تحلیل روانشناختی رفتار فردی و اجتماعی در مراسم ترحیم
*💢تحلیل روانشناختی رفتار فردی و اجتماعی در مراسم ترحیم*
تامُّلبرانگیزترین و عمیقترین چالش در اخلاق میانفردی و فرهنگ زیست اجتماعی ما در مراسم ترحیم و یا تودیع این است که ،این رفتار آینهای در برابر ما میگیرد تا تضاد میان «آنچه در فقدان میگوییم» و «آنچه در حضور میورزیم» را مشاهده کنیم.
تحلیل روانشناختی را میتوان در سه لایه بررسی کرد:
۱. چرایی این تضاد: «فرهنگ اسطورهسازی از مُرده»!
در مجالس ترحیم، ما با پدیدهای به نام «مدیحهسرایی مرگ» مواجهیم. وقتی دست کسی از دنیا کوتاه میشود، دیگر تهدیدی برای رقابت، نقد یا منافع ما نیست. در آن لحظه، ما آزادیم که بدون واهمه از «توقُّعات متقابل»، ویژگیهای مثبت او را پررنگ کنیم.
احساسی که برمیانگیزد: اغلب آمیزهای از دریغ و حسرت است؛ دریغ از این که چرا این ستایشها را زمانی که او زنده بود و «نیاز» به شنیدن داشت، بر زبان نیاوردیم. این احساس، تلخ است زیرا به ما یادآوری میکند که برای دیدن زیباییهای یک انسان، گاهی نیاز داریم که او دیگر نباشد. ۲. چرا در «حضور» چنین نمیکنیم؟
پاسخ این پرسش در روانشناسی تعاملات نهفته است:
ترس از برتری طرف مقابل: در فرهنگهای رقابتی، ستایش دیگران در زمان حیات، نوعی «ضعف» یا به چالش کشیدن جایگاه خود پنداشته میشود.
عادت به دیدنِ کاستیها:ما در روابط روزمره، بهطور ناخودآگاه بر «تفاوتها» و «اصطکاکها» تمرکز میکنیم. اما در مرگ، چون رابطه به پایان رسیده، تفاوتها رنگ میبازند و فقط «جوهر انسانی» آن فرد باقی میماند.
امنیتِ پس از مرگ؛
ستایش مرده هزینهای ندارد؛ او دیگر نمیتواند انتظارات جدیدی از ما داشته باشد. اما ستایش زنده، او را به ما نزدیک میکند و مسئولیتآور است.
۳. دعوت به «تجربه ترحیم در زمان حیات»
این بیان یک «فراخوان اخلاقی» است. اگر معتقدیم که هر انسانی شایسته آن است که ویژگیهای مثبتش دیده و بازگو شود، چرا باید تا زمان مرگ صبر کنیم؟
شفّافیّت در ارتباط:
تمرینِ گفتوگو در مورد ارزشهای یکدیگر در زمان حیات، میتواند از انباشتِ کینهها و کدورتها جلوگیری کند. اگر بتوانیم در زمان حیات، ویژگیهای والای همکار یا دوست خود را به او گوشزد کنیم، «سرمایه اجتماعی» میان ما افزایش مییابد و فضای کاری از حالت سرد و رقابتی به فضایی «همافزا» تبدیل میشود.
بیایید «مرگاندیشی» را به «حیاتبخشی» تبدیل کنیم.
اگر در مجلس ترحیم، انسانیتِ فرد را میبینیم، یعنی آن زیباییها وجود داشته است. پس چرا در زمان حیات، آن «عینکِ ترحیم» را به چشم نمیزنیم؟ تغییرِ این رویه، نیازمند شجاعت است؛ شجاعتِ اینکه به جای تمرکز بر نقاط منفی یا تقابلهای کوچک، به «کلِ وجودِ» فرد نگاه کنیم.
حوریزاد