*صریح و صمیمی با آقامجتبی*

حسین قدیانی:

* رهبر شهید هرگز داعیه‌ی عصمت نداشت. پس ایشان را می‌شود نقد کرد و حال که چنین است، چرا بگذارم اغیار داعیه‌دار این نقد شوند؟ من بسته به عقل ناقصم چیزی به ذهنم می‌رسد و همان را می‌نویسم. خوب یا بد توان سانسور خودم را ندارم. بماند که در مکتب چمران آموخته‌ام شرط اصلی ولایت حریت است.

به نظر من خامنه‌ای بزرگ اشتباه می‌کرد که بی‌خود و بی‌جهت خود را مقابل اکثریت قرار می‌داد. جامعه خب با زیرکی این پیام را می‌گرفت. هنوز حلاوت رأی مردم به خاتمی در جان‌ها ننشسته بود که جلدی حضرت آقا به ناطق پست و سمت و مأموریتی دیگر می‌داد. شگفتا که بعدها حتی ناطق هم تحمل نشد. مگر دلیل حقانیت امام حسین این است که حضرت در اقلیت بود؟

این چه رمز و رازی است که این همه دوست داریم با اکثریت لج کنیم؟ مگر اسم و ان‌شاءالله رسم نظام «جمهوری اسلامی» نیست؟ رهبر جدید سلام. باشد که شما هم فکر نکنید خامنه‌ای معصوم بود. من فرزند شهید حری هستم و خطم را نه از مصباحیسم که از خون سرخ شهدای مدافع وطن می‌گیرم. اگر نظر مسؤلان را قبول کرده‌اید، دیگر «من نظر دیگری داشتم» چه صیغه‌ای است؟ مثلاً «نظر دیگرتان» چه بود؟ ادامه‌ی حالت نه جنگ، نه صلح؟ یا اصلاً ادامه‌ی جنگ؟ و آن وقت با کدام کشش و ظرفیت اقتصادی؟ به راستی چقدر دیگر باید جنگ می‌کردیم؟ هشت سال خوب بود؟

شما حتماً بهتر از من می‌دانید که در عوض موشک‌پرانی ما به پایگاه‌های خالی از سکنه‌ی یانکی‌ها، امریکا جنایت میناب و لامرد را مرتکب می‌شود. آیا قیمت جان ایران و ایرانی چقدر است؟ اگر بنا به قبول توافق است، پس انداختن شک و شبهه در ذهن ملت چرا؟ و یعنی ما نمی‌دانیم ترامپ بدعهد است؟ خب توافق است دیگر، با همه‌ی احتمالاتش. خالی کردن زیر پای مسؤلین و انداختن رادیکال‌های بی‌عقل و ضد وطن به جان‌شان چه هنری است آخر؟

اگر شما از جنگ ضربه و ضرر دیده‌اید، ملت هم دیده و ملت فقط ملت تجمعات شبانه و ملت صدا و سیمای جبلی- جلیلی نیست. ما مسرور می‌شویم اقلاً به حرمت جوانی یک نسل از پدرتان جلوتر باشید. از مصباحیسم ضد وطن برای شما یادگار خامنه‌ای عزیز دوست درنخواهد آمد. کاش نه عمار که مار ببینیدشان. کار جماعت ایجاد فتنه به اسم بصیرت است. با گاوی چون ترامپ هر چه کمتر شاخ در شاخ شویم، به مصلحت ملک و ملت است.

آقای آسدمجتبای گرامی من همین طور که صادقانه این سطور را نوشتم، صادقانه از شما دفاع هم خواهم کرد. چه اینکه فکر می‌کنم در این متن هم در پوشش نقد مدافع‌تان بوده‌ام. جنگ نکبتی و لعنتی و حرام‌زاده است. از جنگ بدتر فرهنگ جنگ است. مرا عفو کنید.

*۲۸ خرداد ۱۴۰۵*