نکته‌ای مهم در نوشتن تاریخچۀ انجمن اسلامی معلّمان

به نام خدا

گر چه من هنوز شان نزول این نوشته را نمی‌دانم،ولی آن گونه که از فحوای کلام برمی‌آید بیانگر تاریخچۀ انجمن اسلامی معلّمان ایران است. ادبیات نوشتار، عالی و گویاست،ولی خوانش آن، رایحۀ عطر و بوی ارزشی اوایل انقلاب را در بردارد.

اگر ما بخواهیم همگام با اکثریت ملّت ایران بویژه نسل «زد» و جنبش «زن،زندگی،آزادی» حرکت کنیم و با زبان روز سخن بگوییم و پیام ما بر دل‌های نواندیشان بنشیند،باید در خوانش خود از تاریخ و ارزش‌های انقلاب تجدیدنظر کنیم.

1- حاکمیّت متاسّفانه چهارنعله به‌سوی «خودبراندازی» می‌تازد و سخنان دلسوزانۀ نزدیک‌ترین ناصحان خود را نه تنها نمی‌پذیرد،بلکه با تهمت‌های ناروا آنان را از خود می‌راند.

2- با فرض نخست کشتی اصلاحات با صخره‌های سخت و سنگین حاکمیّت درهم شکسته است و دیگر کارایی ندارد.هرگونه مشارکت احزاب و نهادهای مردمی اصلاح‌طلب با حاکمیّت با خشم نفرت‌انگیز اکثریت مردم روبه‌رو می‌شود.

3- بنابر دو فرض فوق انجمن و هر حزب و گروه اصلاح‌طلب باید نقشۀ راه آینده را با خوانشی جدید و ادبیاتی متفاوت برگزیند.

4- بنابراین نام‌بردن از شخصیت‌هایی ارزشی و پاک‌دست و فرزانه که با ایثار جان و مال و آبروی خود اهداف و آرمان‌های انقلاب را به ثمر رساندند،امروزه برای نسل جدید کاربردی ارزشی ندارد و حتّی ما را متّهم به حامیان نظم فعلی می‌کنند.

5- با عنایت به موارد فوق تاریخچۀ انجمن باید با ادبیاتی نگاشته شود که دامان منزّه بنیانگذاران انجمن اسلامی ایران از مواضع ناخوشایند حاکمیت فعلی آلوده نگردد.