اسلحۀ شاه و اسلحۀ ما!
اسلحۀ شاه و اسلحۀ ما!
تفکُّر آیتالله بروجردی در باب دین چنان هوشمندانه بود که نمیپسندیدند کوچکترین گردی بر دامان دین نشیند.
صادق طباطبایی در کتاب خاطرات خود این گونه بیان میکند :
"در یکی از روزهای بهار سال 31 که نوجوانی 9 ساله بودم ،گروهی از طلبههای جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند.... نوّاب صفوی و یارانش قصد دیدار با آیتالله بروجردی را داشتند که ظاهراً ایشان آنها را نپذیرفته بودند.از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیتالله بروجردی علّت این رفتار را از ایشان پرسیده بودند که چرا این افراد را به حضور نپذیرفتید ؟ایشان در جواب میگویند :
"این آقایان میخواهند شاه را بردارند و امثال شما (روحانیان )را جایگزین او کنند.شخصی که ظاهراً مرحوم آیتالله کبیر از علمای بزرگ و از فقهای برجسته بوده است میپرسد ،مگر چه اشکالی دارد؟آیتالله بروجردی پاسخ میدهد که:
بزرگترین اشکال آن است که شاه با اسلحۀ توپ و تفنگ به جان مردم میافتد . با این اسلحه میشود مقابله کرد ، ولی اگر شما به جای او نشستید ،اسلحۀ شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم میاندازید .با این اسلحه نمیتوان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته میشود".
آیتالله بروجردی این چنین از پایمالشدن ایمان مردم میهراسید.
منبع: نگارستان / سید هادی طباطبایی