۶۳ درصد ایرانیان خشمگیناند
📗 ۶۳ درصد ایرانیان خشمگیناند!
فایل پی دی اف
📝📝📝گزارش محرمانه دولت:
۶۳ درصد ایرانیان خشمگیناند؛ اکثریّت ادامۀ مذاکره با آمریکا را ترجیح میدهند
✅گزارش ۳۷ صفحهای علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، بر پایۀ پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی «آرا» نشان میدهد جامعۀ ایران با سطح بالایی از نارضایتی و فرسایش روانی روبهرو است. بر اساس این گزارش، ۶۳.۶ درصد مردم احساس خشم، ۵۰.۲ درصد ناامیدی، ۴۷.۷ درصد افسردگی و ۴۵.۴ درصد اضطراب را تجربه کردهاند.
✅این گزارش که در ایران وایر منتشر شده همچنین از تداوم بحران اعتماد خبر میدهد؛ بهطوری که اعتماد عمومی به مردم و نهادهای حکومتی همچنان در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد قرار دارد. در عین حال، ۵۴ درصد مردم میگویند درآمدشان کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد و بیش از ۸۱ درصد در تأمین مواد غذایی با مشکل مواجهاند.
✅چکیده متن :
بررسیهای دقیق جامعهشناختی از وضعیّت ایران در سال ۱۴۰۵، تصویری فراتر از دوگانههای سادهانگارانه ارائه میدهد. جامعۀ امروز در موقعیّتی میانهرو و واقعگرایانه، خواهان اصلاحات اساسی، ارتقای کارآمدی حکمرانی و حفظ ثبات و انسجام ملّی است. مسئله بنیادین، نه بحران مشروعیت یا زوال هویت، بلکه بحران اعتماد، کارآمدی و امید به آینده است. تقارن نارضایتیهای عمیق با امید اجتماعی، نشانگر ساختاری خسته اما مستعد بازسازی است که برای عبور از بحرانها، تغییرات ملموس و تدریجی را طلب میکند.
✅از منظر روانشناختی، جامعه دچار اکنونزدگی است؛ نه بازگشت به گذشته را مطلوب میداند و نه آینده روشنی متصور است. فشارهای روانی مستمر توأم با خشم و ناامیدی، اعتماد اجتماعی را بهشدت کاهش داده است؛ بهطوریکه بر اساس پیمایشهای سال ۱۴۰۲، حدود ۷۵ درصد مردم به اکثریت جامعه بیاعتمادند و این بیاعتمادی با سطح تحصیلات رابطۀ مستقیم دارد. با این حال، سرمایۀ اجتماعی نابود نشده، بلکه به شبکههای خرد (خانواده و دوستان) تقلیل یافته است. بازسازی این ساختار و جبران فقدان نهادهای واسط قدرتمند، نیازمند افزایش شفافیت، پاسخگویی نهادها و پیشبینیپذیری تصمیمات است.
✅برخلاف انگارههای رایج، هویّت ملی نهتنها تضعیف نشده، بلکه تقویت نیز شده است و بیش از ۸۵ درصد جامعه به ایرانیبودن خود میبالند. در کلانشهرها و میان جوانان تحصیلکرده، هویت «ایرانی» تقدُّم کامل دارد، درحالیکه در مناطق کوچکتر و نسلهای پیشین، هویتهای ترکیبی «ایرانی-مسلمان» یا قومی برجستهتر است. همزمان، افت پایبندی به برخی مناسک (مانند کاهش محسوس آمار روزهداری نسبت به سال ۱۳۵۴) نشاندهنده تحول الگوهای دینداری و بازتعریف تجربه دینی است. میل فزاینده به مهاجرت نیز ناشی از گسست هویتی نیست، بلکه محصول شکاف عمیق میان علاقه به وطن و فقدان چشمانداز روشن اقتصادی-اجتماعی است.
✅در ساحت اقتصاد، جامعه تجربه فشار معیشتی توأم با مقاومت و سازگاری را از سر میگذراند. بیش از ۸۰ درصد مردم در تأمین غذا و سهچهارم جامعه (بهویژه سالمندان) در پرداخت هزینههای درمان با بحران مواجهاند. عدم تناسب درآمد و هزینه، توان پسانداز و تابآوری اقتصادی را در برابر شوکها به حدِّاقل رسانده است. از دیدگاه افکار عمومی، ناکارآمدی مدیریتی و فساد نهادینه نقش بهمراتب مخربتری نسبت به تحریمها در ایجاد این بحرانها داشتهاند. از اینرو، پیششرط اثربخشی هرگونه سیاست حمایتی، بازتولید ثبات و اطمینان به آینده است.
✅نگرش سیاسی غالب جامعه، مبتنی بر طلب تغییر همراه با حفظ ثبات است. تمایل حدود دوسوم مردم به انجام اصلاحات اساسی در چارچوب جمهوری اسلامی، گویای تفکیک میان مقبولیت کلی نظام و نارضایتی از عملکرد نهادهای اجرایی است. هرچند پایگاه اجتماعی تصمیمگیران در میان جوانان و طبقات شهری کاهش یافته، اما خواسته محوری جامعه، توقف روندهای ناکارآمد و گذار به حکمرانی مؤثر، پاسخگو و مشارکتجو است.
✅در این گذار، رسانهها با ترویج اخبار منفی و رویکردهای تقابلی، به تعمیق شکافهای اجتماعی و تهدید امنیت روانی دامن زدهاند. احساس عدم نمایندگی در رسانههای رسمی، بخشهایی از جامعه را به انزوایی کشانده که نباید با فقدان حس ملی همارز انگاشته شود. راهکار بنیادین، شکستن انحصار روایت و اتخاذ رویکردی فراگیر برای بازنمایی تنوع فکری و فرهنگی آحاد جامعه است.
✅در نهایت، آینده توسعه و ثبات در ایران در گرو بازسازی بنیادین رابطه حاکمیت و جامعه است. این جامعه نه منفعل است و نه دچار گسست؛ بلکه ساختاری پیچیده و آگاه است که ظرفیّتهای عظیمی برای پیشرفت دارد. فعلیت یافتن این ظرفیّتها مستلزم عبور از قطبیسازیهای کاذب، پذیرش تکثُّر اجتماعی، ایجاد چشمانداز روشن اقتصادی و استقرار حکمرانی کارآمد و متعهّد به مطالبات عمومی است.
@sokhanranihaa
@MostafaTajzadeh