ایستگاه ناکجاآباد!

🔻نقل از جامعه نو


▫️پرسش یک شهروند در دست ها می چرخد با این مضمون که دولت برای سوریه و فلسطین و جامعه‌المصطفی و ... پول دارد ولی چرا برای واکسن پول ندارد.

متن موثری بر همه و بویژه عوام است و سرعت انتشار آن بسیار. معنای این سرعت به کنار ، علت واقعی عدم دستیابی به واکسن به کنار، اصلا درستی یا نادرستی کل پرسش به کنار،  مساله این است که حکومت در مقابل این پرسش ساده و خالص پاسخی که جامعه را قانع کند در آستین ندارد.

برای بسیاری از پرسش های ساده دیگر هم پاسخی ندارد. امروز می خواهیم به این بپردازیم که ریشه ناتوانی درپاسخ به پرسش های ساده چیست. این‌بار مثال از دل تاریخ نمی‌آوریم. شاهد در دسترس است.

از توانایی‌های جواد ظریف که احتمالا تنها دیپلمات زنده دارای کلاس جهانی ایران است اکثر شهروندان بخوبی آگاهند و بسیاری او را مصاحبه شونده‌ای حاضرجواب و قانع کننده حاضران در عرصه‌های جهانی می دانند. شناخت درستی است.

اما همین دو روز پیش، ظریف در مصاحبه با یک روزنامه‌نگار کشور همسایه، افغانستان، کم آورده ، دستپاچه شده ، خارج از چارچوب حرف زده، گاف داده و خلاصه کاری کرده که دیگر تکرار نخواهد کرد. مثلا در برابر یک خبرنگار لبنانی یا فلسطینی یا عراقی نخواهد نشست، مبادا او را ولو کنند.

علت موقعیتی که این دیپلمات قهار بدان دچار شد ، این بود که خبرنگار از او پرسش های ساده‌ای در باره سیاست منطقه‌ای ایران کرد. مثلا در باره نقش ایران در گسیل افاغنه به سوریه برای جنگ با داعش ، یا رابطه کشور با طالبان. علت ناتوانی ظریف هم در پاسخگویی، ساده است: بدسرشت بودن سیاست امنیت ملی کشور در حوزه منطقه! آنقدر بدسرشت و اشتباه، که رام کننده وزیران خارجه اروپا و آمریکا و تیم های قدرتمندشان در مذاکرات برجام، از حرف زدن در چارچوب آن در می ماند.

احتمالا یک فرمانده سپاه می توانست در برابر این پرسش که چرا مهاجر افغانی را برای جنگ میلیشیایی در سوریه  سازماندهی می کنید، جواب محکمی از آستین درآورد، اما یک دیپلمات نمی تواند جواب بدهد و از آن دفاع کند: از سیاست های کشورما نمی توان با زبان دیپلماتیک دفاع کرد!

  معنی این حرف این است که رویکرد منطقه‌ای ایران  غیرسیاسی و دچار تناقضاتی است: هم با منطق جاری در دیپلماسی و سیاست بین‌الملل نمی خواند (البته عده‌ای به این ناهمخوانی می‌بالند!) و هم حفظ ظاهر انقلابی‌اش به قیمت نابود کردن منافع ملی و از جمله از دست رفتن دوستان تمام می شود.

 مثلا از کمک به یک گروه فلسطینی و خائن خواندن گروه دیگر نمی توان دفاع کرد، چون ذات چنین سیاستی دلسوزی برای فلسطینی ها نیست و تعیین این که فلسطینی ها به چه روشی از حقوق خود در برابر رژیم صهیونیستی دفاع کنند نیز به ایران مربوط نیست.

اگر یک خبرنگار فلسطینی با این رویکرد در مقابل ظریف بنشیند، او را چون یک جعبه خالی‌ ظریف له خواهد کرد. این هم همان علت را دارد: ما راه را برای تامین امنیت خود اشتباه رفته‌ایم ، آنقدر که نمی توانیم از  آن در برابر پرسش دیگران  و از مسیرمان دفاع کنیم .

در این‌باره بسیار نوشته‌ایم و اطاله کلام نمی دهیم. دعوت می کنیم که نترسیم و فکر و بحث کنیم که مشکل کجاست؟

 چرا حکومت نمی تواند برای پرسش ساده آن شهروند ناشناس ذکر شده در ابتدای مطلب پاسخی قانع کننده‌ بدهد؟و چرا ظریف ، سخنور نطاق، چنین درماند؟َ

همه ما درمانده‌ایم در این سیاست باتلاقی اتحاد با فرقه‌ها به جای کشورها، جستجوی امنیت در مناطق ناامن، و ره‌سپاری درمسیرهای منتهی به ناکجاآباد! باید برگردیم!


@flaneur1400