🔴درباره تتلو چه مي‌گوييد؟

🔻منتشر شده در اعتماد ۱۵ مهر ۱۳۹۸

🔘نمي‌دانم كه طرح پرسش از مجموعه اصول‌گرايان كاري پسنديده و قابل قبول است يا خير؟ ولي به گمانم موضوعي را كه در صددم به عنوان پرسش طرح مي‌كنم بسيار مهم است. نه فقط براي اصول‌گرايان، بلكه اصلاح‌طلبان نيز بايد مسئولانه به اين پرسش پاسخ دهند. خودم نيز در اين باره فكر مي‌كنم، ولي تا رسيدن به پاسخي قابل اتكا زمان لازم است. هرچند معتقدم كه به عللي اصول‌گرايان بیش از دیگران بايد پاسخي قانع‌كننده و راهبردي در اين باره داشته باشند چون مسئولیت بیشتری متوجه آنان است.

🔘قضيه از اين قرار است كه تتلو طي درخواستي از طرفدارانش اعلام كرده كه ركورد كامنت‌گذاري را بشكنند تا او به وعده‌اي كه داده عمل كند. طي مدت نه چندان زيادي، تعداد كامنت‌هاي او به بالاي ۱۶ ميليون رسيده است. من ابتدا فكر مي‌كردم كه كامنت‌ها مي‌تواند تكراري باشد ولي برخي از دوستان كه آشناتر هستند گفتند بيشترشان فقط از سوی يك كاربر است.

🔘حالا بياييد فرض كنيم كه يك سلبريتي مذهبي يا سياسي اصول‌گرايان درخواست مشابهي كند و نه ۱۶ ميليون كه فقط يك يا دو ميليون كامنت گذاشته شود، آنگاه اصول‌گرايان چه تحليلي مي‌داشتند؟ اگر به ۵ يا ۱۰ ميليون مي‌رسيد چطور؟ چه توصيف‌ها و تحليل‌هایی که ارايه نمي‌كردند؟ چرا الآن يك جمله درباره اين پديده از آنان سخني نمي‌شنويم؟

🔘با اطمينان مي‌توان گفت كه همه اين ۱۶ ميليون نفر در آموزش و پرورش رسمي پس از انقلاب تحت آموزش بوده‌اند. همه آنان تحت نظارت نهادهاي رسمي و نيز تبليغات صداوسيما قرار داشته‌اند. قريب به اتفاق آنان در داخل كشور هستند. به علاوه همه آنان از فرهنگ و رفتار و گفتار و كردار و نوع ادبيات و پوشش تتلو نيز مطلع هستند، چگونه اين تعداد شهروند ایرانی خواسته او را اجابت كرده‌اند؟ اين را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

🔘 متولیان امر باید بگويند كه اين آمار و ارقام در پاسخ مثبت دادن به امثال تتلو را به لحاظ فرهنگي و انسجام اجتماعي چگونه تحليل مي‌كنند؟ آيا این آمار واقعي است يا همه اينها صوري و فریب است؟ آيا ۴۰ سال پيش كه انقلاب شد، هيچ‌كدام از پدران اصول‌گرا و يا اصلاح‌طلب به ذهن‌شان خطور مي‌كرد كه ۴۰ سال پس از انقلاب ۱۶ ميليون نفر به درخواست چنين موجودي پاسخ مثبت دهند و برايش كامنت بگذارند؟ آيا يك در ميليون نيز احتمال چنين چيزي را مي‌دادند؟

🔘مسكوت گذاشتن مسايل، يا پاك كردن صورت مسأله، موجب حل آن ها نمي‌شود. اگر اين واقعيت را نبينيم، به معنای آن نیست که آن را از بين برده‌ايم، دير يا زود با ابعاد بزرگ‌تري از آن مواجه خواهيم شد. غير ممكن است تأكيد مي‌كنم، غير ممكن است که در ميان ۲۰۰ كشور جهان، كشوري را پيدا كنيم كه تا اين حد ميان فرهنگ رسمي آن با فرهنگ واقعي و كف خيابان آن شكاف و حتي تناقض وجود داشته باشد. اين حد از تعارض و تناقض آثار رواني گسترده‌اي در جامعه دارد.

🔘متاسفانه سیاست فرهنگی و آموزشی در ایران بیش از اندازه وجه ایدئولوژیک پیدا کرده به این معنا که فقط به آرمان‌های خودش نگاه می‌کند و نسبت به واکنش‌های محیط بی‌توجه است. این همه علائم چرا بازتابی در سیاست فرهنگی نمی‌یابد.؟ سیاست فرهنگی به تکرار تبلیغاتی آرمان‌ها تقلیل پیدا کرده است. برای همین، رابطه‌اش با واقعیت جامعه قطع شده است. جامعه راه خود را می‌رود و سیاست فرهنگی راه خود را. ولی این وضعیت تا ابد قابل دوام نیست.

🔘نکته دیگر این که کنترل فرهنگی دامن فرهنگ نخبگانی را گرفته است. مثلا کتاب کودکی که خودکشی را تبلیغ می‌کند در سال ۱۳۸۹ و اوج محدودیت‌های فرهنگی، مجوز انتشار می‌گیرد ولی ممیز سر گرم پیدا کردن کلمه خوک و سگ و رقص و شراب در کتاب‌هاست. یا رمان‌های متعالی، موسیقی‌ها و فیلم‌های با کیفیت با محدودیت مواجه می‌شوند.‌ وقتی فرهنگ متعالی و با کیفیت را با محدودیت مواجه کنیم، آن وقت تتلو‌ها میدان‌دار خواهند بود. رشد فرهنگ متعالی حتی فرهنگ عامه‌پسند را هم ارتقاء می‌دهد.

🔘به هر حال انتظار مي‌رود كه اصول‌گرايان درباره اين پديده مهم تحليل داشته باشند و علت بروز آن و نقش سیاست‌های رسمی را در تقويت اين فرهنگ و عوارض آن و شيوه حل آن بیان کنند، البته اگر آن را به عنوان یک مسأله مي‌شناسند، چون اگر مساله مهمی نمی‌دانند دیگر جایی برای بحث نمی‌ماند.