* مفهوم فلسفی کثافت *
سال ها پیش در زمان دانشجویی به فلسفه علاقه پیدا کرده بودم و برای مدت کوتاهی در کلاس‌های فلسفۀ مرحوم دکتر احمد فردید در انجمن حکمت و فلسفه، شرکت می‌کردم .
یک روز استاد که معروف به فیلسوف شفاهی هستند، وارد کلاس شدند و از تک تک ما سوال کردند که معنای * کثافت * چیست ؟!
هر کدام از ما جمله‌ای را در بیان معنای کلمۀ کثافت توصیف کردیم . استاد احمد فردید همۀ جواب‌های ما را رد کردند .
ما همگی با تعجُّب پرسیدیم: پس جواب صحیح این سوال چیست ؟!
استاد گفتند : * کثافت به شخص یا اشیایی اطلاق می‌شود که در مکانی بجز مکان اصلی
خودش باشد.*
پرسیدیم :یعنی چه ؟
گفتند: مثلا شما همگی عاشق تک تک تارهای موی مادرتان هستید! ولی اگر یک تارِ موی مادرتان داخل غذا باشد آن را چندش‌آور و كثيف اطلاق می‌کنید!
همۀ ما خورش و ته غذا را با نان و با علاقه وافر می‌خوریم. ولی، اگر یک لکه از آن روی لباسمان بیفتد این * کثافت * است .

امروز نگاه می‌کنم که در جامعۀ ما هیچ کس و هیچ چیزی سر * جای خودش نیست * و ما متاسّفانه اکنون چقدر * کثافت * در جامعه خود داریم! و، در چه جامعۀ کثیفی زندگی می‌کنیم.!

جامعه‌ای پُر از کثافت!