خودشیفتگی سیاستمداران ما

شاید یکی از نادر‌ترین ملت‌های دنیا هستیم که اکثر سیاست مداران آن در هنگام اظهار نظر در خصوص مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نسخه‌های شفابخش جهت دنیا تجویز می‌کنند.
به طور مثال شاه ایران در دهه پنجاه شمسی با بالارفتن قیمت نفت در مصاحبه با روزنامه نگاران خارجی از سر خود شیفتگی ضمن سخن از قدرت خدایی خود درس دموکراسی به کشورهای غربی می‌دهد.
همچنین در فاصله سال های ۸۴ لغایت ۹۱ با بالا رفتن قیمت نفت و کسب ۷۰۰ میلیارد دلار درامد ارزی در دولت نهم و دهم رئیس محترم دولت وقت، سودای تغییر و مدیریت جهان را به جهانیان اعلام نمود:
«ماموریت تغییر مدیریت جهان بر عهده ملت ایران گذاشته شده است.»

(فرارو 29 اردیبهشت 1392)
«بیش از ۱۰۰ سیاست مدار دنیا در گفتگو با من این توقع یعنی مدیریت جهان را بیان کردند و آن‌ها می‌گویند ایران پتانسیل مدیریت جهان را دارد.»

(خراسان رضوی۲۴ /۱ ۸۷)
این ادعا‌ها در حالی بیان می‌شد که رئیس محترم دولت نهم ودهم در پایان دوره خود و در نتیجه مدیریت ایشان نرخ تورم به ۴۲ درصد و رشد اقتصادی منفی ۶ درصد و نرخ بیکاری بالای ۲۴ درصد به اقتصاد کشور تحمیل گردید!!
به راستی چرا صدر اعظم آلمان خانم مرکل با ۳۹۱۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه ۴۸۰۰۰دلار و صادرات ۱۵۰۰ میلیارد دلار سودای تغییر جهان و مدیریت جهان را ندارد؟