🔸چرا برخی رژیم‌ها، با وجودی که دربدترین بحران اقتصادی هستند؛ سقوط نمی‌کنند!؟

🔹علّت این عدم سقوط چیست ؟

@Nehzatazadiiran

پنج نظریه‌پرداز بزرگ در علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی، چندین توضیح می‌دهند چرا کشورهایی با اقتصاد به‌شدت بحرانی لزوماً سقوط نمی‌کنند!؟

اول : نظریه «ائتلاف‌های بهره‌مند» – مانکور اولسون

اولسون می‌گوید دولت‌ها حتی بدترین و ناکارآمدترین آن‌ها، در طول زمان، شبکه‌ای از گروه‌های ذی‌نفع، نظامیان، بوروکرات‌ها و افراد وابسته می‌سازند که بقای رژیم به آن‌ها گره خورده است. این گروه‌ها با اینکه می‌دانند اقتصاد خراب است، اما از وضع موجود سود می‌برند و اجازه سقوط نمی‌دهند. بنابراین حتی اگر اکثریت مردم فقیر شوند، تا وقتی شبکه قدرت و گروه‌های بهره‌مند پایدارند، نظام فرو نمی‌ریزد و اقتصادِ بحرانی موجب سقوط نمی‌شود.

دوم : نظریه «ظرفیت دولت و ابزارهای سرکوب» – چارلز تیلی

تیلی، جامعه‌شناس بزرگ، می‌گوید دولت‌ها تا وقتی ظرفیت کنترل، سرکوب، و بسیج منابع را داشته باشند، حتی اگر اقتصاد به‌هم‌ریخته باشد، می‌توانند بقا پیدا کنند. وعوامل کلیدی بقای دولت‌های بحران‌زده شامل
انحصار خشونت (ارتش و پلیس)
کنترل بوروکراسی
توانایی گرفتن مالیات یا منابع از گروه‌های محدود
قدرت تبلیغات و کنترل روایت (پروماگاندای دولت)
پس تا زمانی که دولت ابزارهای «کنترل اجتماعی» را حفظ کرده باشد، حتی بحران شدید اقتصادی به سقوط ان منجر نمی‌شود.

سوم : نظریه «وابستگی و نظم نیمه‌پایدار» – امانوئل والرشتاین

در نظریه نظام جهانی والرشتاین، بسیاری از کشورهای پیرامونی در یک وضعیت مزمن بحران اقتصادی هستند اما سقوط نمی‌کنند زیرا:
1. در چرخه اقتصاد جهانی نقش دارند (ارزان‌فروشی منابع، نیروی کار ارزان، و مصرف کالای خارجی).
2. نخبگان حاکم پیوندهای خارجی دارند و از خارج حمایت می‌شوند.
3. در این کشورها یک نوع تعادل منفی شکل می‌گیرد: نه بهبود، نه فروپاشی.
پس نظام‌های ضعیف اقتصادی می‌توانند دهه‌ها دوام بیاورند، زیرا در ساختار جهانی جایی دارند که مانع فروپاشی کامل آنها می‌شود.

چهارم : نظریه «نهادهای استثماری و بقای سیاسی» – دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون

عجم‌اوغلو می‌گوید کشورهایی که نهادهای سیاسی «استثماری» دارند (دولت قدرت را در دست گروه کوچک نگه می‌دارد) حتی اگر اقتصاد در حال فروپاشی باشد، سقوط نمی‌کنند چون: قدرت در دست گروه محدودی متمرکز است . این گروه می‌تواند منابع باقیمانده را به سمت خود منحرف کند. هر تغییر سیاسی، منافع آن گروه را تهدید می‌کند، بنابراین با تمام قدرت مانع فروپاشی و تغییر می‌شود. بنابراین اقتصاد ممکن است نابود شود، اما ساختار سیاسی همچنان می‌تواند زنده بماند.

پنجم : نظریه «تهیدستی قابل تحمل» – جیمز اسکات

اسکات می‌گوید دولت‌ها تا وقتی سقوط نمی‌کنند که مردم گرسنگی مطلق و بی‌امنی کامل را تجربه نکنند .حداقلی از غذا، امنیت و امید باقی بماند. سرکوب یا کنترل اجتماعی مانع سازمان‌دهی مردم شود!. به عبارت دیگر: مردم فقیر می‌شوند، ولی تا وقتی شرایط از «آستانه تحمل» بالاتر نرود، قیام رخ نمی‌دهد و سقوط ایجاد نمی‌‌شود!

📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran