بیا مذاکره کنیم تو سر مرا ببُرّی!

عصر ایران - محمود نبویان، نمایندۀ مجلس و عضو جبهۀ پایداری دربارۀ جنگ اخیر بین ایران و آمریکا-اسرائیل و مذاکرات و توافق احتمالی گفته است:

ما آمریکا را زمین زدیم و روی سینه‌اش نشستیم که کار را تمام کنیم، اما ناگهان رفتیم پای میز مذاکره و می‌خواهیم توافقی بکنیم که او بیاید و بنشیند روی سینۀ ما.

صحنه را تصوُّر کنید: ایران و آمریکا-اسرائیل نبرد تن به تن می‌کنند و ایران پیروزمندانه روی سینۀ دشمن نشسته و خنجر کشیده تا سر از تن خصم جدا کند که ناگهان پایین می‌آید و می‌گوید: نه، بیا مذاکره کنیم تو سر مرا ببُرّی!

این توهُّمی است که تنها می‌تواند در ذهن فردی مانند نبویان و همانندان جناحی او شکل بگیرد!

عضویت در کانال تلگرام/روبیکا/بله عصر ایران

💢 البته خود او می‌داند که توهُّم می‌بافد و دروغ تحویل ملّت می‌دهد؛ بنابراین، نوشتار حاضر نه برای افزایش آگاهی او -که تجاهل می‌کند- که برای ثبت در تاریخ است که آیندگان نگویند چرا رسانه‌ای در ایران سال 1405 پیدا نشد که در برابر اراجیف یک عنصر سیاسی دو کلمه بنویسد و نیز برای این نوشته می‌شود که مخاطبان کم‌تجربه‌تر و کم‌سن و سال‌تر او و امثالش که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند، اندکی تأمُّل کنند و ذهن و قلب خود را بی‌پروا، تقدیم جریانی نکنند.

که با تظاهُر به انقلابی‌گری، کشور و آیندۀ آن‌ها را به تباهی سوق می‌دهد.

به صراحت و افتخار می‌گوییم که در هر دو جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مقاومت و شجاعت تاریخی مردم ایران و مدافعان میهن، باعث شد که مهاجمان نتوانند ایران را به زانو در بیاورند و این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران - هم در داخل و هم در خارج - بر این باور بودند که با حملات گسترده‌ای که علیه ایران شده و از رأس نظام تا پایگاه‌های مرزی هدف قرار گرفته‌اند، سقوط حکومت، هرج و مرج گسترده، جنگ داخلی و تجزیه کشور، محتمل‌ترین گزینه‌های پیش رو هستند و بیش از همه شان، گزینه "همه موارد" شانس تیک‌خوردن دارد.
با این حال، ایران ایستاد و همین که شخصی مانند ترامپ حاضر شده پای میز مذاکره بیاید به همین دلیل است.

اما این پایمردی که حتماً در تاریخ ستایش خواهد شد، به معنای آن نیست که ما روی سینۀ دشمن بودیم و اگر مذاکره نمی‌کردیم، سر از تنش جدا می‌کردیم.

باید از جناب نبویان که از بزرگان توهُّم‌پردازی معاصر است بپرسیم که آیا در دو جنگی که علیه ما تحمیل شد، ایران توانست رهبران و مقامات سیاسی و فرماندهان آمریکایی و اسرائیلی را بکشد یا آن‌ها توانستند شخص اول کشور ما و بزرگ‌ترین فرماندهان نظامی و مقامات بلندپایۀ ما را به شهادت برسانند؟
آیا ایران پایتخت آمریکا را بمباران یا موشک‌باران کرد یا آمریکا پایتخت ایران را زد؟ آیا هزاران شهروند ایرانی زیر بمب و موشک شهید شدند یا هزاران آمریکایی؟ ما از اسرائیلی‌ها بیشتر کشتیم یا آن‌ها از ما بیشتر تلفات گرفتند؟ ما چقدر از زیرساخت‌های آمریکا و اسرائیل را زدیم و آن‌ها چقدر زیرساخت‌های ما را تخریب کردند؟ و ما چقدر از نظر مالی و تکنولوژیکی و دسترسی به بازار جهانی برای تامین تجهیزات مورد نیاز برای بازسازی توان داریم و آن‌ها چقدر؟

در عرصۀ اقتصادی هم ارزش پول ملّی ایران به کمتر از نصف دوران قبل از جنگ رسید ولی ارزش دلار در بازارهای جهانی بالا رفته و ارزش شِکِل - واحد پول اسرائیل - نیز ثابت مانده است.
ایران با تورُّم بالای صد در صد دست و پنجه نرم می‌کند حال آن که تورُّم در آمریکا 4.2 درصد است که هرچند حدود 2 درصد بالا رفته ولی هنوز با سقف تورُّمی چند سال قبل که حدود 7 درصد بود فاصله دارد. در اسرائیل نیز رقم تورُّم بین 2 تا 3 درصد است و صهیونیست‌ها، اساساً آثار جنگ را در سفره‌های خود تجربه نکردند.
لابد کسی حتی با مختصّات فکری نبویان هم می‌فهمد که افزایش چند درصدی قیمت بنزین در آمریکا، معنایش این نیست که ما روی سینه‌اش نشسته‌ایم!

البته که این واقعیت‌ها، نه تنها ارزش کار بزرگی که ایران و مدافعان میهن کردند را کم نمی‌کند که بر بزرگی و اهمّیّت آن می‌افزاید چرا که "ایرانِ تنها" با همه این خسارت ها و فشارها، در برابر بزرگ ترین قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی جهان و بزرگ‌ترین قدرت هوایی منطقه و نیز حامیان منطقه‌ای آن‌ها ایستاد و پابرجا ماند و سر آخر، دشمنی که آمده بود به قول ترامپ، تمدُّن ایران را نابود کند، ناگزیر از مذاکره شد.
درعین حال، این واقعیت‌ها، تندبادی است که ابرهای توهُّم را که همانند انیمیشن‌ها، بالای سر متوهِّمان شکل می‌گیرد، از هم می‌گسلد تا حتّی اگر خودشان نخواهند دست از تجاهل بردارند، تماشاگران خام و خوش باورشان بدانند که نباید مشتری دکان توهُّم‌فروشی اینان شوند، بلکه باید به عقل خود و واقعیت‌های روی زمین و آمار و اعداد و ارقام و مستندات رجوع کنند.