🔵 در فضیلت به‌موقع کناره گرفتن

یکی از موضوعاتی که گاه به‌نحو روزمره با آن روبرو می‌شویم و اما کم‌تر در باب آن می‌اندیشیم این است که:

❓ چه‌وقت از کاری که به آن مشغولیم، کناره‌جویی کنیم؟

چه‌وقت از یک رابطه که موجب نگرانی و رنج‌مان می‌شود، بیرون بیاییم؟

چه‌وقت پروژه‌ای را که درحال زیان‌دهی است، تعطیل کنیم و از آن کناره بگیریم؟

چه‌وقت گفت‌وگوی با دیگری را پایان دهیم و یا میهمانی را ترک کنیم؟

چه‌وقت باید از صندلی قدرت و ریاست پایین بیاییم؟

وقت مناسب برای آن‌که صحنه را به دیگران بسپاریم و رخت و بخت خویش را از آن بیرون کشیم، چه وقتی است؟

این وقت مناسب و به‌موقع کناره‌گیری از...، آیا معیار و محکی هم دارد؟

آیا می‌شود از قبل متوجه شد که وقتش فرارسیده است که باید کناره بگیریم و از موقعیتی که در آن قرار گرفته‌ایم بیرون بیاییم؟

وقتی به آن‌چه از سر گذرانده‌ایم و به مجموعه‌ی ضرر و زیان‌هایی که متحمل شده‌ایم و به رنج‌هایی که کشیده‌ایم نگاه می‌کنیم، به صرافت درمی‌یابیم که از یک جایی به‌بعد باید از کاری که می‌کرده‌ایم انصراف می‌دادیم و کناره می‌گرفتیم، اما چنین نکرده‌ایم و به همین علت دچار انواع خسارات و مشکلات شده‌ایم؛ به‌نحوی که آرزو می‌کنیم زمان برگردد، تا به‌موقع کناره بگیریم و دامن خود را از مسئله برچینیم. اگر در عالم خیال از کسانی مانند قذافی و صدام حسین بپرسیم که اگر زنده می‌شدید، چه می‌کردید و آیا روندی که در آن قرار داشتید را ادامه می‌دادید، احتمالا خواهند گفت، باید در فلان موقع مناسب از قدرت کناره می‌گرفتیم تا چنین تحقیر نمی‌شدیم و چنین به تباهی نمی‌رسیدیم.

یک ورشکسته‌ی مالی نیز خواهد گفت کاش از بازی که هرچه بود باخت بود، به‌موقع کناره می‌گرفتم تا چنین آس و پاس نمی‌شدم.
یکی از نشانه‌های آشکار انسان خردمند این است که هوشیارانه می‌زید و نسبت به افت و خیزها حساسیت لازم را دارد. انسان خردمند می‌داند که زمانه همواره چنان نخواهد بود که او می‌پسندد و می‌خواهد. می‌داند آدمی در فراز و نشیب سود و زیان گام می‌نهد، از این‌رو متوجه است که یکی از لوازم مواجه شدن با ناپایداری این جهان، بیرون جهیدن از مردابی است که اگر تعلل کند، در آن مدفون خواهد شد. عقل عملی و حکمت انسانی حکم می‌کند پیش از آن که تمام سرمایه‌اش را در قمار ببازد، دست از قمار قدرت و ثروت بشوید و درست به‌موقع از بازی بیرون بیاید.

چرخ گردون رحم ندارد، آنانی را که به‌موقع از آن پیاده نمی‌شوند، صورت‌شان را به‌سختی به سنگ واقعیت می‌کوبد و به ناگواری از گردونه، به ناکجاآباد پرتاب می‌کند.
"به‌موقع کناره‌گیری"، از دو فضیلت سیراب می‌شود:
۱. عقلانیت و حکمت
۲. تهذیب نفس و اخلاق
به‌عبارتی دیگر، کناره‌گیریِ به‌موقع، هم‌زمان ناشی از فضیلت عقلانی و فضیلت اخلاقی است. گرچه اخلاق در "به‌موقع کناره‌گرفتن"، نقش اساسی بازی می‌کند، اما نباید آن را صرفا به امری اخلاقی و فردی تقلیل داد. از میان عوامل اخلاقی، "قناعت و بسندگی" در کانون، قرار دارد. حرص و طمع، مهم‌ترین مانع اخلاقی بیرون رفتن به‌موقع از روندی است که باید کنارش نهیم.
اما بیش از آن‌که موضوع به اخلاق ارجاع داشته باشد به خردمندی و دانایی آدمی مربوط است. وقتی شخصی می‌داند که وقت ترک کردن موقعیت است، این "می‌داندِ" او بیش از هر چیزی، به عقلانیت و هوشمندی او معطوف است. به‌واقع، در این‌جا ما با نوعی محاسبه‌ی عقلانی روبرو هستیم. سنجش و آزمودن و محاسبه‌ی دقیق سود و زیان می‌تواند به ما کمک کند که بفهمیم چه "وقت"، وقت مناسبی برای کناره جستن از قدرت است. اجمالا می‌توان نتیجه گرفت که هرگاه زیان ماندن در موقعیت، بیش از سودش باشد، بهتر است ترک تعلق و پیوند نماییم و موقعیت را به دیگری واگذار کنیم.
یکی از ارکان فضیلتِ عقلانی در "به‌موقع کناره‌جویی"، مهار آرزواندیشی و توجه اکید به واقعیت‌ها است. "واقعیت"، سنگ ترازو و معیار سنجش فهم موقعیت ما است. "واقعیت" به منزله‌ی داور نهایی، باید سخن آخر را بزند و مشخص کند در چه موقعیتی قرار داریم. همواره باید به هوش بود که واقعیت چه پیامی برای ما مخابره می‌کند. اما عموم کسانی که می‌مانند تا زیر بار واقعیت‌های ستبر و تلخ خرد شوند، آنانی هستند که بیش از آن‌که واقعیت را ملاک فهم‌شان قرار دهند، آرزواندیش‌اند و بر اساس خوشایندها و بدآیندهای خود عمل می‌کنند. چیزی که نمی‌توانند بپذیرند این است که واقعیت، اساساً و مطلقاً از آرزوی آدمی تبعیت نمی‌کند. بسیاری از کسانی که به سرنوشت هولناک و سیاهی دچار می‌شوند از آن‌رو است که درک‌ از موقعیت‌شان متّکی بر داده‌های واقعی نیست.

✔️ آنان که فاقد "فضیلت به‌موقع کناره‌گرفتن" هستند، بیش از هر علتی، سرنوشت خفّت‌بارشان ثمره و نتیجه‌ی دو علّت است:
۱. حرص و طمع
۲. آرزواندیشی و چشم بستن بر واقعیت‌ها
✍️ علی زمانیان - ...۱۱ /۰۵/ ۱۴۰۲
برداشت از کانال خرد منتقد

https://t.me/mrshkyaddasht👈