رجزخوانی بس است مام وطن در خطر است
🔴 رجزخوانی بس است
مام وطن در خطر است
✍️ ناصر دانشفر
مشرقنیوز در تاریخ ۲۹ مهر سال ۱۴۰۲، تحلیلی را با عنوان «۶ ارتش سردار سلیمانی در مقابل رژیم صهیونیستی» منتشر نمود. این نوشتار با ذکر خطابهٔ زیر از رهبر جمهوریاسلامی، آغاز گردیده است.
«اگر چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمانها بیتاب میشوند، نیروهای مقاومت بیتاب میشوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمیتواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که "نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند"، کسی نمیتواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بیتاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد. البتّه رژیم صهیونیستی هر کار هم بکند، جبران شکست مفتضحانهای را که در این قضیّه خورد نخواهد توانست بکند».
در ادامهٔ این مطلب نگارنده مرقوم نموده است که «سپهبد قاسم سلیمانی ۳ ماه قبل از شهادت خود در جلسهای با فرماندهان ارشد نیروهای مسلّح، جغرافیای محور مقاومت را تشریح کرد. در این جغرافیا ۶ ارتش خارج از مرزهای ایران سازماندهی و در کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه مستقر شده است. عمق این کانال تا اعماق اراضی اشغالی کشیده شده است. بلوک آمریکا برای تسلّط بر منطقه باید از این ۶ ارتش عبور کند. سردار سلیمانی این ۶ ارتش را به شرح ذیل معرّفی میکنند:
دو ارتش در فلسطین اشغالی به نامهای حماس و جهاد اسلامی،
یک ارتش در لبنان به نام حزب الله،
یک ارتش در عراق به نام حشدالشعبی،
یک ارتش در یمن به نام انصارالله
و یک ارتش در سوریه. »
سپس نویسنده به شرح توانمندیهای این لشکرها میپردازد و به طرفهای درگیر هشدار میدهد که حرف حضرتآقا را جدّی بگیرند وگرنه کارشان با کرامالکاتبین است. اکنون که حدود یک سال و نیم از این ماجرا میگذرد، چگونگی این درک میدانی با واقعیتهای موجود و روی زمین بر همگان روشن شده است. در آخرین موضعگیری یکی از افراد مسئول در این زمینه، سردار سلامی فرمودهاند که «ایران نقشی در تنظیم سیاستهای ملّی یمن ندارد». مطلبی که از حماس آغاز شد، در مورد حزبالله و حشدالشّعبی امتداد یافت و اینک به صراحت در مورد یمن بیان میگردد.
گیریم این یک واقعیت غیرقابل انکار باشد و این نیروها در اتّخاذ راهبردهای خود هیچگونه تبعیت که هیچ، حتی تأثیرپذیری از کشورمان نداشته باشند. با این حساب این سؤال به حقّی است که با کدام دلیل و بیّنه طوری وانمود کردید که نظاممقدّس، به واسطهٔ برخورداری از پشتیبانی این ۶ لشکر، چنان قدرتی دارد که غرب باید در برابر آنچه که شمایان روی میز میگذارید، سر تمکین فرود آورد؟
علاوه براین چرا به این مسئله اندیشه نکردید که وقتی به دنیا پالس میدهید که اکنون ما امکان اثرگذاری و جلوگیری از ورود این نیروهای بالقوّه به جنگ با اسرائیل را داریم و فردا به دلیل حجم جنایات شما در غزه، ممکن است آنها از ما حرف شنوی نداشته باشند، علناً دارید به دنیا اعلام میکنید که تنها گزینهٔ غربیها برای از کنترل خارج نشدن اوضاع در این منطقهٔ وسیع، جمهوریاسلامی است و بس. با کدام منطق به گونهای سخن گفتهاید که اکنون در برابر مواضع هیتلر جدید جهان مجبور به اتخاذ مواضعی ذلیلانه شوید و در کمال وقاحت پشت این آخرین لشکر خودی را هم خالی کنید؟
گذشتهها گذشته و بنده و افراد همفکر من با یادآوری این مطالب نفعی عاید ملک و مملکت نخواهیم نمود، مگر این که از آن برای آیندهٔ وطن نقش عبرتآموزی در نظر گرفته باشیم. زعمای قوم، سرداران سپاه، آقایان استراتژیست، شما را به خدا بیش از این با اطّلاعات غلط و فضایی خود، ولیامر مسلمینجهان را به اشتباه نیندازید. شما یک بار نتایج حملات مستقیم رژیم صهیونسیتی که نه در واقع خود آمریکا را در پس عملیات وعدهٔ صادق ۲، تجربه نمودهاید و امروز بی کم و کاست به توان طرف مقابل آشنا شدهاید، لطفاً لطفاً کشور را به سمت و سوی جنگ نبرید.
یقین دارم که شمایان میتوانید ضربات اساسی به منافع غرب به ویژه آمریکا بزنید، اما دودوتا چهار تا کنید و ببینید آیا این به هزینههای آن میارزد؟ نیاز به گفتن نیست که باید در تعیین راهبرد آتی وضعیت معیشتی و رضایتمندی مردم از حاکمیّت را، آن هم به شکل واقعی و نه مستند به نمایشهای خیابانی ۲۲ بهمن لحاظ کنید. نظام با تحمیل انواع ناترازی به کشور از وضعیت خوبی برخوردار نیست، شما یک دلیل پیدا نمیکنید که در صورت وقوع جنگ حمایت مردمی را پشت خود داشته باشید.
به صراحت عرض میکنم که این همه ضجّه نه برای ماندن شماست که حضورتان را در عرصهٔ سیاسی کشور سم مهلک میپندارم، اما یقین دارم که در صورت وقوع جنگ، ایران عزیز صدها سال به عقب خواهد رفت و معلوم نیست که چه آخر و عاقبتی در انتظار این مردم بلاکشیده باشد. جنگ نعمت نیست، جنگی که پایان آن ویرانی ایران است، عین نقمت است، با هر متر و معیاری که حساب کنید، احتراز از جنگ از اوجب واجبات است.
*کانال نویسنده
@kaleme