات موسوم به «میدان با ما، خیابان با شما» با آن مواجهیم.

همان روزهای نخست که نطفهٔ این حرکت بسته می‌شد به صورت مفصّل در یک یادداشت گفتم که این یک «بدعت خطرناک» است. منطق این شعار که «میدان برای مقابله با دشمن خارجی و خیابان برای مهار اعتراض داخلی» از اساس دچار اشکال است.

این طبقه‌بندی، هیچ عایدی و نتیجه‌ای جز رودررو قرار دادن «مردم در برابر مردم» ندارد.

مردم نجیب و سختی‌کشیدهٔ ایران، در بزنگاه‌های تاریخی (از جمله جنگ ۱۲ روزه) ثابت کرده‌اند که با وجود تمام انتقادات جدّی به نحوهٔ حکمرانی، در مقابل تهدید خارجی یکپارچه‌اند. پس چرا عدّه‌ای اصرار دارند با حضور دائمی در خیابان، این پیام را مخابره کنند که گویا شهر در وضعیت جنگ داخلی است؟

در روزهای اول، شرکت‌کنندگان چنان با هیجان حرف می‌زدند که انگار اگر یک شب به خانه بروند، حکومت سقوط می‌کند! امروز که آن پیش‌فرض ذهنی رنگ باخته و مشخّص شده که حتّی منتقدان هم زیر فشارهای سنگین معیشتی، نایی برای اعتراض خیابانی ندارند، توجیه این حضور تغییر کرده است؛ حالا می‌گویند آمده‌ایم تا مراقب باشیم «دولت دست از پا خطا نکند!»

منکر نیّت پاک و اعتقادات خالص برخی از شرکت‌کنندگان نیستم، اما سکوت در برابر آسیب‌های این بدعت را خلاف «وظیفهٔ شرعی و مدنی» می‌دانم، حتّی اگر به قیمت تبدیل‌شدن به سیبل انگ و اتّهام باشد.

به اعتقاد نگارنده این حضور فرسایشی افزون بر توضیحی که ارائه شد همراه با دو آسیب جدّی است:

نخست؛ ضربه به روح و روان شهر: پمپاژ دائمی شور و هیجان در جامعه‌ای که با تنگنای اقتصادی دست‌به‌گریبان است، مخرّب است. ایران به خودی خود به واسطهٔ تعدّد مناسبت‌های سوگواری، با سایهٔ افسردگی مواجه است.

اضافه‌کردن این تجمّعات فرسایشی به بهانهٔ «نگه‌داشتن خیابان»، روان جامعه را به چالش می‌کشد و خستگی عمومی را تشدید می‌کند.

دوم؛ هزینه‌هایی که اولویت شهر و کشور نیست:

وقتی دیشب از کنار یکی از این تجمّعات عبور می‌کردم و صحبت از توزیع شام میان شرکت‌کنندگان بود، برای من این پرسش مطرح شد: در شهرهایی که بخش بزرگی از مردمش با سیلی صورت را سرخ نگه داشته‌اند و با بحران‌های معیشتی پنهان و آشکار می‌جنگند، هزینۀ این گونه مراسم چگونه تامین می‌شود؟

آیا بهتر نیست این منابع و انرژی‌ها، برای افزایش «تاب‌آوری واقعی جامعه» در برابر سختی‌های پیش‌رو جهت‌دهی شود؟

در پایان، تأکید می‌کنم که نگارش این سطور نه از باب نقد و انتقاد، که برآمده از دغدغهٔ خیر عمومی است. چرا که سکوت در برابر آسیب‌های شهری را خلاف آموزه‌های دینی و وظیفهٔ شهروندی می‌دانم. امید که این تذکُّر مشفقانه، در پیشگاه حق و در مسیر اصلاح امور، مقبول واقع شود.

پاسخ چمران

پاسخ چمران

🔴🎥 پاسخ چمران به سوالی دربارۀ قطعی برق بدون اطّلاع قبلی:

اگر می‌دانستید دو روز پیش چه تعداد تاسیسات برقی را زدند، دیگر این سوال را نمی‌کردید!!

✅ @qome_ziba

*چرا آمریکا حکومت جمهوری اسلامی را برنمی‌دارد؟*

نوشته زیر نکات قابل تامُّل وقتی دارد که چرایی تحمُّل جمهوری اسلامی را توسّط ایالات متّحده به نگارش در آورده
متاسّفانه نام نویسنده ذکر نشده است.
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻


🌍 *چرا آمریکا حکومت جمهوری اسلامی را برنمی‌دارد؟*

از سال ۱۳۵۸ تا امروز، دشمنی ظاهری میان ایران و آمریکا مثل یک نمایش دائمی روی صحنه است:
تحریم، تهدید، «مرگ بر آمریکا» از این سو و «محور شرارت» از آن سو.

اما پشت این نمایش، *«بازی هوشمندانه‌ی منافع»* پنهان است. بازی‌ای که سودش برای هر دو طرف بوده، جز مردم ایران.

🇺🇸 ۱. *دشمن مفید، نه خطر واقعی :*
در سیاست آمریکا همیشه باید یک دشمن کنترل‌پذیر وجود داشته باشد.
ایران اسلامی دقیقاً همین نقش را دارد: دشمنی پر سر و صدا،
اما بی‌خطر برای خاک آمریکا.

به‌واسطه‌ی وجود این دشمن، پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس توجیه می‌شوند و صدها میلیارد دلار سلاح به عربستان و امارات فروخته می‌شود.
اگر جمهوری اسلامی وجود نداشت، آمریکا باید یکی مثل آن را می‌ساخت.

۲. *دوگانه طلایی* : *اسرائیل مظلوم – ایران شرور* :
رسانه‌های غرب از دهه‌ی ۸۰ میلادی، این دوگانه را ساختند:
اسرائیل، نماد تمدن و دموکراسی؛
ایران، نماد تهدید و تروریسم.
نتیجه؟
🔹 حمایت بی‌قید از اسرائیل برای مردم آمریکا توجیه‌پذیر شد.
🔹 فروش سلاح در منطقه مشروع جلوه کرد.
🔹 حضور دائمی آمریکا در خاورمیانه ضروری به نظر رسید.

۳. *جنگ سرد کوچک در خاورمیانه* :
تحریم‌های ایران قیمت نفت را کنترل شده بالا می‌برد. یعنی تا قیمتی که امریکا می‌خواهد. همچنین، سود برای شرکت‌های انرژی.

ترس از ایران، فروش سلاح را افزایش می‌دهد. یعنی سود برای صنایع نظامی.

بحران‌های منطقه‌ای هم حضور نظامی آمریکا را دائمی می‌کند. یعنی سود برای پنتاگون.

پس جمهوری اسلامی نه تهدید، بلکه «بهانه‌ای طلایی برای تداوم این چرخه‌ی سودآور است».

۴. *ترس از فروپاشی و خلأ قدرت* :
آمریکا تجربه‌ی تلخ عراق، افغانستان و لیبی را دارد.
فروپاشی ناگهانی ایران با ۹۲ میلیون جمعیت و اقوام مختلف، کابوسی برای جهان است.
پس سیاست واشنگتن روشن است:
«نه سقوط کامل، نه قدرت کامل» یعنی فقط مهار و کنترل.
در اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا به این می‌گویند:
👉 Containment with Engagement
مهار همراه با تعامل محدود.

۵. *جمهوری اسلامی* ؛ *ابزار کنترل غیرمستقیم منطقه* :
با صدور فرقه‌گرایی شیعی و بحران‌سازی در منطقه، جمهوری اسلامی کاری کرده که اعراب سنُی به آغوش آمریکا و اسرائیل پناه برده‌اند.
تهران شعار می‌دهد، اما نتیجه‌اش تقویت تل‌آویو است.

۶. *سیاست خاکستریِ بی‌پایان* :
آمریکا هوشمندتر از آن است که بخواهد برنده‌ای در خاورمیانه داشته باشد.
او به توازن شکننده نیاز دارد:
ایران تهدید بماند،
اسرائیل محبوب بماند،
اعراب خریدار سلاح بمانند،
و آمریکا داور میدان بماند.

۷. *مهاجرت نخبگان* ؛ *غنیمت خاموش* :
هرچه جمهوری اسلامی باقی بماند، جوانان نخبه بیشتری به غرب مهاجرت می‌کنند.
آمریکا از مغزهایی استفاده می‌کند که برای پرورششان حتی یک دلار هم نپرداخته است.

🔚 ۸. *نتیجه نهایی* :
اسرائیل نقش «پایگاه ثابت» را دارد،
جمهوری اسلامی نقش «تهدید دائم» را.
این دو، دو روی یک سکّه‌اند که آمریکا با آن منطقه را اداره می‌کند.
*آمریکا نه آزادی ایران را می‌خواهد و نه نابودی‌اش را ، یعنی فقط استمرار وضع موجود را می‌خواهد.* 👌

عدم شلیک به شهپاد آمریکایی

عدم شلیک به شهپاد آمریکایی

مسیری که شهپاد آمریکایی در بندرعباس برای انهدام زیر دریایی غدیر و تخریب اسکله ارتش طی کرده است.

این یعنی در طول پیمایش مسیر هیچ کس به شهپاد با آن ابعاد بزرگ شک نکرد و توجه کسی به آن جلب نشد.
حتی یک نگهبان یا دیدبان بصری هم در طول مسیر وجود نداشته که حداقل با کلاش به سمتش تیراندازی کند (:

✅💡@roshangari40

ورود دوبارۀ یک میلیون و 300 هرار نفر افغانیِ غیرقانونی به ایران

ورود دوبارۀ یک میلیون و 300 هرار نفر افغانیِ غیرقانونی به ایران

یک میلیون و 300 هرار نفر افغانیِ غیرقانونی را که از کشور اخراج کرده بودند،به بهانۀ تشییع جنازۀ رهبر شهید مجوّز قانونی گرفتند و دوباره وارد کشور شدند!!

«علی‌الاصول»

«علی‌الاصول»!

https://t.me/delneveshtemonzavi/1869

گاهی یک ویرگول، یک نقطه، یک مکث یا تنها یک کلمه، می‌تواند سرنوشت یک موضوع، یک فرد، یک جامعه و یا یک ملت را تغییر دهد.

پس از جنگ‌های اخیر، مذاکرات انجام شد، گفت‌وگوها شکل گرفت، تفاهم‌نامه‌ای امضا شد و بسیاری امیدوار بودند کشور از چرخه‌ی بحران فاصله بگیرد.

اما ناگهان یک عبارت؛ [ «علی‌الاصول» ] .

همین یک کلمه کافی بود تا ده‌ها تفسیر متناقض متولد شود. صداوسیما آن را چراغ سبز ادامه‌ی تقابل دانسته و به بلندگوی جنگ طلبی بدل شد.
جبهه‌ی پایداری آن را مجوز جنگ‌طلبی دانسته و خود را پرچمدار خون‌خواهی رهبر شهید معرفی کرد .
گردهم‌آئی های شبانه‌ی پشتوانه‌ی نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان مبدّل به تقابل احساسی و شعار و سنگ‌پرانی و «مرگ بر سازشکار» شد .

در مقابل، این بار هم که تفاهم در حال به بن‌بست رسیدن است، مکرراً با و بی دلیل، انگشت اتّهام به سوی آمریکا نشانه رفت.

سؤال اما همچنان پابرجاست" چگونه ممکن است سرنوشت یک ملّت، امنیت یک کشور، و آینده‌ی میلیون‌ها زن و کودک و نوجوان و جوان و مردان سخت کوش، به برداشت‌های متفاوت از یک کلمه گره بخورد؟ " .

اگر منظور روشن است، چرا صریح و بدون ابهام بیان نمی‌شود؟
چرا باید سرنوشت اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی و حتی جان مردم، اسیر تفاسیر گوناگون از یک واژه باشد؟

در مدیریت یک کشور، ابهام فضیلت نیست؛ آفت است. هر کلمه‌ی مبهم، میدان را برای افراطیون، رسانه‌های جهت‌دار و تفسیرهای سلیقه‌ای باز می‌کند و هزینه‌ی آن را نه صاحبان تریبون، بلکه مردم می‌پردازند.

اگر یک جمله می‌تواند با یک توضیح کوتاه، ده‌ها برداشت متناقض را پایان دهد، سکوت در برابر این ابهام دیگر صرفاً یک شیوه‌ی بیان نیست؛ تصمیمی است که آثار آن بر زندگی میلیون‌ها انسان سایه می‌اندازد.
شفافیت، لطف به مردم نیست؛ حق مردم است.

«علی‌الاصول»

«علی‌الاصول»!

https://t.me/delneveshtemonzavi/1869

گاهی یک ویرگول، یک نقطه، یک مکث یا تنها یک کلمه، می‌تواند سرنوشت یک موضوع، یک فرد، یک جامعه و یا یک ملت را تغییر دهد.

پس از جنگ‌های اخیر، مذاکرات انجام شد، گفت‌وگوها شکل گرفت، تفاهم‌نامه‌ای امضا شد و بسیاری امیدوار بودند کشور از چرخه‌ی بحران فاصله بگیرد.

اما ناگهان یک عبارت؛ [ «علی‌الاصول» ] .

همین یک کلمه کافی بود تا ده‌ها تفسیر متناقض متولد شود. صداوسیما آن را چراغ سبز ادامه‌ی تقابل دانسته و به بلندگوی جنگ طلبی بدل شد.
جبهه‌ی پایداری آن را مجوز جنگ‌طلبی دانسته و خود را پرچمدار خون‌خواهی رهبر شهید معرفی کرد .
گردهم‌آئی های شبانه‌ی پشتوانه‌ی نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان مبدّل به تقابل احساسی و شعار و سنگ‌پرانی و «مرگ بر سازشکار» شد .

در مقابل، این بار هم که تفاهم در حال به بن‌بست رسیدن است، مکرراً با و بی دلیل، انگشت اتّهام به سوی آمریکا نشانه رفت.

سؤال اما همچنان پابرجاست" چگونه ممکن است سرنوشت یک ملّت، امنیت یک کشور، و آینده‌ی میلیون‌ها زن و کودک و نوجوان و جوان و مردان سخت کوش، به برداشت‌های متفاوت از یک کلمه گره بخورد؟ " .

اگر منظور روشن است، چرا صریح و بدون ابهام بیان نمی‌شود؟
چرا باید سرنوشت اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی و حتی جان مردم، اسیر تفاسیر گوناگون از یک واژه باشد؟

در مدیریت یک کشور، ابهام فضیلت نیست؛ آفت است. هر کلمه‌ی مبهم، میدان را برای افراطیون، رسانه‌های جهت‌دار و تفسیرهای سلیقه‌ای باز می‌کند و هزینه‌ی آن را نه صاحبان تریبون، بلکه مردم می‌پردازند.

اگر یک جمله می‌تواند با یک توضیح کوتاه، ده‌ها برداشت متناقض را پایان دهد، سکوت در برابر این ابهام دیگر صرفاً یک شیوه‌ی بیان نیست؛ تصمیمی است که آثار آن بر زندگی میلیون‌ها انسان سایه می‌اندازد.
شفافیت، لطف به مردم نیست؛ حق مردم است.

بالاخره ما خرِ کی باشیم؟

بالاخره ما خرِ کی باشیم؟


سال‌ها پیش، در یکی از کلاس‌های دانشگاه، دانشجویان مدام از استادشان می‌پرسیدند:

استاد، شما اصلاح‌طلبی یا اصول‌گرا؟

دل در گرو نظام داری یا از نظام سابق دفاع می‌کنی؟

استاد هیچ‌وقت پاسخ نمی‌داد. تا این که در آخرین جلسه ترم، وقتی پرسش‌ها تکرار شد، لبخندی زد و گفت:

«در رو ببندید... می‌خواهم براتون یه قصّه بگم.»

و چنین گفت:
روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوال‌پرسی کردند.
گورخر از خر پرسید:
ـ پسرعمو، چرا این‌قدر رنجوری؟
این زخم‌ها، این آثار شلّاق بر کمرت از چیست؟
خر آهی کشید و گفت:
از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما می‌گذارد، کتکمان می‌زند، غذای درست نمی‌دهد... اما چاره‌ای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده.

گورخر گفت:
ـ چرا می‌مانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب.

خر گفت:
ـ من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم.

گورخر گفت:
ـ همه‌تان بیایید، جا برای همه هست. فردا همین‌جا قرارمان.

فردا رسید. گورخر از آن‌سوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:
بیایید! اینجا آزادی است!

اما خرها پچ‌پچ می‌کردند. بالاخره یکی از خرهای ریش‌سفید جلو آمد و گفت:
ـ پسرعمو، فرض کنیم همه‌ی حرف‌هایت درست باشد... ما آمدیم آن‌ طرف، خرِ کی باشیم؟!

استاد در پایان گفت:
«ما ملّت، سال‌هاست منتظریم کسی بیاید که برایش خر باشیم - نه این که بفهمیم اصلاً چرا باید خر کسی باشیم!»

همه‌ی کلاس در سکوت فرو رفت.
کسی جرأت نکرد چیزی بگوید.

حالا بیایید بپرسیم:
ما بالاخره خرِ کی باشیم؟
این پرسش، به ظاهر طنزآمیز، اما ریشه در عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی ما دارد: وابستگی ذهنی به قدرت.

چه در دل نظام جمهوری اسلامی، چه در میان اپوزیسیون، چه در گروه‌های به‌ظاهر آزادی‌خواه، چه در بین طرفداران پادشاهی ، اغلب همان ذهنیت وجود دارد:
«به کدام اردوگاه بپیوندیم؟
زیر پرچم چه کسی برویم؟»

ما هنوز سیستم فکری مستقل نداریم.
تفکُّر سیستمی یعنی فهمیدن جایگاه خود، روابط خود، و مسئولیت خود در کلِّ ساختار.
اما ما هنوز درگیر الگوی قبیله‌ای هستیم؛ همان الگویی که می‌گوید:
اگر قرار است تغییری باشد، باید کسی بیاید و ما خر او باشیم.
از «خر بودن» تا «خِرَد ورزیدن»
تفکُّر سیستمی راه دیگری پیش می‌نهد:
در این نگرش، هر فرد بخشی از یک کلِّ هوشمند است. هیچ‌کس «صاحب» دیگری نیست، بلکه همه «عاملان مشترک یک هدف ملّی»‌اند.
در چنین مدلی، «رهبر» نقش هماهنگ‌کننده دارد، نه مالک.
و مردم، دیگر خر کسی نیستند؛ بلکه ستون‌های خودآگاه یک سازه ملّی‌اند.
اما تا زمانی که ذهن ما از وابستگی به چهره‌ها، جناح‌ها و "پالان‌های رنگارنگ" رها نشود، هیچ گورخری از آن‌سوی رودخانه نمی‌تواند ما را نجات دهد.

At࿐༅🍃🌸🍃༅࿐

کاری می‌کنیم اسرائیل دوباره حمله کند....

کاری می‌کنیم اسرائیل دوباره حمله کند....

‌🔴کواکبیان در برنامۀ "ای کاش":

مسئولی گفت کاری می‌کنیم اسرائیل دوباره حمله کند تا مردم بیایند پشت نظام و مشارکت در انتخابات بالا برود...

‌❌کواکبیان هم نمی‌گفت، این تفکُّر از بدیهیّات است و سابقه ۴۷ ساله دارد، من از اولین تلاش برخی برای حمله به ایران گفتم فقط به نفع جمهوری اسلامی است، جنگ همیشه برای جمهوی اسلامی ‌ #ناجی‌ بوده، خیلی فراتر از ‌ #نعمت‌، اساساً لوزرها برای حفظ نظام غنیمت هستند.

‌♦️اگر فراخوان کذایی و مصادره و حمله نبود! جمهوری اسلامی از اعتراضات دی ماه بازار قسر در نمی‌رفت، فقط با جنگ می‌شود مانع مطالبات اقتصاد و تورُّم هر صدایی علیه این فساد سیستماتیک شد!

‌♦️طبق اعترافات خود هاشمی، جنگ ۸ ساله هم، ۶ ماه بعدش، امکان پایان با غرامت داشت اما هاشمی نگذاشت...

‌♦️رونوشت به پیمانکاران حمله نظامی! که آینده از پشت‌پرده‌ها‌ی آن‌ها برای حفظ نظام و تقویت اصلاح‌طلبان بسیار شگفتی دارد.

✅ t.me/am_moghadam

انتقامِ خون رهبری و شهدا

■ یادداشتی از سعید نیازی
فعال اجتماعی در بابِ
انتقامِ خون رهبری و شهدا

■ نمی‌توان از خون‌خواهی سخن گفت اما از عقل، مصلحت و امکانِ پیروزی سکوت کرد. این‌که خونِ رهبری و همه شهدا باید مطالبه شود، محل نزاع نیست؛ نزاع بر سرِ «اصل انتقام» نیست، بر سرِ «روش انتقام» است. مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که عده‌ای، هیجان را به جای راهبرد، خشم را به جای عقل، و شعار را به جای تدبیر می‌نشانند؛ سپس هر کسی که از سنجشِ هزینه و فایده سخن بگوید، متهم به سازش و ترس و خیانت می‌شود. حال آن‌که بزرگ‌ترین خیانت به خون شهدا، نه تأخیر در واکنش، بلکه تبدیلِ خون‌خواهی به پروژه‌ای برای خودزنی ملی است.

■ باید با صراحت گفت: هر فریادی که نامِ انتقام بر خود بگذارد، الزاماً در خدمتِ انتقام نیست. چه‌بسا فریادی که در ظاهر بوی غیرت می‌دهد، اما در باطن، کشور را به دهانِ آتش هُل می‌دهد؛ بی‌آن‌که افق روشنی برای پیروزی داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که باید میان «خون‌خواهی» و «انتحار» فرق گذاشت.

■ خون‌خواهی، اگر معقول، زمان‌شناسانه و متکی به توازن قوا نباشد، دیگر خون‌خواهی نیست؛ نوعی انتقام‌نماییِ هیجانی است که نتیجه‌اش نه احقاق حق، بلکه فرسایشِ توانِ ملی و تحمیلِ هزینه بر مردمی است که هیچ‌گاه در طراحی این تصمیمات سهمی نداشته‌اند، اما همیشه در پرداختِ بهای آن، اولین قربانی‌اند.

■ تاریخ، در این‌باره بسیار روشن‌تر از آن است که بتوان با هیاهو بر آن غبار پاشید. سلیمان خُزاعی و توابین، در منطقِ عاطفه، شاید ستودنی باشند، اما در منطقِ سیاست و تاریخ، نمونه‌ای روشن از یک خیزشِ شریف اما نابهنگام‌اند؛ حرکتی که بیش از آن‌که دشمن را مجازات کند، نیروهای خودی را به مسلخ برد. آنان از سرِ صدق آمدند، اما چون زمان، امکان، سازمان و پشتوانه لازم را نداشتند، کارشان به جای آن‌که موازنه را تغییر دهد، به فاجعه انجامید. این تجربه، فقط یک خاطره تاریخی نیست؛ یک هشدار دائمی است: نیتِ مقدس، روشِ غلط را مقدس نمی‌کند. خون‌خواهیِ بی‌محاسبه، اگر هزار بار هم با نامِ وفاداری و غیرت تزئین شود، در نهایت چیزی جز خودکشیِ جمعی نیست.

■ در برابرِ این الگو، مختار ثقفی قرار دارد؛ کسی که فهمید انتقام، کارِ واقعیت های لرزان و وضعیتِ پریشان نیست. او نخست به استقرار، تثبیت، سازماندهی و ساختِ قدرت پرداخت؛ می‌دانست دستی که می‌خواهد ضربه نهایی را بزند، باید پیش از آن از پشتوانه، مشروعیت، نیرو و زمانِ مناسب برخوردار باشد. مختار به ما آموخت که خونِ مقدس را نباید خرجِ نمایشِ خشم کرد. انتقام، وقتی موجه و مؤثر است که نه برای تخلیه احساسات، بلکه برای تغییرِ واقعیِ موازنه و تحمیلِ هزینه بر دشمن طراحی شود.

■ امروز نیز مسئله همین است. برخی به نامِ خون‌خواهی، نسخه‌هایی می‌پیچند که بیش از آن‌که برای دشمن خطرناک باشد، برای مردم و کشور مُهلک است. گویی قرار است با یک تصمیمِ نسنجیده، اقتصادِ نحیف‌تر شود، امنیت آسیب ببیند، زیرساخت‌ها تهدید شوند، و سپس نامِ این ویرانی را «غیرت» بگذارند. این دیگر دفاع از خون شهدا نیست؛ این مصادره خون شهدا برای توجیه بی‌تدبیری است. خون شهدا را نباید خرجِ تصمیماتی کرد که دستاوردش برای دشمن، فرصت، و برای ملت، محرومیت و اضطراب بیشتر است.

■ خطرناک‌تر از همه آن است که برخی می‌خواهند میان عقلانیت و شجاعت دوگانه‌ای دروغین بسازند؛ انگار هر که از محاسبه سخن بگوید، ترسیده، و هر که بی‌محابا به سمت آتش بدود، شجاع‌تر است. در حالی که شجاعتِ حقیقی، توانِ مهارِ خشم و تبدیلِ آن به قدرتِ مؤثر است. بی‌پروایی، شجاعت نیست؛ همان‌طور که فریاد، الزاماً نشانه بصیرت نیست. گاهی بلندترین فریادها، پوششی برای عمیق‌ترین بی‌فکری‌هاست.

■ باید این حقیقت تلخ را پذیرفت: آن‌که به نامِ انتقام، راهی را پیشنهاد می‌کند که کشور را تضعیف می‌کند، مردم را در معرض هزینه‌های کمرشکن قرار می‌دهد و بدون تضمینِ پیروزی، صرفاً آتشِ بحران را شعله‌ورتر می‌سازد، در عمل خون‌خواه نیست؛ ولو هزار بار از شهدا نام ببرد. خون‌خواهِ راستین کسی است که انتقام را از سطحِ هیجان به سطحِ راهبرد ارتقا دهد؛ کسی که بداند گاهی تأخیر، عینِ حکمت است و گاهی خویشتن‌داری، مقدمه‌ی ضربه‌ای دقیق‌تر و کاری‌تر.

■ خون شهدا، امانت است، نه ابزارِ تسویه‌حسابِ هیجانی و سیاسی. هر کس این امانت را بهانه‌ای برای انتحار ملی کند، نه تنها به دشمن ضربه نزده، بلکه خواسته یا ناخواسته در زمینِ او بازی کرده است. میان سلیمانِ خزاعی و مختارِ ثقفی، باید یکی را انتخاب کرد: یا خون‌خواهیِ شورمند اما نابودگر، یا انتقامیِ صبور، هوشمند و پیروز. آن‌که راهِ اول را برمی‌گزیند، در حقیقت از دشمن انتقام نمی‌گیرد؛ از ملت انتقام می‌گیرد.

رکورد شاخص فلاکت شکسته شد!

رکورد شاخص فلاکت شکسته شد!

در سال ۱۴۰۴، نرخ تورُّم سالانه کلِّ خانوارهای کشور به روایت مرکز آمار به ۵۰.۶ درصد (رکورد پس از انقلاب) رسید و بیکاری روی ۷.۵ درصد ایستاد(کف بیست ساله). نتیجه؟ شاخص فلاکت ما به عدد ۵۸.۱ درصد رسید!

برای درک عمق ماجرا، بدانید که این شاخص در سال قبلش یعنی ۱۴۰۳ فقط ۴۰.۱ درصد بود. عدد ۵۸.۱ درصدی به بالاترین سطح از سال ۱۳۸۴ تا امروز است.

اگر به عقب برگردیم، روزهای بهتری هم داشتیم. در سال ۱۳۹۵ (دوران برجام)، شاخص فلاکت در کف خود یعنی ۱۹.۳ درصد بود، چون تورُّم در ۶.۹ درصد مهار شده بود. امّا از سال ۱۳۹۷ و پایان توافق با آمریکا، موتور تورُّم روشن شد. شاخص فلاکت از ۳۹.۱ درصد استارت خورد و با اُفت و خیزهایی، امروز به قلّۀ ۵۸.۱ درصدی رسیده است. نکته تلخ ماجرا اینجاست: مقصّر این فلاکت تاریخی، بیکاری نیست؛ بلکه تورُّم افسارگسیخته‌ای است که مثل خوره به جان درآمدها افتاده است.
@Sahamnewsorg

پادزهر سه کودتای عربی

پادزهر سه کودتای عربی

✍️حمید آصفی
در جهانی که امارات از بیابان، سیلیکون‌ولی دوم می‌سازد،

در منطقه‌ای که قطر میزبان نخبگان جهانی است، و عربستان از نفت به هوش مصنوعی رسیده،
تنها یک حکومت هست که هنوز گمان می‌کند با روضه می‌شود وارد WTO شد: جمهوری‌اسلامی.
سه کودتای آرام عربی، که با سفر ترامپ به خاورمیانه رسمی می‌شود، یک چیز را فریاد می‌زند:

ایران، از قطار قرن ۲۱ جامانده، نه به‌خاطر تحریم، بلکه به‌خاطر توهُّم.
کودتای اول: از ناصریسم تا نئولیبرالیسم عربی
در حالی‌که جمهوری‌اسلامی هنوز در توهُّم رهبری امّت اسلامی دست‌وپا می‌زند، جهان عرب، پسا-ایدئولوژیک شده‌است‌.
دیگر نه جمال عبدالنّاصر اُسطوره است، نه عرفات، نه قذّافی. قهرمان امروز عرب‌ها، کسی‌ست که قرارداد ببندد، نه قطعنامه آتشین صادر کند.
بندر بن‌سلطان جای خطیب مسجد را گرفته، اما تهران هنوز فکر می‌کند «محور مقاومت» یک برند صادراتی است. واقعیت این است که حتّی فلسطین امروز به ایران اعتماد ندارد، چون می‌بیند ایران فقط «پرچم» می‌دهد، نه پروژه.
این کودتای اول است: پایان خطابه، آغاز قرارداد.
کودتای دوم: عبور از نفت به سمت فناوری
وقتی عربستان چشم به شهر نئوم و انرژی هیدروژنی دارد، جمهوری‌اسلامی هنوز نفت را مسئله‌ای «ناموسی» می‌داند.
عرب‌ها نفت را وسیله کرده‌اند برای رسیدن به پَسا‌نفت. ایران اما هنوز درگیر این است که آیا باید بنزین را آزاد کند یا نه؟ هر پروژه‌ای در تهران یا در کمیسیون تلفیق مجلس گیر می‌کند، یا در نهادهای امنیّتی که نمی‌دانند سرمایه‌گذاری یعنی چه.
این کودتای دوم است: فنّاوری جای نفت را گرفت، اما ما هنوز در صف کوپن ایستاده‌ایم.
کودتای سوم: از انقلاب به رفُرم، از رفُرم به رقابت
در دنیای عرب، دیگر هیچ‌کس به فکر انقلاب نیست. انقلاب‌ها پیر شده‌اند. ایدئولوژی‌ها سوخته‌اند. اکنون رقابت است که سیاست را می‌سازد.
امارات با اسرائیل رقابت می‌کند نه بر سر «محو»، بلکه بر سر جذب سرمایه و دانش.
عربستان با ترکیه رقابت می‌کند نه در محوریّتِ اسلام سیاسی، بلکه در توریسم، ترافیک هوایی، و هاب لُجستیکی.
اما جمهوری‌اسلامی هنوز درگیر این است که: «اسرائیل چند سال دیگر می‌ماند؟» سؤال درست این است: «شما چند سال دیگر می‌مانید؟»
این کودتای سوم است: جمهوری‌اسلامی هنوز به فکر انقلاب است، درحالی‌که همه دارند آینده را می‌سازند.
و حالا پادزهر: بازگشت به عقل، نه مقاومت!
هیچ راهی برای مقابله با این سه کودتا وجود ندارد جز خروج از قالب جمهوری‌اسلامی.
نه غنی‌سازی اورانیوم، نه خطبه‌های نماز جمعه، نه مصوبّه‌های مجلس انقلابی، هیچ‌کدام حریف این طوفان اقتصادی نیست.
راه عبور، نه تنها توافق با آمریکا، بلکه توافق با واقعیّت است.
تا زمانی که حکومت با جهان حرف نمی‌زند،
تا زمانی که دیپلماسی، گروگان سیاست داخلی،
و سیاست داخلی گروگان سیاست خارجی،
تا وقتی قرارداد با اَپِل و مایکروسافت جُرم محسوب می‌شود،
تا وقتی اعتراضات کارگران و معلّمان را توطئه استکبار می‌داند،
کارآفرین، مُفسد، مُعترض و جاسوس است— هیچ کودتایی خطرناک‌تر از نادانی حاکمان نیست.
و ما؟
ما یا مسیر سه کودتای عربی را می‌فهمیم، یا با چفیه در صف دلار می‌مانیم.
نه،
راه‌حل «بازگشت به دورۀ طلایی امام» نیست.
راه‌حل، فهم یک توسعۀ متوازن ملّی با«پیوستن به جهان» است.
اگر بخواهید هنوز «هلال شیعی» بسازید، در جهانی که دنبال هاب دیجیتال است، تنها خواهید ماند. اگر نخواهید با واقعیت آشتی کنید، تاریخ با شما آشتی نخواهد کرد.
و روزی فرزندان ما خواهند نوشت:
«ایرانیان می‌توانستند شریک عصر آینده باشند، اما زندانیان یک پرچم شدند».
عربستان نفت می‌فروشد، پولش را تمام و کمال می‌گیرد و بخشی از آن را در صنایع نوین غرب سرمایه‌گذاری می‌کند.
ایران به دلیل تحریم، نفت و گازش را کشورهای همسایه از مخازن مشترک برداشت می‌کنند، الباقی نفت را هم با تخفیف زیاد و در ازای جنس بُنجل به چین می‌دهد!
با این حساب، کدام کشور گاو شیرده است؟

جمعیت کمتر از انتظار

جمعیت کمتر از انتظار

⚓⚓⚓⚓⚓⚓⚓⚓⚓

✅از دیروز کلی ویدیوی اعتراضی منتشر شده می‌دونید چی شده و جریان چی بوده؟
دیدن برخلاف انتظارشون مردم خیلی کم اومدن! مسیری مراسم قرار بود از «ابتدای خیابان دماوند» باشه تا میدان‌ امام‌حسین.
صبح اینو لغو کردن، بعد مسیر امام حسین تا میدان انقلاب رو لغو کردن :)
بعد تبدیل شد از حوالی دانشگاه شریف تا میدان آزادی! که حدود ۲ کیلومتره ! ۲ هزار متر!
مسیر حدود یک ششم شد!!

🔻پ ن: مسئولین ستاد تشییع و برخی مسئولین مثل زاکانی پیش‌بینی کرده بودند ۱۵ تا ۲۰ میلیون جمعیت در تهران در مراسم تشییع شرکت خواهند کرد!

✅امشب مراسم حکومتی به پایان می‌رسد؛ اما یک سؤال بزرگ باقی می‌ماند.

ستاد برگزاری اعلام کرده است که مراسم امشب ساعت ۲۲ به پایان می‌رسد و مراسم تمدید نخواهد شد.

حالا پرسش این است که سرنوشت هزاران تُن برنج، گوشت، مرغ، روغن، نان و سایر اقلامی که برای این مراسم تدارک دیده شده، چه خواهد شد؟
پیش از مراسم، از آمادگی برای پذیرایی از جمعیتی در مقیاس ده‌ها میلیون نفر سخن گفته می‌شد و بر همین اساس، هزاران تُن برنج، گوشت، مرغ، روغن، نان و سایر اقلام غذایی برای مراسم تدارک دیده شد.

اما پس از برگزاری مراسم، خبرگزاری رویترز در گزارش خود، شمار شرکت‌کنندگان را «چند صد هزار نفر» توصیف کرد؛ رقمی که با برآوردهای اولیه فاصله خیلی زیادی دارد.

سرنوشت هزاران تُن برنج، گوشت، مرغ، روغن، نان و سایر اقلامی که برای این مراسم تدارک دیده شده، چه خواهد شد؟

@Sahamnewsorg

عنوان؛ اسلامی ترین کشور دنیا کجاست؟!

عنوان؛ اسلامی ترین کشور دنیا کجاست؟!

نتايج تحقيق دكتر حسين عسکری
و
خانم دكتر شهرزاد رحمان
از اساتيد دانشكده علوم تهران
با عنوان "كشورهای اسلامی چقدر اسلامی هستند؟ "
خيلی جالب است،
متغيّرهای به‌كاررفته در اين تحقيق در ابعاد حقوق سياسى، اقتصادی و زيست محيطی بر اساس قرآن و سنّت پيامبر اسلام بوده است،
و جمعاً ١١٣ شاخص مورد بررسى قرار گرفتند.
مثلاً در بُعد اقتصاد، شاخص سلامت و عدم فساد و ربا و بهرۀ پول
در بُعد اجتماعى، شاخص آزادى مدنى، امر به معروف و نهي از منكر، صاحبان قدرت و رعايت حقوق زنان
در بعد زیست محیطی شاخص میزان آلوده کردن محیط زیست، توجه به بهبود کیفیت زندگی و ...
نتیجه ي حاصل شده به شرح زير است؛
و اما اسلامی ترين كشور دنيا:

رتبه اول سوييس
رتبه دوم آلمان .
رتبه سوم کشورهای شبه جزیره اسكانديناوی (دانمارک-سوئد-نروژ-فنلاند) .
🔻جالب اين كه تا رتبه ٣٧ هيچ كشور اسلامى وجود نداره!!
بعد از آن رتبه ٣٨ مالزي اولین کشور اسلامی در این پژوهش است!
و جالب تر از همه اینجاست که کشور ايران از اين جهت دارای رتبه ١٦٣ است!
یعنی مسلمانان در عمل نتوانستند به چیزهایی که ادّعا کردند برسند،
اما کشورهای غیرمذهبی که براساس حاکمیّت قانون و اخلاق اداره می‌شوند، به نتایج خوبی رسیدند!

در سوئد
صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه ی دورى
نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. به همکارم گفتم:

چرا ماشينت را جلوتر پارک نمی‌کنی؟

گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به درِ ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند.

فرهنگ برتر عامل اصلی
در پیشرفت جوامع بشری است...!

همه از ایران می‌دزدند!

همه از ایران می‌دزدند!

✔️ قطر از گاز ایران می‌دزده و پولشو به عنوان رشوه میده به آمریکا تا رژیم تو ایران عوض نشه و بتونه همچنان گاز بدزده. فقط قطر نیست.

✔️ ترکیه توریست می‌دزده،

✔️ امارات تجارت می‌دزده،

✔️ کشورهای دور خزر خاویار می‌دزدند،

✔️ عراق و لبنان پول نفت رو می‌دزدند،

✔️ چین، هند و اروپا نفتِ نصف قیمت می‌دزدند،

✔️ آمریکا بیزینسِ اسلحۀ بنجلش رو حفظ می‌کنه،

✔️ روسیه از کارت ایران سوء استفاده می‌کنه،

*خلاصه یه باغ حاصلخیزه بی‌صاحب وسط ده ها گداخونه.*

گزینش: حمید لاریجانی