🔴 جمهوری اسلامی: ایجاد جامعه‌ی دهشتناک دو قطبی

گفت‌وگوی «پیام ما» با احمد بخارایی، جامعه‌شناس درباره‌ی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴

✍️ احمد بخارایی

در این گفت‌و‌گوی مفصّل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آینده‌ای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونت‌بار نوینی خواهیم بود.

در جامعه امروز ایران، نوعی دوقطبی اجتماعی شکل گرفته که نه‌تنها بین مردم و حاکمیت وجود دارد، بلکه حتی بین خود مردم نیز مشاهده می‌شود. همچنین، ناامیدی گسترده‌ای در سطح جامعه وجود دارد. ریشه این دوقطبی چیست، چه آسیب‌هایی ایجاد می‌کند و چشم‌انداز آینده چگونه است؟
جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن همبستگی اجتماعی وجود داشته باشد و گسست اجتماعی به حداقل رسیده باشد. این همبستگی اجتماعی، همان چیزی است که در علوم اجتماعی به‌عنوان سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود.

سرمایه اجتماعی دو بعد اصلی دارد؛ مشارکت و اعتماد. مشارکت یعنی تمایل و فعالیت مردم در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اعتماد، یعنی باور به این که دیگران و نهادها با انصاف و مسئولیت‌پذیری عمل می‌کنند. در ایران، هر دو این مؤلفه‌ها با تهدید جدی مواجه شده‌اند.

این دو موضوع را کمی‌ بیشتر باز می‌کنید؟
مشارکت اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص‌های سلامت جامعه است. برای مثال، در انتخابات مجلس ۱۴۰۲، میزان مشارکت در بسیاری از حوزه‌ها به زیر ۴۰ درصد رسید، در تهران حتی حدود شش تا هفت درصد بود. این کاهش مشارکت نشان می‌دهد مردم اعتماد خود را به نظام سیاسی از دست داده‌اند و احساس می‌کنند رأی آن‌ها تأثیری ندارد.
در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ نیز، در دور اول کمتر از ۴۰ درصد مردم شرکت کردند و برای اولین‌بار میزان مشارکت به زیر ۵۰ درصد رسید. این آمارها نمایانگر هشدار مهمی هستند؛ یعنی جامعه در حال هشداردادن به حاکمیت است که سیاست‌ها و عملکرد شما قابل‌قبول نیست، اما پاسخ مناسبی داده نشده است.

بی‌اعتمادی چه پیامدهایی دارد؟
بی‌اعتمادی تأثیرات گسترده‌ای دارد. وقتی مردم اعتماد ندارند، نه‌تنها در انتخابات مشارکت نمی‌کنند، بلکه در فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیز مشارکت کمتری دارند. این کاهش مشارکت باعث می‌شود سرمایه اجتماعی تحلیل برود و جامعه دچار گسست اجتماعی شود. نمونه ملموس این بی‌اعتمادی، عدم اعتماد مردم به صداوسیما است؛ رسانه‌ای که به‌عنوان مرجع رسانه‌ای دولتی شناخته می‌شود، دیگر قادر به جلب اعتماد نیست و مردم به رسانه‌های خارجی و شبکه‌های ماهواره‌ای روی می‌آورند.

این دوقطبی و کاهش اعتماد چه تأثیری بر جامعه و نهادهای مدنی دارد؟
پیامدهای آن گسترده است. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، فاصله میان جامعه و حاکمیت بیشتر می‌شود، اعتماد کاهش می‌یابد و ناامیدی افزایش می‌یابد. نمونه بارز این موضوع اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است. مردم بخشی از جامعه با خشم شدید به خیابان آمدند و بخش دیگری از مردم از سیاست‌های حاکمیت حمایت کردند.

این دوقطبی منفی به‌جای ایجاد تضاد سازنده یا دیالکتیک اجتماعی، تبدیل به کشمکش و فاصله شدید شده است. در دیالکتیک اجتماعی، تضادها باید به سنتز و حرکت به سمت حل مسائل منجر شوند، اما در ایران این تضادها به تعمیق شکاف‌ها و افزایش کینه و خشونت تبدیل شده‌اند.

چرا بین مردم دوقطبی دیده می‌شود؟
دلیل اصلی آن ریشه در نظام معرفتی و ایدئولوژیک ایران دارد. جامعه ایران تاریخی طولانی با ایدئولوژی دارد و وقتی این ایدئولوژی از حوزه خصوصی به حوزه عمومی منتقل شود، گروهی تابع و مرید آن می‌شوند و گروه دیگری مخالف شدید آن خواهند بود. نتیجه این است که جامعه به دو قطب شدید تقسیم می‌شود، گروه‌هایی که هرگز واقعیت‌های اجتماعی را نمی‌بینند یا تحلیل علمی را نادیده می‌گیرند و گروه‌هایی که خواهان تغییر و اصلاح هستند. ایدئولوژی در عرصه عمومی به‌جای ایجاد اتحاد، باعث تشدید اختلافات و ناتوانی در گفت‌وگو و حل مشکلات می‌شود.

این ایدئولوژی‌زدگی چه تأثیری بر دانشگاه و روشنفکران دارد؟
بسیاری از اساتید و پژوهشگران تحت فشارهای ایدئولوژیک نمی‌توانند فارغ از چارچوب ایدئولوژیک تحقیق کنند. حتی جامعه‌شناسان و روانشناسان تحصیل‌کرده مجبورند مطابق نظام معرفتی عمل کنند. درنتیجه، تحلیل‌های علمی محدود و بعضاً غیرواقعی می‌شوند و مسائل اساسی اجتماعی پنهان می‌مانند. این وضعیت باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های کلان براساس واقعیت‌های ناقص یا نادرست انجام شود و مشکلات اجتماعی و اقتصادی تشدید شوند.

ادامه متن

منبع: کانال تلگرام احمد بخارایی

@Kaleme