چرا زنان نباید قاضی باشند؟

💢شیرین عبادی قاضی بود. بعد از انقـ.ـلاب، تبدیلش کردند به منشی همان دادگاهی که ریاستش را داشت.

او نه استعفا داد، نه شکست. نشست و وکالت یاد گرفت.

در ۱۳۲۶ در همدان به دنیا آمد. پدرش محمدعلی عبادی، حقوقدان و نویسنده بود؛ خانه‌ای که در آن کتاب و قانون و بحث، نان روزانه بود. این محیط شیرین را نساخت، فقط زمینه را آماده کرد. آنچه او را ساخت، چیزهایی بود که بعداً از دستش گرفتند.

در ۱۳۴۸ وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. در ۱۳۵۰، پیش از آن‌که بیشتر همنسلانش فارغ‌التّحصیل شوند، سوگند قضاوت خورد. زن. قاضی. ایران. اوج دوران پهلوی.

انقـ.ـلاب ۱۳۵۷ آمد و حکم صادر شد: زنان نمی‌توانند قاضی باشند. شیرین عبادی از پشت میز ریاست رفت پشت میز منشی. سال‌ها آنجا نشست. نه از سر تسلیم، بلکه برای آن که از درون بفهمد د.شمن چگونه فکر می‌کند.

در دهۀ هفتاد، پرونده‌هایی پذیرفت که بقیه فرار می‌کردند. ق‌تل‌های زنجیر.ه‌ای روشنفکران. پرونده آ.ریا، دختربچه‌ای که پدرش او را ک‌.شت و قانون سکوت کرد. پرونده فروهرها؛ داریوش و پروانه فروهر که در آبان ۱۳۷۷ در خانه‌شان با ضر.بات چا.قو ک.شته شدند. دولت دس‌ت داشت. شیرین وکالت گرفت. باز.داشت شد. وکالتش معلّق شد. برگشت.

در ۱۳۷۹ زند.انی شد. حکم تعلیق گرفت. اما چیزی که دولت نفهمید این بود که محا.کمه‌ی او، آن‌ها را محا.کمه می‌کرد.

اکتبر ۲۰۰۳. کمیته نوبل نروژ جایزه صلح را اعلام کرد. اولین زن مسلمان. اولین ایرانی. خبر را در ماشین از رادیو شنید. گفت اولین احساسش نگرانی بود، نه شادی. می‌دانست این جایزه هدف را بزرگ‌تر می‌کند.

رابطه‌اش با مارتی آهتیساری، رئیس‌جمهور سابق فنلاند و برنده نوبل صلح ۲۰۰۸، یکی از کمتر دیده‌شده‌ترین همکاری‌های دیپلماتیک غیررسمی در تاریخ حقوق بشر بود. با نادی موآمبو از کنگو، با وکلای زن سودانی، با فعالان جنوب لبنان کار کرد. نه از پشت تریبون، از داخل پرونده.

بعد از انتخابات ۱۳۸۸ و آغاز سر.کوب، دیگر برنگشت. ر.ژیم مدال نوبلش را از صندوق بانکی‌اش در تهران مصادره کرد. اولین بار در تاریخ که یک جایزه نوبل توسط دولتی ضبط شد.

همسرش جواد تاواسلی در ایران ماند. بازداشت شد. تحت فشـ.ـار قرار گرفت، اعترا.ف ا.جباری داد. آن‌ها در ۱۳۹۷ جدا شدند. شیرین درباره این دوره تقریباً هیچ نگفته. این سکوت، بلندترین چیزی است که گفته.

در ۲۰۲۶، از لندن می‌نویسد. هفتادوهشت ساله. بی‌بازگشت. هنوز پرونده می‌پذیرد.

سه جمله‌ای که از او بیشتر روی زبان‌هاست:
ـ «قانون ابزار عدالت نیست؛ ابزار قدرت است. مگر آن‌که کسی حاضر باشد جانش را بگذارد تا آن را عوض کند.»
ـ «هر بار که زنی در ایران محـ.ـکوم می‌شود، تمام قضات آن دادگاه مرد هستند. این اتفاق نیست؛ این سیاست است.»
ـ «من برای بازگشت به ایران نمی‌ج‌نگم. برای ایرانی می‌ج‌نگم که وقتی برگردم، دیگر لازم نباشد بج‌نگم.»

یک زن، قانون را بلد بود. سیستم، قانون را علیه او به کار برد. او با همان قانون، سیستم را به محاکمه کشید.

حالا سوال اینجاست:
چرا زنان نباید قاضی باشند؟
چرا زنان وقتی می‌درخشند، توسط مردان قضاوت می‌شوند؟
و اگر تو قاضی می‌بودی چه حکم می‌دادی؟
آزادی یا تبعـ.ـید؟

#history #iran #viral