#طنزسیاهنمایی. 792  رفع فیلترینگ فضای مجازی،گامی بلند در روند اعتمادسازی

#طنزسیاهنمایی. 792

رفع فیلترینگ فضای مجازی،گامی بلند در روند اعتمادسازی

گفت: اکثریّت ملّت ایران به آقای دکتر پزشکیان بدین امید رای دادند که حدِّ اقل در فضای مجازی بتوانند با آزادی و بدون سانسور حرف دل خود را بزنند!
گفتم: فیلترینگ فضای مجازی از جمله فیلترینگ تلگرام را توهین به شعور مردم فهیم و فکور ایران می‌دانیم.

گفت: آقای رئیس جمهور هر روز خودشان در این فضای فیلترشده برای مردم پیام می‌فرستند.
راستی آیا ایشان هم از سیم‌کارت طبقه‌بندی‌شدۀ مسئولان استفاده می کنند یا فیلترشکن خریده‌اند؟

یکی از اقدامات فوری و ضروری آقای دکترپزشکیان برداشتن فیلترینگ فضای مجازی است تا مردم وفادار ما حرف‌های ایشان را باور کرده و بخشی از سرمایۀ اجتماعی از دست‌رفته، دوباره احیا شود!

مردم ما شیفتۀ سیمای آن ایرانی شده‌اند،که پس از تحقُّق ایده‌ها و وعده‌های آقای دکتر پزشکیان ترسیم می‌شوند.

یک روز برای مصاحبۀ تلویزیونی به یک دبستان می‌روند.

پیش از مصاحبه شروع می‌کنند به بچه‌ها یاد می‌دهند که بگویند:

«ایران خیلی خوب است»!
ما در ایران امکانات زیادی داریم!
ما در ایران پارک‌های بازی داریم!
ما در ایران آزادی و رفاه داریم!
ما در ایران اینترنت پُرسرعت،رسانه‌های آزاد و....داریم!

ما در ایران.....

یک دفعه می‌بینند یکی از دانش‌آموزان می‌زند زیر گریه !!
از او می‌پرسند: چی شده ؟؟!!!

پاسخ می‌دهد :من دوست دارم بروم ایران !!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

*آیا مردم در رفاهند!؟*

*آیا مردم در رفاهند!؟*

سردار شریف سخنگوی سپاه:
*امروز اگر به روستاهای خوش آب و هوای کشور بروید، آدم حیرت می‌کند که چه ساختمان‌هایی ساختند، اگر این رفاه نیست، پس چیست؟
*الان در دو ماه تابستان به طور متوسّط روزی ۸۰ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف میشود، اگر این مسافرت‌ها، رفاه نیست، پس چیست؟
*در تعطیلات عید فطر امسال پنج هزار نفر فقط به شهر وان مسافرت کردند.

✍️ اکبر اعلمی
طبق آمار منتشر شده بیش از ۳.۴۰۰.۰۰۰ نفر در اسنپ و ۱.۴۰۰.۰۰۰ نفر در شبکه تپسی به عنوان راننده فعّالیّت می‌کنند و به گفتۀ مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تهران در سال ۹۸، فقط در تهران ۸۰ هزار تاکسی داشته‌ایم، آیا مصرف روزانه ۸۰میلیون لیتر بنزین برای این تعداد مسافرکش، نشانۀ رفاه ۸۳میلیون نفر جمعیت ایران است؟

گیریم علاوه بر پنج هزار نفری که به شهر وان سفر کرده‌اند، ۴۵ هزار نفر نیز به سایر کشورها مسافرت کرده‌اند، آیا مسافرت ۰.۰۶٪ شهروندان به خارج از کشور، بیانگر رفاه ۸۳میلیون نفر ایرانی است!؟

در شرایطی که طبق آمار موجود، بیش از ۷۰درصد مردم که شامل اکثریت سپاهیان، ارتشی‌ها و فرهنگیان هم هست، زیر خط فقر زندگی می‌کنند، آیا می‌توان گفت مردم در رفاهند!؟

چه شد که گاومان شیر ندارد؛اما ماشاءالله به شاش زیادش...

چه شد که گاومان شیر ندارد؛اما ماشاءالله به شاش زیادش...

جناب آقای حداد عادل
در سخنانتان فرمودید که ایران در دوران قبل از انقلاب برای آمریکا و غرب یک گاو شیرده بود!!!!!

اما امروزه که به گفته خودتان ایران به آمریکا و غرب شیر نمی‌دهد ، شیرش را دقیقاً به چه کسی می‌دهد که مردمش این گونه در فشار و گرسنگی هستند؟؟

آیا ایران شیرش کلا خشک شده است؟!
و یا شیر می‌دهد اما نه به مردم خودش!!
شاید هم نه شیر داره و نه پستون و شیرش را می‌برید روسیه و چین و .. هندستون !!

و یا موقع دوشیدن به جای ظرف مردم، آن را در ظروف خواص می‌دوشید؟!
اصلا نکند اشتباه شده و به جای این که او را برای ما بدوشید، ما را برای او ....
کسی چه می داند، عقل ما که به این عجایب قد نمی دهد!!
هرچه که هست قطره ای از این شیر به ما مردم نرسیده و نخواهد رسید...

از این ها که بگذریم ، مشکل بزرگ‌تر این است که این گاو علاوه بر این که شیر نمی‌دهد همۀ دار و ندارمان را بلعیده است...
نفت می خورد، مس می‌خورد، طلا می‌خورد، گاز می‌خورد، سنگ می خورد، حتی خاک هم می‌خورد و از شیرش خبری نیست!

تازه شاخ و لگد هم می زند!
یک شاخش سایپا است و در سال سی‌هزار نفر را به گورستان می فرستد...
شاخ دیگرش ایران خودرو است که او هم، در رقابت با بلایای طبیعی رتبه اول را در مرگ و میر و قطع نخاع دارد!

کاش لااقل گاومان نر بود تا کمی ابهت داشت ،که همه‌ی دنیا با تحریم و برجام و فلان و فلان گولش نمی زدند و از سرو کولش بالا نمی رفتند!!

بله، در این روزهای بی شیری، چنان ذهنم درگیر است که هروقت جلوی آینه می روم خودم را گاو می بینم ...

یادمان باشد "ماااااااااااا" با "ما"؛
زمین تا آسمان فرق دارد!
اولی صدای گاو است و دومی صدای ما!!

شعبانی مجید

#طنزسیاهنمایی.790  خدا را شکر که خودش مامور موساد نیست!

#طنزسیاهنمایی.790

خدا را شکر که خودش مامور موساد نیست!

گفت: محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور پیشین ایران، در مصاحبه‌ای با سی‌ان‌ان ترک دربارۀ عوامل رژیم اسرائیل در ایران ادّعا کرد:

«در کشور ما دپارتمان ضدِّ اسرائیلی راه‌اندازی شد و بعد از مدّتی معلوم شد که رهبر آن مامور موساد بوده است!» (سایت تابناک،9/7/1403)

گفتم: خدا را شکر که گویندۀ این خبر تاسُف‌آور خودش مامور موساد نیست!

گفت: تو از کجا می‌دانی؟!

یک نفر در چاه افتاده بود .او می‌گفت: خدا را شکر که ته چاه سوراخ نبود!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

هلند، رهبر انرژی خورشیدی جهان می‌شود؟

تجارت‌نیوز گزارش می‌دهد:

هلند، رهبر انرژی خورشیدی جهان می‌شود؟

به گزارش تجارت‌نیوز ، انرژی خورشیدی در سراسر اروپا به یکی از قطب‌های اصلی انرژی تبدیل شده است. هلند که کشور کوچکی است و از نظر خشکی وسعتی ندارد، قصد دارد با راه‌حل‌های مبتکرانه بر کمبود فضا غلبه کرده و خود را به رهبر این انرژی پاک در جهان بدل کند.

در حومه هلند، در حدود 130 کیلومتری شرق آمستردام، تپه‌ای با ظاهری غیرعادی بر فراز خانه‌های کشاورزی، درختان بی‌برگ و علفزارهای گل آلود می‌درخشد. این تپه 25 متری از زباله‌های خانگی و تجاری در طی 15 سال ساخته شده و حالا آن را 23000 پنل خورشیدی پوشش می‌دهد.

توسعه‌دهنده هلندی خورشیدی، TPSolar با رویکرد تولید 8.9 مگاوات برق، این پروژه را در سال 2020 افتتاح کرد تا محل دفن زباله‌ها، برق کافی برای حدود 2500 خانوار تولید کند.

این پروژه نشان‌دهنده تلاش گسترده‌تری در هلند برای رهبری انرژی خورشیدی‌ست؛ کشوری که اکنون بیش از 48 میلیون پنل خورشیدی نصب کرده و همچنان به دنبال یافتن مکان‌های نوآورانه برای قرار دادن ظرفیت‌های انرژی تجدیدپذیر جدید است.

به گفته انجمن صنعتی Solar Power اروپا، در حال حاضر در هلند به‌طور متوسط ​​دو پنل خورشیدی برای هر شهروند وجود دارد و ظرفیت نصب شده بیش از 1 کیلووات (KW) برای هر نفر، این کشور را به نیروگاه خورشیدی سرانه اروپا تبدیل کرده است.

نصب باتری‌های خورشیدی در هلند

به گزارش یورونیوز ، با کمبود زمین برای انرژی‌های تجدیدپذیر تقریباً در همه جای دنیا، این تجربه هلندی در حال رواج یافتن است؛ پروژه‌هایی چون قرار دادن انرژی خورشیدی در پارکینگ‌ها، دریاچه‌های تجاری، مزارع چرای گوسفند، مزارع توت‌فرنگی، کلیساهای بلااستفاده، ایستگاه‌های قطار و فرودگاه‌ها می‌تواند الهام‌بخش قرارگیری بهتر انرژی‌های تجدیدپذیر در سطح جهانی باشد.

بِرند، هماهنگ‌کننده توسعه‌دهنده خورشیدی هلندی Solarfields، که مزارع خورشیدی بزرگ را مدیریت می‌کند و حداقل 450 هزار پنل در کشور نصب کرده است، می‌گوید:

«از آنجایی که فضای کمی در هلند داریم، استفاده از زمین به دلایل متعدد مهم است. ما باید مبتکر و خلاق باشیم تا بتوانیم برق مورد نیاز هلند برای سبز شدن تولید کنیم.»

توسعه‌دهندگان و تحلیلگران خورشیدی می‌گویند که توسعه هلند به دلیل کاهش شدید قیمت تجهیزات، یک طرح موثر یارانه انرژی و اهداف بلندپروازانه دولت برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای بوده است.

دولت هلند قصد دارد تا سال 2030، 70 درصد از برق خود را تجدیدپذیر کند که عمدتاً از طریق افزایش ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی به دنبال کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است. این کشور در حال حاضر به عنوان یکی از 6 کشور آلاینده برتر اروپا قرار دارد. مانند بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا، هلند نیز پس از جنگ اوکراین، اتکای انرژی خود را به روسیه کاهش می‌دهد.

مزارع خورشیدی و بادی هلند به پرکردن شکاف عرضه برق توسط نیروگاه‌های گازی کمک کرده‌اند که در میان قیمت‌های بالای گاز بی‌سود شده‌اند. اما زمین‌های کشاورزی هلند یکی از گران‌ترین زمین‌های اتحادیه اروپا است که یافتن فضایی برای انرژی خورشیدی پرهزینه است. این واقعیت، همراه با تراکم بالای جمعیت کشور، به این معنی است که شرکت‌های خورشیدی باید در هنگام یافتن فضا مبتکر باشند.

انرژی خورشیدی هلند

خانه‌های جدید هلندی با پنل‌های خورشیدی

هلند از نظر انرژی خورشیدی در اروپا پیشتاز است

در سال‌های اخیر، هلند اهداف اقلیمی مانند هدف انرژی‌های تجدیدپذیر خود را به قانون تبدیل کرده و متعهد شده است که حفاری گاز و نفت در خشکی را محدود کرده و به طور کلی بودجه انرژی سبز را افزایش دهد. بودجه انرژی‌های تجدیدپذیر این کشور در سال 2022، 13 میلیارد یورو بود.

سال گذشته، هلند 14 درصد از برق خود را از مزارع خورشیدی تولید کرد که این رقم در سال 2015 یک درصد بود و برای اولین بار از تولید برق با سوخت زغال سنگ پیشی گرفت.

Ember Climate از یک گروه مشاوره، می‌گوید:

«نسبت برق خورشیدی بالاترین میزان تولید شده در اتحادیه اروپا بود.»

به گفته وزارت انرژی، سیستم نت مترینگ کشور که در سال 2004 راه‌اندازی شد و به خانوارهای دارای پنل‌های خورشیدی اجازه می‌دهد، تولید برق سبز خود را در مقابل مصرف خود جبران کنند. اکنون بیش از 2 میلیون خانه در حال تولید انرژی تجدیدپذیر است.

سخنگوی وزارت انرژی هلند می‌گوید: «دولت هلند در حال ارزیابی این است که چه چیزی می تواند تغییر کند تا مزارع خورشیدی بیشتری را تشویق کند که بهتر با چشم انداز ادغام شوند.»

جاکوبز که شرکتش با یک شرکت محلی همکاری کرده است تا مکان‌های دفن زباله را به مزارع خورشیدی تبدیل کند، می‌گوید: «ما فناوری‌های مختلف انرژی را می‌گیریم، آن‌ها را روی هم می‌چینیم و سعی می‌کنیم ترکیبی درست کنیم که واقعاً کارساز باشد.»

مزارع خورشیدی در دریاچه‌های مصنوعی

نزدیک به 20 درصد از سطح این کشور کم ارتفاع را آب تشکیل می‌دهد و توسعه‌دهندگان انرژی خورشیدی از جمله GroenLeven با نصب مزارع در دریاچه‌های ساخته دست بشر از مزایای آن بهره برده‌اند.

این شرکت بیش از 500 هزار پنل خورشیدی را در آب‌های هلند نصب کرده است و هلند را تنها در سطح جهان پشت سر گذاشته است.

بندیکت اورتمان، مدیر جهانی پروژه های خورشیدی در شرکت انرژی تجدیدپذیر آلمانی BayWa re که GroenLeven را در سال 2018 خریداری کرد، می گوید:

«این ایده خورشیدی شناور در هلند زودتر از سایر کشورها مطرح شد.»

با الهام از نمونه هلندی، BayWa re گفت که اکنون سایت های خورشیدی شناور بیشتری را در کشورهای اروپایی مانند بلژیک، اتریش و فرانسه راه اندازی می‌کند.

شرکت‌های هلندی نیز به دنبال راه‌هایی برای کارکرد نیروگاه‌های خورشیدی در کنار تولیدات کشاورزی هستند. کارل کویج، مدیر توسعه کسب و کار فتوولتائیک (PV) در مقیاس بزرگ در شعبه هلندی شرکت برق سوئد، می‌گوید: «به جای این که مجبور باشیم بر سر این که چه کسی به زمین دسترسی پیدا کند، راه‌حل‌هایی برای استفاده مشترک از آن ارائه می کنیم.

یکی از پروژه‌های موسوم به Agri-PV شامل کشت توت‌فرنگی و تمشک در زیر سقف پنل‌های خورشیدی است که جایگزین پوشش پلاستیکی به‌طور سنتی کشاورزان می‌شود.

در نیمه راه‌آزمایشی چهار ساله، رهبران پروژه گفتند که گیاهان به دلیل محافظت از خورشید به 25 درصد آب کمتر نیاز دارند، که به طور بالقوه باعث صرفه‌جویی در آب در آینده‌ می‌شود که تغییرات آب‌وهوایی تابستان‌های گرم‌تر و خشک‌تر را به ارمغان می‌آورد.

منافع محلی باید در اولویت باشد

توسعه‌دهندگان خورشیدی هلندی می‌گویند که پروژه‌های جدید باید با منافع محلی در مرکز توجه قرار گیرند. به عنوان مثال، برنامه اقلیمی این کشور در سال 2019 تصریح می‌کند که پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر باید 50 درصد از انرژی سبزی را که تولید می‌کنند به ساکنان محلی اختصاص دهند.

در حالی‌که این امر الزام‌آور قانونی نیست، توسعه‌دهندگان تمایل دارند در جامعه سرمایه‌گذاری کنند. برای مثال، از ارسال درصدی از انرژی تجدیدپذیر تولید شده به تعاونی های انرژی محلی، یا ایجاد یک صندوق اجتماعی اقتصادی برای بهبود بهره‌وری انرژی.

دکترغلامرضا نیک‌پی تیرباران شد

دکترغلامرضا نیک‌پی تیرباران شد

‍ ابتدای انقلاب، شهردار تهران، دکترغلامرضا نیک‌پی تیرباران شد. ۲۲ فروردین ۱۳۵۸، تنها دو ماه پیش از پیروزی انقلاب! اتّهامش «کلاه‌برداری، خیانت و غارتگری» بود!

روز محاکمۀ «نیک‌پی»، رو‌ به رییس دادگاه گفته بود:
«کدام کلاه‌برداری؟
رییس دادگاه: «مگر نگفتید در خیابان‌ها چاله نداریم؟ پس این همه چاله چیست؟»
نیک‌پی: «آیا احداث ۶۸ پارک، یک میلیون متر مربع آبادانی در جنوب تهران و ایجاد ۱۸ رشته شاهراه و ساخت ۳۰ پارکینگ و ۲۰ پل، خیانت است؟»
دادگاهش خواندنی است.کارهای عمرانی‌اش هم خواندنی است. این که ابتدای مسئولیتش در شهرداری پایتخت گفته بود می‌خواهد شهر را نه بر اساس آزمون و خطا که بر اساس «حساب و کتاب نوین» اداره کند. به همین خاطر هم در شهرداری، گروهی را برای مطالعه مشکلات تهران و یافتن راه حل برای آن‌ها به کار گمارده بود. در زمان او است که نخستین گورستان مدرن ‌مکانیزه کشور _بهشت زهرا_ در تهران احداث می شود. همچنین چند بزرگراه برای حل مشکل ترافیک، چند پارک بزرگ برای تنفس شهر. آغاز احداث مترو، بهره‌برداری از برج شهیاد و تئاتر شهر، طرح ساماندهی ترافیک تهران، ایجاد کارخانه تبدیل زباله به کود، تأسیس آزمایشگاه مکانیک خاک و ایجاد سازمان عمران و نوسازی عباس‌آباد هم از جمله اقدامات او است.

رئیس دادگاه پرسیده بود:
«به عنوان دکتر در اقتصاد از لندن، چرا به مردم هشدار ندادید علت مشکل ترافیک، مردم نیستند و چرا عوامل استعمار را مقصر ندانستید؟»
نیک‌پی گفته بود:
«مسئولیت ترافیک با شهربانی بود و یک سال آخر با شهرداری پایتخت، و قبول کردم چون قصدم خدمت به خلق بود.
بنده برای ترافیک تهران دوسال دیگر وقت می‌خواستم تا اولین خط مترو دایر شود و این بزرگراه‌ها به یکدیگر وصل شود و بقیه پل‌هایی که در نظر بود زده شود. من نمی‌دانم دیگر چه کاری از من ساخته بود. کارشناسان بین‌المللی اصلاح ترافیک را در بهبود اتوبوسرانی می‌دانند، در زدن پل می‌دانند، در ایجاد پارکینگ می‌دانند و در احداث بزرگراه می‌دانند، اگر این شاهراه را بین خیابان‌های پهلوی -ولی‌عصر- و کوروش کبیر -شریعتی- نکشیده بودیم رفتن به شمیران به جای نیم ساعت ۴ ساعت طول می‌کشید.»

رأی دادگاه اما برای او، نه پاداش که اعدام بود.حالا اما تاریخ به قضاوت نشسته است، میان دو شهردار بی‌دین آن روز و دیندار امروز! و‌حتی میان دو روزگار؛ حکمرانی بی‌دینان آن روز و حکمرانی دینداران امروز.
مهردادحجتی

پ.ن.
عضو شورای شهر تهران که می‌گوید هر یک از تابلوهای چند میلیارد تومانی موزه امام علی به بهای ۷۰۰ دلار فروخته شده اند!
@Tafakkor

انسان بی‌خویشتن خویش!!

انسان بی‌خویشتن خویش!!

« یوزف گوبلز » وزیر تبلیغات رژیم آلمان نازی که به علت سخنرانی‌های آتشین و تهییج توده‌ها معروف بود .
از او به عنوان یکی از نزدیک‌ترین افراد به هیتلر نام برده می‌شود .

گوبلز نماد کاملی از انسان بی‌خویشتن خویش است.
انسانی که چنان در ایدئولوژی حزب غرق و ذوب شده است که دیگر هیچ هویت و فردیتی برای خود متصوّر نیست .
برای گوبلز و همسرش همه چیز در حزب و شخص هیتلر خلاصه می‌شد .

آن‌ها در زندگی تلخ و تهی خود هیچ چیزی برای خود نداشتند و هر آنچه که بود از برای حزب و رهبر آن بود .
برای گوبلز و همسرش، عشق زمانی معنا می یافت که برای اعلام ارادت بیشتر به پیشوا باشد،
فرزندآوری زمانی معنا پیدا می‌کرد که تربیت خادمان بیشتری برای پیشوا را در بر می‌داشت و زندگی نیز زمانی معنا پیدا می‌نمود که خدمتگزاری و نوکری پیشوا را در پی داشت .

گوبلز و همسرش زمانی که متوجّه شدند نیروهای استالین وارد برلین شده‌اند و هیچ راه نجاتی برای آن‌ها وجود ندارد، دست به خودکشی زدند و از نیروهایشان خواستند تا جنازه هایشان را هم بسوزانند تا به دست نیروهای متّفقین نیفتد.

گوبلز و همسرش قبل از خودکشی در یکی از نفرت‌انگیزترین جنایت‌های تاریخ پنج فرزند خود که نام همه آن‌ها به افتخار هیتلر با حرف( ه ) شروع می شد و بزرگ‌ترین آن‌ها فقط دوازده سال سن داشت را با خوراندن سم به قتل رسانیدند .

گوبلز و همسرش چنان از زندگی و فردیت تهی بودند که زندگی بدون پیشوا برایشان خلاء هولناک و نفرت‌انگیری جلوه‌گر می‌نمود به گونه‌ای که حاضر نبودند حتی فرزندانشان هم در چنان جهانی زیست نمایند .

تاریخ را می‌بایست بارها خواند و از آن همچون چراغی در شب تاریک استفاده کرد .
زندگی گوبلز و همسرش و بسیاری دیگر از نزدیکان هیتلر یکی از همین چراغ‌هاست تا به ما نشان دهد که پیونددادن مسئله عاطفی و عاشقانه و مربوط به حوزۀ خصوصی با امر پیش پا افتاده، عمومی و عرفی مانند «سیاست» چه نتایج تلخی می تواند در پی داشته باشد.

جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند بجز گفتنی
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست

#طنزسیاهنمایی. 787  تمبر یادگاری ملکۀ ریاضی جهان

#طنزسیاهنمایی. 787

تمبر یادگاری ملکۀ ریاضی جهان


گفت: اخیراً آلمان یک تمبر یادگاری از ملکۀ ریاضی جهان چاپ کرده که افتخار جهان بشریّت است.

گفتم:چرا ما یک شخصیّت جهانی نداریم که با چاپ عکس او روی تمبرهای خود در جهان به او بنازیم؟

گفت: اتّفاقاً این استاد کم‌نظیر ریاضی و بانوی افتخارآفرین جهانی،ایرانی است!

گفتم: ایشان کیستند و چرا خودمان تمبر یادگاری او را منتشر نمی‌کنیم و در جهان به او نمی‌نازیم؟!

گفت:ایشان استاد کم‌نظیر ریاضی جهان، پروفسور زنده یاد مریم میرزاخانی است،که فقط به علّت بی‌حجابی در ایران چاپ نشد !!! به همین دلیل ارزش ریالی ندارد !!!
ولی برای تمام ایرانیان و مردم جهان ارزش معنوی بسیار دارد و همیشه در قلب و یاد همۀ دانشمندان و ریاضی دانان هست.

گفتم: این که دنیا به یک شخصیت علمی ایرانی بنازد و تمبر او را منتشر کند،ولی ما در داخل نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم، برای حیثیت ایران نیز زیان‌آور است.

گفت: من برای عدم تکرار این رویداد طرحی اندیشیدم و امشب آن را عملی می‌کنم.

گفتم: چه طرحی؟

گفت: فردا عمّۀ من برای یک عمل جرّاحی عازم خارج است. امشب یک عکس با مقنعه و چادر و پوشیه از او می‌گیرم،که اگر بعداً چهرۀ مشهوری شد و خواستند تمبری از او در ایران چاپ و منتشر کنند،من عکس محجوب او را داشته باشم!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

همۀ ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی

همۀ ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی...☘️

☘️ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان می‌آید، بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌ای هستند. حتی آن‌هایی که ما ابرانسان می‌پنداریم هم وقتی دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد و...!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ِ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چاره‌ کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولاً این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم به‌ آنها نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ خودم را دارم.
عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ آدم‌ها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچه‌ی ۷ ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.
و بعد؛ راست‌گویی!
به عقیده‌ من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.
به یک دل‌داده‌ی شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، ممکن است یک شامپانزه‌ی تمام‌عیار شود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!» همه‌ی ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی...☘️

"دالتون ترامبو"

در ژاپن روز معلم وجود ندارد

*در ژاپن روز معلم وجود ندارد.*

یک روز از همکار ژاپنی‌ام، معلم یاماموتا پرسیدم: "روز معلّم را در ژاپن چگونه جشن می‌گیرید؟"
او با تعجُّب از سوال من پاسخ داد:
ما روز معلّم نداریم.
وقتی پاسخ او را شنیدم، مطمئن نبودم که باید او را باور کنم یا نه. فکری از ذهنم گذشت:

"چرا کشوری که این قدر در اقتصاد، علم و فناوری پیشرفته است، این قدر به معلّمان و کارشان بی‌احترامی می‌کند؟"

یک بار، بعد از کار، یاماموتا مرا به خانه‌اش دعوت کرد. ما سوار مترو شدیم چون دور بود. ساعت اوج غروب بود و واگن‌های قطار مترو شلوغ بود. من توانستم فضایی برای ایستادن پیدا کنم و نرده بالای سر را محکم نگه داشتم. ناگهان پیرمردی که در کنار من نشسته بود، صندلی خود را به من پیشنهاد داد. من که این رفتار محترمانه آن سالخورده را درک نکردم نپذیرفتم اما او اصرار داشت و من مجبور شدم بنشینم. وقتی از مترو خارج شدیم، از یاماموتا خواستم توضیح دهد که ریش سفید دقیقا چه کار کرده است. یاماموتا لبخندی زد و به تگ معلّمی که بر سر داشتم اشاره کرد و گفت:

این پیرمرد پس از دیدن برچسب معلمی بر روی شما و به نشانه احترام به مقام شما، صندلی خود را به شما پیشنهاد داد.
از آنجایی که برای اولین بار از یاماموتا بازدید می‌کردم، احساس ناراحتی می‌کردم که با دستان خالی به آنجا بروم، بنابراین به فکر خرید یک هدیه افتادم. من افکارم را با یاماموتا در میان گذاشتم، او از این ایده حمایت کرد و گفت که کمی بیشتر، مغازه ای برای معلمان وجود دارد که می توان از آنجا کالاها را با قیمت های پایین خریداری کرد. یک بار دیگر نتوانستم احساساتم را کنترل کنم: "امتیازات فقط به معلمان ارائه می شود؟" من پرسیدم.
یاماموتا با تایید حرف من گفت:
در ژاپن معلمی معتبرترین حرفه و معلمی محترم ترین فرد است. کارآفرینان ژاپنی وقتی معلمان به مغازه هایشان می‌آیند بسیار خوشحال می‌شوند و آن را افتخار می‌دانند.

در طول اقامتم در ژاپن، چندین برابر نهایت احترام ژاپنی ها را نسبت به معلمان قائل شده‌ام. آن‌ها در مترو صندلی‌های ویژه‌ای برای آن‌ها در نظر گرفته‌اند، مغازه‌های ویژه‌ای برای آن‌ها وجود دارد، معلمان آنجا در صف خرید بلیط برای هر نوع حمل و نقلی قرار نمی‌گیرند. به همین دلیل است که معلمان ژاپنی به روز خاصی نیاز ندارند، (چون هر روز در زندگی آن‌ها یک جشن است.)
این داستان را برای همه پخش کنید. بگذار جامعه رشد کند تا از معلمان تا این سطح قدردانی کند. این داستان را دوباره برای همکارانتان تعریف کنید تا سینه‌هایشان از غرور پف کند.

استاد من سجده می‌کنم...!!
❣️❣️❣️❣️

پاسخ دندان‌شکن دکتر رحمت‌اله بیگدلی به وزیر ارشاد دولت سیزدهم

پاسخ دندان‌شکن دکتر رحمت‌اله بیگدلی به وزیر ارشاد دولت سیزدهم

‼️ پاسخ دندان‌شکن دکتر رحمت‌اله بیگدلی خطاب به محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت سیزدهم 😂

♦️ محمدمهدی اسماعیلی: همه مدیران دولت روحانی را بر کنار کردم!

♦️ رحمت‌اله بیگدلی: جناب وزیر فراموش کرد بگوید: و امثال رضا ثقتی را جایگزین آنان کردم!

بالاخره نمی‌خواهید بگویید تکلیف ثقتی چی شد؟!

👈 توضیح: رضا ثقتی، مدیرکل وقت ارشاد اسلامی گیلان در دولت سیزدهم بود که اواخر تیرماه سال قبل، فیلمی از وی به صورت گسترده منتشر شد که منتشرکنندگان آن فیلم مدعی بودند ثقتی با مردی که در آن فیلم است رابطه جنسی داشته است.

🆔 @pezeshkejomhour | Instagram