سیاست‏مدار خردگرا

🔴📣 سیاست‏مدار خردگرا می ‏داند که در بازی‏ های سیاسی، ممکن است توسط گروهی از احزاب یا نگرش ‏های سیاسی با چالش مواجه شود، اما امکان اشتباه همة آن‏ ها را دور از ذهن دیده، پس اگر از طرف خیل کثیری از مردم با چالش مواجه شود، سریعاً در رفتار سیاسی خود تجدیدنظر کرده و از راهبرد دیگری که متضمن استفاده از زبان توده مردم است، منافع کشورش را در ابعادی دیگر، جستجو می ‏کند.
👈در حالی‏ که دولت دهم مدام به تهدید و سرکوب معترضان و مخالفان می‏ پردازد، تفاوت سیاست‏مداران خردگرا که عقلایی تدبیر می‏ کنند با سیاست‏مداران آماتور نابخردِ متحجرگرایانه که سرکوب و نابودی مخالفان را ضامن بقای خود می‏ پندارد، آشکار می‏ شود.  

⬅️ یک سیاست‏مدار خردگرا می ‏داند برای حصول نتیجه در عالم سیاست، راه‏ های بسیار زیادی وجود دارند و نباید بر روش ‏های شکست‏ خورده پافشاری کرد. در دنیایی که مردم به‏ طور مرتب در تعامل و ارتباط و معامله دیجیتالی و اینترنتی با یکدیگرند، از طریق دست‏یابی به اطلاعات به روز و صحیح و رفتار هماهنگ و به ‏دور از شائبه و سوءظن و دوراندیشی منطبق بر تأمین منافع ملی، می‏توان مشکل بی‏ اعتمادی میان حاکمیت و مردم را کاهش داد و از تبعات و برخوردهای احتمالی بیشتر، اجتناب ورزید.  به ‏علاوه، سیاست‏مدار خردگرا می‏ داند در شرایطی ‏که کشور با بحران سیاسی روبه‏ روست، نباید ذهن مردم را با تکرار دروغ، شعارهای عامه‏ پسند و رفتارهای متحجرگرایانه، از واقعیت‏ ها دور نگه داشت.

👌 حاکمیت باید بپذیرد که بحران به  ‏وجودآمده، ناشی از رفتار، سخنرانی‏ ها، موضع‏ گیری‏ ها و تصمیات افرادی است که نابخردانه سیاست می‏ کنند، آن ها باید درک کنند در شرایطی که بحران، جامعه را فراگرفته است، اگر تصمیمات عقلایی اتخاذ نکنند و بخواهند به شیوه گذشته، عوام فریبی کرده و بر امواج احساسات گروهی از مردم که هر روز از تعدادشان کاسته می‏ شود؛ امیال ذهنی و ایدئولوژیکی خود را به‏ جلو هدایت کنند، نه تنها خود را به هلاکت انداخته و موجبات بحران‏ ها و آشوب‏ های وسیع ‏تر در جامعه می‏ شوند، بلکه نام نیکی از خود برجای نگذاشته و تاریخ از آن‏ ها به بدی یاد خواهد کرد.

✅ مثال‏ ها فراونند. "هانس دیتریش گنشر" وزیر امورخارجة آلمان که قریب 18 سال سکان سیاسی این کشور را بر‏عهده داشت، دلیل استعفای خود را این گونه بیان می‏ دارد :
"به‏ مدت 18 سال تلاش کردم تا دو آلمان متحد شوند و چون این هدف تحقق پیدا کرده است، انگیزة دیگری برای حضور در سیاست ندارم."
👈در مقابل، "ویل دورانت" مرگ "لویی پانزدهم" را این‏ گونه به ‏تصویر می‏ کشد :
"پادشاه در 7 می 1774، طی تشریفات رسمی در برابر درباریان، اظهار می ‏دارد از این‏ که برای اتباع خود مایه رسوایی شده، نادم است... 

سه روز بعد از این مراسم و در سن شصت و چهارسالگی فوت کرده و درحالی ‏که جسدش هوا را آلوده می‏‌کرد، به سرعت و بدون تشریفات خاص و در میان اظهارات طعن‌آمیز جمعیتی که در اطراف مسیر صف کشیده بودند، به مقبره سلطنتی سن‏‌دنی برده می‏‌شود.
بار دیگر، مانند سال 1715، فرانسه از مرگ پادشاهش شادی کرد."

⚫️ اگر مثال از تاریخ اروپا آورده شد، به ‏آن معنا نیست که در تاریخ کهن ایران ‏زمین، چنین مصادیقی وجود ندارند که برعکس، فراونند. حتی در تاریخ معاصر ایران نمونه‏ های فراوانی یافت می‏ شوند، ازجمله :
"میرزا ابوالقاسم قائم مقام" صدراعظم محمدشاه، که تاریخ از خدماتش به‏ نیکی فراوان یاد می‏ کند و "واتسون" مورخ انگلیسی آن‏ چنان تحت تأثیر وطن‏ دوستی‏ او قرار می‏ گیرد که با "کاردینال مارارن" در زمان لویی چهاردهم پادشاه فرانسه، مقایسه ‌اش می ‏کند.
👈اما قائم مقام که با نفوذ انگلیسی‏ ها در ایران به‏ شدت مخالف بود، به ‏دستور شاه زندانی شده و عاقبت او را در اول صفر 1251 در زندان خفه کرده و به‏ شهادت می‏ رسانند، یعنی همان اتفاقی که برای "میرزاتقی ‏خان امیرکبیر" صدراعظم ناصرالدین‏ شاه اتفاق افتاد که حکم شهادتش را در حمام فین کاشان صادر کردند و تاریخ از این بزرگ‏ مردان همیشه به نیکی یاد می ‏کند،

🔰 کسانی‏ که با افتخار سر در راه عشق دادند و نام نیک در تاریخ به ‏یادگار باقی گذاشتند، همگی بذر ایمان، رفاه، آزادی، وطن‏ دوستی،عدالت، مشارکت و عشق در دل می ‏پروراندند و تا پای مرگ برای تحقق آن‏ ها جان می‏ فشاندند.
مردان بزرگ سیاست، هیچ‏ گاه خود و مردم‏ شان را با موضوعات تهی و بحث‏ برانگیز که جامعة خود یا جامعة جهانی نسبت به آن‏ ها حساسیت بالایی نشان می ‏دهند، مشغول نمی‏ سازند و هزینه‏ ای بابت آن‏ ها از جیب ملت پرداخت نمی‏‌کنند تا خود و مردمشان را نزد افکار عمومی دنیا، محکوم کنند.


✍️ دکتر رحیمی‌بروجردی  
(استادتمام دانشگاه تهران - نویسنده، شاعر و فعال اجتماعی)