بار غم کلمه‌ی سرقت‌اولی

محمدرضا جلایی پور

امشب دوستی از رئيس پلیس تهران نقل کرد که گفته تعداد «سرقت‌اولی‌ها» رشد زیادی داشته. هنوز زیر آوارِ غم این‌کلمه‌ام: سرقت‌اولی.
هفته‌ی پیش در مترو دوستی را دیدم که با مدرک دکترا دست‌فروشی می‌کرد. چشم‌درچشم‌ شدیم. کنارم نشست و هق هق گریه کرد و اشک ریخت. گفت کار پیدا نمی‌کند و مدتی پایان‌نامه‌ی پولی می‌نوشته و از خودش بدش آمده و به خودش گفته دست‌فروشی شریف‌تر است.
دیروز در تحلیلی خواندم که بدون شکسته‌شدن تحریم‌ها یا بازتوزیع عادلانه‌تر و موثرتر ثروت، همه‌ی ایرانیانی که از سال ۹۲ از زیر خط فقر شدید خارج شده بودند، ظرف امسال و سال پیش رو دوباره به زیر خط فقر شدید می‌روند.

روزی نیست که هم‌وطنانی را به چشم سر نبینیم که دارند زیر بار فشار سنگین تامین هزینه‌های اولیه‌ی خوراک و مسکن و بهداشت ‌خانواده‌هایشان کم می‌آورند.
جناب سیاست‌گذاری که مانع توزیع عادلانه‌تر و موثرتر یارانه‌های پنهان و آشکار می‌شوی!
نماینده‌ی مجلس و مجمع تشخیصی که مانع تصویب FATF و پالرمو می‌شوی با این‌که بار سهمگین روی دوش مردم اضافه می‌کند!
جناب وزیر و مدیری که با انتصاب‌های غیرشایسته‌گزینانه و تصمیمات غیرکارشناسانه موجب حیف و میل منابع عمومی می‌شوی!
اصولگرای مدعی عدالتی که مانع تلاش‌های دیپلماتیک برای شکستن تحریم‌ها می‌شوی!
سیاست‌مداری که مانع اقتضائات جذب سرمایه‌ی داخلی و خارجی برای رونق گردشگری و تولید و ایجاد اشتغال می‌شوی!
مسئولی که مانع لوازمِ ساختاری و سیاستیِ کاهش فقر شدید می‌شوی!
رئيس قوه‌ و مدیر عالی‌رتبه‌ای که برای کندن ریشه‌های فساد سیستماتیک و افزایش رونق و رشد اقتصادی و بهبود بازتوزیع عادلانه‌ی ثروت و حمایت از ضعیف‌ترین ایرانیان تلاش کافی نمی‌کنی و در مواردی حتی مانع اصلاحات حقوقی و حقیقی می‌شوی!
چطور شب‌ها با آرامش می‌خوابی؟
من که بر مسند تصمیم‌گیری‌ای نیستم، امشب خوابم نمی‌برد.