🖌 ابوالقاسم حالت 🖌

       👹 پشت پا به ملت👹

تا خویش را به مجلس اشراف جا زدیم
با بغض و کین به دانش و دین ،پشت پا زدیم

آن را که اهل میکرفون بود،خواستیم
و آن را که قصدسعی و عمل داشت، وازدیم

هرجا که بزم سور و سُروری به راه بود
رفتیم و لقمه ها ز سر اشتها زدیم

با دست جهل هردم از این کشتی خراب
کندیم تخته و به سر ناخدا زدیم

روزی که صلح بود دَرِ جنگ کوفتیم
روزی که جنگ شد، دَرِ صلح و صفا زدیم

هرگز نشد بی سرخر زندگی کند
این ملتی که حقه بدو بارها زدیم

دانی چه بود مزد خیانت به مملکت؟؟
آن اسکناس ها که گرفتیم و تا زدیم

1324/7/3