ایران در حسرت تاریخی آزادی و دموکراسی....

یادداشتی از : اسماعیل پهلوان

با دقت در چگونگی شکل‌گیری و پیروزی انقلاب‌های ایران از مشروطه تاکنون می توانیم به یک نقطه مشترک برسیم و آن، تعویض پوسته ظاهری حکومت از یک قالب به قالب دیگر بود، در حالی که ماهیت اصلی دیکتاتوری آن همچنان پابرجا ماند و حتی با وجود استمرار مظاهر دموکراسی و آزادی در این نظام‌ها، همچون مجلس شورا و رسانه‌ها، اما همچنان جامعه از رسیدن به روح آزادی و دموکراسی واقعی محروم ماند.


در این میان بایستی با نگاهی موشکافانه، به آسیب شناسی این معضل تاریخی پرداخت. راهکارهایی مانند رجوع به آرا و تجربه های محققان کارکشته برای شناسایی دلایل این ناکامی تاریخی و سپس تدوین یک برنامه مدبرانه برای رفع این موانع به همراه کوششی پیگیر می‌تواند ما در نیل به این امر حیاتی یاری رساند.

رجوع به دیدگاه‌های محققانی همچون ماشاءالله آجودانی که به ضرورت یک انقلاب فرهنگی در جامعه معتقدند می‌تواند فصلی تازه در دفتر پرفراز و نشیب تلاش‌های تاریخی ملت ایران برای خلق یک انقلاب سیاسی پایدار و موفق بیافریند.


زیرا با کمی دقت و تامل در اندیشه‌های این محقق و نویسنده نام آشنا می توان عقلانیتی اصیل را در آرای او مشاهده کرد.

در دیدگاه آجودانی، انقلاب فرهنگی آغاز و تداوم یک حرکت پویا،دائمی و آزاد فکری به همراه بده بستان‌های آزاد فرهنگی جامعه ایرانی با دیگر جوامع بشری است تا در نتیجه آن، انسان ایرانی بتواند به یک فهم و بینش صحیح برای تعمیق دموکراسی و حراست از آن دست یابد. بینشی که کارل پوپر از آن، به نام بلوغ معنوی یاد می کند.
مصادیق این بلوغ معنوی را می توان در اصالت قایل شدن برای آزادی بیان و تحمل مخالف بدون ایجاد چهارچوب های محدودکننده غیرعقلانی برای آن‌ها نگریست تا در نتیجه بتوان از دموکراسی به عنوان یک ارزش و هدف والا و نه فقط یک ابزار برای رسیدن به قدرت پاسداری کرد.
مسلماً جامعه‌ای که دارای این بلوغ معنوی باشد قابلیت رسیدن به یک جامعه باز، آزاد و دموکرات و تداوم آن را خواهد داشت.
بنابراین برای این تحول و دگرگونی همه جانبه فرهنگی لازم است که جامعه ایرانی از جایگاه مدعی فرهنگی و اجتماعی کنونی نزول کرده و جایگاه واقعی خود را به عنوان جزئی از جامعه جهانی که تاکنون در تکامل علوم بشری نقش داشته، بپذیرد. پذیرفتنی بدون تعصب، خود بزرگ بینی و یا خود کم بینی.
پذیرش نقاط قوت و ضعف در علوم گوناگون و دست برداشتن از طرح های مضحک و از پیش شکست‌خورده‌ای همچون اسلامی کردن علوم انسانی و دیگر علوم که از سال‌های اولیه انقلاب ۵۷ تاکنون در جمهوری اسلامی دنبال می‌گردد، باعث می شود کلیت جامعه بتواند از دستاوردهای موفق بشری برای پیشرفت کشور در زمینه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... استفاده کند و خود نیز بر غنای آن بیفزاید.


📚📚