سعید زیباکلام :

⭕️ این یادداشت بسیار مهم سلمان کدیور آبستن سوال فوق‌العاده بنیانی‌ای است:

سرچشمۀ این شیوه مدیریت یا حکمرانی چیست؟

✳️ مدل مدیریت در جمهوری اسلامی

✍️سلمان کدیور

🔶یکی از ویژگی‌های مدیریتی در جمهوری این است که کلا معلوم نیست مسئولیت کارها با کیست و کلا کسی هم پاسخگوی مسئولیت عملکرد خود یا مدیران و منصوبان و سازمان‌هایش نیست.

🔶این امر هم علتش عدم شفافیت حوزه اختیارات است و هم سازمان‌ها و نهادها و افراد موازی و ایراد ساختاری حاکمیت و یک بخشش هم به‌نظرم تعمُّدی است تا قدرت یک‌جا متمرکز نشود و بتوان مولفه‌های آن را از مراکز غیر رسمی دیگر کنترل کرد.

🔶مثلا متولی امر فرهنگ دقیق توی این مملکت معلوم نیست. وزارت فرهنگ کار خودش را می‌کند، صدا و سیما که کلا زیر نظر دولت نیست، سازمان تبلیغات که نه کاری به دولت دارد نه صدا و سیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی که خودش قصه‌ای خاص است و حوزه‌های علمیه که حرفش را نزنیم بهتر است.

🔶مسائل امنیتی همین‌طور. هر کسی سازمان خودش را دارد و رقابت هم می‌کنند و برخی رویه‌هایش غیر شفاف است. از بندهای خاص در زندان بگیر که هنوز نمی‌دانیم متولی‌اش کیست، تا بازداشت‌های موقتی که اندازه محکومیت طول می‌کشد تا مستندهای تلویزیونی حاوی اعترافات و ...

🔶اقتصاد که یک بخشش متولی‌اش دولت است و چندین نهاد عظیم غیردولتی که چرخش مالی‌شان تنه به درآمدهای دولت می‌زند و پاسخگو به دولت هم نیست. قسمت دیگر اقتصاد، دست شرکت‌هایی که نه دولتی هستند نه خصوصی، نه خواص نه عام. همه چیز هم انحصار شده، از ارز و سکه و مسکن بگیر تا قیر و پارچه‌ی چادر و پوشاک بچه.

🔶سیاست خارجی همین طور. کلا معلوم نیست متولی و تصمیم‌گیر نهایی پرونده‌های بین‌المللی زید است یا عمرو؟ کی کجا تصمیم‌گیر است. رئیس یک دولت می‌آید، وزیر خارجه اطلاع ندارد، فلان قرارداد بسته می‌شود، مجلس دور زده می‌شود.

هر امری در کشور، مثل یک کلاف سر درگم به چند جا وصل می‌شود و متولی ثابتی هم ندارد.

🔶اگر اتفاق مثبتی در این امور بیفتند، همه این‌ها مسابقه می‌گذارند تا اثبات کنند این کار ما بوده، اما همین که گندی بالا می‌آید، همه به هم پاس می‌دهند، گاهی همین پاس را هم نمی‌دهند و همین‌طور فقط به ملت نگاه می‌کنند و خیلی از اوقات هم آن را گردن مردم می‌اندازند.

🔶مثلا حادثه آتش سوزی مکرر اتوبوس‌های فلان شرکت رخ می‌دهد، پلیس علت را بی‌احتیاطی راننده اعلام می‌کند.

🔶پلاسکو به آن عظمت برایش آن فاجعه رخ می‌دهد، بعد پس از کلی تحقیق می‌فرمایند مقصر کارگرانی بوده‌اند که ایمنی را رعایت نکرده‌اند.

🔶مردم فلان روستا ناگهان ایدز می‌گیرند و بحران خلق می‌شود، مسئولین می‌فرمایند که این‌ها مشکل جنسی اخلاقی داشته‌اند، دیگری می‌گوید هرچی معتاد تزریقی است توی این ده زندگی می‌کنند، یکی نداند فکر می‌کند که روستایی‌های نگون‌بخت، از بچه دوساله تا پیرزن هشتاد ساله، یا اهل پاتایا هستند یا کلا همه در حال نشئگی بسر می‌بردند.

🔶چند مدت پیش فرزند شهیدی در اعتراض به رفتار بنیاد شهید قم، دست به خودسوزی زد، حالا دیروز دربان در را مقصر دانسته و اخراج کرده‌اند که چرا این را راه داده داخل.

🔶زلزله و سیل می‌آید می‌فرمایند که به‌خاطر گناهان مردم و بی‌حجابی زن‌هاست.
خشکسالی می‌آید می‌گویند چون مردم اهل زکات و نماز نیستند.

🔶این را کنار جریان‌های قدرتی بگذارید که کلا ما از وجودش بی‌خبریم. نه تصویری ازشان در رسانه‌ها هست نه در عامّۀ مردم سخنی ازشان میان می‌آید . اختیارات بسیاری در همه امور دارند، بدون این که سمت یا مسئولیت خاصی داشته باشند. با تلفن وزیر نصب می‌کنند، عزل می‌کنند، وادار به استعفا می‌کنند، در بودجه و سیاست‌ها موثرند و الخ!

🔶این رویه را جلوی هر مغز متفکر و هر سیستم مدیریتی در جهان بگذری در عجب می‌ماند که چطور چنین ملت و مملکتی هنوز بقا دارد!!