«علیالاصول»
«علیالاصول»!
https://t.me/delneveshtemonzavi/1869
گاهی یک ویرگول، یک نقطه، یک مکث یا تنها یک کلمه، میتواند سرنوشت یک موضوع، یک فرد، یک جامعه و یا یک ملت را تغییر دهد.
پس از جنگهای اخیر، مذاکرات انجام شد، گفتوگوها شکل گرفت، تفاهمنامهای امضا شد و بسیاری امیدوار بودند کشور از چرخهی بحران فاصله بگیرد.
اما ناگهان یک عبارت؛ [ «علیالاصول» ] .
همین یک کلمه کافی بود تا دهها تفسیر متناقض متولد شود. صداوسیما آن را چراغ سبز ادامهی تقابل دانسته و به بلندگوی جنگ طلبی بدل شد.
جبههی پایداری آن را مجوز جنگطلبی دانسته و خود را پرچمدار خونخواهی رهبر شهید معرفی کرد .
گردهمآئی های شبانهی پشتوانهی نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان مبدّل به تقابل احساسی و شعار و سنگپرانی و «مرگ بر سازشکار» شد .
در مقابل، این بار هم که تفاهم در حال به بنبست رسیدن است، مکرراً با و بی دلیل، انگشت اتّهام به سوی آمریکا نشانه رفت.
سؤال اما همچنان پابرجاست" چگونه ممکن است سرنوشت یک ملّت، امنیت یک کشور، و آیندهی میلیونها زن و کودک و نوجوان و جوان و مردان سخت کوش، به برداشتهای متفاوت از یک کلمه گره بخورد؟ " .
اگر منظور روشن است، چرا صریح و بدون ابهام بیان نمیشود؟
چرا باید سرنوشت اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی و حتی جان مردم، اسیر تفاسیر گوناگون از یک واژه باشد؟
در مدیریت یک کشور، ابهام فضیلت نیست؛ آفت است. هر کلمهی مبهم، میدان را برای افراطیون، رسانههای جهتدار و تفسیرهای سلیقهای باز میکند و هزینهی آن را نه صاحبان تریبون، بلکه مردم میپردازند.
اگر یک جمله میتواند با یک توضیح کوتاه، دهها برداشت متناقض را پایان دهد، سکوت در برابر این ابهام دیگر صرفاً یک شیوهی بیان نیست؛ تصمیمی است که آثار آن بر زندگی میلیونها انسان سایه میاندازد.
شفافیت، لطف به مردم نیست؛ حق مردم است.