*بریده‌ای از کتاب «خودکامگی»*

*نوشتۀ اَشپِربِر*

، کسی که دو دیکتاتور بزرگ تاریخ را دیده ، مطالعه و شناخت خود را در کتابی به نام خودکامگی این گونه توصیف می‌کند:

*حکومت خودکامه و دیکتاتور ، فقط حکومت یک نفر نیست !*

*حکومت خودکامه از سه رکن تشکیل شده است :*

*–فرد خودکامه*
*–اقلّیّت مدافع*
*–اکثریّت خاموش*

و بر خلاف تصوُّر عموم که گمان می‌کنند قدرت اصلی حکومت استبدادی ، تنها در دستان فرد خودکامه است ، و یا اقلّیّت مدافع او ، نیز یک گمان اشتباه است ، بلکه دقیقاً برعکس ،
*قدرت اصلی حکومت‌های مستبد ، از اکثریت خاموش نشأت می‌گیرد!!!*

*در هر کشوری و هر سیستمی ، و در هر شرایط و بُرههٔ زمانی ، اگر اعضاء و شهروندانی مطالبه‌گر نداشته باشد ، به تَک‌رَوی و استبداد تبدیل خواهد شد و فرقی نمی‌کند چه کسی و با چه اسمی بر آن کشور حاکم می‌شود.*

حال بماند روحیۀ مطالبه‌گری مردم از کجا نشأت‌ می‌گیرد که‌ موضوع این مبحث نیست‌ و آن‌چه به‌ این‌ مقوله‌ مربوط‌ است ، این است‌ که اگر گمان کنیم با انقلاب و تغییر افراد ، دیکتاتوری از کشوری رخت بر می‌بندد خیالی خام است و *عنصر اصلیِ از بین رفتنِ خودکامگی در یک کشور ، تنها آگاهیِ شهروندان آن کشور است*

هر چند که انقلاب ، لازمهٔ رسیدن به آزادی ست ، اما کافی نیست...
آنچه که در پیام موصوف در خصوص حکومت‌های تمامیت‌‌خواه به آن اشاره شده ، اشاعۀ آموزه‌های ایدئولوژیک و حکومت‌داری ، بر این اساس است که گمان می‌کنم فرد خودکامه ، در راستای منفعتِ خود ، بیش‌ترین اهتمام را در جهت ارضای خواسته‌‌های مادّی و معنوی اقلّیت مدافع است تا بتواند آن‌ها را با خود همراه داشته باشد...

در همین راستا در حکومت‌های مستبد ، سعی و تلاش ، همواره به مقدّس‌سازیِ عقاید و باورهای طیف هم‌فکر و اقلیّتِ مدافع است.
*از طرفی اکثریت خاموشی که بزرگ‌‌ترین منبع قدرتِ فردِ مستبد اند ، با انفعال‌شان ، کمک اصلی در راستای منتفع کردن اقلّیت مدافع را دارا می‌باشند....*

*پس در واقع ، بدترین چهره در حکومت‌های جَبّار ، خودِ فردِ دیکتاتور و یا مدافعانش نیستند ، بلکه انسان‌های آزاد اندیش و درست‌کاری هستند که متأسّفانه با سکوت‌شان بزرگ‌ترین خدمت را به خودکامگان تقدیم می‌کنند .*
گواه گفتهٔ بالا این‌است که همهٔ انسان‌‌ها به گفتۀ *اشپربر*، جوجه دیکتاتورهایی هستند که آب نمی‌بینند ، وگرنه شناگرهای ماهری هستند.

*ملّتی که اکثریّتی خاموش و اقلّیتی مدافع دیکتاتور داشته باشد ، لیاقت آزادای را ندارد.*

*این اکثریّت خاموش هم اگر یک روزی سکوت خود را بشکنند... ، از دامن این دیکتاتور ، به دامن آن دیکتاتور می‌‌افتند و هرگز روی آزادی را نخواهند دید*

*اگر مشکلِ ملّت ، یک حکومت خاص ، یک دیکتاتور خاص ، و یا یک دولت خاص بود که حل می‌شد.*
*مشکل اصلی تودۀ افراد خاموش هستند.*

*پی نوشت:*

*شاهد این مدّعا اکثریّت خاموش در سال ۵۷ خودمان است*.