اندر حکایت تصمیم های خلقالساعه
✅اندر حکایت تصمیم های خلقالساعه
✍️بهروز صادقی
جناب دکتر قاضی زاده هاشمی هم رفتند.البته نه خدای نخواسته به آن دنیا! بلکه استعفا کردند.
وزارت بهداشت و درمان با طرحی عظیم، انرژی بَر و بسیار پرهزینه، تنها مانده و تقریباً هیچ راهی برای رفت یا برگشت وجود ندارد.
رفتن به این راه، دهها هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارد و برگشت از آن نیز به واسطه بیمه شدن میلیون ها نفر و برخورداری از خدمات تقریباً رایگان،می تواند به یک معضل بزرگ حتی امنیتی مبدل شود که صد البته در شرایط " همیشه حساس" ما جایی برای این یکی نمی شود پیدا کرد.
۲۲ بهمن هم گذشت و انقلاب میانسال شده ما در تدارک برگزاری جشن دیگری است..
اما برای یک فرد بالیده و بالغ شده و حالا به همراه انقلاب، میانسال شده چون مخلص، این سوال مطرح است که تا کی باید از طرح های خلق الساعه، فاقد برنامه ریزی، بدون الگو، احساسی، و فاقد پشتوانه آسیب ببینیم؟
در تمامی وزارتخانهها و نهادها تا دلتان بخواهد از این قبیل شیرین کاری های کشنده می توانید پیدا کنید...
1️⃣طرح سد سازی!!!تغییر جغرافیای طبیعی و زیست بوم مردم ایران زمین که بر اساس تمایلات شخصی و بدون هیچ گونه پشتوانه علمی صورت گرفت..
2️⃣استقلال کشاورزی! که یک آرزوی غیر ممکن در اقلیم خشک و نیمه خشک ایران بود.
چاهها حفر شد و بعد داد و هوار و بر سر کوفتن از راهی که باز هم نه امیدی به رفتن بود و نه امکانی برای بازگشت وجود داشت.
3️⃣خودرو سازی! رانت خودروسازان و بلایی که این غول های کاغذی بر سر ملت ایران آوردند، شاید با حمله مغول و صدام هم قابل مقایسه نیست. متولیان این صنعت مافیایی، هم جیب مردم را خالی کردند و هم جان آن ها را گرفتند. درست مانند شبیخون، آن هم در روز روشن.
4️⃣تربیت دانشجو! دانشگاه های آزاد و نه چندان آزاد و غیر انتفاعی، و پولی و پردیس و پیام نور و....میلیون ها فارغ التحصیل تحویل جامعه دادند و ثروت های عظیم انباشتند ،اما در قبال سلامت، بهداشت، و از آن ها مهم تر، آینده این دانش آموختگان هیچ تعهدی نداشتند و ندارند. به کیفیت آموزش آن ها کاری ندارم که اظهر من الشمس است.
5️⃣مسکن مهر!
یک نفر دلش خواست و هزاران میلیارد برای خانه دار شدن من و شما هزینه کرد. نیّتش خیر بود!
البته میخواست در ونزو ئلا و سوریه و دیگر نقاط کره زمین و حومه،همین کار را بکند که مهلتش به سر رسید و ما ماندیم و هزاران خانه در حال ساخت و نیازمند بودجه و صد البته بسیار امن و مطمئن!...بازهم راه پس و پیش مسدود است.
6️⃣کاغذ پاره! گفتیم تحریم کنید تا تحریم دانتان پاره شود. تحریم کردند و تا مرز افلاس و ورشکستگی رفتیم.. تلاش بسیاری شد تا موضوع جمع و جور شود اما به هرحال فردی یا افرادی با آرزوی مرگ ملتی یا دولتی، بر هیزم آتش میافزودند.. دلشان میخواست!
7️⃣خصوصی سازی! آن را اگر به کار میبستیم که خوب بود، اما ما این واژه مهم و موثر را با شخصی سازی و خصولتی سازی اشتباه گرفتیم و موسسات و شرکتها و کارخانهها را به پسرخالهها و خواهرزاده و به خصوص دامادهای تازه تاسیس!! واگذار کردیم و بدین سان بود که فریاد از خلق برآمد که:
✍️بهروز صادقی
جناب دکتر قاضی زاده هاشمی هم رفتند.البته نه خدای نخواسته به آن دنیا! بلکه استعفا کردند.
وزارت بهداشت و درمان با طرحی عظیم، انرژی بَر و بسیار پرهزینه، تنها مانده و تقریباً هیچ راهی برای رفت یا برگشت وجود ندارد.
رفتن به این راه، دهها هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارد و برگشت از آن نیز به واسطه بیمه شدن میلیون ها نفر و برخورداری از خدمات تقریباً رایگان،می تواند به یک معضل بزرگ حتی امنیتی مبدل شود که صد البته در شرایط " همیشه حساس" ما جایی برای این یکی نمی شود پیدا کرد.
۲۲ بهمن هم گذشت و انقلاب میانسال شده ما در تدارک برگزاری جشن دیگری است..
اما برای یک فرد بالیده و بالغ شده و حالا به همراه انقلاب، میانسال شده چون مخلص، این سوال مطرح است که تا کی باید از طرح های خلق الساعه، فاقد برنامه ریزی، بدون الگو، احساسی، و فاقد پشتوانه آسیب ببینیم؟
در تمامی وزارتخانهها و نهادها تا دلتان بخواهد از این قبیل شیرین کاری های کشنده می توانید پیدا کنید...
1️⃣طرح سد سازی!!!تغییر جغرافیای طبیعی و زیست بوم مردم ایران زمین که بر اساس تمایلات شخصی و بدون هیچ گونه پشتوانه علمی صورت گرفت..
2️⃣استقلال کشاورزی! که یک آرزوی غیر ممکن در اقلیم خشک و نیمه خشک ایران بود.
چاهها حفر شد و بعد داد و هوار و بر سر کوفتن از راهی که باز هم نه امیدی به رفتن بود و نه امکانی برای بازگشت وجود داشت.
3️⃣خودرو سازی! رانت خودروسازان و بلایی که این غول های کاغذی بر سر ملت ایران آوردند، شاید با حمله مغول و صدام هم قابل مقایسه نیست. متولیان این صنعت مافیایی، هم جیب مردم را خالی کردند و هم جان آن ها را گرفتند. درست مانند شبیخون، آن هم در روز روشن.
4️⃣تربیت دانشجو! دانشگاه های آزاد و نه چندان آزاد و غیر انتفاعی، و پولی و پردیس و پیام نور و....میلیون ها فارغ التحصیل تحویل جامعه دادند و ثروت های عظیم انباشتند ،اما در قبال سلامت، بهداشت، و از آن ها مهم تر، آینده این دانش آموختگان هیچ تعهدی نداشتند و ندارند. به کیفیت آموزش آن ها کاری ندارم که اظهر من الشمس است.
5️⃣مسکن مهر!
یک نفر دلش خواست و هزاران میلیارد برای خانه دار شدن من و شما هزینه کرد. نیّتش خیر بود!
البته میخواست در ونزو ئلا و سوریه و دیگر نقاط کره زمین و حومه،همین کار را بکند که مهلتش به سر رسید و ما ماندیم و هزاران خانه در حال ساخت و نیازمند بودجه و صد البته بسیار امن و مطمئن!...بازهم راه پس و پیش مسدود است.
6️⃣کاغذ پاره! گفتیم تحریم کنید تا تحریم دانتان پاره شود. تحریم کردند و تا مرز افلاس و ورشکستگی رفتیم.. تلاش بسیاری شد تا موضوع جمع و جور شود اما به هرحال فردی یا افرادی با آرزوی مرگ ملتی یا دولتی، بر هیزم آتش میافزودند.. دلشان میخواست!
7️⃣خصوصی سازی! آن را اگر به کار میبستیم که خوب بود، اما ما این واژه مهم و موثر را با شخصی سازی و خصولتی سازی اشتباه گرفتیم و موسسات و شرکتها و کارخانهها را به پسرخالهها و خواهرزاده و به خصوص دامادهای تازه تاسیس!! واگذار کردیم و بدین سان بود که فریاد از خلق برآمد که:
مرحمت فرموده ما را مس کنید.. نخواستیم!
🛄طرح تحول سلامت هم یکی از همان طرحهای محکوم به شکست اما با هزینه بسیار در رفت یا برگشت بود...
بی مطالعه، بدون الگوی زنده و فعال و موفق، و بدون محاسبه منابع... و فقط در جهت کسب رضایت کوتاه مدت مردم..
رضایتی که اگر همین منابع در مسیر درست خود (تقویت بیمه ها و حذف تمرکز از دولت) قرار می گرفت، میتوانست بسیار عمیق تر و پایدارتر باشد...
❗️یک بار دیگر می روم سراغ دیکشنری ! می خواهم ببینم برای "#پوپولیسم" یک مثال جدید تعریف شده یا خیر!
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 6:33 توسط برزو برازنده
|