نزدیک شدن به محور قدرت

محمود دولت آبادی

 روشنفکران مثلا در کشور ما، تا همین اواخر فکر می کردند با نزدیک شدن به محور قدرت و تاثیر گذاشتن روی صاحبان قدرت، می توانند برای اصلاح امور، قدم بردارند. این شیوه، سالیانی جواب می داد اگرچه این مسیر، قربانی هایی هم داشت مثل شیخ اشراق، عین القضات، بوعلی سینا و ... اما هر چقدر حکومت ها، عقب مانده تر و ذهن ها یخ زده تر بود قربانی های شان هم بیش تر بود. از این حیث، قاجاریه نزدیک تر به تاریخ، قابل بخشودن نیستند به این دلیل که در موقعیتی که ما تازه داشتیم با دنیا مرتبط می شدیم دو نفر از برجسته ترین چهره های فکری ما را کشتند. امیرکبیر باور داشت که از راه قدرت می تواند اوضاع عقب مانده و نکبت آن روز ایران را تغییر دهد اما نگذاشتند و پیش از او قائم مقام هم. هر دو را کشتند و دوره رضا شاه هم همین بود و به شخصیت هایی مثل تقی زاده و ذکاء الملک و دیگران، انگ اجنبی گری زدند و به نحوی آن ها را از صحنه بیرون انداختند و امثال آرانی را هم در جهت دیگر. 

تازه بعد از جنگ جهانی دوم بود که روشنفکران توانستند در حکومت و در بالا موثر باشند. مثل تاثیر خوبی که فیروز شیروانلو در لایه های پایین تر، از طریق نزدیک شدن به لایه های ملایم حکومت پهلوی در ایجاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان توانست بگذارد یا تاثیری که پیش تر سید جمال الدین اسدآبادی همچون روشنفکر دینی می خواست از طریق نزدیکی با ملوک و دربار در جهت احیای دین و اصلاح دید دینی بگذارد....

 در موقعیت امروز ما، روشنفکر جز این که بیان کند هیچ کاری نمی تواند بکند. وقتی راه بیان مسدود می شود روشنفکر هم عملا به سکوت واداشته می شود و انزوا....   همین چند سال قبل بود که تعدادی از استادانی را که جور دیگر فکر می کردند از دانشگاه بیرون کردند. این ها انگار خبر ندارند که در سنت فکری ایرانیان، سالیانه جلسات مناظره برگزار می شده و افرادی از دمشق و بلخ و یمن و ... برای بحث می آمده اند مثلا به نشابور. جای انجام مناظره هم در این زمان، منطقا دانشگاه است، اما دانشگاهی که از استاد خالی می شود چه فایده ای دارد؟ اصلا روی سنت ِ حسنه مناظره و بحث، انگار خاک ریخته شده! حالا شما چه انتظاری از روشنفکر دارید؟ روشنفکر یک ذهن است و یک زبان و یک قلم. به او می گویند خاموش باشد و او هم ناچار خاموش می ماند. فضای روشنفکری در گفت و گو و تخالف و تفاهم و نقد و نظر، امکان بروز پیدا می کند؛ اما گویا نباید.  البته شخصا روشنفکر ندانسته ام خود را....

 اصلا باید فضایی باشد که یک نفر بتواند فکرش را طرح کند تا بعد از آن ببینیم دیگران چه رفتاری در قبال او خواهند داشت. باید سنت مناظره احیاء شود تا دیگر هر کسی هوس نکند از خودش شهید بسازد و تلویزیون ها و سایت ها هم او را روی دست بگذارند. من هم قبول دارم که وضعیت امروز ما وضعیت خوبی نیست. دلیلش هم این است که یکسان نگری جای گفت و گو را گرفته. بگذارید من به عنوان یک ایرانی به هیات حاکمه ام بگویم چیزی که امروز به عنوان فرهنگ ساخته اید قابل افتخار کردن نیست. وقتی اجتماعیت یک انسان را از او سلب کنید بیش تر از 51 درصد شخصیت او را سلب کرده اید.

برگرفته از ماهنامه "اندیشه پویا" ، اردیبهشت 97، شماره 50  
http://www.upsara.com/images/5r5i_n1405944437.jpg