روح دبی !!!
روح دبی !!!
اولین بار دهۀ شصت شمسی بیست و سه سالم بود که برای کار رفتم دبی ؛ هنوز شیخ راشد پدر شیخ محمد حاکم فعلی دبی زنده بود و معماری شهر را شروع کرده بود.او شیخی پیر ولی روشناندیش بود ، می گفتند :اجدادش از جنوب ایران بوده اند.مردمدار و خاکی بود بدون هیچ تکلّفی با مردم کوچه و بازار اختلاط میکرد.اون موقع شیخ محمد نفر سوم ردۀ سیاسی بود و برادربزرگترش ولیعهد،اما از همان موقع بین عوام بیشتر نام شیخ محمد سر زبانها بود.
چرا گفتم "روح دبی "؟ مگر شهر هم روح دارد؟ بله روح هر شهری به قول شیخ محمد آمیزهای از روح اهالی آن شهر است. هنگامی که کسی در شهر برای خودش لبخند میزند به آسانی میتواند برای دیگران هم لبخند بزند،اهالی دبی این گونه اند،شروع لبخند ، جدا کردن انرژی منفی از سینههای مردم و کندن نومیدی و ناکامی از آنان است. دبی شهری است که هر کس در آن زندگی کند،در آنجا میماند؛حتّی وقتی کسی از دبی به شهر دیگری می رود بخشی از او هم چنان در دبی میماند ؛بنابراین بسیاری برمی گردند......برای چه؟برای این که این شهر، شهر محبّت و انس است.
در دبی گذشت و تسامح و آداب و رسومی است که همگان به آن احترام میگذارند.در دبی نوعی احترام به خود و دیگران است و یک نوع متانت،ویژگی و تمدُّن است. انسان در هروقتی بخواهد میتواند در خیابانها و محلّههای دبی قدم بزند.در دبی خیابانهایی تمیز،ساختمانهایی زیبا و باغهایی که سازماندهی آن ها فوقالعاده است ،وجود دارد.ما به مردم نمیگوییم چه بپوشند،هنگامی که درون زیبا باشد،برون نیز خود را همساز میکند.کسانی که قدر برتری را میدانند و ارج مینهند،نوعی آراستگی و برازندگی و توجّه به ظاهر و رفتار در آن ها وجود دارد. (شیخ محمد:کتاب نگرش من صفحه ۲۱۱و۲۱۲) .
من هفت سال این را تجربه کردهام،در لابی هتلها ،در شهر جدید و قدیم ، حتّی ساعت دو بعد از نصفه شب!!! در ساحل دریا ، و.....اصلا کسی نمیپرسد کی هستی و کجا میروی؟!
بهشت آنجاست کازاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد!!!
هفت سال از عمرم را در این شهر گذراندم و یک دعوا ندیدم! از خیابان که گذر میکنی یا گذر میکنند ماشینها به احترام تو میایستند تا عبور کنی؟ در برق چشمان کارگران هندی و بنگلادشی و سیاه آفریقایی و زرد چینی و سفید اروپایی و گندمگون ایرانی آرامش موج میزند.
یک بار رانندۀ تاکسی اهل پاکستان به من گفت:
کل عالم فی دبی!!! یعنی دبی مینیاتوری از همۀ عالم است.
چرا این را نوشتم؟ برای این که هر خانه و شهر و محلّه و کشوری باید موجب آسایش و آرامش اهالی باشند.رهبران و مدیران ملّی باید برای ساختن مدینۀ فاضله الگو بگیرند!!! البتّه در زیر پوست همۀ شهرها حتّی دبی خیلی جریانات میگذرد اما:مردم عادی که اکثریت هستند راهی به این زیر پوستیها ندارند!!!
فعلا تا همین جا بس است ،در مورد دبی و مردمش، بیشتر خواهم نوشت.
@Sepidar338