✅پادزهر سه کودتای عربی

✅پادزهر سه کودتای عربی

چرا فقط جمهوری اسلامی نمی‌فهمد که زمان چفیه تمام شده؟

✍️حمید آصفی
در جهانی که امارات از بیابان، سیلیکون‌ولی دوم می‌سازد،

در منطقه‌ای که قطر میزبان نخبگان جهانی است،

و عربستان از نفت به هوش مصنوعی رسیده، تنها یک حکومت هست که هنوز گمان می‌کند با روضه می‌شود وارد WTO شد: جمهوری اسلامی. سه کودتای آرام عربی، که با سفر ترامپ به خاورمیانه رسمی می‌شود، یک چیز را فریاد می‌زند: ایران، از قطار قرن ۲۱ جامانده، نه به‌خاطر تحریم، بلکه به‌خاطر توهُّم.

کودتای اول: از ناصریسم تا نئولیبرالیسم عربی
درحالی‌که جمهوری اسلامی هنوز در توهّم رهبری امّت اسلامی دست‌وپا می‌زند، جهان عرب، پسا-ایدئولوژیک شده است. دیگر نه جمال عبدالنّاصر اسطوره است، نه عرفات، نه قذّافی. قهرمان امروز عرب‌ها، کسی‌ست که قرارداد ببندد، نه قطعنامه آتشین صادر کند. بندر بن‌سلطان جای خطیب مسجد را گرفته. اما تهران هنوز فکر می‌کند «محور مقاومت» یک برند صادراتی است. واقعیت این است که حتی فلسطین امروز به ایران اعتماد ندارد، چون می‌بیند ایران فقط «پرچم» می‌دهد، نه پروژه. این کودتای اول است: پایان خطابه، آغاز قرارداد.

کودتای دوم: عبور از نفت به سمت فناوری
وقتی عربستان چشم به شهر نئوم و انرژی هیدروژنی دارد، جمهوری اسلامی هنوز نفت را مسئله‌ای «ناموسی» می‌داند. عرب‌ها نفت را وسیله کرده‌اند برای رسیدن به پسا‌نفت. ایران اما هنوز درگیر این است که آیا باید بنزین را آزاد کند یا نه. هر پروژه‌ای در تهران یا در کمیسیون تلفیق مجلس گیر می‌کند، یا در نهادهای امنیتی که نمی‌دانند سرمایه‌گذاری یعنی چه. این کودتای دوم است: فناوری جای نفت را گرفت، اما ما هنوز در صف کوپن ایستاده‌ایم.

کودتای سوم: از انقلاب به رفرم، از رفرم به رقابت
در دنیای عرب، دیگر هیچ‌کس به فکر انقلاب نیست. انقلاب‌ها پیر شده‌اند. ایدئولوژی‌ها سوخته‌اند. اکنون رقابت است که سیاست را می‌سازد. امارات با اسرائیل رقابت می‌کند نه بر سر «محو»، بلکه بر سر جذب سرمایه و دانش. عربستان با ترکیه رقابت می‌کند نه در محوریت اسلام سیاسی، بلکه در توریسم، ترافیک هوایی، و هاب لجستیکی. اما جمهوری اسلامی هنوز درگیر این است که «اسرائیل چند سال دیگر می‌ماند؟» سؤال درست این است: «چند سال دیگر شما می‌مانید؟» این کودتای سوم است: جمهوری اسلامی هنوز به فکر انقلاب است، درحالی‌که همه دارند آینده را می‌سازند.

و حالا پادزهر: بازگشت به عقل، نه مقاومت
هیچ راهی برای مقابله با این سه کودتا وجود ندارد جز خروج از قالب جمهوری اسلامی. نه غنی‌سازی اورانیوم، نه خطبه‌های نماز جمعه، نه مصوّبه‌های مجلس انقلابی، هیچ‌کدام حریف این طوفان اقتصادی نیست. راه عبور، نه تنها توافق با آمریکا، بلکه توافق با واقعیت است. تا زمانی که حکومت با جهان حرف نمی‌زند، تا زمانی که دیپلماسی، گروگان سیاست داخلی و سیاست داخلی گروگان سیاست خارجی، تا وقتی قرارداد با اپل و مایکروسافت جرم محسوب می‌شود، تا وقتی اعتراضات کارگران و معلمان را توطئه استکبار می‌داند، کارآفرین، مفسد و معترض، جاسوس است—هیچ کودتایی خطرناک‌تر از نادانی حاکمان نیست.
و ما؟ ما یا مسیر سه کودتای عربی را می‌فهمیم، یا با چفیه در صف دلار می‌مانیم.

نه، راه‌حل «بازگشت به دوره طلایی امام » نیست. راه‌حل فهم یک توسعه متوازن ملی با«پیوستن به جهان» است. اگر بخواهید هنوز «هلال شیعی» بسازید، در جهانی که دنبال هاب دیجیتال است، تنها خواهید ماند. اگر نخواهید با واقعیت آشتی کنید، تاریخ با شما آشتی نخواهد کرد.
و روزی فرزندان ما خواهند نوشت:
«ایرانیان می‌توانستند شریک عصر آینده باشند، اما زندانیان یک پرچم ماندند...»
@riranmaneshpeyk

*آقای حاکمیّت، حالمان بد است، ما بی‌حیا نشدیم، شما بی‌عدالت شدید

✍️
*آقای حاکمیّت، حالمان بد است، ما بی‌حیا نشدیم، شما بی‌عدالت شدید*

خیابان‌های این شهر دیگر بوی زندگی نمی‌دهند.
بوی دود می‌آید، بوی ناامیدی، بوی سیگار و مشروب و مخدّرهای دخترانی که در هجده‌سالگی پیر شده‌اند.
پسرانی که خندیدن را یادشان رفته و فقط بلدن مصرف کنند؛
مصرفِ «گل»، مصرفِ مشروب، مصرفِ امید.
این جامعه آرام آرام دارد پوسیده می‌شود، نه از بی‌دینی مردم، از بی‌عدالتی صاحبان قدرت.
سال‌ها گفتند حجاب، گفتند ظاهر، گفتند غیرت.
اما کسی نگفت نان.
کسی نگفت عدالت.
کسی نپرسید این جوانِ بیکار چطور مرد بماند؟
این دخترِ تنها چطور پاک بماند وقتی در هر کوچه دست‌هایی از تاریکی بیرون می‌آید و امید را می‌دزدد؟

ای کاش فقط روسری‌ها افتاده بود؛
لباس افتاده.
ایمان افتاده.
اعتماد افتاده.
اخلاق زیر پای فقر له شده است.

در این خاک، هرچه فقر بیشتر شد، موعظه هم بیشتر شد؛
هرچه سفره‌ها کوچک‌تر شد، خطبه‌ها بلندتر شد.
اما مردم گوش نمی‌دهند؛ نه از لجاجت، از درد.
از بس وعده شنیدند و چیزی ندیدند.
از بس عدالت را بر زبان دیدند و رانت را در عمل.

حالا ببین؛
جوانی که باید در کارخانه باشد، در پارک است و دود می‌کشد.
دختری که باید معلّم باشد، در اینستاگرام می‌رقصد.
پیرمردی که باید پناه باشد، دنبال شکارِ جوانی است.
و همه وانمود می‌کنند که عادی است.
اما نیست.
هیچ چیز دیگر عادی نیست.

این کشور دارد آرام آرام از درون می‌سوزد.
آتش نه از غرب آمده، نه از ماهواره، از ظلم آمده.
از نانِ نابرابر، از فرصتِ نابرابر، از دینِ بی‌عدالت.
از وعده‌هایی که نان نشدند و سخنانی که صداقت نداشتند.

جامعه‌ای که دروغ در آن عادت شود، ایمانش می‌میرد.
جامعه‌ای که عدالت در آن فراموش شود، عفتش از دست می‌رود.
نه با فحشا، با ناامیدی.
فحشا فقط شکل ظاهریِ ناامیدی است.
وقتی دختر بداند پاکی‌اش نان نمی‌شود،
وقتی پسر بداند غیرتش کار نمی‌شود،
وقتی ایمان خرج ندارد،
همه چیز فرو می‌ریزد.

شما می‌گویید دشمن تهاجم فرهنگی کرده؟
اما دشمن از درون آمده.
از پشت تریبون‌هایی که سال‌ها عدالت گفتند و رانت خوردند.
از اتاق‌هایی که درباره‌ی حجاب تصمیم گرفتند اما درباره‌ی نان سکوت کردند.

ما بی‌حیا نشدیم، شما بی‌عدالت شدید.
ما بی‌دین نشدیم، شما دین را بی‌اعتبار کردید.
ما خیانت نکردیم، شما اعتماد را کشتید.
و امروز، دختران ما با وقیح‎ترین شکل با سیگار و مخدّری در دست در خیابان می‌گردند
چون هیچ پناهی برای گریه‌شان نمانده است.

تا عدالت برنگردد، حجاب هم برنمی‌گردد.
تا صداقت زنده نشود، ایمان زنده نمی‌شود.
تا رانت هست، فساد هست، و تا فساد هست، بی‌عفتی هم هست.
و اگر این گونه ادامه دهید بدتر هم خواهد شد .
جامعه را با گشت ارشاد نمی‌شود نجات داد،
بلکه با بازگرداندنِ کرامت انسان.
با نانِ پاک، با وعده‌ی صادق، با عدالتِ واقعی.

ما هنوز هم می‌خواهیم مؤمن باشیم،
اما به چیزی که دیده نمی‌شود نمی‌شود ایمان داشت.
عدالت را نشان دهید،
تا ایمان بازگردد.....
😔😔😔😢😭😭
با سلام و احترام
مطلب فوق در کانال بازنشستگان سازمان تعاون روستائی اصفهان بود جهت استحضار ارسال داشتم.
فکر کنم به این بازنشسته هم بگویند سیاه‌نمایی می‌کنی تا بدین‌وسیله وجدان خود را سرکوب کنند.!
چه کردند با افکار مردم که وقتی شنیدند امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام به شهادت رسید گفتند مگر علی نماز می‌خواند که در مسجد کشته شده؟!

خُردشدن چه شکلی است!

خُردشدن چه شکلی است!

✍ رحیم قمیشی

دیروز رفتم از لبنیاتی محله‌ نزد‌یک‌مان دو کیلو شیر تازه گاو بگیرم. شد ۲۰۰ هزار تومان، یعنی ۵ برابر آنچه پارسال همان را می‌خریدم (۴۰۰ درصد افزایش قیمت). در حالی که حقوق بازنشستگان و کارمندان عادی, تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافته. به آن نمی‌خواهم بپردازم. سال‌هاست عادت کرده‌ایم.
همان‌جا صحنه عجیبی را مشاهده کردم که آن را می‌خواهم تعریف کنم.

پدری مراجعه کرده بود. دو ظرف کوچک بستنی برای دخترانش بگیرد، پس از حساب و کتاب، موقع رفتن تقاضا کرد، دو درپوش ساده پلاستیکی بر روی ظرف‌های بستنی هم گذاشته شود. صاحب مغازه با ناراحتی نگاهش کرد؛
- چرا از اول نگفتی درپوش هم می‌خواهی!
و گفت چهار هزار و ششصد تومان دوباره باید پرداخت کند!
پدر با تعجّب نگاه می‌کرد و تصوّر می‌کرد شوخی‌ای می‌شنود.
اما بستنی‌فروش اصلاَ شوخی نداشت. حاضر نبود دو درپوش پلاستیکی بسیار ساده و کوچک را بدهد، تا زمانی که پول اضافه‌اش را دریافت نکرده.
مرد نگاه من کرد، خجالت کشیدم، فروشنده نگاه ما کرد، خجالت کشیدیم، ما نگاه فروشنده کردیم
احساس کردم او هم خجالت می‌کشد...
دختر بچه‌ها مات و مبهوت، که چه شده!

جا داشت هر سه نفرمان می‌نشستیم و یک دل سیر با هم گریه می‌کردیم.
فروشنده‌ای که در در حال ورشکستگی است.
خریداری که در حال فروپاشی است.
شاهدی که در حال خُرد شدن است.
چه شد که این طور شدیم؟
یعنی کسی نمی‌بیند در متن جامعه چه می‌گذرد؟
کسی نمی‌بیند مردم به چه روزی افتاده‌اند!
میوه فروش می‌گفت فکر می‌کنید من خیلی خوش به حالم شده میوه‌های تابستانی را باید با قیمت هر کیلو چهارصد هزار و پانصد هزار تومان بفروشم. دارم ورشکست می‌شوم. خریداری که مجبور بود خواهش کند لطفاً دویست گرم بیشتر نشود، فقط برای هوس بچه‌ام می‌خواهم. وقتی شد سیصد گرم، گفت نمی‌خواهم!

چشم‌هایتان را باز کنید.
اینجا ایران است، ایران پر از نعمت.
زیمبابوه نیست، سومالی نیست.
ما برای خود عزّت و احترامی داشتیم.
چه کسی گفته بزرگی فقط با صنایع و زور نظامی به‌دست می‌آید؟ چه کسی گفته وقتی دشمنان نابود شوند، وضع ما خوب می‌شود...
ما کجا این همه ندار بودیم، این همه نگران از فردایی که نیامده.
نه! ما از درون، وضع خوبی نداریم.
هیچ کس هم پاسخگو نیست، هیچ کس.
مردم فراموش شده‌اند
کسی آن‌ها را دوست ندارد.
کسی نمی‌خواهد حرف دل آن‌ها را بشنود.
ما به‌زور، خودمان را سر پا نگه داشته‌ایم.
مقامات دنیای خودشان را دارند
ما دنیایی که خیلی برایمان تیره شده.
کسی نیازمندان مستاصلی را که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شوند، می‌بیند؟

نمی‌دانم آیا فریادرسی هست.
آیا گوش شنوایی هست.
ما از درون ممکن است بپاشیم
قبل از این که دشمن هدفمان بگیرد!

ble.ir/ghomeishi3

نظرسنجی از مردم دربارۀ حکومت

نظرسنجی از مردم دربارۀ حکومت

در بهمن ماه 1379 از یک جامعۀ آماری 16600 نفری از کلِّ کشور یک نظر سنجی به عمل آمد:

دفاع از وضع فعلی: 9/5 درصد

اصلاح وضع فعلی: 63/7 درصد

تغییر بنیادی وضع فعلی: 26/8 درصد

در خردادماه 1381 از یک جامعه آماری 1175 نفری در تهران نظرسنجی به عمل آمد:

دفاع از وضع موجود: 6/2 درصد

اصلاح وضع موجود :48/9 درصد

تغییر بنیادی وضع موجود: 44/9 درصد

(روزنامۀ نوروز،1381/3/7)

پایان سلطه و آغاز پالایش*

🔴*پایان سلطه و آغاز پالایش*

اسلام، بویژه مذهب شیعه در ایران، به نقطه‌ٔ کور وبی‌بازگشت خود رسیده است؛ نقطه‌ای که در آن دیگر نمی‌تواند نقش گذشته‌اش رادرذهن و زندگی مردم ایفا کند.
این پدیده نه حاصل نفرت کور، بلکه نتیجهٔ تجربه و آگاهی تدریجی ملتی است که میان ایمان و نادانی، میان حقیقت و تزویر، مرزی روشن کشیده است.
در نزدیک به نیم قرن گذشته، مردم ایران دین را نه درکتاب، که درحکومت دیدند، وآنچه دیدند،نه نورایمان، بلکه سایهٔ قدرت بود. زیرا هنگامی که دین به ابزار حکومت تبدیل می‌شود، اخلاق می‌میرد وایمان جای خود رابه ریا می‌سپارد.

روحانیونی که روزی درنقش مفسران خدا ظاهر می‌شدند، امروز در نگاه مردم، مدیران شرکتی انتفاعی‌اند که سرمایه‌اش ترس و سودش جهل است.
در جامعه‌ای که نسل جوان با علم، منطق و ارتباط جهانی پرورش یافته، آموزه‌های قرون وسطایی دیگر جایی ندارد.
نسل‌های تازه نمی‌پذیرند که سرنوشت زن، آزادی انسان یا اندیشهٔ فردی در گروِ تفسیر مردی عمامه‌به‌سر باشد.

اندیشهٔ مدرن درهای تازه‌ای به روی عقل گشوده و مردم دریافته‌اند که اخلاق می‌تواندبی‌نیاز از مذهب، و ایمان می‌تواند بی‌واسطهٔ روحانیت وجود داشته باشد. ایرانی امروزمیان خرافه و خرد، راه دوم را برگزیده است.

تجربهٔ جمهوری اسلامی به‌ روشنی نشان داد که حکومت دینی نه تنها به رستگاری نمی‌انجامد، بلکه سرچشمهٔ تباهی، فقر، تبعیض و دروغ است.

مردمی که به امید عدالت مذهبی انقلاب کردند، اکنون در آینهٔ واقعیت، فاجعهٔ حاکمیت دینی را با چشمان خود می‌بینند و با وجود خود مزه‌مزه می‌کنند.
اما سرنوشت دین در ایران، نابودی مطلق نیست، زیرا انسان باقی است، و انسان همواره دین را چون سایه‌ای از معنا و باور با خود یدک می‌کشد. دین در آیندهٔ ایران، اگر بماند، نه به‌صورت قدرت، بلکه به‌شکل احساسی درونی و معنایی شخصی در دل باورمندان خواهد زیست.
آنچه امروز در حال مرگ است، اسلامِ حکومتی و تشیعِ فقهی است، نه نیاز انسان به معنا و عدالت.

بی‌تردید، دین اسلام و مذهب شیعه در ایرانِ آینده، همچون دیگر ادیان، به یکی از عناصر فرهنگی و تاریخی این سرزمین بدل خواهند شد؛ بی‌قدرت، بی‌خطر، و شاید برای باورمندانش ارزشمندتر از گذشته؛ زیراازسلطهٔ روحانیت رهاخواهدشد.
ایرانیِ امروز در حال گذار از دینِ ترس به سوی ایمانِ خردمندانه، ازتقلید به فهم، وازجبربه اختیار است.

آیندهٔ دین درایران، آیندهٔ بازگشت به انسان و انسانیت است، بازگشت به معنویتی که در شعر حافظ و حکمت زرتشت جاری است؛ نه درفتوای مجتهد.
جامعهٔ ایران در مسیر بلوغ فکری است؛ دینی که تادیروز حاکم بر وجدان‌ها بود به‌زودی به بخشی از حافظهٔ تاریخی ملت بدل خواهد شد.

در این گذار، نه ایمان نابود می‌شود ونه خدا، آنچه می‌میرد، تنها دروغی است که به نام خدا فروخته شد.

آیندهٔ اسلام و تشیع در ایران، آیندهٔ پایانِ تسلط و آغازِ پالایش است. مردم دیگر در پیِ خدایی نیستند که حکومت کند؛ بلکه در جست وجوی خدایی‌اند که در وجدانشان سکنی گزیند، و از آن مرکزآرامش، نیکی، خرد و آزادی زاده میشود.

*هفته نامهٔ قلم معلم*


🌸☘

یک خاطره؛ یک مقایسه!

*🔴 یک خاطره؛ یک مقایسه!

عبدالعلی بازرگان می‌گفت، وقتی پدرش مهندس مهدی بازرگان در رژیم گذشته به ۵ سال زندان محکوم شد، پدرش عباسقلی‌آقا تجارتی در دومین ماه زندانی فوت کرد. من صرفاً برای این که پدرم مهندس از مرگ پدر باخبر باشد به زندان رفتم و به افسر نگهبان گفتم:

می‌خواهم این خبر را به پدر بدهم…

سروان خیلی متأثّر شد و گفت:

اجازه بده بروم و برای دفن پدرش از سرهنگ مرخّصی بگیرم.

پس از کمی معطّلی، عصبانی بودم که دیدم افسر نگهبان یک چای برایم آورد و گفت:

صبر کن، سرهنگ در تلاش است برای مهندس جهت شرکت در مراسم پدرش مرخّصی بگیرد…


بالاخره پدر را به مرخّصی فرستادند… سوم گذشت، هفتم گذشت، حتّی تا چهلم از مأموران شهربانی خبری نشد!

پدر گفت: آن‌ها بزرگواری کردند، بگذار من خودم بروم و خودم را معرّفی کنم…

ما به اتّفاق به زندان رفتیم. همان افسر نگهبان بود. مجدّداً به من و پدر تسلیت گفت، آن‌گاه ادامه داد: مقامات بالا گفته‌اند چون آقای مهندس بازرگان متألّم است، فعلاً نیاز نیست به زندان برگردد!

ما هم بیرون آمدیم و دیگر پدر به زندان برنگشت و آن‌ها هم به دنبالش نیامدند!…

به یاد جناب مهندس میرحسین موسوی و مرگ پدرش افتادم. چه دردناک بود که حتّی اجازه ندادند در خاک‌سپاری پدرش هم شرکت کند!
پ.ن: رژیم شاه لابد اشتباه می‌کرده!*

*کانال گاه‌نوشت

@kaleme

یادآوری کارنامه «پوچ و مهمل» دولت سیزدهم به سخنگویان کم‌حافظه!

🔴 سوء استفاده از نجابت پزشکیان هم حدی دارد؛

یادآوری کارنامه «پوچ و مهمل» دولت سیزدهم به سخنگویان کم‌حافظه!

🔸 در حالی که رسانه‌های تبلیغاتی دولت سیزدهم همچنان از «پیشرفت‌های قطاری» دم می‌نزنند، نگاهی به واقعیت‌های جامعه، پرده از یک شکست مطلق برمی‌دارد. وقاحت رسانه‌ای هم سقف و حدی دارد؛ نمی‌توان روی ویرانه‌های اقتصادی ایستاد و باز هم برای آن دولت علیل دستاوردسازی کرد.

🔸 ۱. بن‌بست مطلق در سیاست خارجی (در دوره بایدن!):
دولت سیزدهم با شعار «دیپلماسی متوازن» روی کار آمد، اما با دلخوش کردن به توهُّماتی مثل «زمستان سخت اروپا»، فرصت‌های طلایی احیای توافقات را سوزاند تا نتیجه آن تشدید تحریم‌ها و صدور قطعنامه‌های پی‌درپی باشد. نکته مضحک اینجاست که این شکست‌های سنگین دیپلماتیک دقيقاً در دوره جو بایدن رقم خورد؛ یعنی در منعطف‌ترین دوره کاخ سفید، نه در زمان ترامپ که چتر تحریم‌های ظالمانه و فشار حداکثری‌اش پهن بود! مانور روی عضویت در شانگهای و بریکس نیز به دلیل قفل بودن سوییفت و لیست سیاه FATF، جز عکس یادگاری هیچ دستاورد بانکی و اقتصادی برای کشور نداشت.

🔸 ۲. لکّۀ ننگ «چای دبش»؛ نخستین محکومیت قضایی یک وزیر دولت در تاریخ جمهوری اسلامی:
وقاحت و وقاحت! آقایان در حالی سینه سپر کردند برای شعار "دست‌پاکی و فسادستیزی"، که بزرگ‌ترین، بی‌سابقه‌ ترین و عریان‌ترین رسوایی مالی تاریخ کشور زیر ریش و دیدگان دولت سیزدهم رقم خورد. پرونده فساد ۳.۷ میلیارد دلاری چای دبش، عمقِ یک فاجعه و ناکارآمدی ساختاری بود. شاهکار این ویترینِ ادعایی، ثبت یک رکورد سیاه تاریخی است: محکومیت قطعی و رسمی وزیر ِ دولت سیزدهم!

این است آن کارنامه پاک‌دستی که پشت تیترهای سفارشی پنهانش می‌کردید؟

🔸 ۳. ادّعای پوچِ ساخت ۴ میلیون مسکن:
وعده ساخت سالانه یک میلیون مسکن که دولت سیزدهم مانور شدیدی روی آن داد، در همان گام اول قفل شد. در این دوره، قیمت مسکن و اجاره‌بها رشد نجومی و چندبرابری داشت و خانه‌دار شدن برای حقوق‌بگیران به یک رویای محال تبدیل شد.( خوب است یک بار خانم وزیر این دولت با صراحت اعلام کند که دولت سیزدهم چند واحد مسکونی را در قریب به ۳ سال مسئولیت تحویل مردم داده است!)

🔸 ۴. سقوط آزاد ارزش پول ملی:
شعار کنترل تورم، شوخی تلخی با معیشت مردم بود. در دولت سیزدهم، دلار از کانال ۲۵ هزار تومان به کانال بی‌سابقه ۶۰ هزار تومان و بالاتر جهش کرد (کاهش بیش از ۱۰۰ درصدی ارزش پول ملی). کشور طولانی‌ترین تورم بالای ۴۰ درصد را تجربه کرد و تورم خوراکی‌ها از مرز ۷۰ درصد گذشت تا سفره‌ها عملاً خالی شود.

🔸 ۵. قتل‌گاه بورس:
بازار سرمایه‌ای که دولت سیزدهم وعده حل سه‌روزه مشکلاتش را می‌داد، با تصمیمات خلق‌الساعه و دست‌اندازی دولت به سود شرکت‌ها، به کوره‌ای برای سوزاندن اصلِ سرمایه و اعتماد مردم تبدیل شد.

🔸 کلام آخر،آقایان سخنگو! دستاورد واقعی دولت سیزدهم نرخ گوشت، اجاره‌بها، قیمت دلار، فسادهای ساختاری و آمار مهاجرت نخبگان است، نه آمارهای ساختگی بولتن‌هایتان. فرار رو به جلو دیگر خریدار ندارد؛ زمان پاسخگویی به این حجم از ویرانی است، نه طلبکاری!

سو‌استفاده از نجابت پزشکیان هم حدی دارد!

مقایسه دولت سیزدهم که در شرایط منعطف آمریکای بایدن کشور را اداره می‌کرد با دولت پزشکیان که از روز اول درگیر جنگ با ابرقدرت‌ها و مستکبرین بوده است از هرگونه شرایط منصفانه علمی و اخلاقی برای داوری به دور است
اما در همین شرایط کاملا متفاوت و نابرابر هم دولت پزشکیان به مراتب کامیاب‌تر از دولت سیزدهم بوده است.

‍  ‍💥تاریخ سرشار از عبرت است... ✍️علی مرادی مراغه ای  ♦️تصویری که در زیر این نوشته آورده ام خانه مش


‍💥تاریخ سرشار از عبرت است...


✍️علی مرادی مراغه‌ای

♦️تصویری که در زیر این نوشته آورده‌ام خانه مشهدی محمد در قریه ترکمانچای؛ محل مذاکرات شاهزاده عباس میرزا و ژنرال پاسکویچ است که قراداد ترکمانچای در آنجا بسته شد.
تصویر را سال‌ها بعد دکتر فووریه، پزشک فرانسوی ناصرالدین شاه قاجار در بازگشت شاه قاجار از سفر فرنگ به هنگام اتراق در نزدیکی ترکمانچای کشیده است.

دکتر فووریه در سفر نامه خود ماجرای کشیدن این تصویر را چنین حکایت می کند:
«در ۳۰ سپتامبر ۱۸۸۹م وقتی به قریه ترکمنچای رسیدیم...من درصدد برآمدم منزلی را که عهدنامه ترکمانچای در آنجا بسته شده بود ببینم، خانه‌ای را نشان دادند که به کلی خراب است، فقط در ورودی و چند دیوار از آن باقی است و یک درخت تبریزی در میان خرابه‌ها سر به فلک کشیده، این خانه امروز متعلق به مشهدی محمد نامی است، چون یقین دارم که چندی بعد از این منزل تاریخی دیگر اثری برجا نخواهد ماند، صورت آن را با مداد طراحی کردم تا یادگاری از آن بر جا بماند...»
(منبع: فووریه، ژوآنس، سه سال در دربار ایران از...صفحه: ۷۶)

✅اما چیزی مربوط به آن خانه بوده که تاریخ‌نویسی ایران هیچ وقت بدان اشاره نکرده و اولین بار بنده در کتاب سال‌های زخمی که مربوط به جنگ‌های ایران و روسیه بوده آورده ام به نقل از اسناد دست اول روسی!
این که صاحب این خانه یعنی کدخدای ترکمن‌چای به همراه ریش سفیدان محلی در زمان مذاکرات ترکمن‌چای، نامه ای به ژنرال پاسکویچ نوشته و از او خواهش می کنند که این سوی آذربایجان را هم به روسیه ملحق سازند تا آنان از چپاول و تجاوزهای سربازان حکومت مرکزی ایران آسوده باشند!
این نامه‌ها که به ترکی و فارسی نوشته شده به دستور ژنرال پاسکویچ، توسط عباسقلی باکیخانوف به روسی ترجمه شده و به امپراتور روسیه فرستاده شده و در کتاب آورده‌ام که چرا امپراتور روسیه قبول نمی کند به خاطر ترس از برهم‌خوردن روابط روسیه با انگلستان...!

اما آنچه بسیار گزنده و تراژیک است همراهی مردم با عامل بیگانه است و عبرتهای بی‌شمارِ نهفته در آن!
وقتی ایران از روسیه شکست خورده و روس‌ها از ارس گذشته وارد شهرهای آذربایجان گشتند، مردم به جای مقاومت، از آن‌ها استقبال کردند، حتی تبریزیان به رهبری میرزا فتاح، قشون اندکِ ۲۳۰۰نفری روسی را از مرند برداشته آورند به تبریز...!

دلایل آن مشخّص است:
نفرتِ مردم از قشون خودی و استقبال از بیگانه!
به خاطر این که، آن قشون خودی در زمان کامیابی، دمار از روزگار مردم درآورده بود، به قول قائم مقام فراهانی، آن قشون خودی:
«در مناره شراب می خورده و حتّی به ناموس رعیت نیز رحم نمی‌کرده»!

در شهرهای شمالی ایران، مردم برای مصون‌ماندن مال و ناموس‌شان از تعرّض ماموران خودی، تبعۀ روس می‌شدند!

♦️آن پاشنه آشیل دیگرباره در زمان رضاشاه تکرار شد، وقتی متّفقین آمدند، ارتش رضاشاه، قبل از این که از بیگانه بترسد از انتقام‌جویی ایرانیان می‌ترسید و فرماندهان از سربازان خودی می‌ترسیدند!
فرماندۀ هنگ در مریوان به افسران می‌گفت:
«شما فقط مراقب باشید مبادا به سربازان کُرد تفنگ داده شود»!
فرماندۀ ایرانی به افسر زیردستش می‌گوید:
«من از روس و انگلیس ترسی ندارم، ترس من از همین کردهاست. این‌ها منتظر هستند در مناسب‌ترین فرصت سر هر یک از ما را ببُرّند...»!
علت این ترس واضح است:
چون آن ارتش قبل از این که برای دفاع از کشور در برابر بیگانگان تربیت شده باشد برای حفظ دیکتاتور بوده است و در زمان صلح، پدر رعیت را درمی‌آورد و در نتیجه در زمان جنگ، آن مردم به بیگانه پناه می‌بردند!

♦️می‌بینید که در تاریخ‌نویسی ایرانی همه چیز می‌آید اما کمتر پرداخته می‌شود به آنچه که باید عبرت آیندگان باشد!
پایان این مقال را به گفتگوی صاحب خانه یعنی کدخدای ترکمن‌چای اختصاص می‌دهم که در جریان مذاكرات بين ژنرال پاسكويچ و عباس‌ميرزا حضور داشته و خطاب به ژنرال روسى گفته بود:
«سربازان شما كه تعداد ۱۲ هزار نفرشان اينجا بودند، آنقدر شجاع، شاد و مهربان بودند كه نه مرغى را از خانه‌‌اي دزديدند نه شاخۀ درختى را شكستند، نه خوشۀ انگورى را به رايگان گرفتند. آن‌ها وراى سربازان ما بودند. اگر من سرم را نتراشيده بودم، حتى موهايم نيز از غارتشان(سربازان ايرانى)در امان نبود...»
(به نقل از: سال‌های زخمی...ص۴۸۲)

تاریخ سرشار از عبرت است...

❇️لینک کانال ما در تلگرام: https://t.me/tarikhanehmoradi
❇️لینک کانال ما در بله: http://ble.ir/alimoradymaragheie

چرا پروژه دولت مدرن و سکولاریسم در ترکیه موفق شد و در ایران شکست خورد؟  

چرا پروژه دولت مدرن و سکولاریسم در ترکیه موفّق شد و در ایران شکست خورد؟

✍ دکتر رضا سعیدی فیروزابادی

در آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه هر دو با پرسشی تاریخی روبه‌رو شدند:
چگونه می‌توان از دل جوامع سنّتی، دولت مدرن ساخت و در برابر جهان صنعتی و قدرت‌های غربی بقا یافت؟
پاسخ هر دو کشور در ظاهر مشابه بود؛
تمرکز قدرت، ایجاد ارتش مدرن، اصلاح نظام آموزشی، محدودکردن نفوذ نهادهای مذهبی، و ساختن هویّت ملی جدید.

اما سرنوشت این دو پروژه کاملاً متفاوت شد.

در ترکیه، جمهوری سکولار توانست برای بیش از یک قرن ستون اصلی دولت باقی بماند، هرچند امروز با چالش‌های تازه روبه‌روست.

در ایران اما پروژۀ سکولاریسم سرانجام با انقلاب ۱۳۵۷ فروپاشید و جای خود را به حکومت دینی داد.

این تفاوت، صرفاً نتیجۀ عملکرد چند سیاستمدار یا یک حادثه تاریخی نبود؛ بلکه ریشه در تفاوت عمیق ساختار اجتماعی، جایگاه دین، تجربۀ تاریخی، و نوع رابطه دولت و ملّت در دو کشور داشت.

در ترکیه، سکولاریسم از دل فروپاشی یک امپراتوری متولّد شد.
امپراتوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول شکست خورده، تجزیه شده و در آستانۀ نابودی کامل بود.

در چنین شرایط اتاتورک توانست
این باور را ایجاد کند که تنها راه نجات ملّت ترک، ساختن یک دولت ملّی مدرن و سکولار است.
سکولاریسم برای بسیاری از مردم ترکیه نه یک پروژه فلسفی، بلکه راهی برای بقا بود.

حذف خلافت، تغییر نظام حقوقی، اصلاح زبان و آموزش، و محدودکردن قدرت مذهب، همگی در چارچوب «نجات کشور» تعریف می‌شدند.

اما ایران چنین تجربه‌ای را از سر نگذراند.
حکومت رضا شاه نیز پروژه‌ای مشابه آغاز کرد؛ از ایجاد ارتش مدرن و راه‌آهن تا کشف حجاب و سکولارسازی آموزش.
اما این اصلاحات عمدتاً از بالا و با اتّکای شدید به قدرت دولت اجرا شدند، نه بر پایۀ یک اجماع اجتماعی گسترده.
دولت پهلوی مدرن‌سازی را پیش برد، اما نتوانست سکولاریسم را به یک باور عمومی و هویت ملی مشترک تبدیل کند.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها، جایگاه روحانیت در دو کشور بود.
در امپراتوری عثمانی، روحانیت سنّی عمدتاً وابسته به دولت بود
مفتیان، قضات شرع و نهادهای مذهبی تحت کنترل حکومت عمل می‌کردند
بنابراین هنگامی که جمهوری ترکیه تصمیم گرفت نفوذ مذهب را محدود کند، در واقع ساختاری وابسته به دولت را بازسازی می‌کرد.

اما در ایران، روحانیت شیعه تاریخی متفاوت داشت. حوزه‌های علمیه، منابع مالی مستقل، ارتباط عمیق با بازار و نفوذ گسترده در میان مردم، به روحانیت قدرتی مستقل از دولت داده بود.
این استقلال باعث شد که نهاد دین در ایران بتواند در برابر دولت مدرن مقاومت کند و حتی در نهایت آن را شکست دهد.
در واقع، دولت پهلوی هرگز نتوانست روحانیت را به زیرمجموعه دولت تبدیل کند

عامل مهم دیگر، مسئله هویت ملی بود. در ترکیه، جمهوری جدید هویت «ترک» را جایگزین هویت عثمانی ـ اسلامی کرد. زبان جدید، تاریخ‌نگاری ملی، تغییر الفبا و نظام آموزشی همگی در خدمت ساختن ملت جدید بودند
اما در ایران، هویت ملی همواره آمیزه‌ای از ایرانیت و تشیع بود.
حکومت پهلوی تلاش کرد بر شکوه ایران باستان و ناسیونالیسم ایرانی تأکید کند، اما نتوانست میان هویت ملی و هویت مذهبی تعادل پایدار ایجاد کند.
برای بخش بزرگی از جامعه، تشیُّع همچنان منبع اصلی مشروعیت اخلاقی و سیاسی باقی ماند.
از سوی دیگر، اشتباهات سیاسی حکومت پهلوی نیز زمینه شکست پروژه سکولاریسم را فراهم کرد
پس از کودتای ۱۳۳۲ حکومت بیش از پیش به سمت تمرکز قدرت و سرکوب مخالفان رفت. احزاب مستقل تضعیف شدند، فضای سیاسی بسته شد و جامعه مدنی رشد نیافت.

در چنین شرایطی، تنها نیروی سازمان‌یافته‌ای که توانست در برابر حکومت بسیج اجتماعی ایجاد کند، شبکه روحانیت و مساجد بود.
در واقع، سرکوب نیروهای سکولار و ملی، ناخواسته میدان را برای اسلام‌گرایان باز کرد.

رابطه با غرب نیز نقشی تعیین‌کننده داشت.
در ترکیه، غرب‌گرایی بخشی از پروژه ملی‌گرایی جدید شد.
اما در ایران، دخالت‌های خارجی، به‌ویژه نقش آمریکا و بریتانیا در کودتای ۱۳۳۲، باعث شد بخش بزرگی از جامعه، مدرنیزاسیون و سکولاریسم را با وابستگی به غرب پیوند بزند.
اسلام‌گرایان توانستند از این احساس استفاده کنند و خود را نیروی استقلال‌طلب و ضدسلطه معرفی کنند.
با این حال، تجربه امروز ترکیه نشان می‌دهد که سکولاریسم حتی در آن کشور نیز پیروزی کامل و نهایی نداشته است.
قدرت گرفتن جریان‌های اسلام‌گرا و ظهور ادوغان نشان داد که سکولاریسم اگر صرفاً بر قدرت دولت و ارتش متّکی باشد و در عمق فرهنگ سیاسی جامعه نهادینه نشود، می‌تواند با چالش روبه‌رو شود.

در نهایت، تفاوت اصلی میان ایران و ترکیه شاید در یک جمله خلاصه شود:
سکولاریسم در ترکیه بخشی از روایت «نجات ملی» شد، اما در ایران هرگز نتوانست برای اکثریت جامعه به یک آرمان مشترک و ریشه‌دار تبدیل شود.

...زمان در حال اتمام است!

...زمان در حال اتمام است!

🔴آصف دورانی سفیر اسبق پاکستان در ایران:

🔹بن‌بست جاری ایران و آمریکا روزبه‌روز نگران‌کننده‌تر می‌شود. ترامپ تصور می‌کرد فشار نظامی و تحریم‌ها، ایران را مجبور به پذیرش شروط آمریکا در مسئله هسته‌ای خواهد کرد. اما در مقابل، موضع ایران عمدتاً بدون تغییر مانده است: بدون سلاح هسته‌ای، اما بدون تسلیم حق خود برای فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای در چارچوب ان‌پی‌تی.

🔹دور اول از نظر سیاسی دستاورد چندانی نداشت. ایران از موضع هسته‌ای خود دفاع کرد، ارزش راهبردی تنگه هرمز را نشان داد و ثابت کرد که جغرافیا، موشکها و پهپادها بازدارنده‌های قدرتمندی هستند. تهران اکنون خواستار ۳۰۰ میلیارد دلار غرامت بابت خسارت‌های جنگی و آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدودی، شده است که اهرم جدیدی به مذاکرات آینده می‌بخشد.

🔹خطر واقعی اینجاست که به نظر می‌رسد هیچ یک از دو طرف راضی نیستند. واشنگتن نتوانست تعهد ایران را جلب کند؛ تهران نیز حاضر به عقب‌نشینی نیست. نتیجه شاید صلح نباشد، بلکه یک توقف پیش از دور دوم رویارویی باشد.

🔹جنگی دیگر به معنای افزایش قیمت نفت، تورم، عدم قطعیت اقتصادی و بی‌ثباتی بیشتر در خاورمیانه و فراتر از آن خواهد بود. دیپلماسی همچنان تنها مسیر پایدار است. نیروی نظامی می‌تواند زیرساخت‌ها را تخریب کند، اما نمی‌تواند واقعیت‌های سیاسی‌ای را که در هسته مناقشه ایران و آمریکا قرار دارد، حل‌وفصل کند. زمان در حال اتمام است.
@khabare_furie

قطع اینترنت، بدتر از جنگ بی‌خبری، بدتر از انفرادی

قطع اینترنت، بدتر از جنگ
بی‌خبری، بدتر از انفرادی

✍ رحیم قمیشی

در عراق ما را واداشته بودند چهار اتاقک بسیار کوچک بسازیم.
با تصور این که دستشویی‌های بند قرار است افزایش یابند، برای ساختن آن‌ها عجله هم کردیم!
ابعاد هر کدام شاید یک متر و بیست سانتی‌متر در یک متر و بیست بود.
اما برای آن اتاقک‌ها نه لوله آب کشیدند، نه چاهی تعبیه کردند، سنگ توالتی هم کار نگذاشتند. تنها دیوارهایی بود سیمانی و تاریک. بدون پنجره‌ای حتی کوچک.
وقتی همه فهمیدیم آنجا دستشویی نیست که درهای آهنی بد قواره‌ای برایشان گذاشتند و برای اولین بار اسم چهار نفر را خواندند.
یکی‌شان من بودم، یکی نادر، دوستم. یکی رسول بوشهری بود یکی رحمان.
گفتند باید بروید انفرادی.
نمی‌دانستیم چهار انفرادی ساخته‌ایم.
بد گذشت، نمی‌خواهم از بدی‌هایش بنویسم که زمستان بود و پتو ندادند، که تاریک بود و آفتاب را نمی‌دیدیم، که برای دراز کشیدن جا نداشت، اما بدترین قسمتش آن بود که نمی‌دانستیم بعد از ما چه بر سر بقیه بچه‌ها آمد.
یک بار فکر می‌کردیم همه را دارند می‌زنند، یکبار نگران بچه‌های بیمار می‌شدیم، یک بار به فکر نوجوان‌هایی که فکر می‌کردند برادر بزرگ‌شان هستیم و درد اسارت را کمتر حس می‌کردند.
انفرادی آنقدرها درد نداشت
بی‌خبری‌هایش خیلی درد داشت!

همین اتفاق در ایران هم برایم افتاد. نباید جزییاتش را بنویسم، اما درد انفرادی خیلی کمتر از آن بود که نمی‌دانستم آن طرف سلول چه خبر است. وای از وقتی که می‌گفتند نمی‌دانی چند نفر به‌خاطر اقدامت کشته شدند! خواب‌های پریشان، دلهره، وحشت از مواجه شدن با خانواده‌های داغدار. چه خوب که همه‌ آن خبرها دروغ بودند.

بیست و چهار ساعت نشده که گفته‌اند اینترنت آزاد شده. همان آزادی نیم‌بند با هزار فیلتر. نمی‌دانم چرا احساس می‌کنم داستان همان انفردای‌هاست. همان دردهای عمیق.
سه ماه نمی‌دانستیم دوستانمان در چه حالی هستند، آن‌ها هم از ما جنگ‌زده‌ها بی‌خبر.
سه ماه دنیا دردهای ما را نفهمید.
نفهمید بر سر لاله‌های نورسته مدرسه میناب چه رفت، بر سر خانواده‌هایشان چه.
دنیا نفهمید ماموری که طفل کشته‌شده را از زیر آور بیرون می‌کشید، بعدش چه حالی داشته.
سه ماه دنیا نفهمید ما چطور نیمه‌شب‌ها از خواب می‌پریدیم، چطور اعضای یک خانواده یک‌جا به زیر آوار می‌رفتند.
نمی‌دانم با چه حیله‌ای اسرائیل کاری کرد اینترنت ایران برای تمام دنیا قطع شود، تا هر چه دلش خواست جنایت کند!
چطور توانست یک ملت را در انفرادی کند!

انفرادی فقط سلول نیست.
بی‌خبری از بیرون است.
این که هیچ کس نمی‌داند بر تو چه می‌گذرد.
و تو نمی‌دانی بر دیگران چه می‌گذرد!

۲۴ ساعت است درز در را باز کرده‌اند.
مثل همان عراق که تا از انفردای آمدیم بیرون، چشم‌هایمان می‌سوخت، و تا چندین دقیقه نمی‌توانستیم آن‌ها را باز کنیم، الان هم چشم‌هایمان دارد می‌سوزد!
گاهی می‌گوییم همان انفرادی که خوب‌تر بود!!
یعنی باخبر می‌شویم بچه‌ها همه حال‌شان خوب است، کسی کشته نشده؟
انفرادی بد است، از آن بدتر قطع ارتباط‌هاست.
از آن بدتر آنست که هیچکس اشک‌هایت را نمی‌بیند، خنده‌هایت را نمی‌بیند.
هیچ کس نمی‌داند خوبی، یا درد داری.

دیوارهای انفرادی قابل تحمل است، بی‌خبری‌هایش خیلی سخت است.
جنگ را شاید بشود تحمل کرد، با همدردی، با کمک به هم، با رسیدگی به هموطن، اما بی‌خبری خیلی بد است.

لطفاً این بار خدای نکرده جنگ شد
اینترنت را نگذارید دشمن قطع کند
که دردش گاهی بیشتر از خود جنگ است!
این بار اگر جنگ شد
نگذارید هم از بیرون کتک بخوریم
هم از داخل!

@ghomeishi3

رکورد تاریخی کاهش جمعیّت ایران

🛑📸 رکورد تاریخی کاهش جمعیّت ایران

از ۲ میلیون تولّد در دهۀ ۶۰ تا ۸۹۲ هزار تولُّد در ۱۴۰۴؛

با توجُّه به شعار فرزندآوری و روایت یک تغییر بزرگ جمعیّتی!

👉 @Qomonline

🔺افرادی که «یارانه» نمی‌گیرند چگونه برای دریافت «کالابرگ» ثبت‌نام کنند؟  🔹سرپرستان خانوار برای شرو

🔺افرادی که «یارانه» نمی‌گیرند چگونه برای دریافت «کالابرگ» ثبت‌نام کنند؟

🔹سرپرستان خانوار برای شروع به نشانی hemayat.sfara.ir مراجعه کنند.
🔹پس از وارد کردن شماره موبایل،‌یک کد تایید ۶ رقمی از طریق پیامک ارسال می‌شود. کاربر باید این کد را وارد کرده و گزینه "ادامه" را انتخاب کند.
🔹با تایید کد پیامکی، کاربر وارد پنل شخصی خود در شبکه ملی یارانه‌های متمرکز (شمیم) می‌شود
🔹در صورتی که وضعیت یارانه «یارانه‌نگیر» ثبت شده باشد یا دهک خانوار مورد اعتراض باشد، امکان «ثبت درخواست بررسی» فعال می‌شود.
🔹کاربرانی که در این مرحله موجودی کالابرگ آنها "صفر" است و «یارانه‌ نگیر» هستند می‌توانند از طریق همین سامانه با انتخاب گزینه «ثبت درخواست بررسی» و سپس ثبت اطلاعات هویتی سرپرست خانوار، درخواست خود را به‌صورت رسمی در سامانه ثبت کنند.
🔹پس از تکمیل اطلاعات در نهایت "کد پیگیری" در اختیار کاربر قرار می‌گیرد.

@khabarfouri

ویروس گرسنگی

🔺ویروس گرسنگی

ویروس گرسنگی روزانه نزدیک به هشت هزار کودک را می‌کشد !!

واکسن این ویروس موجود است،

اسمش غذا است !!

اما شما چیزی از این تعداد مرگ در رسانه‌ها نمی‌شنوید، می‌دانید چرا ؟

چون گرسنگی ثروتمندان را نمی‌کشد ...

#تلنگر

▪️انجمن بزرگان و اندیشمندان !
▪️@Anjomane_bozorgan

عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت

عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت

🔻روایت عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت که در اختیار شرکت نفت نیکو قرار گرفته بود، مربوط به دولت ابراهیم رئیسی بود.

داستانی که شاید بسیاری نمی‌خواهند پای آن به رسانه‌ها کشیده شود چرا که رقم آن سه و نیم برابر فساد چای دبش است.

پول‌هایی که با آن به جای برطرف کردن مشکلات مردم، خرج زندگی پرزرق و برق در کشورهای دیگر می‌شد.

گزارش را اینجا بخوانید.

@eskannews_com
instagram.com/eskannews

عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت

عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت

🔻روایت عدم بازگشت 11 میلیارد دلار از منابع فروش نفت که در اختیار شرکت نفت نیکو قرار گرفته بود، مربوط به دولت ابراهیم رئیسی بود.

داستانی که شاید بسیاری نمی‌خواهند پای آن به رسانه‌ها کشیده شود چرا که رقم آن سه و نیم برابر فساد چای دبش است.

پول‌هایی که با آن به جای برطرف کردن مشکلات مردم، خرج زندگی پرزرق و برق در کشورهای دیگر می‌شد.

گزارش را اینجا بخوانید.

@eskannews_com
instagram.com/eskannews

از مهسا امینی و هزاران دختری که سوار ون کردند تا بی‌حجاب‌های افتخارآمیز ۲۲ بهمن!

از مهسا امینی و هزاران دختری که سوار ون کردند تا بی‌حجاب‌های افتخارآمیز ۲۲ بهمن!

عصر ایران نوشت:

وقتی رسانه‌های اصولگرا را دیدم که با چه ذوق و شوقی، تصاویر خانم‌های بی‌حجاب - و نه حتی اصطلاحاً بدحجاب - را در راهپیمایی ۲۲ بهمن منتشر و حتی با آن‌ها مصاحبه می‌کنند، دلم به حال خانواده جگرسوخته مهسا امینی سوخت که وقتی گشت ارشاد او را گرفت، روسری به سر داشت...

دلم سوخت برای هزاران زن و دختر ایرانی که آن‌ها را به‌خاطر چند تار مویشان که از روسری بیرون زده بود، به ضرب و زور و تحقیرکنان به سمت ون‌های سبز می‌کشیدند و آن بی‌دفاعان تنها می‌توانستند از خشم یا ترس یا ترکیبی از این دو، جیغ بکشند...

دلم سوخت برای آن مادری که دخترش را سوار گشت ارشاد کردند و او جلوی ون را گرفته بود که «تو را به خدا نبریدش، دخترم بیمار است».

ما مردمان دلسوخته‌ای هستیم که تمام تلاشمان را می‌کنیم که لااقل، سرزمینمان، زمینِ سوخته نشود.

@VOTEHRAN

اشتباه ما را  تکرار  نکنید!!

اشتباه ما را تکرار نکنید!!

حجّت‌الاسلام احمد منتظری فرزند مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری :

.. بعد سرنگونی صدّام برخی از روحانیون شیعه عراق به دنبال یک مدل حکومتی مثل حکومت ولایت فقیه در عراق بودند که پدرم نامه‌ای به روحانیون عراق فرستاد و گفت :


« .. اشتباه ما را تکرار نکنید..،
آخوندها به درد حکومت نمی‌خورند...!!
هم به خودشان ضربه می زنند...!!
هم به دین...!!!
هم به مردم...!!...»

توضیح نماینده تهران دربارۀ اجساد شناسایی نشده ۵۰ زن!!

توضیح نماینده تهران دربارۀ اجساد شناسایی نشده ۵۰ زن!!

سراج عضو کمیسیون اجتماعی دربارۀ خبر انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرّس مبنی بر این که پیکر ۵۰ زن در کهریزک همچنان بدون شناسایی و بدون هویت باقی مانده است، گفت:

🔹️ برخی اجساد شناسایی نشده‌اند. یعنی نه کسی دنبالشان آمده است و نه مدارک شناسایی همراه‌شان بوده است. بنابراین باید از مسیرهای مختلف برویم تا این‌ها را شناسایی کنیم./ایلنا

⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️


پنجاه زن؛ زخم‌هایی که هنوز نفس می‌کشند

پنجاه زن…
نه عددند، نه آمارند، نه حاشیه‌ی یک خبر خسته؛ پنجاه مکث‌اند در گلوی زمان، پنجاه جای خالی که هنوز کسی جرئت نکرده با صدای بلند نامشان کند.

آن‌ها فقط بدن‌های بی‌نام نیستند؛ آیینه‌های شکسته‌اند، تکّه‌هایی که اگر کنار هم چیده شوند، صورتِ واقعیِ بی‌تفاوتیِ ما را نشان می‌دهند.

می‌گویند شناسایی نشده‌اند؛ نه دستی دنبالشان آمده، نه مدرکی در جیب‌های خاموششان مانده، و همین سکوت، سنگین‌تر از هر خبر، روی شانه‌های شهر افتاده است.

اما سؤال مثل خاری در ذهن می‌ماند: چگونه انسانی می‌تواند آن‌قدر تنها شود که حتی بعد از مرگ، کسی نامش را صدا نزند؟ چرا پنجاه زن؟ چرا پنجاه داستانِ زنانه که بی‌صدا از صفحه‌ی جهان کنده شده‌اند و هنوز کسی جرئت نکرده آخرین خطشان را بخواند؟ شاید پیش از مرگ، بارها در سایه‌ها مُرده بودند؛ در صف‌های بی‌توجّهی، در ازدحام عبورهای بی‌نگاه، در شهرهایی که پر از جمعیت‌اند اما خالی از دیدن.

پنجاه زن…
پنجاه دادخواستِ باز بر میزِ خاموشِ وجدان جمعی؛ پنجاه پتک که باید بر سقفِ خواب‌زده‌ی ما فرود بیاید تا بفهمیم فاجعه همیشه با انفجار نمی‌آید، گاهی آرام، مثل برفی سرد، روی شانه‌های عادت می‌نشیند و ما را زیر سکوتِ خودمان دفن می‌کند.

بی‌هویتی فقط نداشتن کارت نیست؛ بی‌هویتی یعنی جامعه‌ای که حافظه‌اش را قسطی فروخته، شهری که آن‌قدر شلوغ شده که گم‌شدن پنجاه زن حتی صدای ترمز وجدانش را هم درنمی‌آورد.

چرا پنجاه زن مانده‌اند؟ آیا کسی سال‌ها پیش آن‌ها را از دفترِ دیدن خط زده بود؟ یا ترس، نامشان را از زبان نزدیک‌ترین آدم‌ها ربود؟ یا ما آن‌قدر به عادی‌شدن فاجعه خو گرفته‌ایم که حتی دنبال پاسخ هم نمی‌رویم؟

جامعه‌ای که زن‌هایش را فقط وقتی می‌بیند که تیتر شوند،مدّت‌هاست
گورکنِ زنده‌هاست.

پنجاه زن…
پنجاه جنازه نیستند؛پنجاه سیلی‌اند
بر صورتِ خواب‌آلودِ وجدانی
که هر روز با بی‌تفاوتی ریش می‌تراشد
و خودش را در آینه، سالم‌تر از حقیقت می‌بیند.
پنجاه زخم بی‌نام بر پیشانی شهری که هر روز آینه را پاک می‌کند تا خودش را بی‌گناه‌تر ببیند.

و هولناک‌تر از مرگ این است که انسانی برود و جهان حتی جای خالی نامش را حس نکند؛ انگار نه کسی آمده بود، نه کسی رفته است.

و گزنده‌تر از همه، ما هم مُرده‌ایم…
نه یک بار، نه آرام،بلکه هر روز، با هر نگاه که از کنار نبودشان گذشت،با هر ثانیه‌ای که زندگیِ بی‌دردمان ادامه یافت،ما هم کمی خاک شدیم،پشت دیوار سکوت، در خلوتِ بی‌اعتنایی.

انگار نه پنجاه زن، که فقط پنجاه ثانیه از حوصله‌مان کم شده بود…
#جعفر_گودرزی

روزی 80 میلیون دلار ضرر قطعی اینترنت

روزی 80 میلیون دلار ضرر قطعی اینترنت

🔴کلاهی، رییس کمیسیون دانش‌‌بنیان:

🔹کشور بابت هر روز قطعی اینترنت، مستقیم و غیرمستقیم 80 میلیون دلار ضرر می‌کنه!

🔹این یعنی روزانه 4 پل B-1 و دو نیروگاه متوسّط به دست خودمون داره نابود میشه...

✅اخبار لحظه ای و فوری جنگ👇
http://eitaa.com/joinchat/1056899072C2528af41ae

سی ویژگی کسانی که خیلی اشتباه می‌کنند.

💢سی ویژگی کسانی که خیلی اشتباه می‌کنند.

🖊دکتر محمود سریع‌القلم

۱. حتّی سه صفحه در مورد خودشان نمی‌توانند بنویسند؛
۲. صندوقچه EQ آن‌ها قفل است؛
۳. انسان‌ها را به خوب و بد تقسیم می‌کنند؛
۴. با داده (Data) و مشورت تصمیم نمی‌گیرند؛
۵. با افراد تکراری معاشرت می‌کنند؛
۶. با معنای ریسک آشنایی ندارند؛
۷. به استقبال شکست نمی‌روند؛
۸. حتّی در حدِّ یک کتاب از فلاسفۀ بزرگ نخوانده‌اند؛
۹. دامنۀ واژگان آن‌ها بسیار محدود است؛
۱۰. برای انجام کارها، ذهن خود را نمی‌توانند به دپارتمان‌های ده‌گانه تقسیم کنند؛
۱۱. به پیامدهای سخن و رفتار خود بی توجه‌اند؛
۱۲. بر پرخاش‌های خود کنترل ندارند ؛
۱۳. با ویژگی‌های مثبت و منفی طبع بشر آشنایی محدودی دارند؛
۱۴. ۹۵ درصد حرف می‌زنند، ۵ درصد سؤال می‌کنند؛
۱۵. اکثریّت مطلق حرف‌هایشان تکراری است؛
۱۶. قدرشناس نیستند؛
۱۷. آداب نگه داشتن دوست را نمی‌دانند؛
۱۸. از افراد بهتر از خود هراس دارند؛
۱۹. با زیبایی‌ها، رنگ و سکوت انس ندارند؛
۲۰. ظرفیّت به تأخیرانداختن واکنش خود تا یک ماه و حتّی یک سال را ندارند؛
۲۱. فکر می‌کنند Perfect [کامل]هستند؛
۲۲. [پروپاگاندا] Propaganda در آن‌ها تأثیر بسزایی دارد؛
۲۳. به جزئیات بی‌توجّه‌اند؛
۲۴. یک سؤال را از ده نفر با دیدگاه‌های گوناگون نمی‌پرسند؛
۲۵. کوتاه آمدن را ضعف می‌پندارند؛
۲۶. دائماً در حال قضاوت بدون پشتوانه هستند؛
۲۷. انتظاراتشان از دیگران بیشتر از انتظاراتشان از خودشان است؛
۲۸. منحنی زندگی‌شان افقی است؛
۲۹. دایرۀ غرایز آن‌ها فعّال ولی دایرۀ فکرآن‌ها منجمد است؛
۳۰. نمی‌دانند تغییر یعنی فکر تعطیل نیست.

نامۀ عبدالنّاصر همّتی به پزشکیان

نامۀ عبدالنّاصر همّتی به پزشکیان

🔴 منابع غیر رسمی از نامۀ عبدالنّاصر همّتی به پزشکیان:

🔸 بازسازی اقتصاد پس از جنگ ممکن است ۱۲ سال طول بکشد. طبق ارزیابی ارائه شده در صورت تداوم کمبود نهاده‌های صنعتی، تورّم می‌تواند به ۱۸۰ درصد برسد.

🔸 عبدالنّاصر همّتی در این نامه از پزشکیان خواست تا اقدامات فوری برای تثبیت اقتصاد، از جمله بازگرداندن دسترسی کامل به اینترنت و پیگیری توافق با ایالات متّحده، انجام دهد.

🔴 اخبار دقیق و واقعی جنگ را در بامداد نو دنبال کنید:
❇️ @baamdadeno

۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی پنهان ایران!!

۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی پنهان ایران!!

امارات اعلام کرد
۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی پنهان ایران در امارات را پس نمی‌دهد!
گستردگی و ژرفای اقیانوس فساد سیستمی در کشور

حالا فهمیدید تحریم چه نعمتی است اما رای...

بعد می‌گویند پول نداریم! مجبوریم بنزین را گران کنیم ،مالیات را افزایش بدهیم... !


@Aalijnab

پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌

پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌!

🔴 *یکی دیگر از پربازدیدترین و متفاوت‌ترین توییت‌های چند ساعت اخیر (شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴)*

متعلق به «نیل دگراس تایسون» (Neil deGrasse Tyson)، فیزیکدان و مروج علم مشهور جهانی است. این توییت با بیش از ۳۸ میلیون بازدید، از دریچه «تاریخ علم و نجوم» به بحران ایران نگریسته و وجدان علمی جهان را مخاطب قرار داده است.

متن توییت:
> "When you look at the stars from the Iranian plateau, you aren't just looking at space; you're looking at the same sky that inspired Al-Biruni and Khayyam to measure the universe. To bomb Iran is to attack a nation that mapped the heavens while much of the world was in the dark. We are throwing stones at the cradle of our own curiosity. The universe doesn't care about borders, but it remembers who looked up first."

🔶 ترجمه فارسی:
> «وقتی از فلات ایران به ستاره‌ها نگاه می‌کنید، فقط فضا را نمی‌بینید؛ به همان آسمانی نگاه می‌کنید که الهام‌بخشِ ابوریحان بیرونی و خیام برای اندازه‌گیری جهان بود. بمباران ایران، حمله به ملتی است که وقتی بخش بزرگی از جهان در تاریکی بود، نقشه آسمان‌ها را ترسیم می‌کرد. ما در حال سنگ‌اندازی به گهواره‌ی کنجکاویِ خودمان هستیم. جهان به مرزها اهمیت نمی‌دهد، اما به یاد می‌آورد که چه کسی زودتر از همه به بالا (آسمان) نگاه کرد.»

🔶 چرا این توییت در صدر بازدیدها قرار گرفت؟
۱. زاویه دید علمی: تایسون به جای بحث‌های کلیشه‌ای سیاسی، به ریشه‌های علمی ایران اشاره کرد. او یادآوری کرد که بسیاری از مفاهیم مدرن ریاضی و نجوم مدیون دانشمندان ایرانی است.

۲. تصویر ضمیمه: او تصویری با کیفیت خیره‌کننده از «رصدخانه مراغه» در کنار تصویری از «تلسکوپ جیمز وب» منتشر کرد و زیر آن نوشت: "بدونِ دیروزِ آن‌ها، امروزِ ما ممکن نبود."

۳. تأثیر بر جامعه علمی: این توییت موجی از حمایت را در میان اساتید دانشگاه و دانشمندان ناسا و اسا (ESA) ایجاد کرد که با هشتگ #ProtectTheCradle (از گهواره محافظت کنید) بازنشر شد.

🔶 واکنش‌های جالب در کامنت‌ها:
- یک ستاره‌شناس آلمانی نوشت: "هر بار که به تقویم جلالی نگاه می‌کنم (دقیق‌ترین تقویم جهان)، به یاد می‌آورم که ذهن ایرانی چگونه زمان را مهار کرد. ویران کردنِ خانه‌ی چنین ذهنی، جنایت علیه بشریت است."
- یک کاربر از هند کامنت گذاشت: "ایران یک کشور نیست، ایران یک 'ایده' است که علم و هنر را با هم ترکیب کرد. بمب‌ها هرگز نمی‌توانند یک 'ایده' را از بین ببرند."
- 💫💕💫

این شد که این شد    دولت خاتمی فرصتی طلایی که توسُّط متوهّمان کج‌اندیش تعمّداً سوزانده شد.*  

.

🍀💐 *این شد که این شد

دولت خاتمی فرصتی طلایی که توسُّط متوهّمان کج‌اندیش تعمّداً سوزانده شد.*


مهدی صادقی‌نیا استاد جامعه‌شناسی


شب گذشته به‌صورت اتّفاقی *به فیلم‌های زلزلۀ بم در سال ۱۳۸۲ برخورد کردم ، از یادآوری سیل پیام‌های ابراز همدردی سران کشورهای اروپایی و امریکا ، ایجاد کمپین بین‌المللی در گسیل مستمر کمک ، جایگاه ، شانیت ، احترام و ارتباط حسنه دولت وقت با جهان و مقایسه آن با اوضاع امروز دچار حسرت شده و غبطه خوردم .*
رابطه ای که *با تلاش‌های نابخردان داخلی به آتش کشیده شد و سرانجام شرایط حال را رقم زد .*
۱۰۰ کشور با بیش از ۲۴۰ پرواز بین المللی *هزاران تن کمک‌های حیاتی را به بم ارسال نموده که سهم آمریکا ۲۲ پرواز و اوکراین ۲۸ پرواز بود .*
رییس جمهور وقت آمریکا *جورج بوش از اولین کسانی بود که فاجعه زلزله را تسلیت گفته ، برای ارسال کمک اعلام آمادگی نمود و با چراغ سبز ایران برای اولین بار بعد از انقلاب هواپیماهای نظامی آمریکایی با اجازه رسمی دولت وارد آسمان ایران شده ، کمک ها را مستقیما به بم رسانده و نظامیان آمریکایی در کنار نیروهای ارتش ایران خدمات رسانی کردند .*
آمریکا ، ایتالیا ، فرانسه ، نروژ *از کشورهایی بودند که در بم بیمارستان مجهز صحرایی احداث نمودند و انگلستان تیم ۶۰ نفره از امدادگران زبده را به ایران فرستاد .*
میزان کمک های بین المللی *به بم حدود یک میلیارد دلار تخمین زده شده است. همچنین پادشاه کنونی انگلستان چالرز سوم برای ابراز همدردی از طرف کشورهای مشترک المنافع به بم آمد .*
واکنش جهان *در قبال رخداد تلخ زلزله بم نشان داد دولت خاتمی در کسب آبرو و وجهه برای ایران به عنوان عضوی از جامعه بین المللی بسیار موفّق و فراتر از توقّعات عمل کرده است .*
خاتمی به ۴۹ کشور جهان *از جمله فرانسه ، اسپانیا ، ایتالیا ، سوئیس ، آلمان ، ژاپن و اتریش سفر کرد و با استقبال درخور و محترمانه روسای دولت‌های میزبان مواجه شد و به پیشنهاد او سال ۲۰۰۱ با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل سال گفتگوی تمدن ها نام گرفت .*
در زمینه اقتصادی *دولت او با وجود محدودیت در ذخایر ارزی عنوان موفق ترین دولت بعد از انقلاب را کسب و در پایان تصدّی بر قوّۀ مجریه میزان تولید نفت را افزایش داده و صندوق ذخیره ارزی را با موجودی ۲۰ میلیارد دلار تحویل دولت بعد نمود و با حدود یک سوم درآمد نفتی دولت احمدی نژاد کارنامه موفق تر در کنترل تورُّم ، رشد اقتصادی و جهش صادرات غیرنفتی بجا گذارد .*
در زمینه اجتماعی *باعث ایجاد امیدواری و باور عمومی مبنی بر آغار دوره رشد ، رفاه ، توسعه و فراگیری آزادی های اجتماعی در بین مردم گردید .*
دریغ و افسوس *که هرچه در آن هشت سال رشته شد محمود احمدی نژاد پنبه کرد .*
فردی که قطعنامه دان ها *را پاره می‌کرد و سفارش به ریختن آب در محل سوزش می‌نمود ، هلوکاست را مستمرّاً نفی و کنفرانس بین المللی و مسابقه برای آن برگزار و توطئه‌ها در مورد ۱۱ سپتامبر را برملا می‌کرد .*
جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی اش *به خاطر نماز اول وقت مذاکرات بین المللی را ترک کرده و با قدم زدن در حیاط ، مذاکره کنندگان خارجی را معطّل می‌ساخت ، دانش آموزان در این دوره در خانه انرژی هسته ای کشف و در سازمان ملل هالۀ نور گرد رییس جمهور شکل می‌گرفت .*
میلیون ها نفر از مردم ایران *را خس و خاشاک دانسته و با موافقت دولتش گشت ارشاد آغاز بکار کرد .*
یار غارش مشایی *به دنبال جادو و جنبل و معاون اولش رحیمی در پی اختلاس و ارتشا بوده و بقایی پاکدست ده‌ها سکّه و صدها هزار دلار و یورو را به صورت نقد حمل می‌کرد .*
۶۰۰ میلیارد دلار درآمد رویایی و بی‌نظیر نفتی *مشخّص نشد چگونه و کجا هزینه شد ، ایران به تهدیدی برای نظام بین الملل تبدیل شده و رئیس جمهورش را فقط به کشورهای فقیر و فاقد قدرت تأثیرگذاری راه می‌دادند.*
علاقه ویژه‌ای *به نقاط ضعف و آتو گرفتن از سران دیگر قوا و فرماندهان سپاه داشت و بگم‌بگم را ورد زبان ساخته بود . در دورانش قبح فساد ، ناکارآمدی و بی قانونی در کشور ریخت و کشور و حاکمیت را در چاهی افکند که نجات از آن تاکنون میسر نشده است .*
به گزارش سازمان شفّافیّت بین‌المللی *دولت احمدی نژاد فاسدترین ، کثیف‌ترین و نادان‌ترین دولت بعد از انقلاب بوده است ، هرچند افتخار طرح موضوع هوکاست را در این که اساساً طرّاح آن نفوذی‌های اسرائیل بودند یا نه اختلاف نظرهایی وجود دارد .*

*این شد که این شد.*

نامه عبدالکریم سروش         به رهبر جدید

نامه عبدالکریم سروش
به رهبر جدید

می‌توانستم اين نامه را نهانی روانه کنم تا به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد به دست شما برسد، اما رواتر ديدم که طبل را زير گليم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم. بل بلاغ مبيّن کنم و بر سر مناره فغان برآورم و به پيش شحنه بگويم که صوفيان مستند۰

به قدر طاقت خشم خود را فرو می‌خورم و با دلواپسی عميق از آينده کشور و بی‌کفايتی‌های ويرانگر و ايران‌‌سوز، صبورانه سرکشی‌های قلم را مهار مي‌کنم و درست‌‌گويی را به درشت‌‌گويی نمی‌آميزم و خطاب بی‌عتاب می‌کنم و سخن به نرمی و آزرم می‌گويم تا دلی را به نصيحت گرم کنم و سلطانی را از سوء‌ سياست برهانم.

پست می‌گويم به‌اندازۀ عقول
عيب نبوَد،اين بُوَد کار رسول

نرم گو ليکن مگو غير صواب
وسوسه مفروش در لين‌الخطاب

رهبری حق شما باشد يا نباشد،نقد رهبری بی‌شبهه حق مردم است و گوش‌کردن به نقد آنان تکليف شما.آن هم در علن نه در خفا.
صد محفل و مجلس برای تائيد ولايت فقيه برپا می‌کنيد، يکی‌ هم برای نقد و آسيب شناسی‌‌اش برپا کنيد.صد مدّاح و ثناخوان در روزنامه و صدا و سيما داريد ، يک نقّاد را هم تحمُّل کنيد. نه فقط تحمُّل که تشويق کنيد تا عيب شما را آشکارا بگويد.
زيان نمي‌کنيد.خشونت نقد را بچشيد۰خاصيت‌ها دارد. دانشگاه‌ها را بگذاريد حقيقتاً دانشگاه و دارالعلم باشند۰راضی‌ مشويد که حراميان و راهزنان دهان و استخوان دانشجويان را بشکنند و چشمشان را در آورند
۰دشنه را به مصاف دليل نفرستيد.
بگذاريد افکار شاخ يکديگر را بشکنند. از زوال ايمان جوانان نهراسيد.

دشمن‌ترين دشمنان ايمان ، مستبّدانند نه نقّادان .

به مغرب زمين نگاه کنيد . سه‌قرن است گزنده‌ترين و کوبنده‌ترين مخالفت‌ها و دشمنی‌ها را با دين کرده و مي‌کنند،اما دينداری معرفت‌‌انديش همچنان بالنده و باقی‌مانده است.

کليسا‌ها چراغشان روشن است. کتاب‌های محقّقانه در تاريخ و فلسفه و علم و دين،بهتر و بيشتر از کشور ما به بازار می‌آيند.عاقبت ماندنی‌ها می‌‌مانند و رفتنی‌ها چون کفی بر آب می‌‌روند.

دشمنان با انبيا بر می‌‌تنند
پس ملايک رب سلٌم می‌زنند
کاين چراغی را که هست او نور داد
از دم و پف‌های دزدان دور دار

آن‌قدر جامعه را چون کودکی تر و خشک نکنيد و پستانک ولايت به دهانش نگذاريد .خدايی نکنيد بل خدا را در ميان آوريد !

هر جا عدالت و خلّاقيّت و رحمت و حرّيت هست،خدا هم هست. خدايی که ما مي‌شناسيم و می‌‌پرستيم موصوف به اين اوصاف است.
جامعه را لبريز از عدالت و رحمت و خلّاقيّت کنيد، خدايی می‌‌شود.

به قشور و ظواهر دل شاد مکنيد و حقيقت را به مجاز نفروشيد .

غرّه مشو که گربه عابد نماز کرد

*آقای خامنه‌ای!**

من و شما افسانه می‌شويم ، امّا اين نامه‌ها جاودان می‌‌ماند ، چون پنجره‌ای به روی آينده و چون آينهِ‌‌ای برای آيندگان که چهرۀ رياست شما را می‌‌نمايد و قصّۀ زعامت شما را می‌‌خواند.

باری چو فسانه مي‌شوی ای بخرد
افسانۀ نيک‌ شو نه افسانه بد

به منزل نخستين قدم بگذاريد و به منزلهۀ نخستين قدم، بگذاريد اين نامه را همگان بخوانند،آن هم به فراغت نه به تشويش،در روزنامه‌ها نه در شبنامه‌ها، درعلن نه در خفا.

با رعيّت فتح باب گفتگو کنيد و به آنان جواب علنی بدهيد و از“استبداد دينی‌‌تان دفاع کنيد .اين نامه را خود بر مردم بخوانيد وگرنه مردم بر شما خواهند خواند که:

«من نام لم ينم عنه»

از کثرت اين گونه نقد‌ها و نامه‌ها نترسيد.اگر رشتۀ عدالت محکم شود،عدّۀ اين نامه‌ها هم کم مي‌شود. اگر هم نشد،
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟

کمترين حرمت به حقوق رعيّت آنست که سخنش شنيده و سنجيده شود. اين باب را گشاده نگاه داريد که صد گشايش در آن است.
قدر اين قلم‌های بی‌‌طمع را بدانيد و تا سيلی روزگار در نرسيده حلوای نقد
رايگان را نوش جان کنيد.

نه فخری است برای جمهوری اسلامی و نه نام نيکی‌ برای شما که ناصحان نا امن باشند۰اما اگر باری به صاعقه غيرت يا به ساعقه مصلحت، کارگردانان ديوان قضا فرمان يافتند تا صاحبان اين قلم‌ها را در بند کنند ، بسپاريد تا جرم ديگری برای‌شان نتراشند و بر گناه ناکرده‌شان نام گناه ديگر ننهند و برايشان جامه تنگ جاسوسی ندوزند و نامه ننگ ناموسی ننويسند.خويشاوندانشان را نيز آزار مکنيد و همسران و فرزندانشان را به سياه‌چال‌ها مبريد و در سردخانه‌ها منشانيد و دست تجاوز و تطاول در شرافتشان دراز مکنيد .

جوانمردی را به جوان مرگی ميفکنيد.
آيا می‌پسنديد با فرزندانتان چنين کنند؟

در پايان ، باز هم وامدار گفتمان مهربان سعدی هستم که رعيّت و ارباب نصيحت را با سلطان می‌‌گشود :

شهی که پاس رعيت نگاه می‌‌دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپانی است
وگرنه راعی خلق ست زهر مارش باد
که هرچه می‌خورد او جزيت مسلمانی‌ست

عبدالکريم سروش

خسارت ناشی از حملات به زیرساخت‌های برق به ۳۵ هزار میلیارد تومان رسید*

🔺 *خسارت ناشی از حملات به زیرساخت‌های برق به ۳۵ هزار میلیارد تومان رسید*

مصطفی رجبی‌مشهدی، معاون امور برق و انرژی وزارت نیرو:

🔹در جریان جنگ تحمیلی و حملات آمریکایی-صهیونیستی به زیرساخت‌های برق، این صنعت خسارتی بالغ بر ۳۵ هزار میلیارد تومان متحمل شده است.

🔹حملات رژیم صهیونی‌-آمریکایی که مستقیماً حمله به مردم تلقّی می‌شود به ۲ هزار نقطه صنعت برق صورت گرفته که با تلاش‌های شبانه‌روزی همکاران در این حوزه مرتفع شده است.

https://eitaa.com/sarkhatonline

تورُّم 101درصدی اردیبهشت

تورُّم 101درصدی اردیبهشت

✅مرکز آمار: تورُّم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه در مناطق روستایی به ۱۰۱.۸ درصد رسید.

تورُّم خوراکی‌ها در مناطق شهری ۱۲۹ و در مناطق روستایی به ۱۳۵ درصد رسیده است./باشگاه خبرنگاران

@Sahamnewsorg

سيستم‌سازي مبناي تحول است

آیا کشور را در لب پرتگاه سقوط قرار دادن،
آیا دم به دم در آتش جنگ دمیدن،
آیا موجودیت میهن را در خطر دیدن و نظاره کردن و دم بر نیاوردن،
و آیا با شعار جنگ جنگ تا أبد،
می توان ایران را برای آیندگان نگه داشت؟

راستی / آیا حسب نظر سال‌ها پیش دکتر محمود سریع القلم در مورد اینترناسیونالیسم، بهتر نبود که ما هم مثل کشورهاى توسعه یافته، جهانی فکر می کردیم و خود را با نیمی از جهان درگیر نمی کردیم؟

بدون تردید اگر از سال‌ها پیش به نظر کارشناسان دلسوز بها می دادند و گوش شنوایی برای شنیدن حرف حق وجود می داشت، هرگز ایران ما به چنین وضع خطرناکی گرفتار نمی شد.
✍️محمد حسن قنبری 1405/1/17
🟥🟥🟥⬜⬜⬜🟩🟩🟩‌

این شما و این هم نظر دکتر محمود سریع القلم در سال‌ها پیش:

سيستم‌سازي مبناي تحول است

اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصّص را گرامي مي‌داشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نمي‌داديم.

اگر ارتباطات جدي بين‌المللي داشتيم، سريعاً آلودگي هواي تهران، ايمني جاده‌ها، ترافيك شهري، نظام اداري و ده‌ها مورد را مجبور مي‌شديم حل‌وفصل كنيم.
اگر ارتباطات وسيع بين‌المللي داشتيم، نمي‌توانستيم نرخ دورقمی تورم را براي دهه‌ها حفظ كنيم.

اگر بين‌المللي بوديم، در دانشگاه‌های ما، از اساتید کره‌ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پيدا مي‌كردند، تدريس مي‌كردند، آموزش مي‌دادند و مي‌آموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محك مي‌زدند.

اگر بين‌المللي بوديم، قبول نمي‌كرديم درصد قابل‌توجهی از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده كنند.

اگر بين‌المللي عمل مي‌كرديم، روبه روي شاخص ارزي ايران در صرافي‌هاي خارجي، معادل‌های بسیار ضعیف را نمي‌ديديم.

منظور از بین‌المللی شدن چيست؟

سه اصل است:‌ رقابت، كيفيت و استاندارد.

تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بین‌المللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارق‌العاده‌اي كرده‌اند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. هم‌زبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كرده‌اند و هم مي‌توانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كرده‌اند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كره شمالي نگران باز شدن است، چون تضادهاي دروني آن برملا مي‌شود و نظمي را كه ايجاد كرده‌اند متزلزل مي‌كند.

آيا من و شما مي‌توانيم سه نفر از مقامات كره جنوبي را نام ببريم. احتمالاً خير. چون كره جنوبي سيستم است و نه فرد. اما همین‌که در جهان گفته مي‌شد ونزوئلا يا ليبي، همه مي‌دانند نام كدام افراد را بايد مطرح كنند. اول شرط توسعه‌يافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستم‌سازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت مي‌كنند.

(دکتر محمود سریع القلم )

حمایت ترکیه از ارز ملی خود

حمایت ترکیه از ارز ملی خود

👇👇👇👇👇👇👇👇
♦️ترکیه ۱۲۰ تن طلا در ۳ هفته گذشته فروخته است تا از ارز ملی خود حمایت کند، با این حال لیر به کمترین میزان تاریخ خود سقوط کرده است
🇮🇷 ✊ @AkhbareFori