مشکل ما بیش از صدیقی است
مشکل ما بیش از صدیقی است
حاج آقای صدیقی، که دم خروسش پیشتر معلوم شده بود، بسیار علاقه داشت خطبه حتی در نماز جمعه بخواند و همه را به تقوای الهی دعوت کند!
یاد داستانی افتادم. پیش از انقلاب خطیبی مشهور به نام " حاج آقا فلسفی" در تهران منبر میرفت و مریدان بسیار داشت که همیشه زودتر از دیگران در محل سخنرانی حاضر میشدند و... یکی از مریدان با این که خیلی خسته بود خودش را زود هنگام برای استماع وعظ رساند و در ردیف جلو نشست.
اما حین خطبه، از فرط خستگی خوابش برد. در آن حالت عنان اختیار از دستش خارج شد و بیاختیار، صدایی مهیب از ماتحت خارج کرد، به صورتی که صدای حاج آقای فلسفی را تحتالشّعاع قرار داد و توجّهها به سویش جلب شد و حتّی خودش هم از خواب پرید. ناگاه دید همه جمعیّت حواسشان به اوست، بلند گفت، صلوات بفرستید!
این کار سبب شلّیک صدای خنده در مسجد شد و داستانی شده بود. حاج آقای فلسفی از بالا، خطاب به ان بنده خدا گفت: داداش، گوزیدی که گوزیدی! دیگر آن صلواتت چه بود؟
سپس نتوانست در ان فضای طربناک! خطبه را ادامه دهد و از منبر به زیر آمد.
حالا حاج آقای این خطیب جمعه شد. صدیقیجان! بیتالمال را مثل سایر رفقا، خوردید که خوردید! دیگر دعوت به تقوایت چه بود؟
اما برای من حال و روز صدیقی، که فراوانند اصلا عجیب نیست. شگفت زدهام که چگونه افرادی پشت سر این امام عادل، نماز جمعه میخوانند! با این سنخ خلق الله، با توسعه یافتگی، چندصد کیلومتر فاصله داریم؟
ممکن است بگویید، این مثالت کمی بیادبی نبود؟ میگویم چه کنم که ظاهرا این جوری بهتر صدا شنیده می شود. کسانی را سراغ دارم که حتی در دستشویی! لایو برگزار می کنند، و میلیون ها فالور از نسل جدید دارند!
اینجا هنوز تعجُّبم مضاعف میشود. زیرا از یک طرف زیرکیها و مهارتهای نسل نو را میبینم و لذّت میبرم و از سوی دیگر این سنخ لایو دیدنها را اصلاً نمیفهمم و نسبتش را با توسعه ایران با عقل ناقصم درک نمیکنم.
ظاهراً مشکل ما در ایران امروز، فقط مذهب و مذهبیهای حاکم نیست. تا همگان به تعقُّل و تدبر باز نگردیم، سرنوشت بهتری نخواهیم داشت. همچنان صدیقیها حکومت میکنند و برخی بیسوادان، شاخ فضای مجازی خواهند ماند!
۱۹ خرداد ۱۴۰۴
محمد منصورنژاد