معیاری برای سنجش بهبود امور

🔻اعتماد ۲۲ دی ۱۳۹۹
 
🔘ایران از حیث منابع انرژی جزو چند کشور اول جهان است، ولی چرا سیاست‌های ایران در باره انرژی، همواره مسأله‌آفرین بوده است؟ چند دهه است که درگیر قیمت‌گذاری حامل‌های انرژی و بطور مشخص بنزین هستیم، هر وقت هم تغییری داده می‌شود، دچار تنش می‌شویم و آخرین آن، رویدادهای زیان‌بار آبان ۱۳۹۸ است. حتی اگر قیمت بنزین بهانه بود که بود، ولی در هر حال نشان‌دهنده ظرفیت تنش‌زایی سیاست انرژی در ایران است. اکنون هم همزمان با دو مسأله مصرف برق و گاز مواجه هستیم. بخشی از افزایش مصرف برق به علت استفاده از آن برای تولید ارز دیجیتال است. سخنگوی صنعت برق در این باره توضیح داده است که؛

☑️«بیش از ۳۰۰ مگاوات برق غیر مجاز توسط استخراج کنندگان ارزهای مجازی مصرف می‌شود. بالا رفتن نرخ بیت کوین که یک زمان هشت هزار دلار بود و اکنون به بیش از ۳۰ هزار دلار رسیده سبب افزایش تعداد استخراج کنندگان شده است. ارزانی نرخ برق در کشورمان نیز عامل دیگری در افزایش علاقمندان به استخراج رمز ارزها شده است. در صورت شناسایی، این افراد به مقام های قضایی معرفی می شوند. سیاست وزارت نیرو، حمایت از تشکیل مزارع استخراج رمزارزها در کشور و سایر مراکز استخراجی است که به صورت قانونی فعالیت می‌کنند. تاکنون ۲۴ مرکز استخراج رمز ارز با ظرفیت بیش از ۳۱۰ مگاوات مجوز فعالیت گرفته‌اند. تا کنون یک‌هزار و ۶۲۰ مرکز غیرمجاز با ظرفیت نزدیک به ۲۵۰ مگاوات شناسایی شده‌اند که از این میان بیش از ۵۰۰ مرکز (۳۰ درصد) به کمک گزارش عاملان شناسایی،  کشف شده است. عاملان شناسایی مراکز غیرمجاز استخراج رمزارزها، تا سقف ۱۰ میلیون تومان مشمول دریافت پاداش خواهند بود.»☑️

🔘البته آمار و ارقام دیگری وجود دارد که رقم مصرف برای دیتا ماینینگ را بسیار بیش از این ارقام برآورد می‌کند. در مجموع این میزان آن قدر هست که در ساعات پیک مصرف اثرگذار باشد.

🔘پرسشی که پیش می‌آید این است؛ وظیفه دولت و حکومت در این موارد چیست؟ آیا می‌توان برق را ارزان فروخت ولی جلوی سوءاستفاده از آن را نگرفت؟ به علاوه تقلب در این موارد را چرا نمی‌توان با جرایم سنگین مواجه کرد؟ از همه مهم‌تر این که چگونه ممکن است که این میزان مصرف را نتوان از طریق تجزیه و تحلیل مصرف خطوط گوناگون و مقایسه آن با گذشته پیدا کرد؟ میانگین مصرف برق هر مشترکی روشن و داده‌های آن موجود است و با یک برنامه‌ریزی دقیق می‌توان بیش‌تر این مراکز غیر قانونی را شناسایی کرد.

🔘هم‌چنین از طریق تحلیل میزان مصرف مشترکین اینترنت می‌توان به شناسایی این مراکز اقدام کرد. به علاوه چرا گزارش کاملی از مراکز قانونی دیتا ماینینگ و حجم مصرفی آن ها و نیز قیمت برق مصرفی آن ها ارایه نمی‌شود؟

🔘پدیده دولت به معنای دقیق، خود را در چنین شرایطی بروز می‌دهد. اگر نمی‌توانید برق را در قالب قاعده بازار قیمت‌گذاری کنید، وظیفه دارید که به طور نسبی علیه سوءاستفاده‌های احتمالی از این وضع اقدام کنید. کسی نمی‌پذیرد که در کشور مراکزی غیر قانونی وجود داشته باشند و با تعرفه برق تقریباً صفر، (مثلاً کشاورزی) مشغول تولید ارز دیجیتال ۳۰ هزار دلاری باشند! مگر ممکن است کسانی جرأت کنند که این اقدام مهم و تا حدی آشکار را به دور از چشم‌های نظارتی انجام دهند؟

🔘نحوه نادرست سیاست‌گذاری در عرضه انرژی و برق و فقدان نظارت موثر برای انجام سیاست‌ها، منشاء این مشکلات است. فقط مشکل ارزانی برق نیست. این ها از مالیات هم فرار کرده و مشغول پولشویی هم می‌شوند.

🔘از سوی دیگر بحث در باره مصرف مازوت و آلودگی هوا نیز این روزها به موضوع اول رسانه‌ها تبدیل شده است. پرسش این است که چرا مصرف گاز در ایران تا این حد بالاست؟ در سال کرونایی که حدود ۴ هزار مدرسه و ۳۰ واحد دانشگاهی و خوابگاه‌های این دانشگاه‌ها و اکثر سالن‌های پذیرایی و رستوران‌ها و سینماها و... تعطیل هستند و مصرف گاز ندارند، چرا تهران با کمبود گاز مواجه شده است؟

🔘ماجرا چیست؟ آیا تولید گاز کم شده است؟ آیا ارتباطی با مسأله تحریم‌ها دارد؟ آیا صادرات رونق گرفته است؟ هر کدام از این ها باشد باید به طور شفاف بیان کرد. در فضای عدم شفافیت، مردم بدترین احتمالات و گزینه‌ها را می‌پذیرند. ریشه این وضعیت در نادرستی سیاست‌های کلان و به طور مشخص سیاست‌های انرژی است.

🔘سیاست‌هایی که متأثر از نوع روابط دولت و مردم و سلطه کامل حکومت بر منابع و درآمدهای حاصل از انرژی است. قیمت‌گذاری‌های مخدوش و نیز غیر پاسخگو بودن در برابر درآمدهای فراوان حاصل از تولید و فروش انرژی موجب می‌شود که نوعی بی‌اعتمادی مفرط میان مردم و حکومت شکل گیرد و در این فضای بی‌اعتمادی هر اتفاقی می‌تواند رخ دهد. یک معیار برای اینکه بدانیم چه زمانی از وضعیت نامناسب کنونی خارج خواهیم شد، اتخاذ سیاست‌های معقول و پایدار در باره حامل‌های انرژی اعم از گاز،....است.