استاد دانشگاه و حوزه....
اتّهامات یک استاد دانشگاه و حوزه....
🔵 به نام خداوند هدایتگر دادگر
اینجانب عبدالرّحیم سلیمانی اردستانی، در روز یکشنبه سوم خرداد ۱۴۰۵، پس از ۶۵ روز زندان و محرومیت از ملاقات (به جز دو سه بار در دادسرای روحانیت آن هم در حضور افراد دیگر) و گذراندن حدود یک ماه زندان انفرادی، مجاز گردیدم که متن کیفرخواست بسیار محرمانه را صرفاً مطالعه کنم و البته هرگز مجاز نبودم که نسخهای از آن را داشته باشم که بتوانم از خود دفاع نمایم.
روز اول فروردین که بازداشت شدم، اتّهامات اینجانب پنج مورد بود که در سال تولید بهتدریج به یازده مورد رسید. نکته جالب آن است که اتّهام یازدهم را قاضی پرونده با خودکار اضافه کرده بود و این نشان میدهد که قاضی چه اندازه بیطرف است. به هر حال، متن کیفرخواست چنان ضعیف و بیپایه و سست و جاهلانه و غیرخردمندانه و غیراخلاقی تهیه شده بود که اگر منتشر شود، به قول عربها «زنانِ پنج جوانمرده را به خنده میاندازد» و ظاهراً علّت محرمانه بودن آن همین بود.
اکنون بر آنم که بر اساس آنچه از آن کیفرخواست در ذهن دارم و بر اساس آنچه از سخنان و نوشتههای خود در ذهن دارم، دفاعیهای بنویسم؛ هرچند چنین کيفرخواستی نیاز به دفاع ندارد و نیز تجربه نشان میدهد که حکمی که در نهایت اعلام میشود، ربطی به دفاعیه و حتی کیفرخواست ندارد.
به عنوان مقدّمه باید به نکاتی مربوط به گذشته اعتراف نمایم. اینجانب قبل از انقلاب در مبارزه با نظام طاغوت در حد یک دانشآموز دبیرستانی روستایی شرکت داشتم. دو نمونه از فعّالیت من، یکی سخنرانی کوتاه در کلاس درس بود که به یک راهپیمایی کوچک منتهی شد. و دیگری همراهی با تعدادی از جوانان روستا برای شرکت در راهپیمایی تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ بود که در تحریک جوانان نقش داشتم. و البته از این فعالیتهای خود هرگز پشیمان نیستم، هر چند این فعالیتها امروز جرم به حساب میآید.
پس از انقلاب، در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به جمهوری اسلامی رأی دادم و به رأی خود پایبندم. بنیانگذار جمهوری اسلامی وعده یک جمهوری مدرن را داد و گفت : «جمهوری، به همان معنا که همهجا جمهوری است». و البته گفتند «خودم در آن نقش اجرایی ندارم و صرفا موعظه میکنم». و همین نکته را مرحوم مطهری نیز در مصاحبهای درباره معنای ولایت فقیه، بیان کرده است.
توجه داشته باشید که در جمهوری مدرن، میزان در همه چیز، جز حقوق اساسی انسانها، رای اکثریت مردم است و چون این جمهوری مدرن، موصوف است، وصف «اسلامی» نباید به ذات موصوف خدشه وارد کند. بنابراین، هر قرائتی از اسلام که با جمهوریت ناسازگار باشد باید کنار گذاشته شود و در جامعه نقشی نداشته باشد. تمام منصبها و قوانین باید متکی به رأی اکثریت ملت باشد.
در دهه اول انقلاب، دوبار به قانون اساسی رأی دادم که عمل خود را قابل دفاع نمیدانم؛ چرا که بسیاری از اصول قانون اساسی، مخصوصاً قانون اساسی دوم را ناسازگار با قرآن مجید، عقل و جمهوریت نظام میدانم. بنابراین معتقدم باید قانون اساسی اصلاح شود و به رأی مردم گذاشته شود.
بسیاری از انتخاباتهای پس از دهه اول انقلاب را از این جهت که با جمهوریت نظام ناسازگار بوده و رأی مردم در آنها نقش اصلی را نداشته، بیاعتبار میدانم و این امر درباره مجلس خبرگان رهبری در همه دورهها، بهویژه دوره فعلی، بسیار بسیار جدی است.
اینجانب در اکثر انتخاباتها شرکت کردهام، اما رأی من از روی ناچاری بوده و به معنای انتخاب آزاد نبوده است. خطای عمده و مهمترین خطای عمرم این بوده که در دهه اول انقلاب، به بنیانگذار جمهوری اسلامی چنان ارادت داشتم که احتمال ظلم در نظام او را نمیدادم. این در حالی است که اکنون که گمان میکنم به بلوغ فکری رسیدهام، باورم بر این است که ارادت در امر حکومت، نابخردی محض است. و حتی امام علی علیهالسلام را در امر حکومت باید نقد کرد و خود حضرت بر این نکته در خطبه ۲۱۶ تأکید فرمودهاند.
حضرت در جایی به ابنابیجارود میفرماید:
«صلاح ابیک لقد غرنی. خوبی و درستی پدرت مرا فریب داد و گمان کردم تو هم مانند او هستی.»
عصمتِ امام علی علیهالسلام و شخص نبی مکرّم صلیالله علیه و آله در احکام و تعالیم دین است و این بزرگان در حکومت و زندگی شخصی عادل هستند و نه معصوم از خطا، و به همین جهت باید مشورت کنند.
اکنون معتقدم که رهبر اول خطاهای بسیار مهمی، مثل تأیید اشغال سفارت آمریکا، و زمینهسازی جنگ، و عدم جلوگیری از جنگ و تداوم آن مرتکب شده و … اینجانب در دهه اول انقلاب هیچ مسئولیتی نداشتهام اما همین که ارادت بیجا داشتم در پیشگاه خداوند توبه مینمایم. البته تا روز آخر جنگ در جبهه حضور داشتم که هرگز پشیمان نیستم؛ زیرا صدام را متجاوز میدانستم.
حجتالاسلام دکتر سلیمانی اردستانی استاد دانشگاه و حوزه....
@mahdavifar2021