دو خاطرۀ شیرین از جلال طالبانی

💫مرحوم جلال طالبانی، رئیس جمهور سابق عراق که به شوخ‌طبعی‌اش معروف بود،می‌گوید:

🗣️ناوقت شب بود که در یک جلسه دولتی نشسته بودم. همسرم زنگ زد و گفت:
🌙جلال !ای جلال! کجایی؟ دیر شده، بیا خانه!'

گفتم: دارم جلسه می‌گذرانم.

گفت: تو جلسه‌هستی و به فکر من نیستی؟! اگه دزد بیاد خانه چی کار کنم؟

*🧡گفتم: 'خیالت راحت، برو بخواب. دزد نمیاد، همه دزدا اینجا در جلسه با من نشستن!'*

*****************

خدا مامو جلال را رحمت کند بسیار بذله‌گو بود . هم وقتی که مخالف صدام بود، هم وقتی که رئیس جمهور شد . تعریف می‌کرد:

وقتی دانشجوی دانشگاه بغداد بودم، بعضی زنگ تفریح‌ها می‌رفتم در کیوسکی بیرون دانشگاه، لبی تر می‌کردم و با صاحب آن دوست شده بودم. وقتی به بغداد برگشتم و رئیس جمهور شدم، به یکی از پیشمرگه‌های محافظت گفتم: برو ببین آن کیوسک و صاحبش هست؟
ایشان برگشت گفت: بله سِنّی ازش گذشته و مشغول فروش به دانشجویان است . به محافظ‌ها گفتم: می‌خواهم ناشناس بروم نزدش .
یک روز نزدیک ظهر رفتم گفتم:

بعد از 34 سال آمده‌ام یک لبی تر کنم!

و پول خوبی به اش دادم. آمد سر میز با هم لبی تر کردیم. گفت:

اسمت یادم نیست الان چه می‌کنی؟

گفتم: جلال هستم! الان رئیس جمهور عراقم!

زد زیر خنده و گفت: بلند شو تا کار دستمان نداده‌ای! برو بد جور مست شده‌ای! یک پیک دیگر بخوری، ادّعای خدایی می‌کنی!