و بار دیگر فدرالیسم
و بار دیگر فدرالیسم
جناب خاتمی جمله ای گفت (و تَکرار هم نکرد!) که مدیریت فدرالی بهترین شیوه تدبیر نظام سیاسی است. این فراز بازخورد وسیع می یابد و در موافقت و مخالفت با آن سخن ها می رود. در این یادداشت (در ادامه یاداشت پیشین) می خواهم اثباتی تر در همین موضوع نکاتی را یادآور شوم:
1)قراینی از به بن بست رسیدن شیوه تدبیر نظام با ساختار موجود در شرایط کنونی در ایران از نگاه کارگزاران حکایت می کند. بحث تغییر قانون اساسی، جمهوری دیگر، حذف ریاست جمهور و... در همین راستاست، با توجه به این نکته که به عنوان راه حل می خواهند شیوه مدیریت را از آنچه که هست، متمرکزتر سازند و اندک حضور مستقیم مردم در گزینش مسئولان طراز اول را هم حذف کنند!
با این وصف، طرح ایده فدرالیسم در خود دو نکته مستتر دارد:
اول: قبول این که شیوه تدبیر و ساختار موجود جواب نمی دهد
و دوم: برخلاف ایده بالا، راه حل را نه در «تمرکز بیشتر» ، بلکه در «تکثر بیشتر» می بیند.
2)اما مخالفان طرح ایده فدرالیسم می گویند که
اولا موضوع هنوز ابعادش بررسی علمی نشده و طرحش بدین وضعیت صلاح نیست
و ثانیا در صورت تحقق این ایده، ایران با خطر تجزیه روبرو می گردد.
دراین زمینه می توان گفت:
یک: واضح است که هر موضوع نیاز به کار کارشناسی دارد، ولی این گونه نیست که اصلا درباره موضوع مورد بحث مطالعه صورت نپذیرفته باشد. جدای از نوشته های آکادمیک در قالب رساله ها و....، کافی است دست کم به ادبیات تولید شده از سوی «مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی» در چند سال پیش و آرشیو آن ها (کد موضوعی 410) در تاریخ آذرماه 1384 تحت عنوان «نگاهی به فدرالیسم» (که در سایت مرکز پژوهش ها نیز موجود می باشد) مراجعه داشت. از نگاه آنان در بین 20 کشوری با حکومت فدرالی، تنها سه مورد تجربه ناموفق داشتند و در عین نیاز به دولت مرکزی مقتدر و حفظ تمامیت ارضی، «مواردی وجود دارد که صرف نظر از این که چه عنوانی به آن داده شود، حکومت های محلی بهتر می توانند در آن موارد اقدام نمایند.»
دو: مخالفان طرح این ایده، ناگفته (و حتی ناخواسته) مفروضی مستتر در ذهن دارند که آن هم کم خطرناک نیست. باور این افراد آن است که اقوام ایرانی به هویت ایرانی و ملی خویش علاقه ای ندارند و به دنبال بهانه ای هستند تا راه خود را از کشور جدا نمایند. کافی است فرصتی بیانید و خود را از قید و شر حکومت مرکزی به نام ایران، خلاص سازند! اینان همبستگی ایرانیان و هویت ایرانی را (که حتی مستشرقان را هم شگفت زده نموده است) دست کم می گیرند که این نکته خود جای تامل فراوان دارد. جدای از این بی اعتمادی و نگاه تحقیر آلود به قومیت های کشور، بدون پشتوانه علمی، آیا به این نکته اندیشیده اند که چرا سال ها و دهه ها تلاش نظری و عملی بیگانگان در تجزیه گوشه هایی از این سامان ناکام مانده است! (با این که در غرب کشورمان، هم عملا با حمایت بیگانگان در مقطع کوتاهی، بخشی از استان ها سابقه ناموفق جدایی دارند.) خیلی جالب است که جدی ترین ایران گراهای کشور که پیوسته نسبت به فعالیت های تجزیه طلبانه دشمنان و ستون پنجمی ها حساسند، از اقوام ایرانی، مثلا «آذری ها» هستند که چهره های برجسته و قابل توجه علمی و اجرایی این مملکتند و مایه افتخار هر ایرانی.
سه: دیگر آن که آیا طرح ایده فدرالیسم، آن هم از سوی شخصیتی مثل جناب خاتمی، به بررسی بیشتر موضوع کمک می کند، یا راه را می بندد؟ مگر کسانی به غلط بر این باور باشند که فکر کردن در این حیطه ممنوع!!! در حیطه نظری راه تفکر و نقد را بستن از جانب هر کسی که باشد خدمت به مردم و کشور نیست. چون نتیجه آن نگه داشتن مردم در جهل و تحجر است، که در عصر ارتباطات و اطلاعات، در ادامه تبعات سنگین دیگر در پی دارد (همواره خطر جهل، از علم بیشتر است.). به نظرم باید راه را گشود تا موافقان و مخالفان در موضوع با هم گفتگو نمایند و پیوسته برآیند علمی کار، مبنای تصمیم و سیاست گذاری باشد.
3)سخن مهمی «هانتینگتون» دارد که برای توسعه، لازم است «نهادسازی» با «ظرفیت سازی» با هم پیش برود و فربه شدن بیش از حد هر کدام از نهاد یا ظرفیت، مشکل آفرین است. از این نکته کمک می گیرم که ممکن است نظر مخالفان خاتمی در این بحث آن باشد که ظرفیت ها برای طرح این ایده آماده نیست، تا نهاد و ساختار سیاسی را متناسب با آن تغییر داد.
اما در این زمینه هم می توان گفت که نتیجه ساختار فعلی که بر دولت متمرکز تاکید دارد، تمرکز ثروت و قدرت در مرکز و عقب ماندگی گسترده در به ویژه استان های مرزی و قومی است. پس اولا این روش تدبیر و ظرفیت هایش به بن بست رسیده و کشتی بان را سیاستی دیگر باید! و ثانیا: در ایران علایق حاد قومی و زبانی و... در معدودی از استان ها از سوی برخی دیده می شود، که تسکین آن ها هم به سرکوب و نادیده انگاشتن این احساسات و عواطف نیست، بلکه از ویژگی آدمیان است که به آنچه منع می شود، علاقه بیشتر نشان می دهد (الانسان حریص علی ما مُنع). گاه پذیرش تقاضاها در حد معقول، در ایجاد آرامش موثرتر است تا طرد آن. این قومیت هراسی افراطی نیز می تواند بازخوردهای تفریطی در پی داشته باشد. جالب است که حدود چهاردهه پیش، تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم واقع گرایانه، ملاحظات خوبی از اصل 12 به بعد در این زمینه داشتند، گرچه لازم است همان ظرفیت ها شفاف تر و ملموس تر بیان شود، که ایده فدرالیستی قرائتی در همان راستاست (حتی اگر به نام فدرالیسم هم نباشد.). ضمن این که تاثیر نهاد (ساختار) و ظرفیت بر هم، دیالکتیکی است و تاسیس ساختار نو، ظرفیت تازه خلق می کند و بالعکس.
4)می دانیم که فدرالیسم یک شکل نداشته و تک روایت نیست و سابقه فدرالیسم را از خاورمیانه تا در میان کشورهای بزرگ شرقی و غربی می توان یافت و تجربه آنان را می توان مورد بررسی قرار داد و از شکست آنان عبرت ها و از توفیقاتشان درس ها گرفت. به نظرم در ایده فدرالیسم برای ایران «مهم ترین مانع»، تامین درآمد ایالات است. در ایران امروز، علی رغم همه شعارها پس از چهاردهه هنوز اکثر اعتبارات کشور از طریق فروش نفت تامین می شود و استخراج نفت نیز در استان ها و ایالت های محدودی از کشور، میسور است (جدای از مشکلات تحریم خرید و فروش نفت کشور). با این وصف ایالات احتمالی بدون نفت، از جهت اقتصادی چگونه قرار است، تامین شوند؟ اگر طرح ایده فدرالیسم برای آن است که درمانی برای دردهای موجود باشد، دردهای اقتصادی آیا با تحقق فدرالیسم، تسکین می یابد و درمان می شود، یا این که ممکن است فقرها مضاعف شده و زمینه برای توجه به بیگانگان برای دریافت حمایت جلب شود و....
و البته ممکن هم هست که به جهت خوداتکایی، سرمایه های انسانی و غیر انسانی شگرف استان های این سامان کشف و شکوفا شده و ظرفیت های هر استان و ایالت (از جمله در بعد اقتصادی) که تاکنون شناخته شده نبود و یا جدی گرفته نمی شد، با مدیریت بومی مورد توجه و بهره برداری قرار گیرد.
نتیجه آن که موضوع نیاز به بررسی کمی و کیفی بیشر و جدی تر دارد. به نظرم باید از جناب خاتمی تشکر نمود که در این شرایط غیر عادی، به قصد آبادانی و عزت کشور و ملت با طرح این ایده، بستر تحقیق، گفتگو و چاره اندیشی برای مشکل مدیریت متمرکز کشور (که تنها یکی از آسیب هایش تجربه بالای 20 قرن استبداد در این سامان است) را فراهم آورد و معبرهایی برای حرکت به سوی مردمسالاری و توجه به حقوق همگان را گشود.
دکتر محمد منصورنژاد