🔲معجزه‌ی رودخانهِ هان
نگاهی به نتایج سیاست دو کره در قبال یک دشمن: ژاپن

🖌مرتضی سلطانپور ابیانه، دیپلمات بازنشسته و کارشناس ارشد کره‌جنوبی

1⃣ ژاپن با دو کره چه کرد که اسمش را گذاشتند «دشمن شماره یک»؟
طی ۳۵ سال استعمار؛ ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را بردند کار اجباری،
۲۰۰ هزار دختر و زن را با میانگین سِنّی ۱۴ سال به روسپی‌خانه‌های ارتش ژاپن فرستادند،
۸۰ درصد برنج مردم کره را غارت کردند طوری که مردم مجبور بودند پوست درخت بخورند،
۷۵۰۰ نفر را در یک روز قتل‌عام کردند،
۱۰۰ هزار نفر در قحطی‌های ساختگی جان دادند،
۷۰ درصد معادن و ۲۱۰ هزار هکتار بهترین زمین‌ها را مصادره کردند.
این یعنی یک ملت و ۳۵ سال تحمل غارت، تحقیر و گرسنگی. حالا برویم سراغ اصل ماجرا.

2⃣ سال ۱۹۶۵، تازه ۲۰ سال از آزادی کره می‌گذشت. مردم هنوز بوی باروت و خون استعمار را از یاد نبرده بودند. کره جنوبی آن‌قدر فقیر بود که سازمان ملل به کفایتِ کمک‌هایش شک می‌کرد. در چنین فضایی، پارک چونگ‌هی رئیس‌جمهور وقت کره جنوبی تصمیمی گرفت که تمام دنیا را متحیّر کرد:

«دست دادن با همان ژاپنِ جنایتکار!!»
او در سخنرانی ۲۳ ژوئن ۱۹۶۵ با چشمانی پر از اشک اما قلبی محکم گفت:

«ما دهه‌ها با خشم و کینه نسبت به ژاپنی‌ها زندگی کرده‌ایم ... اما برای امروز و فردایمان باید با آن‌ها دست بدهیم. مگر این مسیری نیست که کشورمان برای شکوفایی خود باید طی کند؟»

3⃣ بخشی از مردم کره به خیابان‌ها ریختند. او را «خائن»، «عامل ژاپن» و «فروشنده کشور» سازشکار نامیدند. دانشجوها شعار می‌دادند، اساتید دانشگاه بیانیه می‌دادند، احزاب مخالف از هر دری وارد شدند. اما پارک ایستاد. او می‌دانست اگر در باتلاق کینه بماند، نسل بعدی کشورش نیز همان گرسنگی و فقر را خواهد چشید.

4⃣ نتیجه چه شد؟ ژاپن ۸۰۰ میلیون دلار به کره جنوبی داد؛ ۳۰۰ میلیون بلاعوض و ۵۰۰ میلیون وام کم‌بهره. این رقم ۲.۳ برابر بودجه ملی کره جنوبی در آن زمان بود.

با همان پول، فولاد پوهانگ ساخته شد که امروز یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد جهان است.

بزرگراه سئول به بوسان ساخته شد که رگ حیاتی اقتصاد شد.

ژاپن تا امروز ۵۶ میلیارد دلار در کره جنوبی سرمایه‌گذاری کرده و حجم تجارت دو کشور از ۲۲۰ میلیون دلار در ۱۹۶۵ به ۷۷۲ میلیارد دلار رسیده؛ یعنی ۳۵۰ برابر رشد.

5⃣ کره جنوبی از فقیرترین کشورهای جهان در ۱۹۶۰ به عضویت باشگاه کشورهای پیشرفته درآمد. اسم این معجزه را گذاشتند «معجزه رود هان».

اما در همین زمان، کره شمالی راه مخالف را رفت: قهر، سرسختی، انزوا. گفتند ما با دشمن دست نمی‌دهیم، غیرت ما اجازه نمی‌دهد. نتیجه چه شد؟ تحریم‌های فلج‌کننده، وابستگی ۹۵ درصدی به چین، محرومیت از سرمایه و تکنولوژی ژاپن، قحطی‌های وحشتناک در دهه ۹۰ که صدها هزار نفر گرسنه مردند.

6⃣ امروز اقتصاد کره جنوبی ۷۰ برابر کره شمالی است. سرانه درآمد مردم جنوب ۵۸ برابر مردم شمال است. یعنی یک کره‌ای جنوبی در یک ماه به اندازه یک کره‌ای شمالی در پنج سال درآمد دارد. برج‌های سئول از دور به پیونگ‌یانگ نگاه می‌کنند؛ شهری که هنوز برق پایدار ندارد.

7⃣ پارک چونگ‌هی با دشمن دست داد اما خط قرمزهایش را فراموش نکرد. نه به کشور و مردمش خیانت کرد، نه تسلیم شد. او با پنبه سر برید؛ به دشمن ضربه زد بدون این که کشورش را به جنگ داخلی بکشاند. کره شمالی اما با سرسختی بی‌محاسبه، مردمش را قربانی سختی‌های فراوان کرد. نتیجه؟ فقری که تا نسل‌ها گریبانگیر آن هاست. عبرت از تاریخ، آزادمان می‌کند.