سه تفاوت ایران و سوئیس
سه تفاوت ایران و سوئیس
📌زمانی در میدان مخبرالدّوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود، یکی رو به جنوب و یکی رو به شمال. این دو ساعت هیچ وقت نبود که با هم مطابق باشند، اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت کند محمد مسعود را، در روزنامه مرد امروز نوشته بود: هر وقت این دو ساعت با هم میزان بشوند، کار مملکت هم میزان خواهد شد.
📌این نکته آن قدر ظریف بود که دهان به دهان میگشت و شهرداری چون دید که واقعاً نمیتواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم، آن ساعتها و ستون ساعت را از میدان برداشت.به عقیدۀ من معجزۀ کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی آن نیست، در این که تورّم در آن جا از همه کشورها کمتر است هم نیست، در بی طرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در عدم قبول عضویت در اتحادیه اروپا هم نیست، در آب و هوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن نیست، معجزۀ سوئیس در این است که بیش از پنجاه ساعت، با شکل و شمایل مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن است، و هیچ کدام از این ساعت ها حتّی یک ثانیه با هم تفاوت ندارند. توفیق سوئیس در همین امر جزئی ما را آگاه می کند چنین ملّتهایی میتوانند معجزۀ سیاسی و اقتصادی هم داشته باشند.
🛜تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه خواندیم نوشته استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تاریخپژوه و ادیب معاصر است. هر چند بدیهی است که منظورشان این نبوده که اگر روزی روزگاری تمام ساعتهای ایران دقیق باشند و یک عدد را نشان بدهند، همۀ مشکلات ما برطرف میشود. اما به نکتۀ ظریفی اشاره کرده و روی مساله مهمّی انگشت گذاشته. ما در ایران اکنون با یک نسل توسعهخواه روبرو هستیم که حسرت و آرزوی توسعه را دارد. اما باید از نسل توسعهخواه عبور کنیم به نسل توسعه آگاه (۲۵٪ جامعه ایران) و نسل توسعه آفرین (۳٪ جامعه).
۵ ویژگی برای نسل توسعه آگاه/آفرین وجود دارد که یکی از این پنج ویژگی انضباط (دیسیپلین) است. (باقی ویژگیها در اینجا تشریح شده) احتمالاً همه ما کلمه دیسیپلین را شنیدهایم. اما به چه جامعهای با دیسیپلین میگوییم؟ جامعهای که به این مثلّث طلایی احترام بگذارد: زمان-قاعده-برنامه.
● زمان محترم باشد. تفاوت هفت و هفت و پنج دقیقه کاملاً درک شود و بدانیم که یک اختلاف ۳۰۰ ثانیه ای بین همین دو وجود دارد.
● قاعدۀ محترم شمرده شود. یعنی آن که تصمیمات و اقدامات ما بر اساس یک مبنای مشخص، معقول و مقبول باشد و سلیقه و هیجان،فامیل/قوم سالاری، پارتی بازی، هم حزبی گری، بر شئونات جمعی ما تاثیر نگذارد. قاعده سالاری یعنی پیش بینی پذیری آینده و یعنی کاهش هزینه های تعاملاتی.
● برنامه محترم شمرده شود. برای امور مهم، جدولی وجود داشته باشد که بگوید دقیقاً چه کسی؟ چه کاری؟ را چه زمانی؟ انجام میدهد و منجر به تولید چه چیزی؟ (اقلام قابل تحویل) میشود؟ کلمه برنامه را به لجن نکشیم و به هر ایده خامِ شفاهیِ تست نشدهای، برنامه نگوییم!
احترام به مثلّث طلایی «زمان، قاعده و برنامه» باعث میشود که در گذار زمان به این ویژگیها آراسته شویم:
📌تعهّد به چرخه
• ارایه برنامه مشخّص مکتوب (و نه حرفهای پراکنده شفاهی مبهم)
• اجرای مبتنی بر برنامه (و نه هر روز هر کاری به ذهنمون رسید انجام دهیم)
• پایش سیستماتیک و یادگیری (سنجش انحراف بین برنامه مکتوب و نتایج اجرا و تحلیل انحراف ها)
🔻گذار از فرهنگ شفاهی به مکتوب(فرهنگ شفاهی بسیار مستعد سه چیز است: فراموشی، ابهام و زیر تعهّدات زدن)
🔻تبدیل وعده ها به تعهد
آیا تربیت نسل توسعه آگاه /آفرین، تنها مسیر و سریع ترین مسیر توسعه است؟ جواب هر دو قطعا خیر است. اما به دلایلی که قبلا گفته شده، برخی مسیرهای توسعه در ایران محدود و مسدودند بنابراین باید از روزنه هایی که باقی مانده استفاده کرد. نیلوفرآبی، نتوکراسی، مشق شب و تربیت نسل آتی چهار استراتژی توسعه ایران هستند (اینجا بیشتر بخوانید) که در این نوشته به یک مورد از آنها اشاره شد.
📌می توانیم این نوشته را بخوانیم و فراموش کنیم،یا تصمیم بگیریم که؛
➖خودمان از این به بعد در زندگی شخصی و از آن مهم تر در تعاملات جمعی مان به مثلّث طلایی زمان-قاعده-برنامه احترام بگذاریم.
➖تا آنجا که می توانیم این مثلث طلایی را به دیگر منتقل کنیم و ترویج دهیم. مثلا به جای وعده های هوایی-شفاهی، تعهدات عملی-مکتوب بدهیم.
➖نخواهیم یک شبه کل کشور را توسعه بدهیم، ولی هدف گذاری کنیم که یک جامعه کوچک (مثلا مدرسه، خانواده، اداره، دپارتمان، گروه) را با این سه اصل اداره کنیم.
➖نخواهیم همه به این سه اصل احترام بگذارند، خودمان را متعهد کنیم که علی رغم فشارهای هنجاری جامعه به این سه متعهد باشیم و تا آنجا که می توانیم نسل بعدی را با این سه اصل پرورش دهیم. ملتی که به این مثلث طلایی بی احترامی کند، به آینده خودش بی توجهی کرده است.
📝 دکتر مجتبی لشکربلوک