📝 *ده پرسش‌ خبرنگار کیهان از پیامبر اکرم*

✍️ محمد سلطانی رنانی
استاد دانشگاه

✅ فرض کنید نشست خبری برگزار شود و پیامبر اکرم، تشریف بیاورند و از سرتاسر جهان، خبرنگاران و اصحاب رسانه برای پرسش‌و گفتگو بیایند.
فکر می‌کنید خبرنگار کیهان آیا غیر پرسش‌های زیر را مطرح کند:
🔹 ۱. هر چند که نسبت به شخص شما اظهار ارادت می‌کنیم، ولی برخی از روابط خانوادگی شما جای ابهام دارد؛
واقعا چرا با دختر ابوسفیان، بزرگ‌ترین دشمن اسلام و مسلمانان، ازدواج کردید؟
و با دختر برخی از افراد معلوم‌الحال که ما علاقه‌ای به آنان نداریم!
و بدتر! از همه این‌‌ها، چرا با یک دختر یهودی، صفیّه، که پدرش از یهودیان صهیونیست و ستیزه‌جو بود، پیمان ازدواج بستید؟!

🔹۲️. رای شما برای ما قابل هضم نیست که چرا در صلحنامه حدیبیه به همه شرایط ذلّت‌بار! مشرکان تن دادید،
حتّی لقب «رسول‌ الله» را از پیش نام خود برداشتید تا با چند طایفه مشرک صلح کنید؟!
اگر مسلمانان بی‌وقفه می‌جنگیدند و همه به فیض شهادت می‌رسیدند، بهتر از پذیرش چنین صلحنامه‌ای نبود!؟

🔹۳️. چرا افرادی را که با اصول و ارز‌ش‌های ما زاویه دارند، و بر مدار شریعت نیستند، در حکومت خود به کار گرفته‌اید؟
امثال خالد بن‌ولید، با آن جنایات و مسلمان‌کُشی‌اش در نبرد احد، در حکومت شما، مورد نظر قرار گرفته و گاه‌وبی‌گاه به او پست و ماموریت هم می‌دهید؟!
واقعاً چرا؟!

🔹۴️. از خالد بن‌ولید هم چشم بپوشیم، از قاتل سیّدالشهداء، حمزه چگونه می‌توانیم چشم بپوشیم؟!
حمزه ، عمو، برادرِ هم‌شیر و دوست صمیمی شما بود.
حمزه در جنگی که ابوسفیان آتشش را برافروخت، به دستور هند همسر ابوسفیان، و به دست وحشی، بَردۀ هند، به شهادت رسید!
خود شما دیدید که با پیکر آن شهید بزرگوار چه کرده بودند، و شما هر سه نفر، ابوسفیان و هند و وحشی را به یک اظهار اسلام بخشیدید و در جامعۀ اسلامی پذیرفتید؟!
دست‌کم یک گزینشی، یک کارگروه تایید صلاحیّت نگذاشتید تا مسلمان واقعی از ظاهری را تشخیص دهیم؟!

🔹۵️. چرا بازار مدینه را آزاد گذاشته‌اید؟!
نکند شما هم به بازار آزاد و اقتصاد لیبرال و امریکایی و غربی اعتقاد دارید؟!
چرا بر کالاها قیمت‌گذاری نمی‌کنید؟!
چرا با دستورالعمل، بازار را کنترل نمی‌کنید؟!
تجارت، صنعت، کشاورزی آزاد؛ نه مجوّزی نیاز دارد، نه آیین‌نامه، نه دستورالعمل حاکمیّتی؟!

🔹۶️. واقعاً جای شرمساری است!
شما تنها یک دختر دارید، و پسرعموی شما، علی، داماد شماست.
حال این رزمنده که از بدر و احد و خندق زخم‌ها بر بدن دارد، باید برای تأمین معاش خودش، برود با یک شترِ آبکشی، مزارع یهودیان مدینه را آب‌رسانی کند تا چند درهمی به او مزد بدهند؟!
یک مقام معاونت یا مشاورت برایش تعریف کنید و با حقوق مکفی از بیت‌المال تامینش کنید تا دیگر نیاز به کار روز‌مزد نداشته باشد؟!

🔹۷️. همگان را آزاد گذاشته‌اید که هر چه می‌خواهند در مدینه به شما بگویند؟!
اوس، خزرج، یهودیان، مشرکان ، هر گروه و دسته‌ای برای خودشان، شاعر دارند، رسانه دارند، خبر می‌آورند و خبررسانی دارند، هر کسی می‌‌آید و از شما سوال می‌کند و شما هم پاسخ می‌دهید؟!
حتّی به شما اعتراض هم می‌کنند بعدش هم آزادانه راست‌راست در کوچه و خیابان راه می‌روند؟!
چرا هیچ وقت بر دهان این‌ها مشت نمی‌زنید؟
می‌گذاشتید چهارتا از این خبرنگارهایِ هم‌خطِّ دشمن و شاعران فاسق را نفله کنیم، بقیه حساب کار دستشان می‌آمد!

🔹۸. ️این عبدالله بن‌اُبَی را تا آخر زندگی‌اش آزاد گذاشتید؟!
نه حصر و نه حبس؟!
طرف در نبرد احد، آن قدر کارشکنی کرد تا یک سوم رزمندگان را از میانۀ راه بازگرداند.
بعد از فاجعۀ اُحُد، خودش و همفکرانش چقدر مجاهدان و شهیدان را ریشخند کردند!
نه او را محاکمه کردید، نه خانه و مزرعه و کسب‌وکارش را مصادره کردید؟!
چرا وقتی مُرد، رفتی بر پیکر او نماز میّت خواندی و برایش طلب مغفرت کردی؟!

🔹 ۹. این چه وضعی است در مسجد شما؟!
یک میله‌ نبسته‌اند که شما و اصحاب والامرتبه شما را از عموم مردم جدا کنند؟!
یک صحرانشین عرب می‌آید و اسلام می‌آورد و همان ساعت در نماز جماعت زانوبه‌زانو اصحاب با سابقه می‌نشیند؟
مثل همه لباس می‌پوشید، با همه مردم حلقه‌وار می‌نشینید!

🔹 ۱۰. دیروز دیدم همسر شما عائشه در کوچه با مرد مسلمانی سخن می‌گفت!
ام‌ِّسلمه، دیگر همسرتان نیز همین طور؟!
سلمان به خانه دخترتان فاطمه می‌رود و با او سخن می‌گوید!
زنان در کوچه و خیابان می‌آیند، به مسجد شما هم می‌‌آیند، هیچ پرده‌ای هم در مسجد میان مردان و زنان نزده‌اید!
در مسجد شما اختلاط مرد و زن شده است!
بعضی از این دخترها و زن‌ها یقۀ دشداشه‌شان باز است،
خودتان هم می‌دانید که زیر دشداشه‌شان شلوار نمی‌پوشند؟!
فقط گفته‌اید که خداوند رحمت کند زنانی که شلوار بپوشند و از خانه بیرون بیایند! همین؟!