آيا دكتر مصدق به آمريكا " اعتماد" كرد ؟(١)


🗒آيا دكتر مصدق به آمريكا " اعتماد" كرد ؟(١)

✍🏻امتداد-محمدترکمان

📌گرچه چنين نسبتى در گذشته توسط جريان‌هاى تحت تأثير تفكرات چپ روسى و چينى و...بسيار تكرار و پاسخ هایى نيز داده شده است، اما از آنجا كه آثار و نظريات زنده ياد دكتر مصدق در دوران ٥٧ ساله پهلوى، و در سال‌هاى بعد، جز دوره هاى كوتاهى، مواجه با مميزى و حذف و ممانعت از انتشار و معرفى به شكل آزاد بوده است، اين امكان وجود دارد كه براى بزرگوارانى كه در حسن نيت آنان نمى توان شک كرد، در برخى موضوعات، از جمله موضوع فوق، ناروشنى هایى وجود داشته باشد.

📌راقم به عنوان وظيفه اى ميهنى و شرعى و اخلاقى براى آشكار شدن حقيقت، به نقل برخى از مواضع آن مرحوم در موضوع مذكور، در ذيل مى پردازم.

📌در آغاز لازم به ذكر است همان گونه دكتر مصدق بارها و بارها در موقعيت هاى مختلف در مجلس، در نوشته ها، در مدافعات در دادگاه هاى نظامى پس از كودتاى انگليسى- آمريكایى و ارتجاعى ٢٥ و ٢٨ امرداد ١٣٣٢ و در عمل و ... اظهار داشته است، او هيچ رنگى جز رنگ ايرانيت، اسلاميت، آزادى خواهى، مردم دوستى، اخلاق گرایى و پاک دستى و تلاش براى خير عمومى نداشته است.

📌در سياست خارجى نيز اعتقاد به نظريه مترقى "موازنه منفى" يا به تعبير شهيد مدرس "موازنه عدمى" يعنى صيانت از منافع و امنيت ملى ايران از طريق داشتن روابط برد- برد و عادلانه و مسالمت آميز با همه كشورهاى جهان، داشت.

📌تنها نماينده اى كه در مجلس ششم (اول امرداد١٣٠٦)، با "اختيارات سياسى" دكتر ميليسپو آمريكایى مخالفت كرد و افشا نمود كه "سه مليون و نيم ذرع زمين" در آبادان "براى ايجاد تفريح گاه" طبق درخواست رئيس كمپانى نفت جنوب، مستر فرلى و تصديق دكتر ميلسپو رئيس كل ماليه و امضاء رئيس الوزراء مهديقلى خان هدايت و وزير ماليه محتشم السلطنه و مشاورالملک وزير خارجه، خلاف قانون اساسى و امتيازنامه نفت و منافع ملى، واگذار شده است، كسى نبود جز زنده ياد دكتر مصدق *.

📌اين مخالفت با "اختيارات" نام‌برده پس از شهريور ١٣٢٠ در مجلس چهاردهم نيز تكرار شد. در سياست خارجى، خط قرمز او منافع ملى ايران بود و هر شخص يا كشورى كه متعرض آن مى شد، با آن مخالفت مى كرد.

ادامه دارد ...
---------------------
*_ نطق ها و مكتوبات دكتر مصدق در دوره هاى پنجم و ششم مجلس شوراى ملى، انتشارات مصدق، پاريس ، ٢٩ اسفند ١٣٢٩، صص ١٢٥ تا ١٣٥
🌹 @Biandishim_yazdizadeh

پیشرفت سیاسی و اجتماعی چشمگیر زنان قاره آفریقا

پیشرفت سیاسی و اجتماعی چشمگیر زنان قاره آفریقا

همزمان با «روز بین المللی زن»، اخبار و اطلاعاتی که در مورد شرایط بانوان آفریقایی منتشر شده که از پیشرفت بی‌سابقۀ زنان در طیِّ دهه اخیر در کشورهای این قاره حکایت می‌کنند.

بسیاری از ناظران نقش زنان آفریقای جنوبی را عامل کلیدی در استقرار صلح و برقراری آرامش در این کشور می دانند.

در طی دهه های اخیر، زنان بیشتری در کشورهای آفریقای جنوبی به آموزش و بهداشت و درمان دسترسی داشته اند و مشارکت سیاسی زنان کشورهایی همچون کنیا، رواندا و دیگر کشورهای این قاره در پارلمان های کشورهایشان بیش از هر زمان دیگری تاثیرگذار بوده است.

مبارزه زنان آفریقایی با خشونت، آموزش و استقرار نظام های حمایتی از بانوان و دختران قربانی خشونت به شیوه های مختلف نقش کلیدی در کاهش این معضل در جوامع آفریقایی داشته است.

دکتر باباتونده اوزوتیمهین، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد و مدیر اجرایی «صندوق جمعیت سازمان ملل متحد» با انتشار مقاله ای به مناسبت روز بین المللی زن در مورد زنان آفریقایی یادآوری کرده است زنان قاره آفریقا «کماکان با موارد متعدد نقض حقوق بشر روبرو هستند و قوانینی که برای دفاع از حقوق آن ها موجود هستند، اغلب به اجرا در نمی آیند».

بنا به گفته این مقام سازمان ملل متحد، از هر ٣ زن آفریقایی یک زن در طول عمر خود به نوعی خشونت را تجربه می کند.

او در این مقاله به خنته میلیون ها دختر در سراسر جهان، روزانه ٢٠ هزار دختر زیر ١٨ سال در کشورهای در حال توسعه که نوزاد متولد می کنند و نیز ازدواج اجباری و زودهنگام دختران اشاره می کند که هنوز از جمله موارد عمده نقض حقوق زنان در سراسر جهان محسوب می شوند.

با این وجود، تاثیرگذاری و مشارکت گسترده زنان آفریقایی از مرزهای این قاره فراتر رفته و این بانوان نقش مهمی در سیاست و اقتصاد جهانی ایفا می کنند.

نیکوسازانا دیامینی زوما، رئیس اتحادیه آفریقا اولین خانمی است که در سال ٢٠١٢ به ریاست این اتحادیه برگزیده شد. ناظران و کارشناسان امور آفریقا معتقدند نفوذ و کارآمدی خانم زوما در شکل دادن آینده این اتحادیه نقش مهمی خواهد داشت و وی از جمله چهره هایی خواهد بود که سیاست های اتحادیه آفریقا در مورد مسائل مربوط به برابری جنسیتی و امنیت و صلح در این قاره را به طور قابل توجهی متحول خواهد کرد.

بینتا دیوپ، نماینده ویژه امور زنان، صلح و امنیت در اتحادیه آفریقا نیز چهره دیگری است که کارشناسان وی را یکی از رهبران تاثیرگذار آتی این قاره خوانده اند.

هم اکنون اداره امور سه کشور قاره آفریقا به دست زنان این کشور سپرده شده است و فعالان این کشورها معتقدند از زمانی که این زنان بر مسند قدرت تکیه زده اند، امور کشور چشم انداز امیدوارکننده ای نشان می دهند.

هر یک از این سه زن در اوج بحران های سیاسی و داخلی و دوران گذار کشورهایشان به قدرت رسیده اند.

در کشورهای زیرصحرای آفریقا زنان به یک پنجم کرسی های پارلمان تکیه زده اند و کشورهایی همچون رواندا که هم اکنون بیشترین تعداد زنان را در پارلمان کشور دارد، قوانینی را تصویب کرده اند که بانوان در مشارکت سیاسی به ویژه در پارلمان از حقوق و سهم برابر با مردان برخوردار باشند.

به همت قوانین مشابهی در سنگال، در سال ٢٠١٢ تعداد نمایندگان زن در پارلمان این کشور به دو برابر افزایش یافت.

زنان کشورهای آفریقایی در دهه گذشته در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، دفاع از حقوق زنان و قربانیان خشونت بسیار نقش فعالی ایفا کرده اند و بسیاری از ناظران این روند را ثمره تلاش های زنان و تحول مردان و ایمان و اعتقاد آن ها به رفع تبعیض و برابری جنسیتی می دانند.

رواندا؛ از نسل کشی تا اوج‌گیری

رواندا؛ از نسل کشی تا اوج‌گیری

رواندا، کشوری که شاهد صحنه یکی از بزرگ‌ترین نسل‌کشی قرن 20 است، امروز در سایۀ یک ادارۀ قوی، با آرامش و رشد اقتصادی خود در مدِّ نظر جهانیان قرار گرفته است.

15.05.2017

رواندا؛ از نسل کشی تا اوج‌گیری

کیگالی/ بایرام آلتوغ/ خبرگزاری آناتولی

رواندا کشوری با جمعیت 11 میلیون و 610 هزار نفر پس از نسل‌کشی سال در 1994 که منجر به کشته‌شدن بیش از یک میلیون نفر شده بود، در سال‌های اخیر با ثبات و رشد اقتصادی به یکی از کشورهای مرفّه آفریقایی تبدیل شده است.

این کشور که 85 درصد جمعیت آن را هوتوها و 14 درصد آن را توتسی تشکیل می‌دهند، در قرن نوزدهم در موج استعمارگری کشورهای اروپایی، و در سال 1855 تبدیل به یکی از کشور مستعمرۀ آلمان (پروس) شد.

با اشغال رواندا توسط آلمان کلیساها نیز در این کشور رواج پیدا کرد و تبدیل به یکی از پایه‌های اصلی زندگی اجتماعی این کشور شد، در سال‌ها شمار کثیری از مردم رواندا به مسیحیت روی آورده و آیین کاتولیک را پذیرفتند.

این کشور که در سال 1922 جزو مستعمره‌های بلژیک شد و نهایتاً در ژوئیه توانست استقلال خود را از این کشور بگیرد. رواندا همچنین به لحاظ داشتن پستی و بلندی‌های زیاد حغرافیایی به عنوان کشور «هزار تپّه‌ای» معروف است و پیشتر نیز به «سوئیس آفریقا» شهرت داشت.

نخستین بذر نفاق در بین مردم این کشور در سال 1931 با مندرج‌شدن عبارات قومیتی «توتسی» و «هوتو» در شناسنامه‌های آن‌ها کاشته شد. توتسی‌ها به لحاط این که در اقلیت بودند، تا سال 1962 ادارۀ دولت را در دست داشتند. اما با آغاز زمامداری هوتوها از سال 1963، اختلافات و درگیری‌های قومیتی گریبانگیر این کشور شد.

در پی آن اختلافات صدها هزار توتسی ناگزیر به ترک وطنشان و زندگی در کشورهای همسایه شدند. طبقات اجتماعی جدید و تبعیض قومیتی در جامعه رواندا که از دوران مستعمری به آن ارث مانده بود، موجب تغییر تعادل اجتماعی این کشور شد.

پس از مرگ جونال هابیرامینا، رئیس جمهور وقت رواندا در سانحه هوایی در 6 آوریل 1994، هوتوها مسئول این حادثه را توتسی اعلام کرده و فتیله یک کشتار جمعی 100 روزه از فردای همان روز روشن شد. بنا بر داده‌های رسمی این مقامات این کشور، بیش از 1 میلیون تن در این فاجعه جان باختند. در این راستا داده‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد حدود 800 هزار توتسی در پی این حوادث جان باخته بودند. همچنین هوتوهای ملایم (معتدل) که نسبت به توتسی‌ها خوشبین بودند نیز کشته شدند.

از سوی دیگر، بنا به اعلام نهاد مفتی‌گری رواندا، حدود 1.5 میلیون مردم این کشور مسلمان هستند. در این کشور بیش از 500 مسجد نیز برای عبادات در اختیار مسلمانان قرار دارد.

پس از آغاز دوران ریاست جمهوری پول کاگامه، رئیس جمهور فعلی رواندا از سال 2000 به این سو، این کشور به یکی از کشورهای روبه رشد آفریقا تبدیل شده است. اقتصاد این کشور اغلب بخش‌های کشاورزی، دام‌داری، معدن‌داری و گردشگری تکیه دارد.

دولت و مردم رواندا پس از این حادثه فاجعه‌بار موفّق به برقراری صلح اجتماعی در کشورشان شده‌اند. آن ها با ترک‌کردن تبعیض قومیّتی دوران مستعمری خود با گام‌هایی مطمئن برای تبدیل‌شدن به «سنگاپور آفریقا» پیش می‌روند.

مرگ‌بارترین و گران‌ترین جنگ‌های جهان کدامند؟

مرگ‌بارترین و گران‌ترین جنگ‌های جهان کدامند؟

الوقت- جنگ یکی از بدترین بلایایی است که انسان ها خود باعث آن هستند. جنگ در لغت به معنای درگیری میان دو کشور است که می تواند خسارات بسیار زیاد و شدیدی را برای تمامی طرف ها به همراه داشته باشد. بیشتر جنگ‌ها زمانی بسیار طولانی دارند و به همین دلیل خسارات مالی و جانی بسیاری را برای کشورها به همراه دارند. در جهان تاکنون جنگ های بسیار زیادی رخ داده است که خسارات جانی و مالی عظیمی را به همراه داشته است اما مشخص کردن تعداد تلفات و هزینه مالی بسیاری از آن ها تقریبآ غیر ممکن است.

تا کنون بیش از 1000 جنگ در طول تاریخ بشریت رخ داده است.

جنگ جهانی اول

هزینه: 357 میلیارد دلار

تلفات: 17 میلیون نفر

اولین جنگ جهانی هنگامی آغاز شد که ولیعهد پادشاهی Austro_Hungarian ترور شد. مرگ او در ابتدا باعث شد تا روابط دیپلماتیک میان این کشورها به شدت دچار آسیب شود و در نهایت نیز نبرد اصلی میان این کشورها آغاز شد. مدت کوتاهی پس از این جنگ کشورهای بسیاری در حمایت از یکدیگر وارد صحنه نبرد شدند. جنگ جهانی اول که با نام جنگ بزرگ نیز شناخته می‌شود یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینهٔ کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این هیچ جنگی به این اندازه تلفات نداشت. از سلاح‌های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ بهره گرفته شد. برای نخستین بار، به‌گونه انبوه مناطق غیرنظامی بمباران هوایی شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ به خاطر شیوهٔ جنگی خاکریزی به ویژه در جبهه غرب نیز شناخته شده است.

پیشرفت های تکنولوژی و نظامی در زمان این جنگ باعث شد تا تعداد تلفات به مقدار بسیار زیادی افزایش یابد.

جنگ جهانی دوم

هزینه: 4.1 تریلیون دلار

تلفات: 72 میلیون نفر

جنگ جهانی دوم مرگبارترین جنگ تاریخ بشریت است که کلیه کشورهای جهان به شکلی در آن درگیر بوده اند. به علت پیشرفت های عظیم صورت گرفته در زمینه های نظامی تلفات جانی و خسارات مالی این جنگ بسیار زیاد بود و باعث شد تا اروپا تا چندین دهه پس از پایان نبرد همچنان تحت اثر آن باشد. جنگی فراگیر بین سپتامبر ۱۹۳۹ تا ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ بود. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف به نام‌های متّحدین و متّفقین به وجود آمد. این گسترده‌ترین جنگ جهان است که در آن بیش از ۱۰۰ میلیون نفر جنگیدند. در طول این جنگ کشورهای مختلف تمام توان اقتصادی و علمی خود را بر محور ساخت تسلیحات جنگی متمرکز کردند. این جنگ همچنین باعث کشتارهای جمعی و حملهٔ گسترده هوایی به شهرهای آلمان از جمله درسدن و بمباران هسته‌ای هیروشیما و ناکازاکی شد. در طول جنگ جهانی دوم بیش از ۷۰ میلیون نفر کشته شدند که این آمار خونین‌ترین درگیری انسان در طول تاریخ بشریت است.

جنگ جمهوری اسلامی ایران - عراق

هزینه: 109 میلیارد دلار

تلفات: بیش از 1 میلیون نفر

دو جنگ ایران و عراق و جنگ خلیج فارس در فاصله کوتاهی نسبت به یکدیگر رخ دادند و خسارات جانی و مالی بسیاری را به همراه داشتند. جنگ عراق و ایران در سال 1980 توسط صدام آغاز شد و تا سال 1988 ادامه داشت. در این نبرد هر دو کشور خسارات مالی و جانی بسیاری را متحمل شدند و هنوز هم نتوانسته اند به صورت کامل آسیب های این جنگ را جبران کنند. طولانی‌ترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام جنگ عراق بود که به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد و نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. در این روز درگیری‌های پراکنده مرزی دو کشور با یورش همزمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد هرچند مقامات عراقی معتقد بودند که جنگ از ۴ سپتامبر با حملات توپخانه‌ای ایران به شهرهای مرزی عراق آغاز شده‌است!!!

بعد از این جنگ نابرابر جنگ خلیج فارس پس از حمله عراق به کویت رخ داد که در آن نزدیک به 30 کشور مختلف بر علیه دولت عراق متحد شدند و نیروهای این کشور را از کویت بیرون راندند.

جنگ ویتنام

هزینه: 788.5 میلیارد دلار

تلفات: 790 هزار تا 1.14 میلیون نفر

یکی از مرگبارترین و پرتلفات ترین جنگ های تاریخ آمریکا که در نهایت با شکست نیروهای این کشور به پایان رسید. دولت آمریکا در ابتدا با حمایت گسترده مردمش وارد این جنگ شد اما پس از تلفات بالا و اثرات اقتصادی شدید ناچار شد تا نیروهای خود را از این کشور خارج کند. جنگ ویتنام عملیات و درگیری‌های نظامی‌ای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادی‌بخش ویتنام جنوبی معروف به «ویت‌کنگ» از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر رخ داد.

دولت آمریکا حضور آمریکایی در جنگ را به عنوان راهی برای جلوگیری از گسترش و کنترل کمونیسم در ویتنام جنوبی می‌دانست. این قسمتی از استراتژی گسترده‌تر برای جلوگیری از کمونیسم بود که شامل ایران در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد برای جلوگیری از رشد حزب توده نیز می‌شد. با توجه به تئوری دومینو؛ اگر یک منطقه کمونیستی می‌شد مناطق اطراف را هم به دنبال خودش پایین می‌کشید و سیاست آمریکا کنترل کل ویتنام در دست کمونیسم را غیرقابل قبول می‌دانست. دولت ویتنام شمالی و ویت‌کنگ‌ها برای اتحاد تحت حکومت کمونیستی می‌جنگیدند. آن‌ها اختلاف را ابتدا جنگ مستعمراتی فقط علیه نیروی‌های استعماری فرانسوی می‌دانستند، اما وقتی آمریکا به فرانسه پیوست اختلاف را به جنگ علیه کل دولت ویتنام جنوبی که آن را دولت دست نشانده آمریکا یا عروسک خیمه شب بازی مطرح می‌کردند تغییر دادند.

جنگ دو کره

هزینه: 364 میلیارد دلار

تلفات: 1.2 میلیون نفر

جنگی که در سال 1950 میان کره شمالی و کره جنوبی آغاز شد و تا سه سال بعد ادامه داشت. این جنگ که به عنوان یکی از مرگبارترین جنگ های تاریخ مدرن شناخته می شود به صورت غیر مستقیم میان شوروی - چین و آمریکا و کشورهای غربی بود که در آن کشور کره بیشترین آسیب را دید. پایان این جنگ هیچ پیروز قطعی به همراه نداشت و تنش های شدید میان دو کشور کره همچنان موجود است. این جنگ نتیجه تقسیم کره پس از جنگ جهانی دوم بود. این کشور از سال ۱۹۰۵ تا پایان جنگ جهانی دوم در تصرف ژاپن بود. با شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم نیروهای آمریکایی وارد بخش جنوبی شبه‌جزیره کره و نیروهای شوروی وارد بخش شمالی آن شدند و خط معروف به مدار ۳۸ درجه به عنوان مرز دو طرف تعیین شد. تلاش‌ها برای برگزاری یک انتخابات آزاد در سراسر شبه‌جزیره کره بی‌نتیجه ماند و این موضوع تنش‌ها بین دو طرف را افزایش داد. یک حکومت دست راستی متحد آمریکا در بخش جنوبی و یک حکومت کمونیستی متحد شوروی در بخش شمالی به قدرت رسید که هر دو مدعی حکومت بر کل شبه‌جزیره کره بودند و طرف مقابل را هیچگاه رسمیت نشناخته‌اند.

جنگ شوروی در افغانستان

هزینه: 106.3 میلیارد دلار

تلفات: 958 تا 1.6 میلیون نفر

یکی از طولانی ترین جنگ های مدرن که با عقد قراردادی میان شوروی و دولت افغانستان آغاز شد که به دولت این کشور اجازه می‌داد تا برای نبرد در برابر مجاهدین از شوروی درخواست کمک کند. پس از اینکه نیروهای شوروی وارد افغانستان شدند بسیاری از دولت‌های جهان همانند انگلیس و آمریکا به کمک مجاهدین رفتند. شوروی هم پس از تلفات و خسارات بسیار زیاد در سال 1987 از این کشور عقب‌نشینی کرد. ماجرای جنگ شوروی در افغانستان ۹ سال اشغال و درگیری اتحاد جماهیر شوروی در آن کشور به جهت پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان در مقابل نیروهای مجاهدین افغان و داوطلبان خارجی عرب است. در ۳ دی ۱۳۵۸ (۲۴ دسامبر ۱۹۷۹) به فرمان لئونید برژنف رهبر شوروی سپاه چهلم این کشور وارد افغانستان شد و در نهایت در دوران میخائیل گورباچف آخرین رهبر این کشور، عقب‌نشینی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۷ (۱۵ می ۱۹۸۸) آغاز و آخرین گروه در ۲۶ بهمن ۱۳۶۷ (۱۵ فوریه ۱۹۸۹) از افغانستان خارج شدند.

این جنگ بیش از یک میلیون کشته و نزدیک به پنج میلیون مهاجر و آواره بر جای گذاشت.

جنگ آمریکا علیه عراق/ افغانستان

هزینه: 6 تریلیون دلار

تلفات: 300 تا 350 هزار نفر

جنگ‌های عراق و افغانستان که در اثر حادثه 11 سپتامبر و احتمال وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق آغاز شد، به عنوان پرهزینه‌ترین جنگ‌های تاریخ شناخته می‌شوند. با وجود هزینه‌های بسیار سنگین این جنگ نتیجه نهایی آنها به عنوان شکست شناخته می‌شود و وضعیت کشورهای عراق و افغانستان چندان بهبود نیافته است. نیروهای اصلی حمله‌کننده به عراق شامل ارتش‌های ایالات متحده آمریکا، پادشاهی متحده و لهستان بودند ولی ۲۹ کشور دیگر از جمله ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، اسپانیا و... با فرستادن بخشی از نیروهای نظامی و لجستیکی خود به همراهی با نیروهای ائتلاف، در اشغال عراق نقش داشتند. همچنین برخی شرکت‌های پیمانکار تأمین نیروی نظامی و امنیتی، با فرستادن ده‌ها هزار نفر از مزدوران خود که دارای تابعیت کشورهای مختلف بودند، مسئولیت تأمین امنیت بخش‌های وسیعی از مراکز مهم تجاری عراق از جمله چاه‌ها و مراکز پالایش نفت را بر عهده داشتند.

جنگ افغانستان در ۱۵ مهر ۱۳۸۰ (۷ اکتبر ۲۰۰۱ میلادی) توسط نیروهای ایالات متحده آمریکا با نام رسمی عملیات بلندمدت آزادی در پی حمله القاعده به رهبری اسامه بن لادن به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و هشدار جورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به گروه طالبان مبنی بر اخراج گروه تروریستی القاعده از افغانستان و رد این درخواست از سوی طالبان؛ آغاز شد. به دنبال خودداری طالبان از پذیرش خواست ایالات متحده آمریکا فرمان حمله به افغانستان در روز ۱۵ مهر سال ۱۳۸۰ صادر شد. بریتانیا از سال ۲۰۰۲ میلادی فعالیت‌های نظامی مستقل خود را آغاز کرد. هدف اصلی این جنگ، مبارزه و از بین بردن القاعده، طالبان و حامیان آن بود. تقریباً یک ماه بعد رژیم طالبان سقوط کرد و با برگزاری کنفرانس بُن حامد کرزی به قدرت رسید و در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به مقام ریاست جمهوری برگزیده شد.

جنگ داخلی آمریکا

هزینه: 84 میلیارد دلار

تلفات: 750 هزار نفر

یکی از اثر گذارترین جنگ‌های آمریکا که در نهایت باعث شد تا سیاست بسیاری از مناطق این کشور دچار تغییر شود. با این که این جنگ در ظاهر برای از بین بردن برده داری بود، اما اصل موضوع درگیری بر سر کنترل و حکومت بود. این جنگ بین ایالت‌های شمالی به رهبری آبراهام لینکلن از حزب جمهوری‌خواه و یازده ایالت جنوبی تحت فرمانروایی جفرسون دیویس رئیس‌جمهور کنفدراسیون کشورهای آمریکا که در ایالات متحده آمریکا رخ داد. قلعه سومتر در بندر چارلتون در کارولینای جنوبی در آوریل ۱۸۶۱ مورد حمله جنوبی‌ها قرار گرفت. مدافع قلعه یعنی ژنرال اندرسن شمالی قصد تسلیم نداشت اما سرانجام در اثر شدت حملات جنوبی‌ها قلعه را به مهاجمان واگذار کرد. غرش توپ‌های جنوبی چندان ادامه نیافت و جنگ تقریباً با تلفات اندکی به پایان رسید اما سقوط دژ سومتر آتش نبردی را شعله‌ور ساخت که ۴ سال به طول انجامید و بیش از ۶۰۰ هزار تن را به کشتن داد.

مدل مدیریت در جمهوری اسلامی

سعید زیباکلام :

⭕️ این یادداشت بسیار مهم سلمان کدیور آبستن سوال فوق‌العاده بنیانی‌ای است:

سرچشمۀ این شیوه مدیریت یا حکمرانی چیست؟

✳️ مدل مدیریت در جمهوری اسلامی

✍️سلمان کدیور

🔶یکی از ویژگی‌های مدیریتی در جمهوری این است که کلا معلوم نیست مسئولیت کارها با کیست و کلا کسی هم پاسخگوی مسئولیت عملکرد خود یا مدیران و منصوبان و سازمان‌هایش نیست.

🔶این امر هم علتش عدم شفافیت حوزه اختیارات است و هم سازمان‌ها و نهادها و افراد موازی و ایراد ساختاری حاکمیت و یک بخشش هم به‌نظرم تعمُّدی است تا قدرت یک‌جا متمرکز نشود و بتوان مولفه‌های آن را از مراکز غیر رسمی دیگر کنترل کرد.

🔶مثلا متولی امر فرهنگ دقیق توی این مملکت معلوم نیست. وزارت فرهنگ کار خودش را می‌کند، صدا و سیما که کلا زیر نظر دولت نیست، سازمان تبلیغات که نه کاری به دولت دارد نه صدا و سیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی که خودش قصه‌ای خاص است و حوزه‌های علمیه که حرفش را نزنیم بهتر است.

🔶مسائل امنیتی همین‌طور. هر کسی سازمان خودش را دارد و رقابت هم می‌کنند و برخی رویه‌هایش غیر شفاف است. از بندهای خاص در زندان بگیر که هنوز نمی‌دانیم متولی‌اش کیست، تا بازداشت‌های موقتی که اندازه محکومیت طول می‌کشد تا مستندهای تلویزیونی حاوی اعترافات و ...

🔶اقتصاد که یک بخشش متولی‌اش دولت است و چندین نهاد عظیم غیردولتی که چرخش مالی‌شان تنه به درآمدهای دولت می‌زند و پاسخگو به دولت هم نیست. قسمت دیگر اقتصاد، دست شرکت‌هایی که نه دولتی هستند نه خصوصی، نه خواص نه عام. همه چیز هم انحصار شده، از ارز و سکه و مسکن بگیر تا قیر و پارچه‌ی چادر و پوشاک بچه.

🔶سیاست خارجی همین طور. کلا معلوم نیست متولی و تصمیم‌گیر نهایی پرونده‌های بین‌المللی زید است یا عمرو؟ کی کجا تصمیم‌گیر است. رئیس یک دولت می‌آید، وزیر خارجه اطلاع ندارد، فلان قرارداد بسته می‌شود، مجلس دور زده می‌شود.

هر امری در کشور، مثل یک کلاف سر درگم به چند جا وصل می‌شود و متولی ثابتی هم ندارد.

🔶اگر اتفاق مثبتی در این امور بیفتند، همه این‌ها مسابقه می‌گذارند تا اثبات کنند این کار ما بوده، اما همین که گندی بالا می‌آید، همه به هم پاس می‌دهند، گاهی همین پاس را هم نمی‌دهند و همین‌طور فقط به ملت نگاه می‌کنند و خیلی از اوقات هم آن را گردن مردم می‌اندازند.

🔶مثلا حادثه آتش سوزی مکرر اتوبوس‌های فلان شرکت رخ می‌دهد، پلیس علت را بی‌احتیاطی راننده اعلام می‌کند.

🔶پلاسکو به آن عظمت برایش آن فاجعه رخ می‌دهد، بعد پس از کلی تحقیق می‌فرمایند مقصر کارگرانی بوده‌اند که ایمنی را رعایت نکرده‌اند.

🔶مردم فلان روستا ناگهان ایدز می‌گیرند و بحران خلق می‌شود، مسئولین می‌فرمایند که این‌ها مشکل جنسی اخلاقی داشته‌اند، دیگری می‌گوید هرچی معتاد تزریقی است توی این ده زندگی می‌کنند، یکی نداند فکر می‌کند که روستایی‌های نگون‌بخت، از بچه دوساله تا پیرزن هشتاد ساله، یا اهل پاتایا هستند یا کلا همه در حال نشئگی بسر می‌بردند.

🔶چند مدت پیش فرزند شهیدی در اعتراض به رفتار بنیاد شهید قم، دست به خودسوزی زد، حالا دیروز دربان در را مقصر دانسته و اخراج کرده‌اند که چرا این را راه داده داخل.

🔶زلزله و سیل می‌آید می‌فرمایند که به‌خاطر گناهان مردم و بی‌حجابی زن‌هاست.
خشکسالی می‌آید می‌گویند چون مردم اهل زکات و نماز نیستند.

🔶این را کنار جریان‌های قدرتی بگذارید که کلا ما از وجودش بی‌خبریم. نه تصویری ازشان در رسانه‌ها هست نه در عامّۀ مردم سخنی ازشان میان می‌آید . اختیارات بسیاری در همه امور دارند، بدون این که سمت یا مسئولیت خاصی داشته باشند. با تلفن وزیر نصب می‌کنند، عزل می‌کنند، وادار به استعفا می‌کنند، در بودجه و سیاست‌ها موثرند و الخ!

🔶این رویه را جلوی هر مغز متفکر و هر سیستم مدیریتی در جهان بگذری در عجب می‌ماند که چطور چنین ملت و مملکتی هنوز بقا دارد!!

#طنزسیاهنمایی. 753  مگر عقلت کم شده؟

#طنزسیاهنمایی. 753

مگر عقلت کم شده؟

گفت: آیا پست ریاست جمهوری یک پست سیاسی نیست؟

گفتم: بله،رئیس جمهور یک سیاستمدار است.

گفت: من مانده‌ام آقای دکتر پزشکیان با این همه مدارک تخصُّصی چرا می‌خواهد رئیس جمهور شود؟

گفتم: چه تخصُّص‌هایی؟

گفت: _بورد جرّاحی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، ۱۳۶۷،

_فوق تخصُّص جرّاحی قلب دانشگاه علوم پزشکی تهران، (۱۳۷۲)؛

_گواهی مدیریت مراکز بهداشتی از تایلند،

_گواهی مدیریت برنامه‌ریزی مؤثّر (سازمان جهانی بهداشت) از مصر؛

_ گواهی مدیریت برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت از انگلستان؛

_گواهی مدیریت سلامت در کشورهای درحال توسعه از دانشکده بهداشت دانشگاه‌هاروارد امریکا؛

_گواهی آموزش پزشکی از اسکاتلند.ووو...

گفتم: شاید فکر می‌کند در این سمت می‌تواند بیشتر خدمت کند.

گفت:پدری از پسرش پرسید: پسرم! وقتی بزرگ شدی می‌خوایی چه کاره بشوی؟

پسر پاسخ داد: سیاستمدار.

پدر پرسید: مگر عقلت کم شده؟

پسر پاسخ داد: یعنی شرطش این است!؟

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

هشت دلیل که توافق با چین بدتر از ترکمنچای است

هشت دلیل که توافق با چین بدتر از ترکمنچای است

تردیدی نیست چین با یک میلیارد و چهارصد میلیون جمعیت که بعد از خواندن این مقاله چند صد هزار نفرهم بیشتر شده، غول آینده اقتصاد جهان است. آینده بازار سرمایه٬‌، بسیاری از تکنولوژی ها٬ بانکداری٬ و انحصار تولید جهانی از پستانک تا شیرهای غول پیکر چاه های نفت در اختیار چین است. شرکت هواوی با جی ۵ می رود تا در ردیف اول مخابرات جهان قرار گیرد. ۱۲ فوریه یا سال نو چین اوج صنعت توریسم، هتل داری٬ حمل و نقل و اوج گردش مالی بانک های دنیاست. زیرا وقتی چینی ها در ماه فوریه سفر می روند میلیاردها دلار پول در حلقه صنعت توریسم جابه جا می شود. چینی ها یک تنه دارند در مقابل کل آمریکا٬ ژاپن٬ و اتحادیه اروپا پیش می تازند و ربع قرن آینده٬ درآمد خفاش فروشی های توابع شهر ووهان از ساکنان شمال اروپا کمتر نخواهد بود.

تحولات چین چه ارتباطی با منافع ملی و آینده ایران دارد؟ چرا مفهوم مشارکت انحصاری با چینی ها برای ایران مانند وارد شدن به یک نبرد از پیش مغلوبه است؟ چرا جواد ظریف و بیت آیت الله خامنه ای که به صورت پنهانی و غیر شفاف با چین و لشگر کمپانی های غول پیکر چینی وارد معامله پنهانی شده اند تا از نوک مو تا پاشنه کفش آینده ایرانی ها را به چین واگذار کنند دوست مردم نیستند؟ چرا موضوع به این اهمیت که قطعا پر ریسک تر از فعالیت های هسته ای است به رفراندوم گذاشته نمی شود تا مردم در مورد آن اظهار نظر کنند؟

این یادداشت بر این تاکید دارد که قرارداد با چین برای ایران بدتراز ترکمانچای و از دست دادن ۱۷ شهر و ۲۵۰ هزار کیلومتر از اراضی کشور است٬ زیرا بعد از گلستان و ترکمانچای بقیه کشور همچنان باقی ماند٬ اما بعد از پایان توافق با چین ٬‌بعید نیست از هویت کشوری به نام ایران چیزی باقی نماند.


۱- ایران دارای سومین یا چهارمین ذخاير نفت جهان پس از عربستان٬ عراق ٬ و ٬‌ونزويلاست و همچنین مالک دومین ذخاير اثبات شده گاز جهان پس از روسیه . به عبارتی٬ ایران یک کشور استراتژیک از نظر اهمیت منابع انرژی در آینده جهان است. هیچ کشوری در دنیا نمی تواند چنین سود ارزان و فراوانی را به چینی ها برساند. چین روزانه ده میلیون بشکه نفت نیاز دارد و قرارداد پکن با ایران٬‌ تامین انرژی ارزان و تخفیف های ویژه به چین را تقریبا برای حداقل دو سه دهه ضمانت می کند.

اگر درآمدهای نفت و گاز ایران در همکاری مسالمت آمیز با مجموعه ای از کشورهای غربی به دست می آمد که تکنولوژی های برتر نفت و گاز هستند ایران می توانست به یک قطب اقتصادی در غرب آسیا تبدیل شود. اما ادامه تنش با غرب و متمایل شدن به چین و روسیه آینده ای که هنوز نیامده است بر یاد می دهد.
چین فاقد تکنولوژی های روز برای سرپا نگه داشتن صنایع نفت ایران است که چاه های ایران دو سه دهه از استاندارد جهانی عقب هستند. کارشناسان معتقدند چینی ها در صنایع نفت و گاز ایران فقط تمرین می کنند و هرگاه نتوانستند مانند پارس جنوبی کار را تعطیل می کنند. دو دهه دیگر که چاه ها برای چند دهه بدون تکنولوژی های جدید تا آخرین بشگه نفت مورد بهره برداری قرار گرفت٬ چین رهبر بلامنازع اقتصاد جهان خواهد بود٬ ولی تا آن زمان بخش اعظم ایران تبدیل به سرزمینی خشگ و بیابانی و شاید غیر قابل احیا می شود.

۲ - موقعیت استراتژیک ایران به لحاظ وصل بودن به همه کشورهای عربی و کنترل خلیج فارس و دریای عمان یک استثنای ژيوپولیتیک است. احتمالا چینی ها درصدد هستند بعد از بندر سریلانکا٬‌یی Hambatona در شمال اقیانوس هند٬ بندر استراتژیک چابهار را نیز به مالکیت ۹۹ ساله خود در آورند. چینی ها برای تسلط بر بندر چابهار کپی پروژه بندر استراتژیک Hambatona را در ایران پیاده خواهند کرد. آن ها ابتدا وام های سهل و آسان به حساب شرکت های سپاه٬ دفتر رهبری٬ و وزارتخانه ها و حتی افراد واریز می کنند. حتی جناح های سیاسی از لطف چینی ها بی نصیب نمی مانند. آن ها بتدریج با پول خود در انتخابات و معادله های سیاسی ایران وارد خواهند شد و روابط دوستانه خود با طیف هایی مانند موءئلفه یا سرمایه داران جناح راست را تحکیم خواهند کرد.

بعد از چند سال که وام ها و سود آن ها کمر شکن شد٬‌ طرف ایرانی نیز مانند سریلانکا مجبور خواهد شد جایی مانند بندر استراتژیک چابهار را ۹۹ ساله به چین واگذار کند. لازم به یادآوری است این همان تکنیکی است که سریلانکا و ونزويلا را به خاک سیاه نشاند. با کنترل چابهار بعد ازHambatona ٬ چینی ها عملا بر کل شمال اقیانوس هند و کل دریای عرب و جنوب آسیا اشراف استراتژیک دارند در رقابت با هندی ها.

۳ - تحریم ها و انزوای سیاسی جمهوری اسلامی٬ عملا ایران را به طعمه بی دفاعی در مقابل چین تبدیل کرده است. چینی ها ۳۱۰۰ میلیارد دلار ذخاير ارزی دارند که ۳ برابر ژاپن ۹ برابر اتحادیه اروپا ۴ برابر سوئیس و ۷ برابر روسیه٬ هند٬ و عربستان سعودی است. نرخ ذخائر ارزی چین به دلیل صرفه جویی های شدید داخلی، جدا بودن رابطه دلار و یوان در داخل و نیز تکنیک های پیچیده دیگری همیشه بسیار بالا نگه داشته می شو تا توانایی مانور پکن در معادله های اقتصادی دنیا را تقویت کند.

جمهوری اسلامی از چینی ها دعوت کرده است تا در یک مسابقه اسب سواری شرکت کنند که تنها شرکت کننده آن خود چینی ها هستند. حتی اگر ما تحریم بین المللی باشیم بدترین قرارداد٬ توافقی است که مناقصه لازم برای سرمایه گذاری در صنایع برگزار نشده باشد.

معنای مناقصه این است که چند شرکت یا کشور پیشنهاد های خود را بدهند و ما بهترین٬ ارزان ترین٬ و خوش سابقه ترین شریک را انتخاب کنیم. این که با کمپانی های چینی توافق کنیم که بر اساس نظر شرکت های بیمه و کارشناسان رتبه سوم جهانی را در اجرای تعهدات دارند یک ریسک بزرگ ملی است. بخصوص که قرار است مهم ترین پروژه های عمرانی فعلی و آتی کشور در همه بخش های صنایع را برای ۲۵ سال به صورت انحصاری به چین واگذار کنند.
۴ - ما در ایران عملا با دو یا سه دولت مواجه هستیم. که در رقابت با یکدیگر نقش دولت را بر عهده دارند. دفتر رهبر نظام کنترل وزارت خارجه٬ کشور٬ اطلاعات٬٬‌ دارایی٬ آموزش و پرورش٬ دفاع ٬ و بخش حسابرسی نشده درآمد ارزی وزارت نفت را در اختبار دارد. سپاه عملا بخش مهمی از صنایع دارویی نفت و گازو پتروشیمی٬ بندری ساخت و ساز و پروژه های عمرانی کشور را در اختیار دارد. دولت حسن روحانی هم وسیع ترین بخش های اجرایی کشور را اداره می کند.

حال باید پرسید کدام یک از دولت های ایران مذاکرات با چین را هدایت می کند و این که دولت حسن روحانی فقط نقش ماشین امضا را بر عهده دارد یا این که در جریان جزئیات مذاکرات دولت های موازی با چینی ها قرار دارد. امضای توافق یه این گستردگی از سوی نهادهای قدرت که برای فرار از مسئولیت پذیری شفاف عمل نمی کنند می تواند از ترکمانچای خطرناک تر باشد٬ زیرا اداره همه صنایع مهم آینده قرار است به چین واگذار شود.

۵ - چهارصد میلیارد دلار سرمایه گذاری ۲۵ ساله چین برای جمهوری اسلامی فقط پول جیبی شرکت های وابسته به .....و شرکت های سپاه و امنیتی هاست. جمهوری اسلامی ثابت کرده است که در مدیریت پول های کلان خیلی زود به سیاهچاله تبدیل می شود. به آمار درآمد دو دولت احمدی نژاد توجه کنید:

درآمد ارزی محمد خاتمی دو دوره ریاست جمهوری ۱۲۰ میلیارد دلار

درآمد ارزی احمدی نژاد دو دوره ریاست جمهوری ۸۰۰ میلیارد دلار + ۱۵ میلیارد (از صدوق ذخیره ارزی)

۸۰۰ + ۱۵= ۸۱۵ میلیارد دلار (منبع: عصر ایران۱۳۹۳ ٬ محسن بهرامی ارض اقدس از چهره های سرشناس اتاق بازرگانی)

درآمد ارزی که در دوران احمدی نژاد وارد حساب های دولت شد معادل کل درآمد نفتی کشور از زمان قاجار تا احمدی نژآد بوده است. حال اگر سندی وجود ندارد مبنی بر این که درآمد هشت ساله ۸۱۵ میلیارد دلاری دولت احمدی نژآد کجا صرف شده، چگونه می توان فهمید چهارصد میلیارد دلار سرمایه گذاری چینی ها به حساب کدام دولت رفته است؟ ضمن این که وام های سهل الوصول چین تله ای است که دولت ها را تا ابد درگیر می کند.

۶ - بی تردید چینی ها خبره تر از این هستند که یک تعهد ۴۰۰ میلیارد دلاری را به پای نظامی بریزند که توانایی مدیریت ۸۱۵ میلیارد دلار در هشت سال رئیس جمهور اسبق را نداشته است. از آنجا که معادله های اقتصادی با محاسبه ضریب ریسک معمولا گران تر می شود٬ باید پرسید که چینی ها در ازای ریسکی که در یک نظام بی در و پیکر و فساد دولتی ایران انجام می دهند چه امتیازهای فوق العاده ای دریافت می کنند.

آیا الحاقیه هایی که هیچ گاه منتشر نمی شوند حاوی ضمانت هایی نیست که واگذار شده است؟ ازجمله : استقرار نیروهای نظامی چین در جزائر٬ دادن پایگاه نظامی دائم٬ آموزش نیروهای مثلا یگان ویژه٬ مبادله اطلاعات امنیتی کشورهای منطقه٬ یا حتی مشارکت چین در کنترل فضای مجازی ایرانیان. آیا ساختن زندان های امنیتی٬ و مشارکت در سرکوب تظاهرات مردم ایران نیز از موارد مذاکره شده است؟ لازم به یادآوری است که هیات موئتله و بازاریان جناح راست ایران همواره مدیریت چین در سرکوب دانشچویان در تیان آنمن در سال ۱۹۸۹را ستوده اند.

در سریلانکا چینی ها در پاسخ به درخواست یک وام گقته بودند این حق ماست که بدانیم چه مسايل امنیتی در سریلانکا می گذرد. اما در نهایت سریلانکایی ها به روزگاری دچار شدند که حتی نمی توانند به چینی ها بگویند زیردریایی هایشان در سواحل پایتخت لنگر نیاندازند.

۷ـ در ارزیابی٬‌ مدیریت و سرانجام پروژه های کلانی که در جمهوری اسلامی شروع شده است باید دقیق بود. یعنی با توجه به این که پروژه های بلند پروازانه هسته ای ایران برای مردم امنیت و رفاه نیاورد٬ حتما باید نسبت به توافق تاریخی با چین حساسیت بیشتری به خرج داد. بر اساس یک مطالعه موسسه کارنگی پیرامون پروژه های هسته ای ایران در سال ۲۰۱۳ ٬ بیش از صد میلیارد دلار صرف پروژه های اتمی ایران شده است. از این میان فقط ۱۱ میلیارد دلار خرج نیروگاه بوشهر شده است که فقط ۲٪ برق ایران را تامین می کند ٬ در حالی که فقط شبکه فرسوده انتقال برق ایران ۱۵٪ از برق تولیدی کشور را تلف می کند.
بر اساس همین مطالعه٬ نیروگاه بوشهر گران ترین نیروگاه تاریخ بشر است که ۲۳ سال ساختن آن طول کشید و ساختن آن هزینه ای معادل ساخت چهار نیروگاه بزرگ را بر دوش مردم گذاشت. بنا بر هر هیچ محاسبه و معادله ای تکمیل و ساخت نیروگاه بوشهر با مدل راکتور و تکنولوزی عقب افتاده روس ها مقرون به صرفه نبود. اما بوشهر را ساختند چون بیش از برق٬ روی پس ماند سوخت راکتور آن برای غنی سازی و اهداف نظامی حساب باز کرده بودند. اگر جمهوری اسلامی قصد ساختن بمب نداشت با کمک آژانس بین المللی انرژی اتمی می توانست مدرن ترین و امن ترین نیروگاه اتمی را با یک چهارم هزینه نیروگاه بوشهر در ایران احداث کند.

اگر حداقل صد میلیارد دلار هزینه تاسیسات هسته ایران را در کنار صدها میلیارد خسارت و هزینه های ناشی از دو دور تحریم های بین المللی را لحاظ کنیم می توان به ارقام نجومی هولناکی رسید که هرگز جبران نمی شود. تحریم های بین المللی نه تنها دسترسی ایران به ذخاير ارزی خارج از کشور را قطع کرد ٬ بلکه صدها میلیارد دلار سرمایه ایرانی ها با تورم کسترده و کاهش ارزش ریال نابود شد یا از کشور فرار کرد.

رشد اقتصادی منفی ۶-۵ درصدی و رشد منفی جمعیت حاکی از آن است که طی دو دهه گذشته کشور ایران شاید دو هزار میلیارد دلار سرمایه را یرای همیشه از دست داده است. اگر هزینه پنهان کاری ها در خرید و انتقال تجهیزات و مواد هسته ای از بازار سیاه و حفاظت و هزینه های موش و گربه بازی و پنهان شدن از چشم آژانس و ناظران تحریم را به هزینه تحریم ها اضافه کنیم٬ قطعا یک رقم فضایی بزرگ به دست می آید. معنای عبارت فوق این است: برای کشوری که چهل سال گذشته را بر لبه ریسک های بزرگ طی کرده و سرمایه های مردمش را به پای آمال یک رهبر شیعه بنیادگرا ریخته است صد میلیارد یا دویست میلیارد رقم بزرگی نیست، زیرا ما هنوز رکورد اتلاف ۸۱۵ میلیارد دلار دوران احمدی نژاد را داریم. فاجعه هسته ای ایران که دو دور تحریم را به بار آورد هرگز کمتر از ترکمانچای نبود. اما خسارت توافق با چین ممکن است ازترکمانچای هم بیشتر باشد.
۸ - چینی ها در بر اساس هیچ گزارش بین المللی در لیست ده کشور اول از نظر شفافیت مالی قرار ندارند و به اعتقاد کارشناسان سومین رتبه را از نظر انجام تعهدات مالی٬ زمان بندی اجرا٬ و مدیریت پروژه بعد از ژاپن و آمریکا به خود اختصاص داده اند. از قضا لشگر شرکت های بزرگ ایرانی که بسیاری از آن ها یک پرونده باز در قوه قضاییه دارند تشنه آمدن شرکت های چینی هستند. طبقه تاجر مسلک و غیر مولد جدید نیز که طی دهه اخیر و پس از تحریم ها در ایران شکل گرفته است و در باستی هیلز لواسان خود را نمایش می دهد نیز نزدیکی های زیادی با چینی ها خواهند داشت..

حال می شود فهمید چرا در مقابل FATF یا کنوانسیون ضد پولشویی و جرائم مالی اینقدر مقاومت کردند و بعد از این همه جنجال٬ در نهایت آن را تصویب نکردند. شاید بخش هایی از پروژه توافق نامه ۲۵ ساله با چین بر اساسFATF قابل توضیح نباشد. لازم به یادآوری است که در بازارهای سراسر چین و حتی در یک منطقه لوکس مانند شانگهای اجناس ۲۰۰ دلاری را با چانه زنی مناسب می توان تا حدود ۴۰ دلار خریداری کرد و بیش از۶۰٪ تخفیف گرفت. زیرا این اقتصاد از پایه٬ بر اساس معادله های غیر شفاف خاکستری برپاشده است که فقط خود چینی ها از آن مطلع هستند. لازم به یادآوری است در اروپا و آمریکا و قطعا در کشورهای اسکاندیناوی موضوعی به نام چانه زدن و تخفیف وجود ندارد و هر قیمتی که روی کالاها نصب می شود ٬‌به غیر از موارد حراج ٬ غیر قابل کم و زیاد شدن است.

به دلائل فوق٬ توافق با چین کاری ترین ضربه تاریخی به اقتصاد ایران است زیرا کشور ایران زمینه بنیادی بسیاری از صنایع را داشته است. مدل مدیریت اسلامی جمهوری اسلامی در این سه دهه همه صنایع کشور را نابود کرد و حال قرار است برای احیای آنها چینی ها بیایند. جمهوری اسلامی نه تنها توانایی مدیریتی اداره پروژه های بزرگ و گران را ندارد٬‌، بلکه تا قبل از پایان قرارداد با چین در سال ۲۰۴۵ بیش از دوسوم ایران با خشکسالی و کم آبی غیر مسکونی خواهد بود که خود فاجعه بزرگی است. در سال ۲۰۴۵ دیگر توانی برای مقابله با خسارات ناشی از خشکسالی باقی نمی ماند٬‌، زیرا به احتمال زیاد ،همه توان کشور باید صرف پرداخت وام و سود وام هایی شود که چینی ها به همه نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی داده اند.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توافق با چین سودهای کوتاه مدتی را نصیب جامعه ایران می کند٬ اما در پایان، آنچه باقی می ماند مانند زمین هایی است که در آن درخت پالم یا روغن نخل کاشته اند. زمینی که پالم در آن کاشته می شود دیگر چیزی در آن نمی روید.

این همان کاری است که ترکمانچای با ایران نکرد

فرزانه روستایی

نکاتی جالب در مورد ناو های هواپیمابر آمریکا


نکاتی جالب در مورد ناو های هواپیمابر آمریکا

🔘طول یک ناو هواپیمابر گاهی تا 350 متر می‌رسد.

🔘ارتفاع عرشه یک ناو هواپیمابر حدود ۶۵ متر است.
[ به اندازه یک ساختمان۲۵ طبقه ]

🔘سرعت این ناوها حدود 65 کیلومتر در ساعت می‌باشد.

🔘قدرت موتور ناو نیمیتز در حدود 260000 اسب بخار است.

🔘ناو هواپیمابر نیمیتز آمریکا 110000 تن وزن دارد.

🔘 سوخت‌گیری یک ناو هواپیمابر حدود 3 سال زمان می‌برد.

🔘 موتور این غول‌های دریایی با راکتورهای اتمی کار می‌کند.

🔘 مساحت عرشه بزرگ‌ترین ناو آمریکا در حدود 2 هکتار است.

🔘در ناو هواپیمابر نیمیتز 6290 افسر خدمت می‌کنند.

🔘 ناو اینترپرایز ارتفاعی برابر یک ساختمان 20 طبقه را دارد.

🔘این ناوها پیچیده ترین ماشین ساخته شده به دست بشر می باشد.

🔘ناوهای هواپیمابر می توانند تا 15 سال بدون توقف به حرکت ادامه دهند.

🔘 جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکا تا 270 فروند جنگنده را در خود جای می دهد.

🔘در زیر هر ناو مانند هر شهر دارای خیابان و کوچه و آدرس پستی می باشد.

🔘بعضی از افسران ممکن است خوابگاه خود را گم کنند و به دنبال آدرس آن بگردند.

🔘در زیر هر ناو رستوران و سینما و کافی شاپ و فروشگاه های طلا و جواهر فروشی وجود دارد.

~🔘ناو نیمیتز در حد شهر بزرگی چون هامبورگ آلمان برق مصرف می کند.

🔘بزرگ‌ترین آشپزخانه دنیا درون ناو نیمیتز آمریکا قرار دارد.

🔘در این آشپزخانه هر روز بیش از 13000 عدد تخم مرغ و حدود 4 تن استیک مصرف می شود.

🔘سردخانه این ناو جهت مصرف غذای 2 ماه کل پرسنل ناو مواد غذایی در خود ذخیره می کند.

🔘ناو نیمیتز دارای یک بیمارستان 55 تختخوابه است که جراحی های قلب و مغز را هم انجام می دهد.

🔘بیشتر این افسران در طول خدمت خود در ناو هواپیمابر همدیگر را نمی‌بینند و نمی‌شناسند.

🔘ورود هر افسر به بخش دیگر ممنوع بوده و چنانچه تخلف کنند به سختی مجازات و زندانی می‌شوند.

🔘دژبان‌های قسمت مخصوص راکتور اتمی و موشک‌های اتمی اجازه شلیک مستقیم به افراد غریبه را دارند.

🔘افسران بخش های زیرین ممکن است تا ماه ها رنگ خورشید و آسمان را به چشم نبینند.

🔘افسران روزهای یکشنبه به مغازه ها و فروشگاه ها می روند و حقوق خود را خرج می کنند.

🔘بزرگ‌ترین خطری که این ناو ها را تهدید می کند حمله نظامی نیست و بلکه آتش سوزی داخلی است.

🔘به دلیل حمل هزاران تن مهمات و میلیون ها لیتر بنزین هواپیما همواره خطر آتش سوزی داخلی وجود دارد.

🔘عرشه پرواز پرخطرترین قسمت ناو است و بالاترین حقوق را افسران این قسمت دریافت می‌کنند.

🔘سیستم پرتاب هواپیماها از روی عرشه کاتاپولت نام دارد و با بخار آب کار می‌کند

کاتاپولت سرعت یک جنگنده 20 تنی را در عرض 2 ثانیه به 270 کیلومتر در ساعت می رساند.

🔘سراسر بدنه ناو با زره ای از نوعی آلیاژ فولادی پوشیده شده و اجازه نفوذ هیچ اژدری را نمی‌دهد.

🔘اگر اژدری در ناو نفوذ کند به دلیل ساختار سلولی ناو آسیبی به قسمت‌های دیگر نمی‌رسد و ناو غرق نمی‌شود.

🔘یک ناو هواپیمابر به وسیله 2 رزم ناو و 3 ناوچه اسکورت می شود و عملا آسیب ناپذیر می باشد.

🔘با این که خود ناو سلاح جنگی ای محسوب نمی‌شود ولی جهت بالابردن قدرت دفاعی آن هر ناو هواپیمابر مجهز به موشک های زمین به هوای seasparrow و موشک های ضد موشک RAM و چهار توپ چرخان 20 میلی‌متری با برد 1.5 کیلومتر است.
همچنین دارای سیستم های CHAFF و flare و طعمه های یدک‌کش شونده نیز هست.

🔘آمریکا دارای 13 ناو هواپیمابر اتمی می باشد و هر ناو سالانه در حدود 1 میلیارد دلار هزینه نگهداری دارد.

🔘شوروی در آن زمان فقط توانست یک ناو هواپیمابر درست کند و نام آن کوزنتسوف می باشد.

🔘طبق قوانین دریایی و بین المللی ناوهای هواپیمابر جزو خاک همان کشور تلقی می شود.

این است ناو هواپیمابر........
حالا هی میگن ناو آمریکا را می‌زنیم! انگار می‌خوان لنج جاسم بندری را بزنن!!

بیایید تاریخ ایران را بخوانیم 👇

👑 کانال نـــادر شـــاه 👑

☆ @NADIR_SHAH ☆

#طنزسیاهنمایی 752  هند به‌سوی سومین اقتصاد بزرگ جهان!

#طنزسیاهنمایی 752

هند به‌سوی سومین اقتصاد بزرگ جهان!

گفت:هند کشوری آسیایی،جهان سومی و در حال توسعه مثل ایران است.

گفتم: آری،درست است.خب،منظور؟!

گفت: تا همین ٧۵ سال پیش، مستعمرۀ انگلیس بود!

گفتم: باز هم آری،ولی با مبارزۀ منفی از سُلطۀ انگلیس رهایی یافت. حالا منظور؟

گفت: هند اکنون با تصاحب جایگاه انگلیس در رتبۀ پنجم بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا

قرار دارد و امروز نه تنها جایگاه انگلیس را گرفته، بلکه پیش‌بینی می‌شود که تا

سال ٢٠٣٠ بعد از آمریکا و چین سومین اقتصاد جهان باشد!

گفتم: باز هم درست است! حالا منظور؟

گفت: آیا جنگ با ابرقدرت‌ها نمی‌تواند این‌گونه باشد؟! آیا نمی‌توان به جای

نابودی دیگران ،ملّت خود و اقتصاد و فرهنگ خود را به‌گونه‌ای تقویت کنیم

که سایر ملّت‌ها و دولت‌ها به رفاه و آسایش ملّت ما غبطه بخورند؟

گفتم: باز هم درست!حالا منظور؟

گفت: اگر تا حالا هنوز منظور مرا نفهمیدی،پس از این هم نخواهی فهمید! خداحافظ!

گفتم:یعنی چه؟!

گفت: روزی شخصی با پای فلج ادّعا کرد قُلّۀ اورست را فتح می‌کند! همه به او خندیدند.

سرانجام روزی صعود به‌سوی قُلّۀ اورست را آغاز کرد. هرگاه خسته می‌شد،از او می‌پرسیدند:

کجا می‌روی؟ پاسخ می‌داد: رو به بالا!

تا سرانجام روزی پیروزمندانه بر فراز اورست ایستاد. یکی از او پرسید: خب،حالا کجا می‌روی؟

او پاسخ داد: اگر تا حالا هنوز منظور مرا نفهمیدی،پس از این هم نخواهی فهمید! خداحافظ!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

مسلمانان مظلوم و بی‌پناه چین!!

مسلمانان مظلوم و بی‌پناه چین!!

علی مطهری: مقام عالی وزارت خارجه گفت: به دلیل نیاز اقتصادی به چین، حرفی از آزار مسلمانان سین‌کیانگ توسّط دولت چین نمی‌زنیم!!

نایب رئیس سابق مجلس:
🔺مدّتی است دولت چین مردم سین‌کیانگ را به اردوگاه‌های اجباری می‌برد و در آنجا آن‌ها را مجبور به مشروب‌خواری و رقص‌های مختلط می‌کند. همچنین آن‌ها را مجبور به فراگیری زبان چینی و نوشتن به زبان چینی می‌کند و بنا دارد که آن‌ها را از فرهنگ اسلامی خود دور کند
🔺 من چندی پیش علّت سکوت ایران را از یکی از مقامات عالی وزارت امور خارجه پرسیدم.

او گفت :به دلیل نیاز اقتصادی مجبور به سکوت هستیم.

گفتم: مگر مجبورید رابطه با سایر نقاط دنیا را به اینجا برسانید که در دامن چین بیفتید و مجبور به ترک یک وظیفۀ اسلامی بشوید. عجیب است که صدا و سیما هم حتّی یک گزارش از وضعیّت مسلمانان چین پخش نکرده است.
🔺 مسئولین به علت نیاز اقتصادی به چین چشمان خود را بر این ظلم آشکار بسته‌اند و سکوت اختیار کرده‌اند. اگر ادّعای اصولگرایی و آرمان گرایی داریم نباید نسبت به این گونه مسایل بی‌تفاوت باشیم.

عصر ایران
@akhbar_montakhab

#طنزسیاهنمایی 751  ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

#طنزسیاهنمایی 751

ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

گفت: آیا یادت هست در روزهای گذشته دربارۀ این که چگونه ممکن است مسئولان

نفهمیده‌اند که چطور چندین هزار میلیارد تومان در یک قلم واردات چای اختلاس

شده است؟! و تو گفتی،مسئولان علم غیب که ندارند!

گفتم: آری،به یاد دارم؛ولی تو چرا دست از سر این مسئولان ذی‌ربط با چای

دبش برنمی‌داری؟ تو از این همه #سیاهنمایی خسته نمی‌شوی؟!

گفت: چه‌کنم؟ هر روز پاسخ تازه‌ای کشف می‌کنم!

گفتم: بگو!دیگر چه کشف مهمّی کردی؟

گفت:درست است که «آنان می‌دانند که چه فردی از کدام نانوایی نان خریده است!»،ولی در

شرح وظایف کدام وزیر یا هر مسئولی «کشف اختلاس» را به عنوان یک وظیفه نوشته‌اند؟

مثلاً فرض می کنیم وزیری مسئول است واردات و صادرات را نظارت کند. وقتی می‌بیند

یک نفر دارد میلیاردها دلار چای وارد می‌کند،از او می‌پرسد:

چرا این دلارها را صرف واردات چای می‌کنی؟

او هم پاسخ می‌دهد :من که نمی‌خواهم چای وارد کنم! من دارم اختلاس می‌کنم!!

آن مسئول هم وقتی می‌بیند چنین مسئولیتی در وظایفش نیست! بنابراین از او پوزش خواسته

و می‌گوید ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

می‌گویند در اسکاتلند پلیسی را مامور می‌کنند در ساحل دریا نظارت کند که در منطقۀ

«شنا ممنوع»،کسی شنا نکند.

روزی یک نفر را در حال شنا می‌بیند. نزدیک می‌رود و از او می‌پرسد:

چرا در منطقۀ شنا ممنوع شنا می‌کنید؟

آن مرد پاسخ می‌دهد: من در حال شنا نیستم! من دارم خودکشی می‌کنم!

مامور پلیس هم که می‌بیند ممنوعیّت خودکشی در شرح وظایفش نیست،از او عذرخواهی

می‌کند و می‌گوید: ببخشید!من فکر کردم شنا می‌کنید! مشغول کار خودتان باشید!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

چرا می‌گویند، ایران با این حکومت پیشرفت نخواهد کرد؟

چرا می‌گویند، ایران با این حکومت پیشرفت نخواهد کرد؟

یک نفر از همراهان سید محمد خاتمی که در سال ۱۹۹۹ به سنگاپور رفته بودند تعریف می‌کرد:

بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه‌ای با آقای لی‌کوآن‌یو داشته باشیم.
آقای آن‌یو بازنشسته شده بود و هر از گاهی به عنوان مشاور در کاخ ریاست جمهوری حضور پیدا می‌کرد.

جلسه هماهنگ شد و ما به دیدن ایشان رفتیم.

بعد از سلام و احوال‌پرسی آقای خاتمی گفت:
نمی‌خواهیم وقت شما رو زیاد بگیریم فقط یک سوال!!!

به نظر شما ایران می‌تونه مثل سنگاپور رشد کنه و به چنین موفقیت عظیمی برسه؟!

آقای آن‌یو یه کم فکر کرد و گفت: نه!! متاسّفم.

آن فرد گفت: همه ما جا خوردیم و اصلاً فکر نمی‌کردیم چینن جواب تند و به دور از دیپلماسی را از آقای آن‌یو بشنویم! برای همین رئیس جمهور و تیمی که همراهشون بودیم در سکوت و شرم غرق شدیم!!

آقای آن‌یو بعد توضیحاتی میده که تمام حرف اصلی نوشته من این چند خط توضیحات ایشونه!!

به نظرم این توضیح برای تمام کشورهای جهان سوم میتونه مثل یه نقشه گنچ باشه!!
البته به شرطی که به دنبال گنج باشیم!!!

آقای آن‌یو گفت:

۳ دلیل اصلی داره که شما نمی‌تونید مثل سنگاپور بشید!!!

۱. ایدئولوژی:
شما ایدئولوژی خاصی دارید و معتقدید زندگی اصلی بعد از مرگ شروع میشه.
برای همین این دنیا و زندگی دنیوی را به اندازه کافی جدی نمی‌گیرید!! و دلتون را به جهان بعد از مرگ خوش کردید!!
خوب معلومه کسی که این جهان را جدّی نگیره برای مدیریت و سرآمدی در این جهان هم به اندازۀ کافی تلاش نمی‎کنه!
ولی ما اعتقاد داریم همین دنیا تنها چیزیه که داریم و به همین جهت تمام تلاشمون را می‌کنیم
تا بهترین دنیا را برای خودمون بسازیم!!

۲. رویکرد :
شما رویکرد متفاوتی نسبت به مسأله‌ها و مشکلات دارید!!
وقتی ما با یک مشکل مواجه می‌شویم، مشورت می‌کنیم.
اگر امکان حل اون مشکل و مسأله به نفع ما باشه پیش می‌ریم و تمام تلاشمون را می‌کنیم.
ولی اگه متوجه بشیم و تو مشاوره‌ها هم به این نتیجه برسیم که طرف مقابلمون برنده میشه دیگه مبارزه نمی‌کنیم!!و می‌ریم با طرف مقابلمون مشکلمون رو با مسالمت حل می‌کنیم! و وقتمون را بیشتر از این صرف جنگیدن با کسی که در نهایت برنده خواهد بود نمی‌کنیم!!

ولی وقتی شما با یک مسأله مواجه می‌شوید مثل ما مشورت می‌کنید.
اگر به شما گفته بشه که در این مسأله شما برنده نخواهید شد و برنده نهایی طرف مقابل شماست
به جای این که بروید و با طرفتون مشکل را با مسالمت حل کنید با زور و پول و اعتقاد و نسل در نسل به مبارزه با اون طرف می‌روید!! و برای همین همیشه تعداد مشکلاتتون بیشتر از تعداد راه حل هاتونه!!!

آقای آن‌یو گفته بود: نسلی که برای خودش و نسل‌های بعد از خودش به جای راه حل مشکلات قدیمی را به ارث بذاره نمی‌تواند مثل سنگاپور رشد کنه!!!

۳. تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی کشور در دست نظامیان:
آقای‌ آن‌یو در توضیح سومین دلیل عدم رشد کشورهای جهان سوم گفته:

نظامی ها بر اساس یک خط فکری خاص و بدون انعطاف حرکت می‌کنن.
این روش برای جنگ و پاسداری از حریم کشور مناسبه اما در تصمیم‌گیری ها ی سیاسی و اقتصادی نیازمند خطوط فکری متفاوت و انعطاف پذیری بسیار زیادیم.
هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنید که سیاست و اقتصاد در دست نظامیان اون کشور باشه
و اون کشور رشد قابل توجّهی داشته باشه!!

#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

#طنزسیاهنمایی. 749  چه کسی این «شِفته» را «آشُفته» کرده؟!

#طنزسیاهنمایی. 749

چه کسی این «شِفته» را «آشُفته» کرده؟!

گفت: با وجود ممانعت از ثبت نام افراد فاقد شرایط، ولی باز کلّی کاندیداها آمدند، جلو دوربین

دست تکان داده و ثبت نام کردند!

بسیاری از این کاندیداها مدّعی ادامۀ راه آقای رئیسی هستند و اصرار دارند می‌خواهند این وضعیّت آشفته را درست کنند!

گفتم: اگر اینان مدّعی‌اند که آقای رئیسی وضعیّت را آشُفته کرده،پس چرا خود را ادامه‌دهنده راه

ایشان می‌پندارند؟ و اگر مدیریت ایشان را سازنده می‌دانند،چه کسی وضعیّت را آشُفته کرده؟!

گفت: جالب‌تر این که همگی ادّعا دارند‌ تعهّد به خدمت، ادای تکلیف و اصرار مردم باعث حضورشان

شده است.

گفتم: پس مردمی که این همه اصرار دارند، چرا هنگام انتخاب به این‌ها رای نمی‌دهند و در ردۀ

بعد از آرای باطله قرار می‌گیرند!

گفت: وقتی نظارت استصوابی را نقد می‌کنیم،می‌گویند ما بهتر از شما صلاح شما را می‌دانیم؛

ولی وقتی ما به کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان رای می‌دهیم و کارهای رئیس جمهور منتخب

ما زیر سوال می‌رود،فقط ما رای‌دهندگان مقصرّیم!

گفتم:شورای نگهبان حتماً یک شناختی از کاندیدا دارند که او را تایید می‌کنند دیگه!!

آقای وحید اشتری می‌نویسد:

قاضی به متّهم می‌گوید: شما ۵۰۰ میلیارد تومان درخواست وام کردی،هزار میلیارد تومان برایت

واریز کردند. وثیقه که نگرفتند، تضمین هم‌ نگرفتند از شما هیچی، آیا یک کپی شناسنامه از

شما گرفته‌اند؟

متّهم پاسخ می‌دهد: نه! حتماً یک شناختی از من داشتند که بهم دادند دیگه!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

-----------------------

شِفته: دوغاب که از آهک و خاک و شن می‌سازند برای پی‌ریزی ساختمان یا زیرسازی خیابان

آیا می‌دانستید.....؟

آیا می‌دانستید.....؟


1⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1355 ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺟﻬﺎﻥﺷﺪ !

2⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1354 ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﺑﺮﺗﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟

3⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺪ؟

4⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1353 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭگ‌ترﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻓﻮﻻﺩ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟

5⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1342 ﺗﺎ 1356 ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻮﺭُّﻡ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ؟

6⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ 90 ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﯾﺰﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟

7⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1353 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 98ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ 23ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟

8⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1356 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ؟

9⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1355 ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻧﺎﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﺒﺎﻧﯽ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪ؟

0⃣1⃣ ﺁﯾﺎ می‌دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ ﻭ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻭﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟

1⃣1⃣آیا می‌دانستید ایران در سال 1397 غمگین‌ترین و عصبی‌ترین کشور دنیا و بی ارزش‌ترین پول دنیا را در اختیار دارد...؟


@EQTESAD24

واقعیت پشت پرده سفر #بشّاراسد به تهران‌

واقعیت پشت پرده سفر #بشّاراسد به تهران‌

به دلیل تحریم‌های مالی بشّاراسد شخصاً برای بردن پول کمک‌های ایران به ایران سفر کرد.

سفر او ۵ ساعته بود. ساعت ۱۳ وارد فرودگاه مهرآباد شد و ساعت ۱۸ بازگشت.

بشّاراسد با خود ۲/۳ میلیارد یورو پول نقد به سوریه برد. از این مبلغ ۵۳۰ میلیون یورو کمک مالی روسیه بود.

این پول‌ها به صورت اسکناس های ۵۰۰ یورویی و در ۹ پالت ۲۵۰ میلیون یورویی و طی ۳۵ دقیقه در هواپیمای اسد بارگیری شد.

بشّاراسد از دمشق از راه زمینی به لبنان و از آنجا با هواپیمای خطوط هوایی سوریه به ایران سفر کرد. در این سفر رفت و برگشت زبده‌ترین تیم کماندویی #حزب_الله لبنان و #سپاه_قدس وظیفه اسکورت او را بر عهده داشتند.

#طنزسیاهنمایی.748  چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟!!!

#طنزسیاهنمایی.748

چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟!!!

گفت: واقعاً به مسئولان کشور باید هر روز و هر لحظه بگوییم «خسته نباشید!»

گفتم: خب، واقعاً مسئولان شبانه روز دغدغۀ حلِّ مشکلات مردم را دارند و کار می‌کنند.

گفت: بله، من هم وقتی این کار توان‌فرسا را از این عزیزان می‌بینم،می‌گویم «خسته نباشید!».

گفتم: تو به مسئولان این دولت «خسته نباشید» می‌گویی،در حالی که دربارۀ کارهای دولت

پیشین همیشه #سیاهنمایی می‌کردی!

گفت: من همیشه «سیاه» را سیاه می‌بینم و «سپید» را سپید!

گفتم: مثلاً نمونه‌ای از کارهای مسئولان دولت پیشین را بگو!

گفت: مثلاً آقای جهانگیری معاون اول محترم رئیس جمهور می‌فرمود:

«دعا کنید قیمت‌ها پایین بیاد!»

آقای دکتر نمکی وزیر محترم بهداشت می‌فرمود:

«دعا کنید کرونا تمام شود!»

آقای عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست می‌فرمود:

«دعا کنید باد و باران بیاید آلودگی رفع شود.»

خلاصه من نگران بودم خدای نکرده این مسئولان از پانیفتند!

گفتم: البتّه این بزرگان علاوه بر انجام وظایف خود دعا هم می‌کردند!

گفت: پس این همه ارزانی(!!!) و این همه تمیزی هوا(!!) و رفع مشکل کرونا و وفور واکسن(!!!)

حاصل تلاش این مسئولان بود؟!

حالا می‌خواهم از آن مسئولان بپرسم:

این همه موفّقیّت‌ها حاصل تلاش‌های شماها بود یا دعاهای شما؟

گفتم: مسئولان دولت سیزدهم چه کرده‌اند که به آنان می‌گویی «خسته نباشید!»؟

گفت: وقتی به افزایش 261 درصدی قیمت سکّه

و افزایش قیمت‌ دلار از حدود 25 هزار تومان به حدود 60 هزار تومان

و افزایش نرخ کالاهای مورد نیاز مردم نگاه می‌کنم و با قبل می‌سنجم،

بی‌اختیار این عبارت بر زبانم جاری می‌شود:«واقعاً خسته نباشید»!

گفتم: پس کدام جناح برای مردم کار کردند؟

گفت: آنوری‌ها می‌گویند اگر اینوری‌ها بگذارند ما خیلی کار می‌کنیم!

اینوری‌ها هم می‌گویند ما خیلی کار می‌کنیم ولی نمی‌دانیم چرا ارقام و آمار با هم

همراهی نمی‌کنند(!!!)

گفتم: پس مشکل کجاست؟

گفت: مشکل اینجاست که مردم حرف مسئولان را باور نمی‌کنند!

گوبند یک اتوبوس که مسافرانش همه از مسئولان رده بالا بودند، چپ کرد.

وقتی پلیس رسید دید حیف‌نون همۀ آنان را به خاک سپرده است!

وقتى از او پرسیدند :آیا تو مطمئنّی که همۀ آنان مُرده بودند يا نه ؟

گفت : والله بعضی از آنان می‌گفتند كه زنده هستند، ولی چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

ما تصمیم گرفتیم دیگر زندگی کنیم!

ما تصمیم گرفتیم دیگر زندگی کنیم!

من ۳۰ سال آینده را به وضوح می‌بینم که عربستان به قطب مهم گردشگری در جهان ده‌ها برابر مهم تر از امارات امروز تبدیل شده است و ما چرتکه به دست هنوز داریم محاسبه می‌کنیم که این عرب‌های جاهل چگونه توانسته‌اند وابستگی به نفت را پایان دهند و هر سال از صنعت توریسم ده برابر درآمد نفت ما عایدی داشته باشند!

بعد هم که به نتیجه معقولی نرسیدیم به سر و کله هم می‌کوبیم و تقصیرها را می‌اندازیم گردن مردم.

"محمد بن سلمان" ولیعهد عربستان سعودی گام در راهی گذاشته است که شیخ محمد ۳۰ سال پیش در دبی آغازکرد و نتایج درخشانی در پی داشت.

اصلاحات ساختاری در جهت رهایی از بندهایی که به واسطه آن‌ها جوامع اسلامی به انحطاط رفته‌اند.

حدود سه دهه پیش شیخ محمد ولیعهد امارات و حاکم دبی دست به اقدامات مهمی زد که حالا ثمره‌اش در چهره دگرگون شده این شیخ‌نشین کاملا محسوس است.

شیخ محمد، دبی را به یک شهر مدرن و مرفّه تبدیل کرد که امروزه بدون فروش نفت هم می‌تواند به حیات اقتصادی‌اش ادامه دهد.
شیخ محمد می‌دانست که تا دکانداران دین که با تمام مظاهر پیشرفت و ترقی مخالفت می‌کنند، محدود نکند ،یک قدم نمی‌تواند در راه انجام این مهم بردارد.

او در کنار احداث زیرساخت‌های گردشگری و بناهای منحصربه فرد که جذب کننده توریست‌ها از تمام دنیاست ،اقداماتی برای بیرون آمدن از یوغ هنجارهای اسلام نما را به عنوان ضروری‌ترین گام در دستور کار خود قرار داد.

شیخ محمد برای بازنگری در متون افراطی دینی که تشویق و ترغیب به تعصّب و تحجّر می‌کردند، مرکزی را تاسیس نمود تا این متون را از کتب درسی مدارس و دانشگاه‌ها بزدایند.

شیخ محمد همچنین به تشویق دختران جوان اماراتی برای بیرون آمدن از انزوا و معاشرت در جامعه پرداخت و این مهم را اول از دختران خودش آغاز کرد. [ کاری که رضاشاه ۸۰ سال پیش انجام داد! ]

امروز ولیعهد عربستان همان راه را می‌رود و ما طبق معمول باید حسرت بخوریم.

محمد بن سلمان ابتدا به پر رنگ کردن حضور زنان در اجتماع پرداخت و کاری کرد که زنان عربستان اجازه رانندگی و حضور در ورزشگاه‌ها را یافتند.

محدود کردن پلیس مذهبی که تحت فرمان مفتی‌های افراطی عمل می‌کنند، یکی دیگر از اقدامات مهم اوست.

در اقدام بعدی کمیته مبارزه با فساد که خودش در راس آن قرار دارد را در راستای اصلاحات سیاسی و اجتماعی تشکیل داد و با بازداشت بیش از ۴۰ نفر از شاهزاده‌ها و مسئولین سابق پرداخت.

همچنین اقدام به تاسیس شهری بسیار پیشرفته و مدرن نمود [خیلی مدرن‌تر از آنچه در دبی ساخته شده است]
در آگهی‌های مربوط به این شهر که در تمام نقاط عربستان پخش شده است،
تصاویر زنان عربستانی در حال معاشرت با مردان بدون حجاب به چشم می‌خورد!

اما ما روزبه روز در منجلاب فساد حاصل از دین حکومتی بیشتر فرو می‌رویم.
شایدم تصور می‌کنیم عوضش در آن دنیا تلافی‌اش در می‌آید!
یک ملت خیلی باید بی‌عقل و جوگیر باشد که این دنیا را برای خود جهنم کند به هوای رسیدن به دنیای موهوم دیگر!

از همه جالب‌تر این که وارثان اصلی دین اسلام یعنی همین اعراب شبه‌جزیره آنقدر که یک ایرانی یا افغان برای اسلام سینه چاک می‌کنند آن را جدی نگرفته‌اند!

ما نفت می‌فروشیم...
اعراب هم نفت می‌فروشند...

پول نفت ما می‌شود بودجه برای صدها نهاد و سازمان و ستاد و کارگروه مذهبی و حقوق طلاب حوزه و...
تا هر چه بیشتر آب در آسیاب اسلام بریزند
دست آخر هم هیچ سودی ندارد جز این که مردم
روزبروز فقیرتر و کشور به نفت وابسته‌تر شود!

پول نفت اعراب می‌شود ساخت زیرساخت‌ها و
جاذبه‌های منحصربفرد گردشگری که سبب جذب
توریست‌‌های متمول از تمام نقاط جهان شده و
نتیجه‌اش ثروتمندتر شدن هر چه بیشتر شهروندان
و قطع وابستگی کشور به درآمد نفت است!

چگونه شد
نماز و روزه و گریه و ناله و روضه و فقر و انزوا و
شلاق بجرم روزه‌خواری و گشت‌ ارشاد و حجاب
اجباری و هزار و یک بدبختی دیگر اسلام نصیب
ما شد!

شادی و نشاط و رفاه و بزن و بکوب و رقص و آواز
و ثروت و اعتبار جهانی و سیل دلارهای گردشگران
متمول از چهار گوشه جهان نصیب اعراب شد!

وعده نسیه شراب‌‌های بهشتی که در نهرهای زیر پا
جاری‌اند نصیب ما شد!

نوشیدن نقد بهترین برندهای شراب فرانسوی نصیب اعراب شد! [ مشروبات الکلی در عربستان آزاد شد

بن سلمان ولیعهد عربستان تمام اسلام را تحویل
جمهوری اسلامی داد!!
و بطور ضمنی گفت: همه اسلام مال شما
ما تصمیم گرفتیم دیگر زندگی کنیم...!

سرمایه در دست دولت در سایه

سرمایه در دست دولت در سایه

پزشکیان: قدرت در دست کسانی است که نه مجلس نه رییس جمهور و نه سایر مقامات دولتی حق نظر دارند

✍🏻مسعود پزشکیان :

«مدیریت ایران به دست یک دولت مخفی است و روحانی باید آن را افشاگری کند.»

نایب رئیس مجلس گفت: روحانی باید همه چیز را افشا کند و به مردم بگوید قدرت در حکومت در دست یک دولت پنهان است که مدیر واقعی کشور می‌باشد و قدرت را به دست دارد.

مسعود پزشکیان، نایب رئیس مجلس در گفت و گو با روزنامه “سازندگی” گفت:

همه، اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب در فساد و ناکارآمدی مقصّرند و بازی “کی بود من نبودم” جواب نخواهد داد. پاسخگویی به مشکلات مردم وظیفه کسانی است که در سایه حرکت می‌کنند و حضوری ثابت در تصمیم‌گیری‌ها دارند.

مسعود پزشکیان اظهار داشت که اگر به جای حسن روحانی بودم، در اولین فرصت به مجلس می‌آمدم و همه چیز را به صورت شفاف بیان می‌کردم. تا همه بدانند کاری که خاتمی باید می کرد و نکرد الان دیگر چیزی برای واهمه وجود ندارد. همه چیز را مردم می دانند و هر روز شاهد فسادهای اقتصادی فرهنگی و اخلاقی هستند. دیگر چیزی به نام ارزش در فرهنگ ایران باقی نمانده است.

پزشکیان، افزود: «هر دولتی روی کار آمد عده‌ای شعار دادند بی‌عرضه است. بعد از سوی دیگر در ۴۰ سالگی انقلاب از دستاوردهای انقلاب می‌گوییم. خب اگر دستاوردی داریم همین بی‌عرضه‌ها به دست آورده‌اند و اگر همه آن‌ها بی‌عرضه‌اند که از کدام دستاورد سخن می‌گویید. یعنی این تناقض را باید حل کنیم».

پزشکیان گفت: همه جناح‌ها به صورت موقّتی آمده و رفته‌اند اما ثبات کاری دست کسانی بوده که در سایه حرکت می‌کنند. این سازمان در سایه همیشه حضور داشته و ثابت بوده است. در نتیجه اگر مشکلی در کشور وجود دارد آن‌هایی که ثبات دارند باید جواب بدهند و نه آن‌هایی که یک روز آمده و و یک روز هم می‌روند.

وی افزود: «زمانی که من وزیر بهداشت بودم ۲۵ کانون در بهداشت و درمان تصمیم می‌گرفتند. من وزیر بودم اما اختیاراتم در دست ۲۵ واحد و سازمان و ارگان دیگر بود. بعد هم در نهایت من باید پاسخگو می‌بودم. در بقیه وزارتخانه‌ها هم همین وضع است. شما فکر می‌کنید فرهنگ را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کنترل می‌کند؟ سازمان‌های مختلف در این زمینه نقش‌آفرینی می‌کنند اما وقتی می‌خواهند فحش بدهند تنها به وزارت ارشاد فحش می‌دهند.»

پزشکیان در خاتمه گفت: قدرت در دست کسانی است که نه مجلس نه رییس جمهور و نه سایر مقامات دولتی حق نظر دارند. به خاطر دارم که در زمان شاه می‌گفتند یک ساعت رادیو را در هفته در اختیار ما بگذارید ما همه را مسلمان می‌کنیم. اما حالا رادیو، تمام کانال‌ها و دانشگا‌ها در دست ماست. پس چرا وضع جامعه این‌گونه است؟

🔺منبع: سازندگی

این‌ها عزّت نیستند بلکه عین ذلّتند!


این‌ها عزّت نیستند بلکه عین ذلّتند!

@Neyestan5

یادداشتی از : دکتر جلال پور العجل ....

این که اقتصاد کشور به قدری ضعیف باشد که زیر چکمه‌های تحریم له شود و تا مرز فروپاشی پیش رود و حکومت هیچ ابزاری برای مقابله با آن جز تقدیر در اختیار نداشته باشد ـ در حالی که می‌داند سانتریفوژ بچرخد یا نچرخد چرخ اقتصاد نخواهد چرخید ـ عزّت نیست ذلّت است.

این که بعد از چهل سال شعار "مرگ بر امریکا" با گردش قلم رئیس جمهور کشوری که "هیچ غلطی نمی‌تواند بکند" پول رایج مملکت تا سر حد کاغذ پاره‌های بی‌ارزش سقوط کند، عزّت نیست ذلّت است.

این که جمهوری اسلامی دومین و چهارمین دارنده ذخایر گاز و نفت جهان باشد ولی رشد اقتصادی منفی 6% و نرخ بیکاری 39% و تورُّم بالای 50% را تجربه کند، عزّت نیست ذلّت است.

این که نظام سیاسی خود را طلیعه‌دار "اسلام ناب محمدی" بداند ولی فساد تا فیهاخالدون نظام سیاسی رسوخ کرده باشد، عزّت نیست ذلّت است.

این که حکومتی پایه‌ریزی شود که عنوان "جمهوریت" و "اسلامیت" را یدک بکشد ولی نسل حاضر از عمق جان حکومت پهلوی را آرزو کند و برای سرسلسله پهلوی "روحت شاد" سردهد، عزّت نیست ذلّت است.

این که در بین 189 کشور، اعتبار گذرنامه جمهوری اسلامی از آخر دوازدهم شود (رتبه 177) و از بسیاری کشورهای بی‌نام و نشان افریقایی هم کم ارزش‌تر باشد، عزّت نیست ذلّت است.

این که سیاست خارجی جمهوری اسلامی به گونه‌ای تبیین شود که کشورهای همسایه و مسلمان به دشمنان درجه یک ایران تبدیل شوند، و کشورهای کمونیستی و کافر، دوست حساب شوند،عزّت نیست ذلّت است.

این که کارکنان سفارت امریکا 444 روز بدون هیچ دستاوردی گروگان گرفته شوند ولی در عوض میلیاردها دلار خسارت به کشور وارد شود و زندگی چهار نسل را تحت‌الشّعاع خود قرار دهد، عزّت نیست ذلّت است. چقدر رقّت‌انگیز است که این اقدام حماسه نامیده می‌شود و سالروزش جشن گرفته می‌شود!

این که سفارت بریتانیا تخریب شود و سپس غرامت تمامی خسارت‌های وارده حتّی بطری‌های مشروبات الکلی شکسته شده محاسبه و پرداخت شود، عزّت نیست ذلّت است.

این که با فیلترکردن محبوب‌ترین شبکه اجتماعی (تلگرام) به شعور 45 میلیون کاربر ایرانی بالغ و عاقل توهین شود و به نام ارج نهادن به مقام والای زن؛ سخیفت‌ترین رفتارها در ملأ عام نسبت به بانوان کشور صورت ‌گیرد، عزّت نیست ذلّت است.

این که فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه به قدری خفقان‌آور شود که نخبگان و فرهیختگان از کشور رانده شوند، عزّت نیست ذلّت است.

این که قانون اساسی به گونه‌ای تعبیر و تفسیر شود که حقوق شهروندی مصرَّح در آن همانند راه‌پیمایی اعتراضی مسالمت‌آمیز و همه‌پرسی، اقداماتی مجرمانه تلقّی شوند، عزّت نیست ذلّت است.

این که با اجرای نظارت استصوابی، جمهوریت نظام و شعور سیاسی مردم به سُخره گرفته شود، عزّت نیست ذلّت است.

این که بسیاری از نونهالان ایران زمین از داشتن فضای آموزشی مناسب بی‌بهره باشند و هنوز بسیاری از استان‌های حاشیه‌ای از داشتن آب آشامیدنی، گاز طبیعی، و خطوط ریلی محروم باشند ولی برای مردگان مقبره‌های باشکوه ساخته شود، عزّت نیست ذلّت است.

این که فعالان سیاسی و مدنی به خاطر کوچک‌ترین انتقادی راهی زندان و حبس ‌شوند و روشنفکران و نواندیشان و آزادیخواهان زمین‌گیر شوند و بر دهانشان مهر سکوت زده ‌شود تا راه برای متملّقان و چاپلوسان هموار شود، عزّت نیست ذلّت است.

این که پرونده فساد شهرداری تهران به محاق برود تا در گذر زمان به فراموشی سپرده شود و 35 هزار میلیارد تومان ضرر و زیان مؤسّسات "خودمانی" از بیت‌المال پرداخت شود، عزّت نیست ذلّت است.

این که با داشتن دانش فناوری هسته‌ای، موشک بالستیک، زیردریایی و پهپاد روزانه صدها ایرانی در لای آهن پاره‌های خودروهای بُنجل که با قیمت نجومی عرضه می‌شوند مچّاله ‌شوند، عزّت نیست ذلّت است.

این که به جای ساختن نیروگاه خورشیدی و بهره‌برداری از هزاران کیلومتر مربع کویر سوزان؛ میلیاردها دلار خرج فناوری هسته‌ای شود بدون این که دستاوردی ملموسی داشته باشد و در عوض کشور را تا آستانه جنگی ویرانگر سوق ‌دهد، عزّت نیست ذلّت است.

گذشت و گذشت ولی ما بزرگ‌تر نشدیم کوچک‌تر شدیم؛ عزّتمند نشدیم تحقیر شدیم؛ الگو نشدیم عبرت شدیم! امروز عزّت و عظمت این دیار کهن و این مرز پرگُهر در نزد جهانیان بدجور جریحه‌دار شده است. به همین خاطر است که آنان که روزگاری برای عزّت و سربلندی مردم و کشور رنج جهاد، شهادت، اسارت و جانبازی را بر خود همواره نمودند اکنون قلم به دست گرفته‌اند و در مقابل نظامی که عزّت و سربلندی مردم و کشور را به پای خویش قربانی نموده ایستاده‌اند.

🌹
@Neyestan5

روح دبی !!!

روح دبی !!!

اولین بار دهۀ شصت شمسی بیست و سه سالم بود که برای کار رفتم دبی ؛ هنوز شیخ راشد پدر شیخ محمد حاکم فعلی دبی زنده بود و معماری شهر را شروع کرده بود.او شیخی پیر ولی روشن‌اندیش بود ، می گفتند :اجدادش از جنوب ایران بوده اند.مردم‌دار و خاکی بود بدون هیچ تکلّفی با مردم کوچه و بازار اختلاط می‌کرد.اون موقع شیخ محمد نفر سوم ردۀ سیاسی بود و برادربزرگ‌ترش ولیعهد،اما از همان موقع بین عوام بیشتر نام شیخ محمد سر زبان‌ها بود.
چرا گفتم "روح دبی "؟ مگر شهر هم روح دارد؟ بله روح هر شهری به قول شیخ محمد آمیزه‌ای از روح اهالی آن شهر است. هنگامی که کسی در شهر برای خودش لبخند می‌زند به آسانی می‌تواند برای دیگران هم لبخند بزند،اهالی دبی این گونه اند،شروع لبخند ، جدا کردن انرژی منفی از سینه‌های مردم و کندن نومیدی و ناکامی از آنان است. دبی شهری است که هر کس در آن زندگی کند،در آنجا می‌ماند؛حتّی وقتی کسی از دبی به شهر دیگری می رود بخشی از او هم چنان در دبی می‌ماند ؛بنابراین بسیاری برمی گردند......برای چه؟برای این که این شهر، شهر محبّت و انس است.

در دبی گذشت و تسامح و آداب و رسومی است که همگان به آن احترام می‌گذارند.در دبی نوعی احترام به خود و دیگران است و یک نوع متانت،ویژگی و تمدُّن است. انسان در هروقتی بخواهد می‌تواند در خیابان‌ها و محلّه‌های دبی قدم بزند.در دبی خیابان‌هایی تمیز،ساختمان‌هایی زیبا و باغ‌هایی که سازماندهی آن ها فوق‌العاده است ،وجود دارد.ما به مردم نمی‌گوییم چه بپوشند،هنگامی که درون زیبا باشد،برون نیز خود را همساز می‌کند.کسانی که قدر برتری را می‌دانند و ارج می‌نهند،نوعی آراستگی و برازندگی و توجّه به ظاهر و رفتار در آن ها وجود دارد. (شیخ محمد:کتاب نگرش من صفحه ۲۱۱و۲۱۲) .

من هفت سال این را تجربه کرده‌ام،در لابی هتل‌ها ،در شهر جدید و قدیم ، حتّی ساعت دو بعد از نصفه شب!!! در ساحل دریا ، و.....اصلا کسی نمی‌پرسد کی هستی و کجا می‌روی؟!

بهشت آنجاست کازاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد!!!

هفت سال از عمرم را در این شهر گذراندم و یک دعوا ندیدم! از خیابان که گذر می‌کنی یا گذر می‌کنند ماشین‌ها به احترام تو می‌ایستند تا عبور کنی؟ در برق چشمان کارگران هندی و بنگلادشی و سیاه آفریقایی و زرد چینی و سفید اروپایی و گندمگون ایرانی آرامش موج می‌زند‌.
یک بار رانندۀ تاکسی اهل پاکستان به من گفت:

کل عالم فی دبی!!! یعنی دبی مینیاتوری از همۀ عالم است.
چرا این را نوشتم؟ برای این که هر خانه و شهر و محلّه و کشوری باید موجب آسایش و آرامش اهالی باشند.رهبران و مدیران ملّی باید برای ساختن مدینۀ فاضله الگو بگیرند!!! البتّه در زیر پوست همۀ شهرها حتّی دبی خیلی جریانات می‌گذرد اما:مردم عادی که اکثریت هستند راهی به این زیر پوستی‌ها ندارند!!!

فعلا تا همین جا بس است ،در مورد دبی و مردمش، بیشتر خواهم نوشت.

@Sepidar338

#طنزسیاهنمایی. 746  رکورددار جهانی بهره‌وری کدام کشور است؟

#طنزسیاهنمایی. 746

رکورددار جهانی بهره‌وری کدام کشور است؟

گفت: طبق داده‌های منتشر شده از سوی مؤسّسۀ Renew Economy، هزینۀ انرژی خورشیدی در بازۀ بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ شاهد کاهش ۸۸ درصدی بوده است و اکنون در برخی کشورها به گزینه‌ای ارزان‌تر از سوخت‌های فسیلی تبدیل شده‌است. همین موضوع برای تولید آب شیرین از اقیانوس توسّط فرایند نمک‌زدایی هم مطرح است.

گفتم: متاسّفانه کشورهای پیشرفتۀ جهان،کشورهای جهان سوم را به جنگ و جدال‌های محلّی و ایده‌ئولوژیک سرگرم می‌کنند و خود موفّق به این پیشرفت‌های علمی و اقتصادی می‌شوند.

گفت: اتّفاقاً عربستان سعودی به عنوان یک کشور جهان سومی در سال ۲۰۲۱ توانست رکورد جهانی بهره‌وری را بشکند و با مصرف تنها ۲.۲۷۱ کیلووات ساعت برق، ۵ هزار متر مکعب آب شیرین در روز با استفاده از فناوری اسمز معکوس تولید کند. همچنین با راه‌اندازی آب‌شیرین‌کن Sorek B در سال جاری انتظار می‌رود که قیمت هر متر مکعّب آب نمک‌زدایی شده به رکورد ۰.۴۱ دلار برسد.

گفتم: بنابراین کشورهای جهان سوم هم اگر مدیرانی کارآمد داشته باشند،می‌توانند به این پیشرفت‌ها نایل شوند.

گفت:البتّه ما هم باید به جذب مدیرانی کارآمد چون خود!! کمک کنیم!

گفتم:تو در این زمینه چه کمکی کردی؟

گفت: من وقتی در وجود خودم برای مدیریت کشور این همه کارایی یافتم،برای تصدّی یک پست مدیریّتی بالا داوطلب شدم. پس از قبولی در گزینش پیام تشکُّری برای معلّمم نوشتم که بداند که چه شاگرد نابغه‌ای چون من پرورش داده!

گفتم: ممکن است پیام تو دانش‌آموختۀ مدیریّت کلان کشور به معلّمت را ببینم؟

گفت:بله، نوشتم:

ﻣﻮﻋﻠﻢ ﺍﺿﯿﻀﻢ !ﻋﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻤﻦ ﺧﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻮﺷﻄﻦ ﻋﺎﻣﻮﺧﻄﯽ و من طوانصطم رطبه عوّل عمطهان مدیریط را کثب کنم ،ﺣﻀﺎﺭ ﺑﺎﺭ صپاثگضارم.
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

🌎 امپراتوری که بدون غرب‌ستیزی، ژاپن را ژاپن کرد


🌎 امپراتوری که بدون غرب‌ستیزی، ژاپن را ژاپن کرد

✍️ مهدی تدیُّنی
@tarikhandishi
🌿 رؤیای ژاپن‌شدنِ ایران رؤیایی سوخته است، اگر می‌خواستیم ژاپن شویم اجازه نداشتیم هیچ فرصتی را در ۱۵۰ سال گذشته از دست دهیم، در حالی که ما نه تنها فرصت‌ها را از دست داده‌ایم، بلکه «فرصت‌سوزی را نهادینه کرده‌ایم و به نوعی شیوۀ زندگی تبدیلش کرده‎ایم».

🌿 بیش از صد سال است که ما ایرانی‌ها خود را با ژاپن مقایسه می‌کنیم، یک نمونۀ آن مربوط به بیش از ۱۱۰ سال پیش است: ناصرالملک، از رجال نامدار دوران قاجار که چند سال هم در دوران احمدشاه نایب‌السّلطنه بود، در کوران انقلاب مشروطه نامه‌ای به آیت‌الله طباطبایی نوشت و توضیح داد راه سعادت ملّت این است که ما هم همان راهی را برویم که امپراتور ژاپن رفت و گفت:

«امروز برای سرمشق مللِ غافل و خواب‌آلوده هیچ نمونه بهتر از ژاپون نیست».

پس رجال ایران حتّا همان زمان هم ژاپن را الگو می‌پنداشتند. بنابراین، در نوشتارهایی به اوج‌گیری ژاپن می‌پردازیم.

🌿 برای فهم این‌که ژاپن چگونه و چه هنگام ژاپن شد باید به نیمۀ دوم قرن نوزدهم برویم. در این جستجو به نامی بزرگ برمی‌خوریم، مردی بی‌همتا در تاریخ ژاپن مدرن: «امپراتور موتسوهیتو»، معروف به «مِیجی». او بود که با تدابیر خود نقش هدایت‌کننده‌ای برای تبدیل ژاپن فئودال به ژاپن مدرن داشت. مِیجی سال‌های ۱۸۶۷ تا ۱۹۱۲ به مدت ۴۵ سال امپراتور ژاپن بود (که برابر است با ۱۲۴۶ تا ۱۲۹۱ شمسی، یعنی نیمی از سلطنت ناصرالدّین شاه، کلّ دوران مظفرالدّین شاه، دوران محمدعلی شاه، و سه سال اول احمد شاه).

🎲🌿امپراتور میجی چه کرد؟

🌿 گام نخست میجی این بود که سال‌های ۱۸۶۷ تا ۱۸۶۹ در سیاست داخلی ژاپن با سرکوب خان‌های فئودال قدرت را به «تِنو» بازگرداند؛ «تِنو» یا «میکادو» هر دو لقب امپراتور ژاپن است. مِیجی دوباره قدرت را تمرکز بخشید و از کیوتو به توکیو (که آن زمان اِدو نامیده می‌شد) رفت.

🌿 او تردید نداشت که باید روابط با اروپا را گسترش دهد. بنابراین در گام بعد، هیئتی ژاپنی از ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۳ به اروپا اعزام شد تا پیوندها را با کشورهای پیشرفته عمق بخشند. ژاپن در همان سال ۱۸۷۳ در نمایشگاه جهانیِ وین شرکت کرد. نخستین اسکناس‌های یِن که تازه پول ملی شده بود در فرانکفورت چاپ شد

🌿 اقدام مهم دیگر مِیجی این بود که دانشجویان بسیاری را برای تحصیل روانۀ اروپا کرد و از آن مهم‌تر هزاران مستشار از اروپا و آمریکا به ژاپن دعوت کرد. آمار این مستشاران حیرت‌انگیز است: تا سال ۱۸۹۹ حدود ۳.۰۰۰ مستشار، در همۀ زمینه‌ها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی و پزشکی. این مستشاران (یا به قول ژاپنی‌ها «اویاتوئی گائی‌کوکوجین») وظیفه داشتند روند مدرن‌سازی ژاپن را تسریع کنند. بین ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ نام ۲.۶۹۰ مستشار خارجی دیده می‌شود: ۱.۱۲۷ بریتانیایی، ۴۱۴ آمریکایی، ۳۳۳ فرانسوی، ۲۵۰ چینی، ۲۱۵ آلمانی و ۹۹ هلندی. بخش بزرگی از بودجۀ سالانۀ ژاپن صرف حقوق این مستشاران می‌شد. آن‌ها باید هم انتقال فناوری می‌دادند و هم ژاپنی‌ها را تعلیم می‌دادند تا جایگزینشان شوند.

🌿 اقدام بعدی این بود که مدرسه رفتن اجباری شد، هدفی که تا سال ۱۹۱۰ محقّق شد. اما از آن پرچالش‌تر مدرن‌سازی سازمان نظامی کشور بود. یاماگاتا آریتومو، سامورایی سابق و فرمانده ارتش جدید ژاپن، در سال ۱۸۶۹ به اروپا رفت و فروتنانه در آنجا آموزش نظامی دید و دستاوردهای غرب را در ژاپن پیاده کرد. نظام وظیفۀ عمومی در سال ۱۸۷۳ (۵۰ سال پیش از ایران) برقرار شد. با وجود خدمت سربازی عمومی طبقۀ سامورایی‌ها کارکردشان را از دست می‌دادند، ضمن این‌که دهقانان نیز از سربازی رفتن ناراضی بودند. این دو گروه در سال ۱۸۷۷ شورش کردند (شورش ساتسوما) که با سرکوب آن، طبقۀ سامورایی برای همیشه اهمیت خود را از دست داد. اما نتیجۀ این نوسازی نظامی خیره‌کننده بود: شکست چین (۱۸۹۵)، شکست روسیه (۱۹۰۵) و اشغال مناطق گسترده در آسیای شرقی و اقیانوس آرام.

🌿 نوعی انقلاب صنعتی بر اساس الگوی اروپا رخ داد، برای مثال ۱۸۷۲ (برابر ۱۲۵۱ شمسی، یعنی در بیست‌وچهارمین سال سلطنت ناصرالدّین شاه) نخستین خط آهن بین توکیو و یوکوهاما کشیده شد. در سال ۱۸۸۰ «نمایشگاه صنایع ملی» برگزار شد و در سال ۱۹۰۱ کارخانۀ فولادسازی یاواتا راه‌اندازی شد.

🌿 اما در این سال‌ها ژاپن از توسعۀ سیاسی هم بی‌بهره نبود و جنبشی دموکراسی‌خواه با احزابی متنوّع پدید آمد که در نتیجۀ آن در سال ۱۸۸۹ نوعی نظام مشروطه در ژاپن شکل گرفت که بیشتر شبیه مشروطۀ اقتدارگرایانۀ پروسی بود. وقتی مِیجی در سال ۱۹۱۲ درگذشت مبانی توسعۀ صنعتی و شتابان ژاپن محقّق شده بود.
t.me/EsfandiarKhodaee

واردات گنجشک

💢واردات گنجشک

●مائو تسه تونگ در واقع معمار و رهبر چين كمونيست بود. او كسي بود كه چين را از قهقرا به اوج بازگرداند و نزديك به چند دهه رهبر چين كمونيست بود.

□مائو يكي از سرسخت هاي تاريخ بشريت بود. در باب سرسختي مائو همين بس كه بدانيد در دوران مبارزه، تمام چين را با پاي پياده فرار كرد.

■بیش از ٦٠ سال پيش، ژانويه ١٩٥٨، مائو سياست هاي اصلاح طلبانه جديد چين را با نام ” يك گام بزرگ به جلو” اعلام كرد. اين برنامه دو بخش صنعتي و كشاورزي داشت. در بخش صنعتي بزرگ‌ترين دغدغه اصلاح نظام توليد فولاد و افزايش كيفيت محصول نهايي بود، اما در بخش كشاورزي: دولت چين عليه گنجشك ها اعلام جنگ كرده بود!

●مائو در نطقي آتشين گنجشك ها را بزرگ‌ترين دشمن چين اعلام كرد. او معتقد بود، گنجشك ها به محصولات كشاورزي چين دستبرد مي زنند و اين باعث مي شود، دهقانان زحمت‌كش به حق و حقوق خود نرسند.

●جنگي تمام عيار عليه گنجشك‌ها شروع شد. لانه‌های گنجشک‌ها ویران شد، تخم‌هایشان شکسته شد و جوجه‌هایشان کشته شدند. کودکان نیز با شکار گنجشک‌ها با تیرکمان به مبارزات کمک می‌کردند. همچنین برای جلوگیری از فرود گنجشک‌ها به مزرعه‌ها، تمام اهالی شهر در حالی که ناقوس‌هایی را به صدا درمی‌آوردند و بر طبل‌های عظیمی می‌کوبیدند و فشفشه به هوا می‌فرستادند، به‌سوی حومه‌ها رژه میرفتند. عاقبت، جسد بی‌جان گنجشک‌ها از آسمان فروریخت.

○آمار نفس‌گیر موفقیت‌های مبارزات علیه گنجشک‌ها، فی‌الفور به اقامتگاه مائو در شهر ممنوعه ارسال شد. تنها در عرض یک روز، مردم شانگهای ۱۹۴۴۳۲ گنجشک را کشتند و در عرض یک‌سال بیش از یک میلیون گنجشک کشته شدند. عاقبت در سراسر چین گنجشک‌ها به مرز انقراض رسیدند.

■بزرگ‌ترين و تاريخي ترين شكست مائو دقيقا زماني كه فكر مي كرد پيروز شده است رخ داد. ناگهان جمعيت حشرات رو به فزوني گذاشت. ملخ ها به طرز غير قابل باوري زياد شدند و به مزارع حمله مي‌كردند. هجوم ملخ‌ها به قدري وحشتناك بود كه چين كاملا بي دفاع شده بود.

○جنگ ناگهان تغيير كرد. روزي كه اولين چيني به دليل گرسنگي مُرد تازه مائو شروع به انديشيدن كرد.
او در ابتدا لجبازانه مي گفت خلق چين به عقب بازگشت نخواهند كرد.
باور كردني نيست ولي، ٤٣ ميليون چيني طي سال‌هاي بعد از گرسنگي كشته شدند تا مائو دست از لجبازي خود بردارد.

□ناگهان بزرگ‌ترين واردات چين گنجشك شد و هر روز هزاران گنجشك از اتحاد جماهير شوروي وارد مي‌كردند تا تعادلي را كه از بين برده بودند، بازگردانند.

○شكست مائو براي آن دسته مديراني كه از علم مديريت فقط يك‌دندگي و لجبازي را آموختند، براي آن مديراني كه فريب جايگاهشان را مي خورند و فكر مي كنند آنچه به ذهن شان مي رسد، درست‌ترين چيز است درس‌هاي بزرگي دارد:
١- هر قدر داد بزنيد تصميم غلط به درست تبديل نمي‌شود.
٢- هر قدر در اصلاح اشتباه‌تان تعلّل كنيد، هزينه‌هاي بعدي بيشتر مي‌شود.

٣- هر مديري ممكن است تصميم اشتباه بگيرد و اين قسمتي از ماجراي مديريت است . مديري كه لجبازانه بر اشتباهش پافشاري مي‌كند، حتّي اگر در زمان صدارتش كسي حرفي نزند ولي تاريخ با لبخند معنادار نگاهش مي‌كند.

@strategym_academy

مجمع انجمن جهانی آب

مجمع انجمن جهانی آب


تغییرات اقلیمی در دهه‌های اخیر موجب شده‌است تا مشکل جهانی کمبود آب بسیار پررنگ‌تر از گذشته شود. اکنون ۲.۳ میلیارد نفر در کشورهای تحت تنش آبی زندگی می‌کنند و حدود ۴ میلیارد نفر هم حداقل یک ماه از سال را با مشکلات مرتبط با کمبود آب دست و پنجه نرم می‌کنند. هدف از برگزاری جلسات انجمن جهانی آب، ارائه راهکارها و نظرات کارشناسان، سیاستمداران و فعالین این حوزه است که امسال در شهر بالی اندونزی صورت گرفت. رئیس‌جمهور اندونزی در طی این نشست به اهمیت پرداختن به پایداری منابع آبی اشاره کرد و حفظ کیفیت و دسترسی به چنین منابعی را با توجه به تغییرات اقلیمی و آسیب‌های محیط‌زیستی، دشوار دانست.

ایلان ماسک یکی از دعوت‌شدگان به مجمع انجمن جهانی آب بود که در طی یک جلسه پرسش و پاسخ و ارائه کوتاه، نظرات خود را بیان کند. البته هدف اصلی از سفر او، آگهی بخشی از قابلیت‌های سرویس اینترنت ماهواره‌ای استارلینک بوده است؛ اما او نظرات خود پیرامون سایر مسائل را هم با رسانه‌ها به اشتراک گذاشته‌است. ظاهراً این میلیاردر دنیای فناوری نسبت به رفع مشکل جهانی کمبود آب بسیار خوشبین است و عقیده دارد که راه‌حل‌های مختلفی مبتنی بر فناوری‌های نوین وجود دارند که اکنون مقرون به‌صرفه به نظر می‌رسند و می‌توانند مشکل مذکور را رفع کنند. وی مطالعاتی که مشکل کمبود آب را غیرقابل حل می‌دانند، مضحک دانسته است و داده‌های آنها را به‌دلیل استفاده از قیمت‌گذاری‌های گذشته، منسوخ شده می‌داند.
ماسک در ادامه سخنان خود اشاره کرده است که فرایند نمک‌زدایی از آب‌های شور با کاهش هزینه چشمگیری مواجه بوده است و اکنون می‌توان از این روش برای دسترسی به آب شیرین باکیفیت استفاده نمود. همچنین پیشرفت‌های زیادی در زمینه بهبود عملکرد فرایند نمک‌زدایی انجام شده که استفاده از این مسیر را به بهترین گزینه فعلی تبدیل کرده است. البته از نظر او، راه‌حل نهایی با توجه به موقعیت هر منطقه، متفاوت خواهد بود؛ اما در نهایت کاهش هزینه نمک‌زدایی موجب شده تا به گزینه منطقی برای تأمین مصارف انسانی و حتی کشاورزی نوین (مانند کشت هیدروپونیک) تبدیل شود.

مصرف انرژی بالا یکی از فاکتورهای محدودکننده تبدیل آب اقیانوس به آب شیرین است و ایلان ماسک فکر می‌کند که با استفاده از منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، می‌توان اقدام به تأمین برق مورد نیاز برای فرایند نمک‌زدایی کرد. هزینه‌های مرتبط با تولید انرژی خورشیدی و ذخیره آن (مانند قیمت باتری‌ها) هم در سال‌های اخیر کاهش پیدا کرده و فرایندهای گفته شده را به‌صرفه کرده است.

گفته‌های ایلان ماسک تا چه به واقعیت نزدیک است؟

طبق داده‌های منتشر شده از سوی مؤسسه Renew Economy، هزینه انرژی خورشیدی در بازه بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ شاهد کاهش ۸۸ درصدی بوده است و اکنون در برخی کشورها به گزینه‌ای ارزان‌تر از سوخت‌های فسیلی تبدیل شده‌است. همین موضوع برای تولید آب شیرین از اقیانوس توسط فرایند نمک‌زدایی هم مطرح است؛ به‌طوری که عربستان سعودی در سال ۲۰۲۱ توانست رکورد جهانی بهره‌وری را بشکند و با مصرف تنها ۲.۲۷۱ کیلووات ساعت برق، ۵ هزار متر مکعب آب شیرین در روز با استفاده از فناوری اسمز معکوس تولید کند. همچنین با راه‌اندازی آب‌شیرین‌کن Sorek B در سال جاری انتظار می‌رود که قیمت هر متر مکعب آب نمک‌زدایی شده به رکورد ۰.۴۱ دلار برسد.

#طنزسیاهنمایی.745  فرهنگیان کدام کشورها بیشترین حقوق را می‌گیرند؟

#طنزسیاهنمایی.745

فرهنگیان کدام کشورها بیشترین حقوق را می‌گیرند؟

گفت: آیا تو می‌دانی معلّمان و فرهنگیان کدام کشورها بیشترین پاداش و حقوق را می‌گیرند؟

گفتم: تو بگو تا بدانم.

گفت: در لوکزامبورک معلّمان از حقوق ۶۴ هزار و ۵۷۱ دلار و ۸۹ سنت مقام اول جهان را دارند.

آلمان با کسب مقام دوم، تعهد خود را به آموزش با کیفیت از طریق حقوق رقابتی معلمان با

میانگین ۶۲ هزار و ۶۹۱ دلار و ۵۲ سنت نشان می‌دهد.

سوییس در میان کشورهایی با بالاترین حقوق معلمان در جهان قرار دارد و با میانگین حقوق۵۴

هزار و ۹۵۴ دلار و ۵۵ سنت به آموزش تعهد دارد.

کره جنوبی با استانداردهای بالای تحصیلی و با میانگین حقوق ۵۳ هزار و ۵۰۵ دلار و ۲۲

سنت برای معلمان، جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده و به‌عنوان رهبری در آموزش جهانی

شناخته می‌شود.

معلّمان در کانادا حقوق رقابتی با میانگین ۵۱ هزار و ۲۹۳ دلار و ۶۰ سنت را دریافت می‌کنند.

هلند با رتبه ششم در جهان به معلّمان خود به طور متوسّط ۴۷ هزار و ۸۴۹ دلار و ۹ سنت

حقوق می‌دهد.

معلّمان در استرالیا با حفظ رتبۀ هفتم به‌طور متوسّط ۴۵ هزار و ۳۰۷ دلار و ۸۲ سنت حقوق

دریافت می‌کنند.

آمریکا علی‌رغم تفاوت در بین ایالت‌ها، با متوسّط حقوق ۴۴ هزار و ۵۱۱ دلار و ۷۶ سنت در رتبۀ

هشتم جهان قرار دارد.

حضور ایرلند در ۹ کشور برتر با حقوق رقابتی به‌طور متوسّط ۴۳ هزار و ۶۱۰ هزار و ۲۳ سنت،

سیستم آموزشی قوی و موثّر دارد که به شهرت جهانی مثبت آن کمک می‌کند.

معلّمان اتریش با رتبۀ دهم در سطح جهانی حقوقی معادل ۱۰ هزار ۲۴ دلار و ۲۱ سنت دارند.

تعهّد اتریش به سرمایه‌گذاری در سیستم آموزشی خود بر شناخت نقش محوری معلّمان در

شکل‌دادن به آیندۀ کشور تاکید می‌کند.

گفتم: پس چرا در ایران سطح حقوق معلّمان نسبت به دیگر کشورهای پیشرفته کم است؟

گفت: در ایران معلّمی رفت قصّابی گوشت بخرد. قصّاب او را شناخت .جلو آمد و دست معلّم را

بوسید و یک صندلی آورد و گفت بفرمایید بشینید.

بعد به شاگردش گفت:

دو کیلو گوشت گوساله بدون استخوان، دو کیلو گوشت گوسفند بدون دنبه و دو کیلو گوشت

چرخ کرده برای آقا معلّم بگذار.

آخرکار قصّاب به معلّم گفت: بیایید تا با ماشینم شما را برسانم.

در مسیر معلّم از او پرسید:

ببخشید من هنوز شما را نشناختم. ممکن است خودتان را معرّفی کنید؟

قصّاب گفت: من یکی از دانش آموزان شما بودم که یک روز جدول ضرب از من سوآل کردید.

بلد نبودم و جریمه‌ام کردید .من از مدرسه فرار کردم ،رفتم کارگری در یک قصّابی و آخرالامرم قصّاب

شدم ! الحمدلله حالا چند تا مغازۀ قصّابی و چند مزرعه و اسطبل و پرورش گاو و گوسفند دارم!

معلّم در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت:

کاشکی من هم آن روز با تو از مدرسه فرار کرده بودم!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

روشنفکری و روشنفکرمآبی

روشنفکری و روشنفکرمآبی


«ادوارد سعید» که کتابی با عنوان “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟” نوشته است وظیفه روشنفکر را “نقد نهادهای قدرت” می‎داند.
یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده است این است که قدرت بدون نقد فساد می‎آورد. اخلاقی‎ترین آدم‎ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدّی با نظارت و نقد کنترل نشوند، دچار “خودشیفتگی” می‎شوند و پس از این به باتلاق “ایدئوکراسی” فرو می‎غلتند (یعنی “مذهب حافظ قدرت”) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است بر “سلطان” مباح می‎گردد.
به همین دلیل در جامعه، روشنفکر نقد می‎کند و نقد می‎کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.

یکی از ویژگی‌هایی که روشنفکر را از “روشنفکرنما” یا همان “روشنفکرمآب” جدا می‎کند این است که روشنفکرمآب “نقد” نمی‎کند، بلکه “نق می‎زند”. نقدکردن کار آسانی نیست.
شما برای نقدکردن مدیریت یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرایند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید.
پس نقدکردن، تخصّص و مهارت و صرف وقت و انرژی می‎خواهد. امّا شما می‎توانید راجع به هرچیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید!

“نق‌زدن” یک فرایند “هیجان‌مدار” است. یعنی ما با نق‌زدن آرام‎تر می‎شوید، خشم و غم‎مان را با دیگران در میان می‎گذاریم و “درد دل” می‌کنیم اما “نقدکردن” یک فرایند “مسأله‌مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی‎کنیم بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می‎کنیم.

“نق‌زدن” مخاطب تعریف شده‎ای ندارد، کافی‎ست گوش مفت بیابی، آن وقت می‎توانی شروع به نق‌زدن کنی ولی نقدکردن، مخاطب تعریف شده‎ای دارد. مخاطب روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت‎اند و سپس کارشناسان، گروه‌های ذی‌نفع، رسانه‎ها و سایر نقدکنندگان.

نقدکردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه! شما می‎توانید در هر مهمانی که می‎نشینید و هر تاکسی که سوار می‎شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد!
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه‎ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید ؛بنابرین یکی دیگر از ویژگی‎های روشنفکران که آن‌ها را از روشنفکرمآبان جدا می‎کند “شجاعت” است.

البتّه اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت‎تری در پیش می‎گیرند و آنن آگاه سازی توده‎های مردم است.
کسی که قرار است توده‎های مردم را آگاه نماید از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیرتخصّصی سخن بگوید.
این کار شبیه “بندبازی” است. اگر کمی تخصّصی‎تر سخن بگوید مخاطبانش سخنش را نمی‎فهمند و اگر کمی عوامانه‎تر سخن بگوید به سرعت دچار “پوپولیسم” - عوام‌زدگی –می‎شود! بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذشت ؛چرا که با خالی‌گذاشتن این قلمرو جا را برای “پوپولیست‎های واقعی” باز می‎کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه “مار” شکل “مار” را طرّاحی می‎کنند.

ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه‌سازی می‎کنند، روشنفکر اهل انزوا و درخود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی‎کند و ناامید نیز نمی‎شود چرا که از ابتدا هم توقّع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب‌ها ناامید و سرخورده‌اند. شاید برخی از آن‌ها روشنفکرهایی بوده‌اند که توقّع زیادی از مردم و جامعه داشته‎اند، آن‌ها به دنبال “اتوپیا” - مدینۀ فاضله – بوده‎اند و ناکام مانده‎اند.

روشنفکر به حرکت دائمی و پلّه‌پلّه اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می‎کند و تیم و تشکّل می‎سازد. منظورم از تشکّل، محفل نیست؛ بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه‎دار که به‌طور دائمی رشد می‎کنند و با جامعۀ بیرون از خود ارتباط برقرار می‎کنند، اثر می‎گذارند و اثر می‎پذیرند.

دکتر محمدرضا سرگلزایی. روان‌پزشک

ﻛﻮﻳﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎً ﻣﯽﺁﻳﻴﻢ!

ﻛﻮﻳﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎً ﻣﯽﺁﻳﻴﻢ!


ﺷﻴﺦ ﺟﺎﺑﺮ، " ﺍﻣﻴﺮ سابق ﻛﻮﻳﺖ" ﺩﺭ کتاب ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ؛

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻋﺮﺍﻕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﻠﻴﻞ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖﺻﺪّﺍﻡ، ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﺭفتم؛ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺖ،

ﺻﺪّﺍﻡ ﺷﺨﺼﺎً ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﻨﺰ ﺗﺸﺮﻳﻔﺎﺕ ﻧﺸﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ .

ﺻﺪّﺍﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﺑﺮﮒ ﮐﻮﺑﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﻣﺘﻜﺒّﺮﺍﻧﻪ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ!

ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ؛ ان‌شاالله ﺳﻔﺮﯼ ﺑﻪ ﻛﻮﻳﺖ ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ، ﻣﻨﺘﻈﺮﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ،

ﺻﺪّام ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻦ ﻣﺘﻜﺒّﺮﺍﻧﻪ ﮔﻔﺖ؛ ﻛﻮﻳﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎً ﻣﯽﺁﻳﻴﻢ!

ﻭ ﻣﻦ ﺳﺎﻝ ۱۹۹۰، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﯼ ﻧﻈﺎﻣﯽ عراق ﺑﻮﺩﻡ،

ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺷﺪﻡ !

ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺎ ﻛﻮﻳﺖ،ﺻﺪّﺍﻡ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻥ، ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﻳﮕﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ نمیﭘﻮﺷﯿﺪ؟

ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ؛
ﺩﺭ ﻛﻮﻳﺖ، من ﻣﺮﺩﯼ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩ نمی‌بینم،

ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻣﯽﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ دلیل ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽﻫﺎ ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮓ بودند!

ﺻﺪّﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ و حتی برای حضور در سالن صرف غذا ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ

ﺣﺎﺿﺮ می‌شد!!

به جاست ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ‌ﺯﻣﯿﻦ که روزانه مردانه ایستادند تا امروز بعضی‌ها

نامردانه چپاول می‌کنند.


🆔 @gozare_zamaan

درس‌های امپراتور ژاپن برای جمهوری اسلامی

درس‌های امپراتور ژاپن برای جمهوری اسلامی

فرزانه روستایی

در شباهت ایران امروز و ژاپن ۷۳ سال پیش، می‌توان به ماجرای تسلیم ژاپن در آخرین روزهای

جنگ جهانی دوم رجوع کرد. به دردناک‌ترین حادثۀ زندگی امپراتور ژاپن و آن شبی که امپراتور

جوان تصمیم گرفت اولتیماتوم ژنرال مک‌آرتور فرمانده ارتش آمریکا را بپذیرد و ژاپن را تسلیم ارتش

آمریکا کند.

امپراتور، هیات دولت و ژنرال‌ها را به کاخ امپراتوری دعوت کرد تا آن‌ها را در جریان تصمیم خود برای

پذیرش اولتیماتوم آمریکا و تسلیم بدون قید و شرط ارتش این کشور قرار دهد. در ژاپن هم مانند

حکومت ایران امپراتور چیزی بین سایه یا مهر خدا یا پسر خدا در زمین بود که از آسمان نازل شده

است؛ با این تفاوت که در آن زمان هیچ شهروندی خود را مجاز نمی‌دانست تا صدای امپراتور را

بشنود یا سیمای او را ببیند. تا حدّی که اگر کسی با کاروان حامل امپراتور مواجه می‌شد باید سر

خود را به قدری پایین می‌آورد یا به سمت دیگر بر می‌گرداند تا چیزی از امپراتور مقدّس را رویت

نکرده باشد .

امپراتور تصمیم گرفته بود تا نوار سخنرانی تسلیم خود را در حضور ژنرال‌ها ضبط کند یا آن را به اطّلاع

آن‌ها برساند. ژنرال‌های قدرقدرت ارتش که بعد از نابودی پایگاه دریایی پرل‌هاربر در هاوایی کم‌کم

خود را برای بمباران لس‌آنجلس آماده می‌کردند، به التماس افتادند تا ژاپن تسلیم نشود .

فرماندهان نیروی دریایی و هوایی مقابل امپراتور زانو زدند تا او را منصرف کنند. اما کشته‌شدن صدها

هزار نفر که با بمب اتمی در هیروشیما و ناگازاکی دود شده بودند و صدها هزار نفر دیگر که

با سوختگی‌های رادیواکتیو همه بیمارستان‌ها را پر کرده بودند، امپراتور را به نقطه بی‌بازگشتی

رسانده بود تا آخرین چیزهایی را که از ژاپن باقی مانده بود، نجات دهد.

هم‌زمان، ژنرال مک‌آرتور و هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، نیز دچار یک اختلاف نظر

خطرناک بودند. مک آرتور خواستار صدور مجوّز بمباران اتمی سومین شهر ژاپن بود اما رئیس‌جمهور‌ی

آمریکا از امضای سندی که قتل عام هم‌زمان این همه انسان را صادر می‌کرد، امتناع داشت.

با این حال، امپراتور در حالی جلسه با فرماندهان نظامی را ترک کرد که ژنرال‌ها از قبل صدها نفر را

مامور کرده بودند تا با حمله به محل جلسه٬ نوار سخنرانی امپراتور را توقیف و نابود کنند.

در جریان این کودتا و مبادلۀ آتش بین سربازها و محافظان امپراتور ده‌ها نفر کشته شدند و ژنرال‌هایی

که تا ساعتی قبل در مقابل هیروهیتو زانو زده بودند، حمّام خونی از محافظان امپراتور به راه انداختند.

ماموران و درباریان امین هیروهیتو از تونل‌های مخفی خود را به بیرون کاخ رسانده و ساعتی بعد نوار

سخنرانی امپراتور را به رادیو بردند و در ۱۵ اگوست ۱۹۴۵ برای اولین بار در تاریخ ژاپن مردم صدای

امپراتور را شنیدند که همه شروط ژنرال‌های آمریکایی را پذیرفته و ژاپن را تسلیم ژنرال مک آرتور کرد.

هیروهیتو تنها امپراتور تاریخ بشر است که در زمان حیات او کشورش دو بار به ابرقدرتی جهانی تبدیل

شد و یک‌بار نیز در اثر جنگ کاملاً ویران و تسلیم شد. ژاپن پس از تسلیم به آمریکا، با تنظیم بودجه‌ای

که تقریباً هیچ بودجۀ نظامی یا دفاعی در آن تعریف نشده بود، بعد از بیست سال دوباره به یک

ابرقدرت اقتصادی بی‌نظیر در جهان تبدیل شد و هیروشیما و ناگازاکی هم بهتر از قبل بازسازی شدند.

برخلاف آنچه در مورد امپراتور ژاپن نوشه شده٬ در تاریخ خواهد آمد که در زمان جمهوری اسلامی٬

کشور ایران دو بار در اثر دو تحریم بین‌المللی رو به ویران رفت و هیچ‌گاه کشور شاهد آبادانی

چشمگیری هم نبود. اما برای اصلاح تاریخ هنوز فرصت هست و می‌توان از تجربه استثنایی امپراتور

ژاپن بهره برد و کشور را از تبدیل شدن به یک لیبی یا عراق دیگر نجات داد، زیرا هر آنچه بر سر

کشور بیاید تاریخ آن را به حساب دونالد ترامپ یا نتانیاهو نخواهد گذاشت. ولی در تاریخ خواهد آمد

که رهبر۸۰ ساله ایران دریافت نکرد که کوتاه آمدن در دیپلماسی، عقب‌نشینی در جنگ و بعضا

حتی تسلیم شدن به دشمن، همه و همه نماهای مختلف قدرت دیپلماسی-جنگ هستند و این

که آنچه نباید از دست برود خاک و آسایش مردمی است که بر روی آن زندگی می‌کنند.

بی تردید نظام بین‌الملل اصلاً نظام عادلانه ای نیست، اما این قدر هم که ما چهل سال علیه آن

تبلیغ کردیم هم ظالمانه نبوده است. ۲۵۰ کشور از بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون در کنار هم

زندگی کرده اند و بعضاً با هم اختلافی داشته‌اند و کار به جنگ کشیده است. اما صلح و تبادل

اقتصادی همیشه قاعده و جنگ استثنا بوده است. از میان همه کشورها فقط سه کشور ایران٬ کوبا

و کره شمالی طولانی‌ترین تاریخچه درگیری با آمریکا را داشته‌اند. باز هم از میان این ۲۵۰ کشور

فقط ایران است که به نمایندگی از جهان اسلام و اعراب و فلسطینی‌ها با اسراییل درگیر است و

کوتاه نمی‌آید. نظام بین‌الملل امروز به گونه‌ای چیده شده است که حتی اختلاف داشتن با یک کشور

هم زیاد از حد است٬‌اما جمهوری اسلامی این را درک نمی‌کند. به همین دلیل٬ تنها راهکار خروج

ایران از بزرگ ترین تحریم تاریخ روابط بین‌الملل کنارآمدن با جامعۀ جهانی و کنارآمدن با آمریکا و نیز

با اسراییل است. شک نکنید که اسراییل و بخش مهمی از جمهوری‌خواهان خواهان کنار آمدن با

ایران نیستند و خواستار تخریب هر روندی در عادی‌سازی روابط با ایران هستند و از تنش با ایران

سود می‌برند. اما شاید بتوان گفت ادبیات رهبر ایران و عملکرد گروه‌هایی که در دفتر او نفوذ دارند

یا به قول خودشان از این دفتر الهام می‌گیرند بیشترین نقش را در زمینه‌سازی برای تخریب روابط

جهان با ایران را بر عهده داشته‌اند و همیشه سرفصل سخنرانی‌های نتانیاهو علیه ایران از همین

سخنرانی‌ها و لابی‌ها الهام گرفته شده است. برای خارج شدن از بحران فعلی رفع این نقیصه

اهمیت زیادی دارد.

سرهنگ قذافی یا امپراتور ژاپن
توالی برخی از رخدادهای مهم ،کشور ایران را در لبۀ پرتگاهی قرار داده است که بی رودربایستی

ادامه این روند بی‌شک به جنگ داخلی و تجزیه کشور و ضدّیّت با اسلام و آخوندکشی منجر خواهد

کرد. هر قدر گفته شد و نوشتیم که با موشک، ترامپ را آزمایش نکنید و برای اسراییل خط و نشان

نکشید و عربستان سعودی را به دامان نتانیاهو نرانید و قوّۀ قضاییه را فدای سعید طوسی و سعید

مرتضوی نکنید٬ پای خود را در باتلاق یمن نکنید و استراتژی خانمان‌سوز «راه قدس از کربلا می‌گذرد »

را در سوریه کپی پیست نکنید، گوش نکردند. تا این که امثال علی‌اکبر ولایتی و محسن رضایی و

لشگری از امنیتی‌های سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصی‌ها٬ و جاسوسان موساد و سازمان

مجاهدین خلق، کشور را به روزی نشاندند که بیشتر شبیه بمب‌های عمل نکرده زمان جنگ شده

است که بالاخره امروز یا پس فردا منفجر خواهد شد و همه‌ چیز و همه کس را با خودش به ته

چاله‌ای می‌کشاند که به نفع هیچ کس نیست.

در ایران همه فرصت‌ها با هم سوخت. برای اداره امور داخلی کشور سرکوب سیستماتیک و خفقان

عمومی را انتخاب کردند. در سیاست خارجی کسانی که پشت پروژه آتش‌زدن سفارت عربستان قرار

داشتند ماموریت داشتند تا کشور را به نقطه بی‌بازگشت امروز بکشانند. ادامه حضور ایران در سوریه

و حیاط خلوت سعودی‌ها به نفع ما نبود. فعالیت‌های هسته‌ای و صرف بیش از صد میلیارد دلار هزینه

که ما می‌دانیم برای حفظ رژیم بوده است نه حفظ کشور٬ وبال گردن مردم ایران شده است.

استفاده از موشک‌های صنایع دفاعی کشور در بازی‌های کودکانه علیه اسراییل٬ دفاع از صنایع

موشکی کشور و بقای آن را بس دشوار کرده است. دشمنی با اسراییل و اصرار بر قضیه فلسطین

که هیچ‌گاه ربطی به ایران نداشته است، کشور را بازیچه حزب‌الله لبنان و آلت دست نظامیان بی‌منطق

کرد. با این حال٬‌ تا فرصت هست و می‌توان با کنار آمدن با جامعه جهانی و کنار گذاشتن سیاست

خارجی ایدئولوژیک٬ به احتمال زیاد این نقصان‌ها را به فرصت تبدیل کرد.

دولت امروز ایران توانایی مقابله با اتحاد شیطانی عربستان سعودی٬ اسراییل و دولت آمریکا و نیز

شبکه فلج‌کننده تحریم‌ها را ندارد و نباید با فرصت‌سوزی تنها راه خروج از این تونل وحشت را مسدود

کرد. زیرا هدف از تحریم‌ها حتی تسلیم کشور ایران یا حتی Regim change هم نیست. پایان این تونل

نابودی کشوری به نام ایران است که مردمی امیدوار دارد. حتی برای توسل به افسانه‌های ایران و

کنام پلنگان و شیران نیز دیر شده است. اتحادیه اروپا توان و انگیزه‌ای ندارد تا برای حمایت از ایران

در مقابل تحریم‌ها جهت تاریخ معاصر اروپا را عوض کند و در مقابل آمریکا بایستد. تحریم‌ها چیز زیادی

از کشور باقی نخواهند گذاشت زیرا بعد از برجام نیز عملا هیچ‌گاه برداشته نشد. جدا از تحریم‌ها،

خشکسالی یک سوم کشور را از هستی ساقط کرده و یک سوم دیگر در اثر آلودگی و تخریب محیط

زیست و غبار در وضعیت فوق‌العاده به سر می‌برد.

شرایط امروز ایران کم و بیش به کشور ۷۳ سال پیش هیروهیتو شباهت یافته است. برای خارج کردن

کشور از این بحران که تجزیه و نابودی کشور هدف آن است، تصمیمی به بزرگی تصمیم امپراتور ژاپن

لازم است. امروز جمهوری اسلامی بر سریک دو راهی تاریخی قرار گرفته است که یک سر آن به

سرنوشت کشور امپراتور فقید ژاپن منجر می‌شود و سر دیگر آن به سرنوشت سرهنگ قذافی در

عقب یک وانت یا صدام حسین بالای چوبۀ دار.

هیچ تصمیمی به غیر از ارجاع به آرای عمومی به منظور سرشکن کردن فشار و از نوچیدن سیستم

اداره کشور و بازگرداندن همه ایرانی‌ها به وطن قادر نخواهد بود کشور را از زیر بار این همه فشار

خردکننده هدفدار نجات دهد.

به احتمال زیاد٬‌ دیری نخواهد پایید که سپاهی‌ها و لباس‌شخصی‌ها و تشکیلات مخوف امنیتی‌شان

همانند ژنرال‌های ژاپنی که بالاخره رو در بایستی را با امپراتور کنار گذاشتند و با کودتایی ناکام همه

را قصابی کردند برای اداره امور کشور شرایط فوق‌العاده اعلام می‌کنند و کشور با دشواری‌های

بیشتری مواجه خواهد شد.

فقط یک نفر است که تا دیر نشده هنوز می‌تواند مانع آخرین غلت جمهوری اسلامی و سپس کشور

به ته دره شود. آن یک نفر رهبر جمهوری اسلامی است که در این سال‌های آخر عمر و بیماری٬

اگر همت کند و از خیر آبرو و تشکیلات امپراتورگونه خود به نفع ۸۰ میلیون ایرانی بگذرد، شاید در

تاریخ برای این شجاعت مورد تمجید قرار گیرد.