تا نفت میجوشد ما میخروشیم
تا نفت میجوشد ما میخروشیم
وزیر خارحه شوروی سابق در کتاب خاطرات خود مینویسد:
در سفر به تهران از مسئولین جمهوری اسلامی پرسیدم:
رفتارهای سیاسی و اقتصادی شما با منطق سیاسی و اقتصادی سازگار نیست. پس کشور شما چگونه اداره میشود؟
مسئولان ایرانی با خنده جواب میدادند: این کشور را امام زمان اداره میکند!
سفیر شوروی میگوید: من تحقیق کردم، گمان نمیکنم امام زمان ایرانیها کسی باشد که قرار است از آسمان بیاید. منظور مسئولان ایرانی از امام زمان همان نفتی است که در این سرزمین میجوشد و حکومتشان را از حساب و کتاب اقتصادی و سیاسی و برنامهریزی و تعامل با دنیا بینیاز کرده است.
بیش از صد سال است که ایران در چاه نفت افتاده است. بیش از صد سال است که بودجههای سالانۀ کشورمان را قیمت نفت مینویسد، نه نظریّههای جهانشمول در اقتصاد و سیاست.
نفت، شاه را مستبد کرد، تا آنجا که گفت: (حزب فقط حزب رستاخیر، هرکس نمیخواهد کشور را ترک کند). نفت، باد غرور در آستین ژندۀ ما افکنده است که به هیچ یک از پیامدهای عمل و سخن خویش نمیاندیشیم و چنان شعارهایی میدهیم که لرزه بر اندام هر اقتصاد و هر سرنوشتی میاندازد.
سرمست از جام نفت، به ریش همه تجربههای بشری و نظریّههای علمی در اقتصاد و سیاست میخندیم. به پشتوانۀ نفت میغرّیم و میتازیم و چنگ به روی این و آن میاندازیم.
این هیاهو که اکنون در جهان افکندهایم به مدد نفت است، نه به معجزۀ منطق و تدبیر و آرمان. نفت، سیاست و اقتصاد و فرهنگ و حتی سنّت و شیوۀ دینداری ما را جیرهخوار خود کرده است.
تا وقتی که حوزههای علمیّه دست در جیب نفت دارند، علوم انسانی را به چیزی نمیگیرند. نفت، جای تولید و مالیات و پیوندهای ملّی و همکاری دولت و ملّت را گرفته است.
نفت به دولتها میگوید من مردم را به شما نیازمند میکنم و شما را از مردم بینیاز میسازم. هیچ سیاستی نیست که به رأی و نظر مردم، بیش از دلارهایی که من به خزانه وارد میکنم، نیازمند باشد. مبادا به هزینهها و زیانها بیندیشید، مبادا نگران پول باشید؛ همه بر گردن من است. من از دل زمین میجوشم تا آرزوهای شما را برآورم. جوشیدن از من و خروشیدن از شما.
چهل و شش سال گذشته فقط آقازادهها و طبقۀ مرفّه جامعه نمایندگان مجلس و بچّههای وزرا آز پول نفت کیف کردند. سفر خارج و اروپا و اقامت درکانادا و امریکا گرفتند. و ملّت آرزوی سالی بهتر میکردیم که نیامد هرگز. هرچه نیمه شبها نماز خواندیم و دعا کردیم فایده نبخشید .
افسوس که برای پایان دادن رنجهای ما بیچارگان عدالت وجود ندارد.نمیدانم ازکی و کجا شکایت کنیم.
از دشمنان به دوستان شکایت برند
چون دوست دشمن است شکایت کجا برند.
خداوندا آگاهمان کن که موفّقیّت در آگاهی ست.
راستی چه خبر از «تمدّن نوین اسلامی»؟ چرا در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد همهجا سخن از تمدُّنسازی بود و اکنون کمتر از آن سخن میگویند؟ جز این است که در آن سالها ایران بیشترین درآمدهای نفتی را در ۱۱۰ سال گذشته داشت و بلکه آن مقدار پول نقد که در آن چند سال به خزانۀ دولت وارد شد بیش از همۀ درآمدهای نفتی ایران از روز نخست تا سال ۱۳۹۰ بود؟
چاه نفت، همان خم رنگرزی است که شغالی در آن افتاد و چون برآمد، خویش را طاووس علّیین دید. تا زمانی که نفت میجوشد، ما دنیا را و قوانین سیاست و اقتصاد را به سخره میگیریم و پرچم ها میسوزانیم و از دیوار سفارتها بالا میرویم و شعار مرگ بر این و آن ما گوش فلک را پر میکند. سالهاست که نفت میجوشد و ما میخروشیم.