همه موافق بجز یک نفر!

همه موافق بجز یک نفر!

مجری : دربارۀ امضای تفاهم‌نامه با آمریکا، رهبر گفته بود اگه بالای 75 درصد (سه چهارم) از اعضای شورای عالی امنیّت ملّی موافق بودن، امضا می‌کنیم که همه (حتی نظامی‌ها) موافقت کردن به جز سعید جلیلی؛

- پزشکیان، رئیس شعام : موافق ✅
- قالیباف، رئیس مجلس : موافق✅
- اژه‌ای، رئیس قوِّۀ قضاییه : موافق ✅
- مومنی ،وزیر کشور : موافق✅
- عراقچی ، وزیر خارجه : موافق✅
- فردی نامشخّص، وزیر اطّلاعات : موافق✅
- فردی نامشخّص، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح : موافق✅
- پورمحمدی ، رئیس سازمان برنامه و بودجه : موافق✅
- حاتمی ،فرمانده کلِّ ارتش : موافق✅
- وحیدی ، فرمانده کلِّ سپاه پاسداران: موافق✅
- ذوالقدر، دبیر و نماینده رهبر تو شعام : موافق✅
- سعید جلیلی : مخالف ❌

🆔 @GizmizTel 💯

توضیح دختران میرحسین موسوی درباره وضعیت والدین‌شان

📢 توضیح دختران میرحسین موسوی درباره وضعیت والدین‌شان

◀️ اکنون مهندس موسوی و دکتر رهنورد از بیمارستان مرخّص شده‌اند، اگرچه مجدّداً به همان شرایط دردناک انفصال از جامعه و محدودیت‌ها - که از مقصران اصلی احوال حاضر محصورین است - بازگردانده شده‌اند، ما فرزندان به همراه پدر و مادر، از همه‌ دست‌اندرکاران دلسوز درمان و دوستان و عزیزانی که در این روزهای سخت کنار ما، جویای احوال و دعاگو بودند تشکُّر می‌کنیم و برای همگی آرزوی سلامتی و توفیق داریم./ایسنا
_
اصلاحات نیوز
✅@Eslahatnews
🔗Eslahatnews.com

برای پایان جنگ هم راه‌حل وجود دارد،اگر بخواهند!

برای پایان جنگ هم راه‌حل وجود دارد،اگر بخواهند!

✍ رحیم قمیشی

چند سال پیش در خوزستان سیل مهیبی به راه افتاده بود، مقامات استانی برای زیر آب نرفتن اهواز دست به دعا شده بودند. سیل بسیاری از جاده‌ها و روستاها را فرا گرفته، جاده ساحلی در اهواز به زیر آب رفته، هر آن احتمال فاجعه هولناکی می‌رفت.
سدها ناگزیر شده بودند آب‌ها را رد کنند تا با خطر ترکیدگی بدنه‌شان مواجه نشوند.
یک روستا را می‌شود جابجا کرد، اما مردم یک شهر میلیونی چه کار باید می‌کردند؟ هیچ ظرفیتی برای پناه دادن به صدها هزار سیل‌زده فراهم نبود.

از تهران به برادرم "دکتر مهدی" که استاد تمام علوم آب و رئیس دانشکده آب دانشگاه شهید چمران بود، زنگ زدم. نمی‌خواستم در آن شرایط خطیر مزاحم وقت ذیقیمت او شوم، اما او با آرامی با من گفتگو می‌کرد.
گفتم مهدی! می‌دانم الان حسابی سرت شلوغ است و از این جلسه به آن جلسه می‌روی تا ببینید چطور می‌شود راهی برای خروج آب و مهار سیلاب پیدا کرد، تا فاجعه رخ ندهد.
اما او پاسخش برای من ویران کننده بود.
می‌گفت نگران نباش، با آرامش صحبت کن، این روزها بیکارم، کسی از ما نمی پرسد چه کاری می‌توان کرد!
عده‌ای که هیچ تخصّصی در مسائل آب ندارند خودشان تصمیم می‌گیرند و خودشان عمل می‌کنند.
پرسیدم یعنی برای جلوگیری از بحران و صدمه به صدها هزار نفر، راه چاره علمی هم وجود دارد؟ پاسخ داد البته، اما اگر بخواهند به نظر متخصّصان بها بدهند.
که نمی‌دهند!
یادم هست نهایتاً آن تهدید مخرب سیل، با یک پیشنهاد علمی خطرش رفع شد. قرار شد بستر پشت سد یکی از سدهای مهم در خارج از استان را توسعه دهند، تا سیل مهار شود، و شد.
چقدر تأسف خوردم در بحرانی‌ترین شرایط آبی و مصیبتی که می‌رفت استان را فرا بگیرد، همه متخصّصان مربوطه در خانه نشسته، و عدّه‌ای غیرمتخصّص تصمیم‌های مهم را می‌گرفتند.

هیچ بحرانی نیست که راه‌حل نداشته باشد. حتی جنگ‌های خانمان‌سوز با سررشته تدبیر قابل حل هستند. فقط باید همه بپذیرند در جهان امروز نمی‌شود با شیوه‌های منسوخ و کهنه، تصمیم گرفت. با شعار نمی‌شود بحران حل کرد. با دعای تنها نمی‌شود مصائب را رفع کرد.
خدا از آسمان دخالتی نمی‌کند.
چقدر متخصصین روابط بین‌الملل این روزها در خانه نشسته‌اند. چقدر استراتژیست‌ها که عمری برای چنین روزهایی مطالعه کرده‌اند، این روزها وقت اضافی دارند و نمی‌دانند راه‌حل‌هایشان را کجا باید ارائه دهند! چقدر آن‌ها که جنگ‌های جهان را مطالعه یا تجربه کرده‌اند و می‌دانند چطور می‌شود از خونریزی بیشتر جلوگیری کرد، این روزها بیکار هستند.

رجزخوانی جزئی از جنگ است، اما همه جنگ نیست.
نظامیان ستون جنگ هستند اما پایان جنگ‌ها را آن‌ها نمی‌توانند رقم بزنند.
موشک‌ها و بستن تنگه‌ها کمک فراوانی می‌کنند، اما استراتژی را آن‌ها نمی‌فهمند.
بمباران‌ها با هر دقتی هم انجام شوند مردم عادی را در هر دو طرف منازعه، بیشتر می‌کُشند.
وای اگر جنگ از تعادل خارج شده و زیرساخت‌ها مورد هدف قرار بگیرند. وای اگر مراکز هسته‌ای اهداف مشروع تلقی شوند.
جنگ را جنگ تمام نمی‌کند.
جنگ با پیروزی مطلق هیچ طرفی تمام نمی‌شود.
جنگ هیچ خیری به همراه ندارد.
دروغ می‌گویند منجیان، از راه جنگ و خون‌ریزی، مصلحان جهان خواهند شد!
فقط آدمکشان و بی‌عاطفگان از جنگ لذت می‌برند.

راه‌های فراوانی برای پایان دادن به جنگ وجود دارد
به شرط آنکه متخصصان را خانه‌نشین نکنند
اراده و بیان کنند جنگ را نمی‌خواهند
دنبال راه‌حل باشند نه ریختن بنزین بر آتش

سیل‌ها مهار شدنی هستند
گرانی‌ها راه حل دارند
بحران‌ها رفع می‌شوند
جنگ‌ها تمام می‌شوند
"اگر راه‌حل خواسته شود"
و رهبران نخواهند
تصمیمات مهم را
جنگ‌طلبان
اتخاذ کنند
@kafaealirezaa

ضربۀ محاصرۀ دریایی آمریکا به شریان حیاتی اقتصاد ایران

‼️‼️ الجزیره:

ضربۀ محاصرۀ دریایی آمریکا به شریان حیاتی اقتصاد ایران

🔸محاصره دریایی بنادر ایران، صادرات نفت تهران را از اوج دو میلیون بشکه در روز به کمتر از سیصدهزار بشکه رسانده است.
🔸این سقوط چشمگیر در صادرات، به معنای از دست رفتن حدود شش میلیارد دلار درآمد احتمالی برای ایران در دو ماه گذشته بوده است.

یکی از پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌ها

یکی از پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌ها

🔴 *یکی از پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌های چند ساعت اخیر (شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴)*

متعلق به «نیل دگراس تایسون» (Neil deGrasse Tyson)، فیزیکدان و مروج علم مشهور جهانی است. این توییت با بیش از ۳۸ میلیون بازدید، از دریچه «تاریخ علم و نجوم» به بحران ایران نگریسته و وجدان علمی جهان را مخاطب قرار داده است.

متن توییت:
> "When you look at the stars from the Iranian plateau, you aren't just looking at space; you're looking at the same sky that inspired Al-Biruni and Khayyam to measure the universe. To bomb Iran is to attack a nation that mapped the heavens while much of the world was in the dark. We are throwing stones at the cradle of our own curiosity. The universe doesn't care about borders, but it remembers who looked up first."

🔶 ترجمه فارسی:
> «وقتی از فلات ایران به ستاره‌ها نگاه می‌کنید، فقط فضا را نمی‌بینید؛ به همان آسمانی نگاه می‌کنید که الهام‌بخشِ ابوریحان بیرونی و خیام برای اندازه‌گیری جهان بود. بمباران ایران، حمله به ملتی است که وقتی بخش بزرگی از جهان در تاریکی بود، نقشه آسمان‌ها را ترسیم می‌کرد. ما در حال سنگ‌اندازی به گهواره‌ی کنجکاویِ خودمان هستیم. جهان به مرزها اهمیت نمی‌دهد، اما به یاد می‌آورد که چه کسی زودتر از همه به بالا (آسمان) نگاه کرد.»

🔶 چرا این توییت در صدر بازدیدها قرار گرفت؟
۱. زاویه دید علمی: تایسون به جای بحث‌های کلیشه‌ای سیاسی، به ریشه‌های علمی ایران اشاره کرد. او یادآوری کرد که بسیاری از مفاهیم مدرن ریاضی و نجوم مدیون دانشمندان ایرانی است.

۲. تصویر ضمیمه: او تصویری با کیفیت خیره‌کننده از «رصدخانه مراغه» در کنار تصویری از «تلسکوپ جیمز وب» منتشر کرد و زیر آن نوشت: "بدونِ دیروزِ آن‌ها، امروزِ ما ممکن نبود."

۳. تأثیر بر جامعه علمی: این توییت موجی از حمایت را در میان اساتید دانشگاه و دانشمندان ناسا و اسا (ESA) ایجاد کرد که با هشتگ #ProtectTheCradle (از گهواره محافظت کنید) بازنشر شد.

🔶 واکنش‌های جالب در کامنت‌ها:
- یک ستاره‌شناس آلمانی نوشت: "هر بار که به تقویم جلالی نگاه می‌کنم (دقیق‌ترین تقویم جهان)، به یاد می‌آورم که ذهن ایرانی چگونه زمان را مهار کرد. ویران کردنِ خانه‌ی چنین ذهنی، جنایت علیه بشریت است."
- یک کاربر از هند کامنت گذاشت: "ایران یک کشور نیست، ایران یک 'ایده' است که علم و هنر را با هم ترکیب کرد. بمب‌ها هرگز نمی‌توانند یک 'ایده' را از بین ببرند."
- 💫💕💫

نامه عبدالکریم سروش به رهبر جدید

نامه عبدالکریم سروش
به رهبر جدید

می‌توانستم اين نامه را نهانی روانه کنم تا به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد به دست شما برسد، اما رواتر ديدم که طبل را زير گليم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم. بل بلاغ مبيّن کنم و بر سر مناره فغان برآورم و به پيش شحنه بگويم که صوفيان مستند۰

به قدر طاقت خشم خود را فرو می‌خورم و با دلواپسی عميق از آينده کشور و بی‌کفايتی‌های ويرانگر و ايران‌‌سوز، صبورانه سرکشی‌های قلم را مهار مي‌کنم و درست‌‌گويی را به درشت‌‌گويی نمی‌آميزم و خطاب بی‌عتاب می‌کنم و سخن به نرمی و آزرم می‌گويم تا دلی را به نصيحت گرم کنم و سلطانی را از سوء‌ سياست برهانم.

پست می‌گويم به‌اندازۀ عقول
عيب نبوَد،اين بُوَد کار رسول

نرم گو ليکن مگو غير صواب
وسوسه مفروش در لين‌الخطاب

رهبری حق شما باشد يا نباشد،نقد رهبری بی‌شبهه حق مردم است و گوش‌کردن به نقد آنان تکليف شما.آن هم در علن نه در خفا.
صد محفل و مجلس برای تائيد ولايت فقيه برپا می‌کنيد، يکی‌ هم برای نقد و آسيب شناسی‌‌اش برپا کنيد.صد مدّاح و ثناخوان در روزنامه و صدا و سيما داريد ، يک نقّاد را هم تحمُّل کنيد. نه فقط تحمُّل که تشويق کنيد تا عيب شما را آشکارا بگويد.
زيان نمي‌کنيد.خشونت نقد را بچشيد۰خاصيت‌ها دارد. دانشگاه‌ها را بگذاريد حقيقتاً دانشگاه و دارالعلم باشند۰راضی‌ مشويد که حراميان و راهزنان دهان و استخوان دانشجويان را بشکنند و چشمشان را در آورند۰دشنه را به مصاف دليل نفرستيد.
بگذاريد افکار شاخ يکديگر را بشکنند. از زوال ايمان جوانان نهراسيد.

دشمن‌ترين دشمنان ايمان ، مستبّدانند نه نقّادان .

به مغرب زمين نگاه کنيد . سه‌قرن است گزنده‌ترين و کوبنده‌ترين مخالفت‌ها و دشمنی‌ها را با دين کرده و مي‌کنند،اما دينداری معرفت‌‌انديش همچنان بالنده و باقی‌مانده است.

کليسا‌ها چراغشان روشن است. کتاب‌های محقّقانه در تاريخ و فلسفه و علم و دين،بهتر و بيشتر از کشور ما به بازار می‌آيند.عاقبت ماندنی‌ها می‌‌مانند و رفتنی‌ها چون کفی بر آب می‌‌روند.

دشمنان با انبيا بر می‌‌تنند
پس ملايک رب سلٌم می‌زنند
کاين چراغی را که هست او نور داد
از دم و پف‌های دزدان دور دار

آن‌قدر جامعه را چون کودکی تر و خشک نکنيد و پستانک ولايت به دهانش نگذاريد .خدايی نکنيد بل خدا را در ميان آوريد !

هر جا عدالت و خلّاقيّت و رحمت و حرّيت هست،خدا هم هست. خدايی که ما مي‌شناسيم و می‌‌پرستيم موصوف به اين اوصاف است.
جامعه را لبريز از عدالت و رحمت و خلّاقيّت کنيد، خدايی می‌‌شود.

به قشور و ظواهر دل شاد مکنيد و حقيقت را به مجاز نفروشيد .

غرّه مشو که گربه عابد نماز کرد

*آقای خامنه‌ای!**

من و شما افسانه می‌شويم ، امّا اين نامه‌ها جاودان می‌‌ماند ، چون پنجره‌ای به روی آينده و چون آينهِ‌‌ای برای آيندگان که چهرۀ رياست شما را می‌‌نمايد و قصّۀ زعامت شما را می‌‌خواند.

باری چو فسانه مي‌شوی ای بخرد
افسانۀ نيک‌ شو نه افسانه بد

به منزل نخستين قدم بگذاريد و به منزلهۀ نخستين قدم، بگذاريد اين نامه را همگان بخوانند،آن هم به فراغت نه به تشويش،در روزنامه‌ها نه در شبنامه‌ها، درعلن نه در خفا.

با رعيّت فتح باب گفتگو کنيد و به آنان جواب علنی بدهيد و از“استبداد دينی‌‌تان دفاع کنيد .اين نامه را خود بر مردم بخوانيد وگرنه مردم بر شما خواهند خواند که:

«من نام لم ينم عنه»

از کثرت اين گونه نقد‌ها و نامه‌ها نترسيد.اگر رشتۀ عدالت محکم شود،عدّۀ اين نامه‌ها هم کم مي‌شود. اگر هم نشد،
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟

کمترين حرمت به حقوق رعيّت آنست که سخنش شنيده و سنجيده شود. اين باب را گشاده نگاه داريد که صد گشايش در آن است.
قدر اين قلم‌های بی‌‌طمع را بدانيد و تا سيلی روزگار در نرسيده حلوای نقد
رايگان را نوش جان کنيد.

نه فخری است برای جمهوری اسلامی و نه نام نيکی‌ برای شما که ناصحان نا امن باشند۰اما اگر باری به صاعقه غيرت يا به ساعقه مصلحت، کارگردانان ديوان قضا فرمان يافتند تا صاحبان اين قلم‌ها را در بند کنند ، بسپاريد تا جرم ديگری برای‌شان نتراشند و بر گناه ناکرده‌شان نام گناه ديگر ننهند و برايشان جامه تنگ جاسوسی ندوزند و نامه ننگ ناموسی ننويسند.خويشاوندانشان را نيز آزار مکنيد و همسران و فرزندانشان را به سياه‌چال‌ها مبريد و در سردخانه‌ها منشانيد و دست تجاوز و تطاول در شرافتشان دراز مکنيد .

جوانمردی را به جوان مرگی ميفکنيد.
آيا می‌پسنديد با فرزندانتان چنين کنند؟

در پايان ، باز هم وامدار گفتمان مهربان سعدی هستم که رعيّت و ارباب نصيحت را با سلطان می‌‌گشود :

شهی که پاس رعيت نگاه می‌‌دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپانی است
وگرنه راعی خلق ست زهر مارش باد
که هرچه می‌خورد او جزيت مسلمانی‌ست

عبدالکريم سروش

قطع اینترنت، بدتر از جنگ بی‌خبری، بدتر از انفرادی

قطع اینترنت، بدتر از جنگ
بی‌خبری، بدتر از انفرادی

✍ رحیم قمیشی

در عراق ما را واداشته بودند چهار اتاقک بسیار کوچک بسازیم.
با تصور این که دستشویی‌های بند قرار است افزایش یابند، برای ساختن آن‌ها عجله هم کردیم!
ابعاد هر کدام شاید یک متر و بیست سانتیمتر در یک متر و بیست بود.
اما برای آن اتاقک‌ها نه لوله آب کشیدند، نه چاهی تعبیه کردند، سنگ توالتی هم کار نگذاشتند. تنها دیوارهایی بود سیمانی و تاریک. بدون پنجره‌ای حتی کوچک.
وقتی همه فهمیدیم آنجا دستشویی نیست که درهای آهنی بد قواره‌ای برایشان گذاشتند و برای اولین بار اسم چهار نفر را خواندند.
یکی‌شان من بودم، یکی نادر، دوستم. یکی رسول بوشهری بود یکی رحمان.
گفتند باید بروید انفرادی.
نمی‌دانستیم چهار انفرادی ساخته‌ایم.
بد گذشت، نمی‌خواهم از بدی‌هایش بنویسم که زمستان بود و پتو ندادند، که تاریک بود و آفتاب را نمی‌دیدیم، که برای دراز کشیدن جا نداشت، اما بدترین قسمتش آن بود که نمی‌دانستیم بعد از ما چه بر سر بقیه بچه‌ها آمد.
یکبار فکر می‌کردیم همه را دارند می‌زنند، یکبار نگران بچه‌های بیمار می‌شدیم، یک بار به فکر نوجوان‌هایی که فکر می‌کردند برادر بزرگ‌شان هستیم و درد اسارت را کمتر حس می‌کردند.
انفرادی آنقدرها درد نداشت
بی‌خبری‌هایش خیلی درد داشت!

همین اتفاق در ایران هم برایم افتاد. نباید جزییاتش را بنویسم، اما درد انفرادی خیلی کمتر از آن بود که نمی‌دانستم آنطرف سلول چه خبر است. وای از وقتی که می‌گفتند نمی‌دانی چند نفر به‌خاطر اقدامت کشته شدند! خواب‌های پریشان، دلهره، وحشت از مواجه شدن با خانواده‌های داغدار. چه خوب که همه‌ آن خبرها دروغ بودند.

بیست و چهار ساعت نشده که گفته‌اند اینترنت آزاد شده. همان آزادی نیم‌بند با هزار فیلتر. نمی‌دانم چرا احساس می‌کنم داستان همان انفردای‌هاست. همان دردهای عمیق.
سه ماه نمی‌دانستیم دوستانمان در چه حالی هستند، آن‌ها هم از ما جنگ‌زده‌ها بی‌خبر.
سه ماه دنیا دردهای ما را نفهمید.
نفهمید بر سر لاله‌های نورسته مدرسه میناب چه رفت، بر سر خانواده‌هایشان چه.
دنیا نفهمید ماموری که طفل کشته‌شده را از زیر آور بیرون می‌کشید، بعدش چه حالی داشته.
سه ماه دنیا نفهمید ما چطور نیمه‌شب‌ها از خواب می‌پریدیم، چطور اعضای یک خانواده یک‌جا به زیر آوار می‌رفتند.
نمی‌دانم با چه حیله‌ای اسرائیل کاری کرد اینترنت ایران برای تمام دنیا قطع شود، تا هر چه دلش خواست جنایت کند!
چطور توانست یک ملت را در انفرادی کند!

انفرادی فقط سلول نیست.
بی‌خبری از بیرون است.
اینکه هیچکس نمی‌داند بر تو چه می‌گذرد.
و تو نمی‌دانی بر دیگران چه می‌گذرد!

۲۴ ساعت است درز در را باز کرده‌اند.
مثل همان عراق که تا از انفردای آمدیم بیرون، چشم‌هایمان می‌سوخت، و تا چندین دقیقه نمی‌توانستیم آنها را باز کنیم، الان هم چشم‌هایمان دارد می‌سوزد!
گاهی می‌گوییم همان انفرادی که خوب‌تر بود!!
یعنی باخبر می‌شویم بچه‌ها همه حال‌شان خوب است، کسی کشته نشده؟
انفرادی بد است، از آن بدتر قطع ارتباط‌هاست.
از آن بدتر آنست که هیچکس اشک‌هایت را نمی‌بیند، خنده‌هایت را نمی‌بیند.
هیچکس نمی‌داند خوبی، یا درد داری.

دیوارهای انفرادی قابل تحمل است، بی‌خبری‌هایش خیلی سخت است.
جنگ را شاید بشود تحمل کرد، با همدردی، با کمک به هم، با رسیدگی به هموطن، اما بی‌خبری خیلی بد است.

لطفاً این بار خدای نکرده جنگ شد
اینترنت را نگذارید دشمن قطع کند
که دردش گاهی بیشتر از خود جنگ است!
این بار اگر جنگ شد
نگذارید هم از بیرون کتک بخوریم
هم از داخل!

@ghomeishi3

انتقادات تند شورای اطّلاع‌رسانی دولت خطاب به صداوسیما

انتقادات تند شورای اطّلاع‌رسانی دولت خطاب به صداوسیما

♨️انتقادات تند شورای اطّلاع‌رسانی دولت خطاب به صداوسیما:

متأسّفانه صداوسیما پس از دسترسی همگانی به اینترنت بین‌الملل، تنها به انعکاس نظرات مخالفان پرداخته و برخی از کارشناسان و مدعوین این فضا را فرصت مناسبی برای حمله سیاسی به دولت و رئیس‌جمهور تبدیل کرده‌اند/ مخالفت با مطالبات عمومی مردم و ایستادن در برابر خواست مردم در صداوسیما به روشنی قابل‌مشاهده است و بازی در زمین علاقه‌مندان به تفرقه و اختلاف محسوب می‌شود.

📄بیانیه شورای اطلاع رسانی دولت:
▫️وضعیت پیشین اینترنت، با محدودیت‌های طولانی‌مدت و دسترسی نابرابر، از نظر اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، امنیتی و قانونی دیگر قابل ادامه نبود و تداوم آن، آسیب‌های گسترده‌ای را متوجه زندگی مردم، اقتصاد کشور، نظام آموزشی و سرمایه اجتماعی کرده بود.
▫️پیامدهای محدودیت اینترنت در همه حوزه‌ها نمایان شده بود. دسترسی غیرعادلانه و طبقاتی به اینترنت، چه از طریق مجاری خاص و چه از مسیرهای غیرقانونی، هم عدالت ارتباطی را مخدوش کرده بود و هم به حاکمیت ملی در حوزه ارتباطات آسیب می‌زد.
▫️آمارها نشان می‌دهد که ۴۷.۵ درصد مردم، محدودیت اینترنت را مؤثر بر مشاغل و کسب‌وکارهای خود دانسته‌اند و ۳۶.۱ درصد نیز فعالیت‌های علمی و آموزشی خود را متأثر از آن ارزیابی کرده‌اند.
▫️همچنین ۷۸ درصد مردم، دسترسی موجود به اینترنت را ناعادلانه توصیف کرده‌اند. این محدودیت‌ها موجب افت شدید فروش آنلاین، کاهش تراکنش‌های مالی، توقف پروژه‌ها، اختلال در تجارت الکترونیک و آسیب جدی به کسب‌وکارهای نوآور و فعالان اقتصاد دیجیتال شد. میزان خسارات شرکت‌های ارتباطی و مخابراتی و همچنین عدم‌النفع مؤسسات و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی در این مدت، قابل‌توجه و قابل‌تأمل است.
▫️در حوزه علمی و آموزشی نیز، قطع دسترسی پژوهشگران به پایگاه‌های علمی بین‌المللی، اختلال در ارتباطات دانشگاهی و عدم امکان بارگذاری و انتشار مقالات علمی، خطر افت رتبه علمی ایران را در پی داشت.
▫️متأسفانه صداوسیما پس از دسترسی همگانی به اینترنت بین‌الملل، تنها به انعکاس نظرات مخالفان پرداخته و برخی از کارشناسان و مدعوین این فضا را فرصت مناسبی برای حمله سیاسی به دولت و رئیس‌جمهور تبدیل کرده‌اند.
▫️هرچند دولت از تقابل با چنین رویکردی به دلیل مغایرت با مشی دکتر پزشکیان پرهیز می‌کند؛ اما همان‌طور که رئیس‌جمهور محترم در دیدار اخیر خود با مدیران رسانه ملی تأکید کردند «گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های جاری کشور و روندهای موجود فاصله جدی دارد، اما دولت به‌منظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضع‌گیری پرهیز می‌کند.»
▫️مخالفت با مطالبات عمومی مردم و ایستادن در برابر خواستی که در نظرسنجی‌های معتبر صورت گرفته توسط نهادهای حاکمیتی از جمله خود صداوسیما به روشنی قابل‌مشاهده است، اقدامی نگران‌کننده و در عمل بازی در زمین علاقه‌مندان به تفرقه و اختلاف محسوب می‌شود.
▫️انتظار می‌رود رسانه ملی برای افرادی که از حقوق ارتباطی مردم، دسترسی آزاد به اطلاعات و رفع تبعیض دیجیتال سخن می‌گویند، امکان حضور و طرح نظرات خود را در رسانه ملی فراهم کند.

🌐 https://t.me/b3NAx2cdkl

مصادرۀ دارایی‌های ایران به نفع اعراب

مصادرۀ دارایی‌های ایران به نفع اعراب

‌رویترز : دارایی‌های مسدودشدۀ ایران به نفع کشورهای عربی که از جنگ متضرّر شده‌اند مصادره می‌شود .

‌پ.ن : حالا موشک بزنید به کویت و بحرین ، عربستان و امارات!

**************

امارات اعلام کرد
۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی پنهان ایران در امارات را پس نمی‌دهد!
گستردگی و ژرفای اقیانوس فساد سیستمی در کشور

حالا فهمیدین تحریم چه نعمتیه اما واسه..

بعد میگن پول نداریم مجبوریم بنزین رو گرون کنیم ،مالیات رو افزایش بدیم... !


@Aalijnab

تورُّم نقطه به نقطه

تورُّم نقطه به نقطه

✅مرکز آمار: تورُّم نقطه به نقطه اردیبهشت‌ماه در مناطق روستایی به ۱۰۱.۸ درصد رسید!

تورُّم خوراکی‌ها در مناطق شهری ۱۲۹ و در مناطق روستایی به ۱۳۵ درصد رسیده است./باشگاه خبرنگاران

#امتداد
@emtedadnet

تابستانی گرم و زمستانی سرد در انتظار است!

تابستانی گرم و زمستانی سرد در انتظار است!


🌎 حسینی؛ سردبیر خط انرژی:

وقتی میرم صداوسیما میگن یه چیزایی رو نگو تا مردم نترسن و امیدشون رو از دست ندن ولی الان اینجا میگم.

۲۵ درصد از زیرساخت انرژی کشور توی جنگ اخیر از بین رفته. منتظر تابستونی بسیار گرم و زمستونی بسیار سرد باشید.
کمبود شدید بنزین داریم. توی تابستون خاموشی زیادی داریم و زمستون هم کمبود گاز شدید داریم.
اگه الان هنوز چیزی حس نمی‌کنید چون فصل بهاریم.

مقایسۀ بودجۀ آموزش و پرورش ایران با سایر کشورها

.
مقایسۀ بودجۀ آموزش و پرورش ایران با سایر کشورها

ژاپن ۲۲۰ میلیارد دلار
آمریکا ۱۳۷ میلیارد دلار
فرانسه ۱۰۵ میلیارد دلار
قطر ۱۰ میلیارد دلار
ایران ۴ میلیارد دلار
چرا ‌آموزش و پرورش ایران هم در آموزش و هم در پرورش فقیرست؟!


#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

دست بجنبانید!

دست بجنبانید!

دونالد ترامپ در پاسخ خبرنگاری که نظر او را در بارهٔ وضعیت آتش‌بس با ایران پرسیده، گفته است:

"در آن منطقه از جهان، آتش‌بس یعنی این که شلیک‌هایتان به‌سمت یکدیگر، به‌شکل ملایم‌تری انجام شود!"
این گفته بدان معناست که در نگاه ترامپ یک جنگ کم‌شدت و یا مزمن، جنگ به حساب نمی‌آید و بنابراین، نقض آتش‌بس هم نیست و تا بی‌نهایت می‌تواند تداوم یابد!
اگر جنگ‌های پرشدت مثل شعله‌ور شدن آتش، هراس‌انگیز و مهيب هستند و توجه همگان را برای فرونشاندن سریع‌تر آن به خود جلب می‌کنند، جنگ‌های کم‌شدت مانند جذام عمل می‌کنند. حرکت‌شان آهسته و پیوسته است. به تدریج به امری قابل‌تحمل و عادی تبدیل می‌شوند، اما تأثیرشان فرسایش‌دهنده است. آهسته آهسته، توانایی‌ها و مزیت‌ها و امکانات را فرسایش می‌دهند تا زمانی که از آن آن‌ها اثری باقی نماند.
از این رو، مسئولان کشور اگر واقعاً در پی پایان دادن به جنگ و ايجاد فرصتی برای بهبود وضع اقتصاد کشورند، لازم است دست بجنبانند و به سهم خود سریع‌تر عمل کنند. درگیر شدن کشور در یک جنگ کم‌شدت و فرسایشی، حجم مشکلات و بحران‌های پس از جنگ را انبوه‌تر و حل آن‌ها را مشکل‌تر می‌کند.
لحن آرام این متن را به حساب کم‌اهمیت دانستن موضوع نگذارید! این لحن شبیه همان هشدار نسبت به وجود "میله" در جلو ماشین است که قصه‌اش را مدت‌ها پیش در همین کانال نقل کردم!
جوش و خروش نشان دادن برای یادآوری تهدیدها، دیگر ظاهراً نه اثری ندارد و نه حس و حال و انرژی آن در این سن و سال موجود است! پس خیلی آرام می‌گویم که بجنبید! وگرنه توفان اقتصاد به کولاک‌های می‌سی‌سی‌پی تبدیل می‌شود!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

خدا را شکر کنید که علی (ع) نیست!

خدا را شکر کنید که علی (ع) نیست!

ای کسانی که به واسطۀ عشق علی (ع) از سهمیه‌ها و رانت‌ها بهره‌مند شده‌اید! خدا را شکر کنید که علی (ع) نیست، چون اگر بود، تمام این امتیازهای ویژه را از شما پس می‌گرفت!

علی (ع) که حاکم شد، در همان ابتدای کار، تمام امتیازات، برتری‌ها و سهمیه‌هایی را که به خاطر جنگیدن، ایثارگری، پیش‌قدمی در پذیرش اسلام و امثال آن، نهادینه شده بود، ملغی کرد.

او در پاسخ به معترضان گفت:

«اگر این کارها را برای بهره‌مندی بیشتر از دنیا انجام داده‌اید که هیچ ارزشی نداشته است و اگر هم برای رضای خدا انجام داده‌اید، هم‌ او اجر خیر به شما خواهد داد».

او در این‌باره حسّاسیت و دقّت بسیار زیادی به‌خرج داد و فرمود:

«سهمیه‌های مازادی را که تحت هر عنوان از بیت‌المال گرفته‌اید، حتّی اگر جهیزیۀ دخترانتان کرده باشید، به بیت‌المال و صاحبان واقعی‌اش باز می‌گردانم».

ای کسانی که به واسطۀ متدیّن‌تر بودن خودتان یا پدرانتان و زحماتی که شاید برای اسلام کشیده‌ باشید، در تصاحب پست، شغل، درآمد، قبولی کنکور، ارتقاء و غیره به‌صورت رسمی یا غیررسمی سهمیه دریافت کرده‌ و در رقابت‌های دنیوی از سایرین جلو افتاده‌اید! خدا را خیلی شکر کنید که علی (ع) نیست تا این‌ها را از شما بگیرد و اوقات‌تان را تلخ کند!

خدا را شکر کنید که علی (ع) نیست و ازاین‌رو، با عشق علی (ع) می‌توانید هم دنیا را داشته باشید و هم آخرت را! چه از این بهتر؟!

فقط نمی‌دانم چرا در همین موقعیت زمانی و مکانی، عشق به علی (ع) و ترویج سیره و سنّت واقعی او برای برخی دیگر محدودیت و محرومیت به‌دنبال دارد!

شما فکرتان را درگیر این چیزها نکنید؛ در حالی که هم‌آغوش‌شدن با نعمات عالی بهشتی و محشور‌شدن با مولای متّقیان (ع) را انتظار می‌کشید، از سهمیه‌ها و رانت‌های دنیوی‌تان لذّت ببرید!

🔻پ. ن.متن بالا مطلق نیست؛ ناظر بر رویه رایج است؛ از نزدیک کسانی را می‌شناسم که واقعاً حق‌طلب، متدیّن و عاشق علی (ع) هستند آن هم از آن نوعی که رانت‌ها و سهمیه‌های زیادی در دسترس‌شان قرار می‌گیرد، امّا با وجود این، از هیچ امتیازویژه‌ای استفاده نمی‌کنند و اگر هم پست و مسئولیتی می‌پذیرند، واقعاً با این نیّت است که خدمتی کنند. البته تا جایی که نگارنده می‌دانم و می‌شناسم، چنین افرادی در اقلیت و چه بسا کمیاب هستند.

✍کانال بهلول
☘☘
@bohlolol

تورُّم نقطه‌به‌نقطه برخی اقلام به ۱۰۰تا ۴۳۰درصد رسیده است

‼️ آزاده مختاری:

تورُّم نقطه‌به‌نقطه برخی اقلام به ۱۰۰تا ۴۳۰درصد رسیده است

🔸این فقط عدد نیست؛ نشانه جابه‌جایی اجباری در سبد مصرفی و سقوط تدریجی ‌قدرت خرید است. هر موج ‌قیمت، بخشی از جامعه را یک پله پایین‌تر می‌برد.
🔸حاکمیت اقتصادی کشور هم، به ‌غرق‌شدن جامعه نگاه می‌کند و بدون تغییر فرمان، پیش می‌رود.
@khabarfarda_ir

تلۀ فقر و شکست نهادی

تلۀ فقر و شکست نهادی

✍️ دکتر سیدجواد میرموسوی

💠 فقر در نظام‌های تمامیت‌خواه و غیردموکراتیک، پدیده‌ای تصادفی یا صرفاً ناشی از ناکامی‌های فردی نیست؛ بلکه اغلب نتیجه یک سازوکار خودتقویت‌کننده است که ریشه در شکست نهادی (Institutional Failure) دارد. هنگامی که نهادهای قدرت نتوانند وظایف اصلی خود را به‌درستی انجام دهند، توزیع فرصت‌ها از برابری در مقابل قانون گرفته تا نظام مالی، آموزش، اشتغال و دسترسی به منابع در انحصار گروهی محدود قرار می‌گیرند و در نتیجه بخش بزرگی از جامعه از فرصت‌های برابر برای رشد و پیشرفت محروم می‌شوند.

💠 در چنین شرایطی، جامعه در یک چرخه معیوب گرفتار می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن محرومیت، به عامل بازتولید فقر تبدیل می‌شود. افرادی که از سرمایه مالی، آموزشی و اجتماعی کافی برخوردار نیستند، امکان سرمایه‌گذاری روی توانمندی‌های خود را از دست می‌دهند و در نتیجه شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق‌تر می‌شود.

💠 از سوی دیگر، زندگی در شرایط ناامنی اقتصادی، تورم مزمن و کاهش مستمر قدرت خرید، هزینه‌های پنهان سنگینی را بر افراد تحمیل می‌کند. این وضعیت به شکل‌گیری پدیده‌ای موسوم به ذهنیت کمیابی(Scarcity Mindset) منجر می‌شود؛ وضعیتی که در آن نگرانی دائمی برای تأمین نیازهای اولیه مانند غذا، دارو، مسکن و معیشت، بخش عمده ظرفیت ذهنی و روانی افراد را اشغال می‌کند و افراد به‌جای برنامه‌ریزی برای آینده، ناچار به مدیریت بحران‌های روزمره می‌شوند.

💠 نظام‌های ناکارآمد با تحمیل مستمر نااطمینانی و بی‌ثباتی، عملاً توان تفکر بلندمدت، ریسک‌پذیری، نوآوری و خلاقیت را از بخش بزرگی از جامعه سلب کرده و آنان را در وضعیت «بقا» نگه می‌دارند؛ وضعیتی که در آن فرصت شکوفایی فردی و اجتماعی به حداقل می‌رسد.

نتیجه‌گیری راهبردی:

💠 اگر با وجود تلاش، پشتکار و شایستگی، به جایگاه مطلوب و متناسب با توانایی‌های خود نرسیده‌ایم، نباید همه دلایل را در ناتوانی‌های فردی جست‌وجو کنیم. موفقیت، حاصل تعامل میان توانمندی‌های فرد و کیفیت بسترهای نهادی و اجتماعی است. در جامعه‌ای که فرصت‌ها به‌صورت نابرابر توزیع می‌شوند، انحصار گرایان با تله گذاری فقر، مسیر رشد را محدود می‌کنند که رسیدن به قله برای همه به یک اندازه ممکن نیست. جامعه‌ای که از نابرابری ساختاری و ناکارآمدی نهادی آسیب دیده است، نرسیدن بسیاری از افراد به اهداف و آرزوهایشان، بیش از آنکه نشانه ضعف آنان باشد، بازتاب موانعی است که در مسیر پیشرفتشان قرار گرفته است؛ یعنی نردبان پیشرفت برای اکثریت جامعه جهت رسیدن به قله وجود ندارد.

@jamey_e_madani

تخته‌کردن کارخانه‌های غارتگر!!

تخته‌کردن کارخانه‌های غارتگر!!

‼️بهرام پارسایی نمایندۀ سابق مجلس:

اگر کشور بی‌در و پیکر نبود این حرام‌خوارها بی‌کیفیت‌ترین خودروهای جهان را ناگهانی ۵۰ درصد گران نمی‌کردند! اگر آنقدر که برای مذاکره دست و پا می‌زنید و با هم رقابت می‌کنید کمی به حقوق ملّت اهمّیّت می‌دادید در این کارخانه‌های غارتگر مال و جان و عزّت مردم را تخته می‌کردید!

✅️ @akhbare_fouri

باید حاکمیت از برخورد قاطع علی (ع) با خوارج، در مقابله با جبهه پایداری الگو بگیرد!

باید حاکمیت از برخورد قاطع علی (ع) با خوارج، در مقابله با جبهه پایداری الگو بگیرد!

✍ علی نظری روزنامه نگار

♦️در مقطع سال‌های انتهایی دفاع مقدّس اقدام شجاعانه رهبر نخست جمهوری اسلامی و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جنگ صدّام علیه ایران پایان داد. جمهوری اسلامی در آن زمان به بهترین شکل از ظرفیت عقلانیت در مناسبات بین‌المللی سود جست.پایان جنگ ایران و عراق نشانه تصمیم هوشمندانه حاکمان وقت جمهوری اسلامی بود.
♦️اکنون در آستانه یک پیچ تاریخی مهم هستیم.اگر جمهوری اسلامی بتواند به پروسه آمریکا ستیزی پایان دهد،با برقراری روابط دیپلماتیک با ایالات متّحده؛زمینه یک موفّقیت بزرگ تاریخی را در انتهای دهه پنجم انقلاب اسلامی‌را شاهد خواهیم بود.
رهایی کشور از کمند تحریم‌های فلج کننده و کمرشکن پنج دهه اخیر یک مطالبه جدی جامعه۹۰ میلیونی از سران نظام جمهوری اسلامی است.
♦️عادی سازی روابط تهران–واشنگتن سرآغاز روزهای خوشی برای مردم ایران را رقم خواهد زد.زیست مسالمت جویانه با دنیا به نفع مردم و حکومت خواهد بود.
در این مقطع فقط گروه کاسبان تحریم یا جبهه پایداری از حل مناقشه ایران و آمریکا بیمناکند.
کوتاه شدن دست کاسبان تحریم از سفره بیت المال همزمان با پایان تحریم های چند ده ساله، خواست اکثریت مطلق مردم کشور۹۰ میلیونی ایران است.
♦️ جمهوری اسلامی در دوره «رهبر سوم» مصمّم است که این چالش بزرگ ستیزه‌جویی آمریکا علیه ایران را با تدبیر و درایت، دولت چهاردهم حل نماید.
♦️نظام سیاسی در همراهی با مردم می‌خواهد به اقدام مفید و هوشمندانه رفع تخاصم با آمریکا مبادرت ورزد تا مشکلات اقتصادی کشور و معیشت مردم بهبود یابد، مشتی سر سپرده اسراییل در قالب« انقلابیون دو آتشه»نمی‌خواهند این گام بزرگ و راهبردی جمهوری اسلامی در دوره رهبری سوم برداشته شود تا ایران یک دوره متفاوت را تجربه نماید.
♦️ جبهه پایداری که بیش از ۱۰۰ شب خیابان‌ها و میادین وطن را به نفع اغراض و امیال جناحی خویش مصادره نموده، طی چند شب گذشته بیشترین هتّاکی و فحّاشی را به ارکان نظام من‌جمله روسای سه قوّه، شورای عالی امنیّت ملّی،وزارت خارجه و شخص رییس جمهور نموده است!؟
♦️رفع تخاصم با آمریکا و رسیدن به یک توافق پایدار و حل معضل جنگ،نمی تواند منهای نظر رهبری سوم صورت گیرد!
تمام مصوِّبات شورای‌عالی امنیت ملّی با امضای شخص رهبری قابلیّت اجراشدن را دارد.
مگر می‌شود که دولت،شورای‌عالی امنیت ملّی بدون موافقت رهبری نظام بتوانند چنین اقدام بزرگی را عملی نمایند؟
♦️حاکمیت باید از رفتار امام اول شیعیان الگوبرداری کند.با مراجعه به تاریخ اسلام در می‌یابیم جمعی از مسلمانان افراطی در عصر امامت علی ابن ابی‌طالب با تابلوی (می‌جنگیم و سازش نمی‌کنیم)در جنگ صفّین تصمیم امام علی(ع) را نپذیرفتند و حکمیّت را ذلّت دانستند!به امام تهمت سازشکاری زدند! شعار«لاحکم الا لله» را سر داداند! در مقطع فعلی پایداری‌چی‌ها رهبری،دولت و شورای‌عالی امنیت ملی را سازشکار می‌خوانند.دقیقاَ این رفتار همان کپی‌برداری از سیره خوارج است!
♦️عربده کشی‌های حبهه پایداری با الگوبرداری از رفتار خوارج،طیّ این مدت در تجمّعات شبانه قطعا از مصادیق اقدام علیه امنیت ملّی است!
در گردهمایی اخیر جبهه پایداری علیه توافق ایران و آمریکا در یکی از شهرهای بزرگ، شعارهای رذیلانه این جماعت رییس جمهور را نشانه گرفت.
پایداری چی‌هابی‌شرمانه« شعار «توافق اگر امضا بشه/ مسعود باید کشته بشه» را سر دادند!
🔳https://t.me/alinazari43
@mostaghelonline

آزمندی سیاسی!

آزمندی سیاسی!

اگر جماعت افراطی اجازه می‌دادند دولت مرحوم رئیسی برجام را در شکل و شمایلی تازه‌تر با دولت بایدن احیاء کند و به امید فرارسیدن "زمستان سرد" او را از این کار باز نمی‌داشتند به احتمال زیاد، فجایع دو سال گذشته به خصوص ناآرامی‌های پرتلفات و دو جنگ پرهزینه، بر کشور تحمیل نمی‌شد.
آزمندی سیاسی از آزمندی مالی مخرّب‌تر و زیان‌آورتر و غیراخلاقی‌تر است، اما برخی گمان می‌کنند که آنچه در زندگی اقتصادی مذموم و مخرّب و ممنوع است در زندگی سیاسی ممدوح و سازنده و مباح است!
برخی حوزویانی که به عنوان "استاد اخلاق" شُهره شده‌اند، نسبت به عواقب طمع‌کاری و آزمندی مالی و اقتصادی معمولاً هشدار می‌دهند اما من هنوز نخوانده یا نشنیده‌ام که در مورد پیامدهای سیاه و ویرانگر طمع‌کاری و آزمندی سیاسی کوچک‌ترین تذکّری دهند! حتّی بعضاً این رذیلت را که همان انحصارطلبی و زیاده‌خواهی و محروم‌کردن اغیار از حقوق سیاسی‌شان است، ترویج و تحسین هم می‌کنند!
طمع‌کاری سیاسی فجیع‌تر از طمع‌کاری اقتصادی است و عاقبت ندارد. به واقع عاقبتش ورشکستگی به تقصیر است!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

شعار مرگ بر آمریکا،توهین به ملّت آمریکاست!

شعار مرگ بر آمریکا،توهین به ملّت آمریکاست!

بس کنید لطفاً؛ آتش‌زدن پرچم ملّی مردم آمریکا و شعار مرگ بر آمریکا،توهین به ملّت آمریکاست!

✍️حسین جعفری

خبرگزاری اصولگرای فارس:"پرچم آمریکا به صورت واژگون و پاره‌شده در سفارت سابق آمریکا برافراشته شده که نشان دهندۀ شکست آمریکا در برابر ملّت ایران است."

❇️خلاصه ی مواضع آمریکا در مقابله با ایران؛

۱-"مردم ایران بهای طرح‌های توسعه‌طلبانه نظام خود را می‌پردازند.

۲-ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کسانی که"مرگ بر آمریکا"را فریاد می‌زنند، هر کاری که می‌خواهند بکنند.(‌ترامپ)"
الف:من مخالفِ رویکرد کلّی آمریکا در مورد ایران هستم و البته مخالفتم از جنس استقلال‌طلبی است نه همراهی با رویکرد نظام!‌

‼️ب:آنچه در بند ۲ گفته شده؛خالی از وجه نیست. باید"عدالت بورزیم حتّی نسبت به دشمنانی که رفتار شان ما را عصبانی می‌کند."

آتش زدن پرچم ملّی مردم آمریکا و شعار مرگ بر...،توهین به ملّت آمریکاست.‌ ما به‌جای مردم آمریکا؛آیا از آتش زده‌شدن پرچم ایران ولو آن که بی ادبانِ آتش زن، بگویند مقصودشان حاکمان ایرانند؛ عصبانی نمی‌شویم؟

✅ برای مخالفت با دولت آمریکا دنبال سمبل جدید باشیم و مردم آمریکا و دنیا را علیه خود تحریک نکنیم.


@A_pajhohi

گشایش‌های اقتصادی در راه است

.

🔴 همّتی:
گشایش‌های اقتصادی در راه است

پ‌ن؛
گشایش اقتصادی برای مردم یا برای برخی مسئولان، آقازاده‌ها، هم باندی‌های مدیران و یا رانت خواران اطراف مسئولان؟؟
بدون اصلاح و پاکسازی مفسدین این توافق ذرّه‌ای در بهبود زندگی مردم تاثیر نخواهد داشت .

#توافق_با_مردم
#مبارزه_با_مفسدین
#اخراج_مدیر_رانتخوار

.

۲۰ سال اصرار بر مسیر اشتباه!!


۲۰ سال اصرار بر مسیر اشتباه!!

حسین_علیزاده :
* سه نفر جامعه‌شناس، در سال ۱۳۸۱ اقدام به انتشار یک نظرسنجی راجع به مذاکره با آمریکا کردند. نتیجه‌ی نظر سنجی حکایت می‌کرد که:

▪️‌‌ *۷۵ درصد موافق مذاکره* و
▪️ *۱۷ درصد مخالف مذاکره*
هستند. انتشار این نظرسنجی باعث شد:
حسین_قاضیان به سه سال
بهروز_گرانپایه به ۵/۵ سال
عباس_عبدی نیز به ۵/۵ سال
زندان محکوم شوند.

سوال:
چگونه است در زمانی که حتّی نظرسنجی از ملّت در رابطه مذاکره با آمریکا جرم تلقّی می‌شود و موجب حبس و زندان، اکنون مذاکره رسمی با آمریکا یک راهبرد است و سیاست مورد تایید؟!!!

هزینۀ خانمانسوز این تأخیر در مذاکره که برابر است با نابودی عمر و امید یک ملت را چه کسی خواهد پرداخت؟

*دلار در سال ۱۳۸۱ : 800 تومان

مقصّر کیست که هم جنگ شد و هم مذاکره ؟

برسد به دست مدیران ارشد کشور!

🔳⭕ برسد به دست مدیران ارشد کشور!
مجتبی لشکربلوکی

بدیهی است نهادهای امنیتی و قضایی و انتظامی، گزارش های مختلفی به مدیران ارشد کشور خواهند داد که چرا کار به اعتراضات رسید؟ اما نگرانم به خاطر ملاحظات اداری، سیاسی و روانی واقعیت را به زبان صریح و شفّاف مطرح نکند.
فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریب‌گر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل!

۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵سال پیش) می‌گفت چینی‌هایی که دیده بود زندگی نکبت‌باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی‌شان قابل مقایسه با ایران آن‌روز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می‌دیدند حکومت هر چند وقت یک بار منطقه به منطقه کلِّ ساختمان‌ها را کف‌بُــر و تخریب می‌کرد و ساختمان نو می‌ساخت و تحویل می‌داد. مردم در نکبت زندگی می‌کردند اما چشم‌انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می‌گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می‌شود.

معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی‌آیندگی جمعی یا بی‌رویایی ملی)
شرایط برهه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون»

۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می‌کنند که نمایندۀ واقعی و موثّر در حاکمیّت ندارند. یعنی نمی‌دانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت‌های آنان را در درون حاکمیّت به صورت موثّر تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند.

۳) نداشتن کانال: د ر دنیا احزاب، اصناف و تشکُّل‌ها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. این که بگوییم مردم حرف‌هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض!

۴) تصور جهان‌های موازی: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می‌کنیم.

۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته‌ایم برای این که اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته.

فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته
بسیار مهم است بین اعتراضات سازمان نیافته و اغتشاشات سازمان یافته تفکیک قائل شویم.

در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجُّهم رو جلب کرد:
۱) عبور از مراجع ۴گانه؛ روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت:

مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشن‌فکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کرده‌اند. شاید ما وارد جامعه بی‌مرجع شده باشیم. نمی‌دانم! فقط همین قدر می‌دانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شده‌اند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکل‌نایافته نگران‌کننده‌تر هم می‌شود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
۲) شکاف ۵۰ساله؛ روسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث می‌شود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷٪ بالای هرم سنی(بالای ۶۵ سال) با ۹۳٪ جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست.

☑️⭕ سوال راهبردی:
این معترضان (و نه تخریب‌گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره‌اند. همان پرستارانی که در کرونا جان‌فشانی کردند. همان دانش‌آموزان و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش گران و تخریب گران و مزدوران. اما اگر همان 5 دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانه‌ای می توان شعله های آتش را مهار کرد اما با آتش زیر خواکستر چه می کنیم؟
ایرانمان برقرار، یک‌پارچه و به دور از گزند!

تحلیل روانشناختی رفتار فردی و اجتماعی در مراسم ترحیم

*💢تحلیل روانشناختی رفتار فردی و اجتماعی در مراسم ترحیم*

تامُّل‌برانگیزترین و عمیق‌ترین چالش در اخلاق میان‌فردی و فرهنگ زیست اجتماعی ما در مراسم ترحیم و یا تودیع این است که ،این رفتار آینه‌ای در برابر ما می‌گیرد تا تضاد میان «آنچه در فقدان می‌گوییم» و «آنچه در حضور می‌ورزیم» را مشاهده کنیم.
تحلیل روانشناختی را می‌توان در سه لایه بررسی کرد:
۱. چرایی این تضاد: «فرهنگ اسطوره‌سازی از مُرده»!
در مجالس ترحیم، ما با پدیده‌ای به نام «مدیحه‌سرایی مرگ» مواجهیم. وقتی دست کسی از دنیا کوتاه می‌شود، دیگر تهدیدی برای رقابت، نقد یا منافع ما نیست. در آن لحظه، ما آزادیم که بدون واهمه از «توقُّعات متقابل»، ویژگی‌های مثبت او را پررنگ کنیم.
احساسی که برمی‌انگیزد: اغلب آمیزه‌ای از دریغ و حسرت است؛ دریغ از این که چرا این ستایش‌ها را زمانی که او زنده بود و «نیاز» به شنیدن داشت، بر زبان نیاوردیم. این احساس، تلخ است زیرا به ما یادآوری می‌کند که برای دیدن زیبایی‌های یک انسان، گاهی نیاز داریم که او دیگر نباشد. ۲. چرا در «حضور» چنین نمی‌کنیم؟
پاسخ این پرسش در روان‌شناسی تعاملات نهفته است:
ترس از برتری طرف مقابل: در فرهنگ‌های رقابتی، ستایش دیگران در زمان حیات، نوعی «ضعف» یا به چالش کشیدن جایگاه خود پنداشته می‌شود.
عادت به دیدنِ کاستی‌ها:ما در روابط روزمره، به‌طور ناخودآگاه بر «تفاوت‌ها» و «اصطکاک‌ها» تمرکز می‌کنیم. اما در مرگ، چون رابطه به پایان رسیده، تفاوت‌ها رنگ می‌بازند و فقط «جوهر انسانی» آن فرد باقی می‌ماند.
امنیتِ پس از مرگ؛
ستایش مرده هزینه‌ای ندارد؛ او دیگر نمی‌تواند انتظارات جدیدی از ما داشته باشد. اما ستایش زنده، او را به ما نزدیک می‌کند و مسئولیت‌آور است.
۳. دعوت به «تجربه ترحیم در زمان حیات»
این بیان یک «فراخوان اخلاقی» است. اگر معتقدیم که هر انسانی شایسته آن است که ویژگی‌های مثبتش دیده و بازگو شود، چرا باید تا زمان مرگ صبر کنیم؟
شفّافیّت در ارتباط:
تمرینِ گفت‌وگو در مورد ارزش‌های یکدیگر در زمان حیات، می‌تواند از انباشتِ کینه‌ها و کدورت‌ها جلوگیری کند. اگر بتوانیم در زمان حیات، ویژگی‌های والای همکار یا دوست خود را به او گوشزد کنیم، «سرمایه اجتماعی» میان ما افزایش می‌یابد و فضای کاری از حالت سرد و رقابتی به فضایی «هم‌افزا» تبدیل می‌شود.
بیایید «مرگ‌اندیشی» را به «حیات‌بخشی» تبدیل کنیم.
اگر در مجلس ترحیم، انسانیتِ فرد را می‌بینیم، یعنی آن زیبایی‌ها وجود داشته است. پس چرا در زمان حیات، آن «عینکِ ترحیم» را به چشم نمی‌زنیم؟ تغییرِ این رویه، نیازمند شجاعت است؛ شجاعتِ اینکه به جای تمرکز بر نقاط منفی یا تقابل‌های کوچک، به «کلِ وجودِ» فرد نگاه کنیم.
حوریزاد

بزرگداشت حضرت امیر(ع) به مهمانی‌های کیلومتری نياز ندارد!!


بزرگداشت حضرت امیر(ع) به مهمانی‌های کیلومتری نياز ندارد!!

سيد هادی خامنه‌ای در مراسم سالگرد مرحوم سید علی‌اکبر محتشمی‌پور:

بزرگداشت حضرت امیر(ع) به مهمانی‌های کیلومتری نياز ندارد؛ اين کارها با مشی حضرت امیر(ع) فاصله‌ دارد.
تا وقتی یک فرد فقیر در جامعه هست، مسئولین نبايد از عملکرد خودشان‌ احساس‌ رضايت کنند.
مهمانی‌های کیلومتری بايد صرف مردمی شود که حتی برای مايحتاج نيازمند هستند.

ریاکاری، دروغ پردازی و تظاهر و کارهایی که امروز به پوپولیسم تعبير می‌کنند در مرام حضرت علی(ع) حرام است.
جامعه‌ای که در آن دروغ، تهمت و هتّاکی وجود دارد، کجا شبیه چيزی است‌ که حضرت امیر(ع) می‌خواست؟!
مبانی اخلاقی اساس‌ دين اسلام هستند و دارندگان چنين خصوصیاتی قطعا پیروز هستند. اما آیا ما چنين هستیم؟!

در مورد مقاومت در برابر دشمنان سفارش امیرالمؤمنین(ع) اين است که قدم‌هایت را ثابت‌ نگه دار و مسائل را دوراندیشانه دنبال کن.

*اگر بخواهیم آن طوری که حق مسأله است‌ سخن بگوییم، بايد بگوییم آمريکا چه کاره است که از آن طرف دنيا بيايد و در مورد منطقه و منافع خودمان با او گفت‌وگو کنيم؟ ولی واقعیت دنیا و جامعه چیز دیگری اقتضا می‌کند.*
قابل قبول نیست که عده‌ای خواسته خودشان‌ را تحميل کنند. بايد هر چيزی را در جای خودش لحاظ کرد./ از انسجام اجتماعی

چرا دوچرخه سواری مرگ آرام اقتصاد جهانی است؟؟؟

🌹🌷چرا دوچرخه سواری مرگ آرام اقتصاد جهانی است؟؟؟

مدیر کل بانک exim اقتصاددانان را به فکر فرو برد زمانی که این جملات را بر زبان آورد :
یک دوچرخه‌سوار برای اقتصاد کشور فاجعه‌بار است. زیرا او ماشین نمی‌خرد و برای خرید ماشین وام نمی‌گیرد.
پولی برای بیمه پرداخت نمی‌کند و سوخت هم نمی‌خرد. برای نگهداری و تعمیرات دوچرخه هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند، و پولی صرف پارکینگ نمی‌کند و منجر به تصادفات شدید هم نمی‌شود.
او به بزرگ‌راه‌های چند لاینه نیاز ندارد. به باشگاه ورزشی و داروهای لاغری نیاز ندارد زیرا چاق نمی‌شود .
افراد سالم برای اقتصاد فایده‌ای نداشته و لازم نیستند زیرا آن‌ها پولی برای خرید دارو نخواهند پرداخت .همچنین به بیمارستان و دکتر نیاز ندارند.
دوچرخه‌سواران هیچ چیز به تولید خالص ملّی نخواهند افزود!
در نقطۀ مقابل هر رستوران مک دونالد علاوه بر افرادی که به طور مستقیم در رستوران کار می‌کنند، حدِّاقل 30 شغل ایجاد می‌کند؛ 10 متخصّص قلب 10 دندانپزشک و 10 متخصّص تغذیه .
این مساله ای است که ارزش درنظر گرفته شدن دارد!
ضمیمه : پیاده‌روی از آن هم بدتر است زیرا افراد پیاده حتّی همان دوچرخه را هم نمی‌خرند!
http://telegram.me/bavarh

​ دانشگاه و پادشاهی خواهی؟

​ دانشگاه و پادشاهی‌خواهی؟

​رویکرد پادشاهی‌خواهی در دانشگاهی که روزگاری دژ نفوذناپذیر «چپ» و «رادیکالیسم ضدسلطنت» بود، نشان‌دهنده چرخشی بزرگ در حافظه جمعی است. راز این دگردیسی چیست؟
​۱. ناکامی پروژه‌های چپ مارکسیستی، اسلامگرایی انقلابی و اصلاح‌طلبی، نسل جدید را به «واقع‌گرایی نوستالژیک» رانده است.
​۲.برخلاف دهه‌های ۴۰ و ۵۰ که عدالت‌خواهی سوسیالیستی اولویت بود، نسل کنونی تشنه‌ی «توسعه نئولیبرال»، «آزادی‌های فردی» و «ادغام در نظم جهانی» است. گویا تصویر پهلوی در ذهن او، نماد دولتی مقتدر و توسعه‌گر است.
​۳. در غیاب احزاب آزاد، «هویت ملی» رقیب اصلی ایدئولوژی رسمی شده است. به نظر می رسد پادشاهی‌خواهی اینجا نه صرفاً بازگشت یک فرد، که بازگشت به «عظمت ملی» و «ایرانگرایی» تعبیر می‌شود.
۴. شعار پادشاهی‌خواهی به دلیل حساسیت‌زا بودن، به رادیکال‌ترین ابزار برای مرزبندی با وضع موجود بدل شده است. دانشجو تمایز و اعتراض خود را در شعاری می‌یابد که بیشترین فاصله را با گفتمان حاکم دارد.

آنچه امروز در دانشگاه مشاهده می‌شود، لزوماً یک گرایش سیاسی کلاسیک نیست؛ بلکه آمیزه‌ای از خستگی از ایدئولوژی، حسرت توسعه و جستجوی هویت گم‌شده است. دانشگاه از «آرمان‌گرایی رو به جلو» به «واقع‌گرایی رو به عقب» تغییر جهت داده تا شاید گمشده‌ی خود یعنی «زندگی معمولی و مدرن» را در گذشته بیابد. حال پرسش این است که:

۱-آیا چنین رویکردی، بازتابی از «کف خیابان» و خواست عمومی جامعه است یا دانشگاه صرفاً در حال تئوریزه کردن یک حسرت همگانی است؟
​۲- پادشاهی‌خواهی در دانشگاه، یک ایستگاه موقت برای عبور از بن‌بست کنونی است یا به یک گفتمان ایجابی و پایدار برای آینده ایران بدل خواهد شد؟
۳-در تقابل میان این «واقع‌گرایی نوستالژیک» و «لایه‌های سخت امنیتی شرق‌محور»، فرجام توسعه و ثبات در ایران به کدام سو خواهد چرخید؟
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k

سندروم "کسوف خرد"!!

سندروم "کسوف خرد"!!

ایران دچار سرطان شده و درگیر سندروم "کسوف خرد" هستیم!

به حمله خارجی نیاز نیست، مدیریت فعلی دارد نابود می‌کند!

محمد درویش، کنشگر معروف محیط‌زیست، در قسمت۴۷ از تاک‌شوی "ای کاش"، مهمان محمدرضا یزدانپرست بوده است.
@eykashtv
کدام رئیس‌جمهور و کدام رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، بهترین و بدترین عملکرد را داشته‌اند؟

اسکندر فیروز، نخستین رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران، چگونه از اعدام خلخالی نجات یافت؟

چرا نام اروندرود، ۱۱بار در شاهنامه آمده؟

چگونه یک درخت طی ۵۰سال، ۲۰۰هزار دلار ارزش می‌آفریند؟

فاجعه خشکی زاینده‌رود چگونه رقم خورد؟

چرا دریاچه ارومیه از دست رفت؟

چگونه ۴۵درصد کدورت بین اقوام افزایش یافته؟

چرا برابری جنسیّتی در یزد به هم خورده؟

چرا سیستان و بلوچستان کمترین خسارت محیط‌زیستی را دیده؟

همراه با روایت فعالیت‌های عاشقانۀ دلسوزانی همچون الهام فلاحی، هایده شیرزادی، آیه حمداوی، فرشته عالمشاه، عادل سالاری، سعید انصاریان، فرزاد مهدوی و...

و

ای کاش افرادی که هدفشان ارتقای تاب‌آوری این سرزمین است، مورد احترام قرار بگیرند!

لینک تماشای برنامه در یوتیوب👇
https://youtu.be/ppdaOaT4OtI?si=gbU2Mv1HuYSzi5fa

🌍چوئن لای و کیسینجر دیدار دو جهان*!:

.
🌍چوئن لای و کیسینجر دیدار دو جهان*!:


تابستان سال ۱۹۷۱، آسمان پکن زیر غباری سنگین و آرام فرو رفته بود. شهری که در حصار دیوارهای بلند انزوا نفس می‌کشید، خود را برای دیدار یک میهمان آماده می‌کرد. هیچ خبرنگاری از آمدنش خبر نداشت.
هواپیما در سکوت فرود آمد، چراغ‌ها خاموش، پرده‌ها کشیده.
مردی با عینک قاب‌فلزی و لبخندی محتاط از پلکان هواپیما پایین آمد.
او هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون بود.
او به کشوری قدم گذاشته بود که برای امریکایی‌ها در حکم سرزمین ممنوعه بود؛ چین کمونیست.
در آن سوی شهر، مردی در انتظارش بود با قدی متوسط، صورتی آرام و نگاهی نافذ که به اعماق جان نفوذ می‌کرد.
او چوئن لای، نخست‌وزیر جمهوری خلق چین بود؛ مردی که سال‌ها تجربه انقلاب، جنگ، مذاکره و دیپلماسی را در چهره‌ای خونسرد و کلامی متین جمع کرده بود.
اگر مائو چهره کاریزماتیک و انقلابی چین بود، چوئن لای روح عملگرای دولت و معمار روابط خارجی آن به شمار می‌آمد.
چوئن لای به آرامی دستش را دراز کرد و کیسینجر دست او را فشرد. هیچ دوربینی این لحظه را ثبت نکرد، اما تاریخ آن را به خاطر سپرد.
آن دست دادن، نه فقط میان دو سیاستمدار، بلکه میان دو قاره و دو جهان بود.
مذاکرات آغاز شد.
کیسینجر مستقیم رفت سر اصل مطلب. امریکا می‌خواست به چین نزدیک شود.
در دل جنگ سرد،
شوروی به قدرتی خطرناک بدل شده بود و واشنگتن به دنبال گشایشی تازه در صفحه شطرنج سیاسی جهانی بود.
برای نیکسون و کیسینجر، چین همان مهره‌ای بود که می‌توانست تعادل را به‌هم بزند.
چوئن لای در سکوت گوش می‌داد. نه شتابزده پاسخ می‌داد و نه در دام شعار گرفتار می‌شد.
او خوب می‌دانست که چین سال‌ها در انزوای سیاسی و اقتصادی مانده و این فرصت، همان دری است که می‌تواند پنجره‌ای تازه به جهان بگشاید.
او می‌بایست راهی بیابد که هم حیثیت انقلاب چین را نگاه دارد و هم آینده ملت به سوی افق‌های تازه‌ای رهنمون شود.
کیسینجر بعدها نوشت:
«چوئن لای، مردی بود که با سکوتش بیشتر از کلمات سخن می‌گفت .
هر بار که لب به سخن می‌گشود، جمله‌ای می‌گفت که معنای آن تا عمق جان نفوذ می‌کرد.
آرام بود، اما آرامشی از جنس کوه.»
در یکی از بخش‌های مذاکرات، چوئن لای جمله‌ای گفت که امروز هم در میان سیاستمداران به ‌عنوان گوهری حکیمانه می‌درخشد:
☆*«گذشته را نمی‌توان تغییر داد، اما آینده را می‌توان ساخت.»*☆:
این جمله نه فقط پیام آن دیدار، بلکه کلید سیاست چین در سال‌های بعد بود.
چین به گذشته نگاه می‌کرد، اما در همان حال می‌خواست آینده‌ای بسازد که بر گذشته متوقف نشود.
پس از ساعت‌ها مذاکره، توافق شد: ریچارد نیکسون، ريیس‌جمهور امریکا، به چین سفر کند.
خبری که وقتی منتشر شد، جهان را به لرزه درآورد.
در یک لحظه، قطب‌بندی جنگ سرد لرزید، شوروی احساس انزوا کرد و چین به صحنه قدرت‌های بزرگ جهانی بازگشت.
میراث یک دست دادن*:
دیدار پنهانی چوئن لای و کیسینجر نشان داد که حتی در تاریک‌ترین دوران دشمنی، می‌توان چراغی روشن کرد.
چین و امریکا دو دهه در تخاصم بودند، اما در شبی از شب‌های پکن، با دست دادن دو مرد، فصل تازه‌ای در روابط آغاز شد.
این همان قدرت دیپلماسی پنهان، صبر و عملگرایی بود.
چوئن لای نه با شعار‌ که با واقع‌گرایی، دشمن دیرینه را به شریک آینده بدل کرد. او نشان داد که سیاست خارجی بیش از آنکه عرصه هیجان باشد، میدان تدبیر است.
چوئن لای؛ دیپلمات آینده‌نگر*:
چوئن لای در تاریخ چین به‌ عنوان نخست‌وزیری عملگرا و دیپلماتی صبور جاودانه شد.
او در بحبوحه انقلاب فرهنگی، بارها میان مائو و تندروها نقش میانجی ایفا کرد تا کشورش از فروپاشی نجات یابد.
در سیاست خارجی، با دست دادن به دشمن دیرینه، آینده‌ای نو آفرید.
این میراث برای سیاست و ژئوپلیتیک پیامی دارد:
سیاست واقعی آن است که حتی در اوج دشمنی، روزنه‌ای برای صلح بیابد.
همان‌طور که چوئن لای و کیسینجر نشان دادند، هیچ دیواری آن‌قدر بلند نیست که گفت‌وگو نتواند بر فراز آن پرواز کند.
پایان، یا آغاز؟*
روایت آن دیدار پنهانی، بیش از آنکه خاطره‌ای از گذشته باشد، چراغی برای آینده است؛ چراغی که به ما یادآوری می‌کند دشمنی‌ها ابدی نیستند و می‌توانند روزی در یک دست دادن، در یک جمله کوتاه و در یک نگاه صبورانه، پایان یابند.
شاید همین امروز، در میانه تاریکی‌ها، نیازمند بازآفرینی اندیشه‌ای نو باشیم:
گذشته را می‌توان حفظ کرد، در خاطر سپرد؛ اما آینده را جور دیگر ساخت.!!
به امید فردا و فرداهایی بهتر و زیباتر برای ایران و جهان🤲
شاید دولتمردان امروز ایران با پند گرفتن از تفکر چوئن لای دروازه های ایران را به دنیای بزرگ تجارت جهانی باز کنند
به امید آن‌روز.

جاسوسی و نفوذ!

🔲جاسوسی و نفوذ!

▫️برای شناسایی خطِّ نفوذ، شبکه ارتباطی «حمید مولانا» همکار پژوهشی دانشگاه بن گوریون اسرائیل و مدیر گروه ارتباطات دانشگاه آمریکن را دنبال کنید. ببینید چه کسانی پای این فرد را به جمهوری اسلامی باز کردند؟! به او بودجه و تریبون دادند و رساله‌هایشان را به امضای او رساندند؟

▫️«حمید مولانا» وقتی همکار دانشگاه بن گوریون اسرائیل بود، در دانشگاه امام صادق هم تدریس و شبکه‌سازی می‌کرد؛ در روزنامه کیهان ستون "چشم انداز" می‌نوشت [هیچ یک از مواضع اعلام شده وی در رسانه‌های فارسی زبان را در منابع انگلیسی نمی‌توانید مشاهده کنید]، برای پایان‌نامه «سعید جلیلی» مقدمه نوشت، مشاور «محمود احمدی‌نژاد» شد و «مدل سیاست خارجی» و «رویکرد رسانه‌ای» و «دیپلماسی عمومی» خسارت بار دولت نهم و دهم را تبیین کرد. هر سال هم ۳۰۰ هزار دلار بودجه دریافت کرد و برایش بنیاد تأسیس کردند.

▫️این جریان و شخص برای خوشایند برخی افراد در داخل کشور بر طبل جهل و انحراف می‌نواختند و بودجه و جایگاه کسب؛ یاران واقعی انقلاب را منزوی و افراد بی‌ریشه را عزیز می‌کردند.

🔺این حکایت هم‌چنان ادامه دارد.

▫️حمید مولانا، فردی که سال‌ها ستون‌نویس روزنامه کیهان بود!
حمید مولانا پیش از انقلاب با بورس تحصیلی خاص از وزارت خارجه آمریکا به این کشور رفت و تا پایان تحصیلات در مقطع دکترا از این بورس برخوردار ماند. وی پس از انقلاب به عنوان یادداشت‌نویس به همکاری با روزنامه کیهان پرداخت و در سال ۸۷ و پس از انتصاب به عنوان مشاور احمدی‌نژاد، نقشی مؤثر در اظهارات جنجالی وی داشت. حمید مولانا اظهارات جنجالی احمدی‌نژاد به خصوص در سازمان ملل را بخشی از «دیپلماسی عمومی» در سیاست خارجی می‌نامید.

▫️بسیاری از کارشناسان در همان دوران، اظهارات احمدی‌نژاد را نوعی پاس گل به اسرائیل و آمریکا ارزیابی می‌کردند و این سخنان را در خدمت منافع اسرائیل می‌دانستند. اظهارات احمدی‌نژاد توسط پرفسور حمید مولانا، که دارای تابعیت آمریکایی و سابقه سکونت پنجاه ساله در آمریکا بود، مورد تأئید و تشویق قرار می‌گرفت.

▫️در همان ایامی که حمید مولانا از سوی احمدی‌نژاد به عنوان مشاور رئیس جمهور منصوب شده بود، «حسام‌الدین آشنا» در یادداشتی در وبلاگ خود در خصوص دانشکده و دانشگاهی که حمید مولانا در آن تحصیل و فعالیت می‌کرد، نوشت: دانشکده خدمات بین‌المللی دانشگاه آمریکن مکانی ویژه است برای تربیت کادرهای وزارت خارجه، کاخ سفید، وزارت دفاع، سیا در سطح داخلی آمریکا و متناظران آن‌ها در دیگر کشورها. علی‌رغم آن که دانشگاه آمریکن در رتبه ۸۳ دانشگاههای آمریکا قرار دارد و چندان محل اعتنا نیست، اما این دانشکده خاص جایگاهی ویژه در تربیت کادرهای بین‌المللی دارد.

▫️جالب اینجاست که پس از انتصاب حمید مولانا به عنوان مشاور احمدی‌نژاد، نام وی برای نخستین بار در بودجه سال ۱۳۸۷ ذکر و ردیف بودجه‌ای برای او در نظر گرفته شد. این بودجه در آن سال به مبلغ ۳۳۷ میلیون تومان تحت عنوان «بنیاد فرهنگی مولانا» به حمید مولانا پرداخت شد. این مبلغ (۳۳۷ میلیون تومان) عیناً در بودجه سال ۱۳۸۸ قید شد. مجموع مبلغ پرداختی به حمید مولانا در بودجه سال‌های ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ مبلغ ۶۷۴ میلیون تومان بود که با توجه به قیمت ۱۰۰۰ تومانی دلار در سال‌های ۸۷ و ۸۸، مبلغ پرداختی به حمید مولانا معادل ۶۷۴ هزار دلار بود.

▫️حال پرسش این است که حمید مولانا با ۶۷۴ هزار دلار دریافتی چه کرد؟ این بودجه دقیقاً در چه محلی هزینه شد؟ نامبرده چه کمکی به کشور کرد؟ اظهاراتی که با مشاوره حمید مولانا از سوی محمود احمدی‌نژاد بیان می‌شد چه هزینه‌هایی برای کشور داشت؟
و از آن مهم‌تر این که «پروفسور حمید مولانا» در حال حاضر کجاست و به چه کاری مشغول است؟

پایگاه خبری سلام