خدایِ خدا و خدایِ بشر
⚠️⚠️⚠️
🔰 خدایِ خدا و خدایِ بشر
🖌__ جدای از این که خیلی از مسائل اعتقادی، «بدیهی» فرض شدهاند، و پیرامون آنها «سختاندیشی» نشده است؛ لازم است بدانیم که بیشتر اعتقادات موجود در «کلام اسلامی»، عقائدی به روش اثبات «مستقیم» نیستند؛ و غالباً به روش غیرمستقیم و شبیه «برهان خلف»، ایجاد شدهاند؛ و سلسهوار روی هم چیده شدهاند، و مجموع آنها، اعتقادات یک فرقه اسلامی را شکل داده است.
مثلاً در مذهبِ شیعهی امامیه، میگویند که:
«فعل قبیح، از خداوند متعال سر نمیزند.»
سپس میگویند که «فلان کار، قبیح است»
و آنگاه نتیجه میگیرند که «فلان کار را خداوند انجام نمیدهد»
(به این ترتیب که مستقیماً نمیتوانند بدانند، یا اثبات کنند که، فلان کار را خداوند انجام نمیدهد).
👌 حال با این نتیجهی حاصل شده، یک اعتقاد دیگر را بنا میکنند؛ و به همین ترتیب، سلسلهای از اعتقادات دینی شکل میگیرد.
این روشِ ساده، جهت استدلال برای «عوام» بسیار کارایی دارد؛ امّا اگر سختاندیش باشیم، این روش، کارایی واقعی و تحلیلی را ندارد.
مثلاً در همین مثال بالا، «شخص» خود را جای خداوند متعال نشانده؛ و:
اول، فرض گرفته است که میداند قبیح چیست!
دوم، فرض گرفته که خدا نیز، فرض وی از مفهوم قبح را، قبیح میداند و انجام نمیدهد.
سوم، فرض گرفته که میداند فلان کار قبیح است.
آنگاه فرضهای خود را به «فعل خدا» نسبت میدهد.
🤔 در صورتی که مثلاً:
1ـ جدای از این که: منشأ قبح، حتی میان دانشمندان، پر مناقشه است، و معرکهٔ آرای متضاد است؛ اساساً از کجا میدانیم مفهوم قبح برای ما و مفهوم قبح برای خداوند یک مفهوماند؟
2ـ همچنین، جدای از این که:
مصداق و موارد قبح نیز، میان دانشمندان، پر مناقشه است، و معرکهٔ آرا متضاد است (و حتی برخی آن را نسبی میدانند)؛ اساساً از کجا میدانیم «تشخیصِ مصادیقِ قبحِ ما» همانند داستان موسی و خضر (ع) نیست؟
(او که پیامبر بود، وای بر ما)
3ـ و...
👌 نکته:
آیا خداوند متعال فکر میکند؟
و آیا اگر فکر میکند، لازم است مثل بشر فکر کند؟
چرا بشر علاقمند است، «افکار و علایق» خود را با «افعالِ خداوند» پیوند دهد، و یکسانسازی نماید؟ و با افکار خود، افعال او را «تبیین و تفسیر» نماید؟
آیا تدوین و ساختنِ خدا، و محدود نمودن وی به افکار و علایق انسانی، نمیتواند «شرک» باشد؟
✍ استاد کاظم استادی
🌐 دین، از نگاهی دیگر
(یادداشت ۲۶ ژانویه ۲۰۱۹م)
👌🤔🤔