داستان زندگی یکی از رهبران و رئیس جمهورهای تاریخ معاصر جهان
داستان زندگی یکی از رهبران
و رئیس جمهورهای تاریخ معاصر جهان
▪️هواپیمای ریاستجمهوری و تعداد 35 ماشین مرسدس مخصوص وزرا را فروخت و درآمد حاصله را به خزانهی دولت واریز کرد!
▫️فروش و خصوصیسازی موسسات استراتژیک دولتی را ممنوع کرد.
▪️حقوق و دستمزد خود را به ۳۰درصد کاهش داد تا با درآمد عمومی برابری کند!
▫️پاداشها و سرویسهای ویژهی دیپلماتیک را لغو کرد!
▪️برای کاهش هزینهها، سفارتخانهها، کنسولگریها و نمایندگیهای غیرضروری در خارج از کشور را بست!
▫️برای سفرهای دیپلماتیک بینالمللیِ خود با خرید بلیط از پروازهای عمومی استفاده کرد!
▪️او به مردمش گفت:
اگر از بانک جهانی وام نگیریم از گرسنگی نمیمیریم.
و وام نگرفت!
او گفت: ما تنها به پروژههای سودآوری که درآمد خزانهی دولتی را افزایش دهد، فکر میکنیم.
▫️مالیات افراد کمدرآمد را لغو کرد!
▪️با فساد اداری در تمام سازمان های دولتی مبارزه کرد.
▫️کشور خود را که به تازگی از جنگ های داخلی بیرون آمده بود به یکی از کشورهای پایدار و موفق از نظر اقتصادی تبدیل کرد!
▪️برای تشویق تیم ملی فوتبال کشورش با هزینهی شخصی و خرید بلیط عادی و نه فرستکلاس و رزرو هتل به روسیه سفر کرد!
▫️به محض رسیدن به سوچی به استادیوم رفت اما در ابتدا در جایگاه ویژه ننشست!
▪️با در دست داشتن بلیط مسابقه در بین طرفداران کروواسی روی صندلی معمولی نشست، سپس با آمدن مدودف و دعوت او، به جایگاه ویژه رفت!
▫️در طول مسابقه، تیم ملی کشورش را تشویق کرد و در پایان مسابقه و پیروزی بر روسیهی میزبان در نیمهنهایی به رختکن تیم کرواسی رفت و در شادی آنان شرکت کرد، پیروزی و موفقیتی که ممکن است دیگر سال ها اتفاق نیفتد.
آنچه نوشتم در مورد کالیندا سی، شیرزن باغیرت و باشرف، وطنپرست و مردمدوست، رئیسجمهور کشور کروواسی بود و خوشابه حال مردم چنین کشوری!!!!
احسنت به رفتار، منش، شخصیت، انسانیت، شرافت، غیرت، وجدان کاری، حس وطنپرستی و مردمدوستی چنین انسانی و خوشا به حال مردم این کشور که شعور انتخاب چنین حزب و چنین شخصی را داشتند.
مرحبا به قوه تشخیص و عقل آن ها که نه احساسی ،که با عقل و درایت و فکر عمل می کنند.