بمبی در کار نیست!
#الف
🏷 بمبی در کار نیست!
🖊 شورای سردبیری:
احتمالاً علی لاریجانی از موقعیّت نفتکشهای ایران خبر نداشت که حامل پیام تهدید ساخت بمب اتمی شد. اگر میدانست تحریم و محاصرهٔ اقتصادی را نمیتوان با بمب اتمی رفعکرد، احتمالاً به تلویزیون نمیآمد و رجز نمیخواند. نفتکشهای ایران با حدود ۱۷میلیون بشکه نفت در اطراف مالزی سرگردانند و کسی جرأتنمیکند برای خرید نفت تخفیفدار به آنها نزدیکشود: پاناما اجازهٔ تردد ۱۲۸ کشتی عمدتاً حملکنندهٔ نفت ایران با پرچم پاناما را لغو کردهاست و نتیجهاش کاهش ورودی دلار نفتی به خزانهٔ دولت به هر ماه صرفاً اندکی بیش از پانصد میلیون دلار است.
بانکمرکزی توانایی مداخله در بازار صعودی ارز را پیدا نکرد و احتمالاً اگر محدودیت تازهای در کار نباشد، درآمد ارز نفتی دولت حتی به پرداخت واردات مواد اساسی سال جاری هم کفاف نخواهد داد. کشور در تلهٔ تحریم افتاده که برای پیشبرد سیاست ایالاتمتّحده مؤثّرتر از بمبارانشدن تأسیسات نظامی است (فلجکردن پارسجنوبی ایران را بیچاره میکند یا انفجار چند دپوی موشک؟) برای ایران هم راهحل مشکلات درهمپیچندهٔ اقتصادی نه درگیری است و نه ساخت بمباتمی!
اگر ترامپ مهلت مذاکره را نه دوماه، که حتی مثلاً دوسال تعیینمیکرد، وضع ما برای گرفتن تصمیم از اینی هم که هست خرابتر میشد: در حالی که مشغول به شاخوشانهکشیدن است و ما هم در برابرش رجز میخوانیم، پیچ گیرهٔ تحریمها را میپیچاند. کافی است مسیر مبادلات دریایی ما بستهشود تا در اندک مدتی از پای درآییم. حواس همه به امکان درگیری نظامی است، در حالی که در طاس لغزندهٔ اقتصاد لحظهبهلحظه پایین میرویم و به مغاک سقوط آن نزدیکمیشویم. چنگزدن به ادّعای ساخت بمب اتمی ما را سنگینتر و به غرقشدن نزدیکتر میکند.
برای اثبات این ادّعا قرائن و دلایل منطقی مختلفی در دست است:
- ایالاتمتّحده نمیتواند با بمباران موجب تغییر سیاست و رویکردهای بنیادین حکومت ایران شود؛ نمیتواند حمله و در ایران نیرو پیادهکند - که نه مفید و نه کمزیان است. تجربه نشانداده که چنین اقداماتی میتواند فقط دولتهای کشورهای کوچک را سرنگونکند و در کشورهای وسیع سبب تقویت و افزایش توانایی کنترل جوامع آنها میشود. نتیجه آنکه تغییر حکومت و یا رفتار آن را به نیروهای داخلیاش وامیگذارند و فشار خود را به حد کاتالیزور محدود میکنند.
- این عدم امکان البتّه به معنی نفی احتمال بمباران برقآسای زیرساختهای نطامی ایران نیست: بسیار سودمند برای صنایع تسلیحاتی ایالاتمتحده است هم و اعتبار حکومت ایران را هم فرومیریزد؛ اما آن را ساقط نمیکند. ایالاتمتحده میتواند با حملهٔ برقآسای یکشبه و سپس اعلام پایان عملیات (تجربهٔ گاسپار واینبرگری) به هدف خود برسد؛ زیرا در چنین صورتی حکومت ایران معمولاً بدون درنگ پاسخنمیدهد و خویشتنداری میکند تا مروز زمان وضعیت متفاوتی پدید آورد.
- مدرکی در دست نیست که سیاستسازان ایالاتمتحده رفتار ایران براساس تئوری «مرد دیوانه» را باور کردهباشند یا بعداً بکنند. آنها میدانند حکومت ایران در سختترین شرایط نیز نتایج ناشی از حمله بر خاک اعراب جنوب خلیج فارس بهبهانهٔ وجود پایگاه آمریکایی در آنها را بهخوبی میداند و تهدیدهای حکومت ما به انجامش در برابر حزم و دوراندیشی عملیاش احتمال واقعیشدن ندارد. تکرار علنی این تهدید بیشتر به مصرف داخلی آن تعبیر میشود.
- آنها میدانند فشار مداوم و فزاینده بر حکومت ایران ابزار بهتری از واردکردن آن به یک جنگ با عاقبت نامعلوم است. گرایش مرکبی که در برخی تحلیلهای اتاقهای فکر ایالاتمتحده دیدهمیشود، ترکیب عامل فشار بیرونی با تحوّلات سیاسی درونی است و گرایش اغلب آنها باور به مفیدبودن یک جنبش شورشگرانه علیه حکومت بهخاطر نارضایتی عمومی و سختی زندگی بر اثر فشار غیرمحسوس بیرونی است. اسرائیل و سخنگویان الهامگیرنده از آن، این تمایل را صریحتر و به آشکاری میگویند.
- تهدید به تولید بمباتمی در قالب تئوری مرد دیوانه نمیگنجد؛ «اگر بزنی تولید میکنم» شرط بازدارندگی نیست! صرفاً تأثیر فزاینده بر فشار بیرونی دارد که جنبهٔ اقتصادی آن بر جنبهٔ نظامیاش چربش بیشتری دارد و ایران را بیشتر ضعیف و لاعلاج و وادار به تسلیممیکند.
- امکان تولید این بمب در ایران وجود ندارد: کشورهای متأخّر صاحب بمباتمی همیشه در شکافهای سیاست بینالملل بهدنبال تولید آن رفتهاند (این را سالها پیش در الف «کارد و پنبه» شرح دادهایم). در حال حاضر بزرگترین شکاف بینالملل موجود گسل فعّال جنگ تجاری است که عمدتاً بین چین و ایالاتمتحده است. بهدلایل واضح، این شکاف برای اتمیشدن ایران مناسب و کافی نیست. معنای آن مخالفت همهٔ دولتهای قدرتمند با اتمیشدن ایران و پیوستن آن به باشگاه قدرتمندان اتمی جهان است.
فرستادن لاریجانی به تلویزیون اشتباه بود.
🆔@jameeno