خُردشدن چه شکلی است!

✍ رحیم قمیشی

دیروز رفتم از لبنیاتی محله‌ نزد‌یک‌مان دو کیلو شیر تازه گاو بگیرم. شد ۲۰۰ هزار تومان، یعنی ۵ برابر آنچه پارسال همان را می‌خریدم (۴۰۰ درصد افزایش قیمت). در حالی که حقوق بازنشستگان و کارمندان عادی, تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافته. به آن نمی‌خواهم بپردازم. سال‌هاست عادت کرده‌ایم.
همان‌جا صحنه عجیبی را مشاهده کردم که آن را می‌خواهم تعریف کنم.

پدری مراجعه کرده بود. دو ظرف کوچک بستنی برای دخترانش بگیرد، پس از حساب و کتاب، موقع رفتن تقاضا کرد، دو درپوش ساده پلاستیکی بر روی ظرف‌های بستنی هم گذاشته شود. صاحب مغازه با ناراحتی نگاهش کرد؛
- چرا از اول نگفتی درپوش هم می‌خواهی!
و گفت چهار هزار و ششصد تومان دوباره باید پرداخت کند!
پدر با تعجّب نگاه می‌کرد و تصوّر می‌کرد شوخی‌ای می‌شنود.
اما بستنی‌فروش اصلاَ شوخی نداشت. حاضر نبود دو درپوش پلاستیکی بسیار ساده و کوچک را بدهد، تا زمانی که پول اضافه‌اش را دریافت نکرده.
مرد نگاه من کرد، خجالت کشیدم، فروشنده نگاه ما کرد، خجالت کشیدیم، ما نگاه فروشنده کردیم
احساس کردم او هم خجالت می‌کشد...
دختر بچه‌ها مات و مبهوت، که چه شده!

جا داشت هر سه نفرمان می‌نشستیم و یک دل سیر با هم گریه می‌کردیم.
فروشنده‌ای که در در حال ورشکستگی است.
خریداری که در حال فروپاشی است.
شاهدی که در حال خُرد شدن است.
چه شد که این طور شدیم؟
یعنی کسی نمی‌بیند در متن جامعه چه می‌گذرد؟
کسی نمی‌بیند مردم به چه روزی افتاده‌اند!
میوه فروش می‌گفت فکر می‌کنید من خیلی خوش به حالم شده میوه‌های تابستانی را باید با قیمت هر کیلو چهارصد هزار و پانصد هزار تومان بفروشم. دارم ورشکست می‌شوم. خریداری که مجبور بود خواهش کند لطفاً دویست گرم بیشتر نشود، فقط برای هوس بچه‌ام می‌خواهم. وقتی شد سیصد گرم، گفت نمی‌خواهم!

چشم‌هایتان را باز کنید.
اینجا ایران است، ایران پر از نعمت.
زیمبابوه نیست، سومالی نیست.
ما برای خود عزّت و احترامی داشتیم.
چه کسی گفته بزرگی فقط با صنایع و زور نظامی به‌دست می‌آید؟ چه کسی گفته وقتی دشمنان نابود شوند، وضع ما خوب می‌شود...
ما کجا این همه ندار بودیم، این همه نگران از فردایی که نیامده.
نه! ما از درون، وضع خوبی نداریم.
هیچ کس هم پاسخگو نیست، هیچ کس.
مردم فراموش شده‌اند
کسی آن‌ها را دوست ندارد.
کسی نمی‌خواهد حرف دل آن‌ها را بشنود.
ما به‌زور، خودمان را سر پا نگه داشته‌ایم.
مقامات دنیای خودشان را دارند
ما دنیایی که خیلی برایمان تیره شده.
کسی نیازمندان مستاصلی را که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شوند، می‌بیند؟

نمی‌دانم آیا فریادرسی هست.
آیا گوش شنوایی هست.
ما از درون ممکن است بپاشیم
قبل از این که دشمن هدفمان بگیرد!

ble.ir/ghomeishi3