روشنگری چیست؟
ما همگی روشنگری را با امانوئل کانت فیلسوف المانی قرن ۱۸ می‌شناسیم؛ آنجا که در این خصوص می‌گوید : «روشنگری، برون‌رفت انسان از نابالغیِ خودکرده است. نابالغی يعنی ناتوانی در به کاربردن فهم خويش بدون رهنمود ديگری. اين نابالغی هنگامی خودکرده است که علّتش نه کاستی در فهم ما ، بلکه کاستی عزم و نبود " دليری"در به کاربردن فهم خودمان باشد .

کانت می‌گوید: شهامت داشته باش در دلیری و شجاعت، "sapere sude" "جسارت بورز و بدان" در به کاربردن فهم خويش بدون رهنمود ديگری، شجاعت داشته باش و دلیری کن در نقد انچه نامش سنّت بوده است، این است مفهوم " روشنگری".

اما روشنگری چه بود و به کجا انجامید؟ " روشنگری" در حقیقت یک جنبش و یک نهضت علمی_ فلسفی است که در یک دورۀ تاریخی، در سده ی شانزده تا هیجدهم در جامعه ی غرب شکل گرفته است. این جنبش با وجوهی تاریخی (سلبی و ایجابی ) شناخته شده و اعضای تشکیل دهندۀ آن در این وجوه با یکدیگر اشتراک نظر داشتند.

اول: نقد و رد اقتدار سنّتی به خصوص اقتدار کلیسا

دوم:تلاش و کوششی جسورانه برای فهم و توضیح انسان و جهان هستی.

این روشنگران که آن‌ها را تحت نام " فیلوزوف" [ و نه فیلسوف] می‌شناختند ، معتقد بودند که اشتراک دیدگاهی در بسیاری از موضوعات مثل معرفت‌شناسی، قانون طبیعت، آزادی سیاسی، رواداری دینی و نگاه به انسان و محوریت جایگاه او در شناخت جهان پیرامونش با یکدیگر داشته و فقط در جزییاتی با یکدیگر اختلاف نظر داشتند . فیلوزوفان روشنگری با اندیشۀ خود و مکتوب‌کردن آن در [ دایره المعارف] که ویراستۀ آن با " دیدرو" و " دالامبر" بود و بیش از ۱۳۰ نویسنده داشت سهم بسزایی در شکل‌دهی این نهضت داشتند ، روشنگران فرانسوی با ردِّ موکّد سنّت مسیحی و با الهام از اندیشۀ مادیگری و ایده های لوکرتیوس( فیلسوف اپیکور گرای روم باستان) الهام داشتند. این روشنگران با رد اقتدار سنتی کلیسا و گرایشی عقل باورانه و نقد خرافات دینی، امکان جامعه ی خداناباور را در عصر خود فراهم نمودند .

در انگلستان بیکن، هابز، نیوتن و لاک در جنبش روشنگری نقش فعال داشته، در فرانسه، دکارت، ولتر، روسو، مونتسکیو، دیدرو و هولباخ و در آلمان می‌توان از روشنگران شاخصی چون لایبنتس، کانت، مندلسزون و هردر نام برد . این روشنگران بر این باور نبودندکه علم و شناخت در خزانۀ غیب بوده بلکه اینان معتقد بودند که علم در برابر ما و در طبییعت رو به روی ما قرار گرفته و در دسترس انسان است و با مشاهده و تجربه و عقل‌ورزی می‌توان بر اصولی فایق آمد که طبیعت را رام دانش خود نماید. روشنگران عمیقا اعتقادداشتند که در سایۀ روشنگری می‌توان تصوّری از طبیعت و جهان ، انسان ، دین، جامعه و حکومت داشت که از بیخ و بن با انچه تا پیش از روشنگری بوده متفاوت و دیگرگون شده است . ماحصل فعالیت فیلوزوفان و روشنگران دورۀ روشنگری بر آمدن عصری تاریخی به نام " مدرنیته" شد که خود را در عقل و خردباوری، اومانیسم، سکولاریسم و دمکراسی و پلورالیسم نشان داد. امداد اندیشه