مهار قدرت سیاسی

تفکر:

از درس‌های مهم پوپر یکی این است که: 

دموکراسی، نه به معنای حکومت مردم، نه به معنای حکومت اکثریت، بلکه به معنای حکومت‌هایی است که می‌توان بدون خونریزی و انقلاب، از شرشان خلاص شد. دموکراسی در واقع بر «عزل» بنا می‌شود، عزلِ حاکمان به وسیله‌ی نهادها و روش‌های دموکراتیک. انتخابات عمومی، یکی از آن روش‌هاست. در مقابل، حکومت دیکتاتوری و جابرانه قرار دارد که تنها می‌توان با خونریزی و انقلاب، از شرشان رها شد و امکان و مجالی برای کنار زدن دیکتاتور نیست. معمولاً هم، این امر ناشدنی‌ست. برخلاف تصور رایج، دموکراسی به معنای آن نیست که مردم یا اکثریت حکومت می‌کنند. چنین چیزی وجود ندارد.

عزل حاکم در دموکراسی، به معنای مهار قدرت سیاسی و کنترل رفتار سیاستمداران و نظارت بر سیاست‌های آنان است. دموکراسی در واقع تئوری مهار قدرت است. پوپر می‌گفت شاید دموکراسی اشکالات بسیاری داشته باشد، اما بهترین تئوری(و تنها تئوری) برای مهار قدرت است. دموکراسی در حقیقت حاکمان را در بند و زنجیر می‌کند، در بند و زنجیر انتخاب و خواسته‌ی شهروندان. حاکمان از سوی مردم انتخاب و از جانب آنان کنار می‌روند. این تئوری از این تشخیص مهم ریشه گرفت که قدرت مطلق و مهارناشدنی، فساد و تباهی می‌آفریند و آزادی‌ها و حقوق را از میان می‌برد.
عزل، یک حق است، یک حق سیاسی برای شهروندان. حقی که تحت آزادی سیاسی، که از آزادی‌های اساسی شهروندان است، تعریف و توجیه می‌شود. آزادی سیاسی که با حق مشارکت شهروندان در عرصه عمومی، آزادی بیان سیاسی و انتقاد، معنا می‌گیرد. به این جهت است که دموکراسی بر حق و حقوق اساسی آدمیان استوار است. حق، قبل از دموکراسی‌ست و پشتیبان آن. از حقوق بشر هم، حقِ عزل استخراج می‌شود.

حقیقت انتخابات آمریکا نه نصب بایدن که عزل ترامپ بود، نه انتخاب دموکرات‌ها که کنار زدن جمهوری‌خواهان بود(آن دسته که حامی ترامپ بودند)، نه آری گفتن که نه گفتن بود. اگر کسی حقیقتاً پای‌بند دموکراسی است، نمی‌تواند در برابر حقِ عزل مقاومت کند.

امداد اندیشه