ایران و مردمی جهان اولی!

✍️رحیم قمیشی

🔗در آمریکا نزدیک یک قرن است حکومت بین جمهوری‌خواهان و دمکرات‌ها دست به دست می‌شود.
جمهوری‌خواهان از طبقات بالای اقتصادی و کارخانه‌داران حمایت می‌کنند و استدلال‌شان هم این است که با تقویت سرمایه‌داران بزرگ، عملا کارگران و طبقات پایین هم، برخوردار خواهند شد.
جمهوری خواهان مالیات‌ها را پایین می‌آورند و حمایت‌های مستقیم‌شان را از مستمندان و نیازمندان برمی‌دارند.

🔗در مقابل دمکرات‌ها معتقدند باید از طبقات بالا و صاحبان سرمایه‌ها مالیات بیشتری گرفت و طبقات پایین را مورد حمایت قرار داد، نظام سلامت آقای اوباما دقیقا همین بود.
او پول چاپ نکرد. مالیات‌ها را افزایش داد تا بتواند به طبقات پایین خدمات بیشتری بدهد و ترامپ هم آن را و عضویت در معاهده پاریس و بسیاری معاهدات دیگر را با همان ایده جمهوری‌خواهان لغو کرد.

🔗این که جمهوری‌خواهان و دمکرات‌ها دارای شعبات متعددی هستند و تندرو و کندرو و میانه‌رو هم دارند جای بحثش اینجا نیست.
اما مهم برای من تاکید بر این مسئله است؛
یکی می‌گوید مالیات‌ها را افزایش می‌دهم تا بتوانم اهدافم را برآورده کنم. آن یکی می‌گوبد مالیات‌ها را کاهش می‌دهم و حمایتم را از اقشار پایین برمی‌دارم. خیلی صریح و بی‌پرده.
مردم هم دائما در حال جابجایی این دو ایده هستند، تا ببینند کشور با کدام ایده روش بهتری را برای پیشرفت تجربه خواهد کرد.

🔗موضوع مداخله در جهان و میزان این مداخله و معیارهای آن هم، از اختلافات عمده این دو حزب است. و این مردم هستند که باید انتخاب کنند. بد و خوبی هم وجود ندارد، حق و باطلی هم نیست، خیر مطلق و شر مطلقی هم نیست.
آنجا جهان اول است.

این معادلۀ ساده در بسیاری کشورهای حزبی و با سیستم انتخاباتی واقعی در کشورهای جهان اول به چشم می‌خورد.

کسی نمی‌تواند بگوید می‌خواهم مالیات‌ها را کم کنم، و در عین حال نظام سلامت درست کنم و خدمات بیشتری به طبقات پایین بدهم.
جز یک شیاد، جز یک دروغگو.

🔗اما در کشورهای جهان سوم چنین نیست.
همه می‌خواهند هم مالیات را کم‌ کنند، هم با جهان بجنگند، هم تحریم را به عنوان افتخار بپذیرند، هم بودجه نظامی را افزایش بدهند، هم به همه مردم یارانه بدهند، هم به همه مستضعفین جهان، هم کسر بودجه نیاورند، هم ارزش پول شان سقوط نکند، هم هر کس گفت این طور نمی‌شود، سیاه‌نما تلقی شده و سرکوب شود!
این است که در کشورهای جهان سوم رقابت بین دروغگویی‌های بزرگ‌تر است.
آن که دروغ‌های بیشتری را گفت. آن که تظاهر کرد کلید حل همه مشکلات در دست اوست، می‌تواند امیدوار باشد موفق‌ شود.

🔗من اخیرا متوجه شده‌ام بسیاری از مردم ایران از مرحله جهان‌سومی عبور کرده‌اند. مردم دیگر منتظر یک منجی نیستند. منتظر نیستند کسی بباید و بیشتر دروغ بگوید تا به او رأی بدهند.
اگر چه ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که اکثر کشورها جهان‌سومی هستند، اما کشور ما به مدد مردم آزاد اندیشش به‌وضوح به سمت جهان اولی حرکت می‌کند.
رفتار انتخاباتی مردم نشان‌دهنده بلوغ آن هاست.
یک کشور ممکن است ثروت هنگفتی نداشته باشد، ممکن است در کشورهای دیگر دخالت نکند، استعمارگر نباشد، اما جهان اولی باشد. مردمی فهمیده و آزاده داشته باشد.
این از معیارهای جدید علم سیاست در تقسیم‌بندی کشورهاست.

🔗من به مردم فهمیده، اهل مطالعه، غیراحساساتی و آینده‌نگر ایران، من به هموطنان بزرگم افتخار می‌کنم.
آن ها دارند نشان می‌دهند جز به یک انتخاب واقعی تن نمی‌دهند.
آن ها سیاستمداران دروغگو و متظاهر نمی‌خواهند.
پشت کردن مردم به شعارها
به تقدس مآبی‌ها
به تهدیدها
به اطلاعات غیر واقعی دولتمردان
بسیار امیدوار کننده است.

🔗این روزها احساس می‌کنم در یک کشور بزرگ و جهان اولی و بین مردمانی بزرگ زندگی می‌کنم.
مردم یک پله، یک پله بالا می‌آیند و کشور را بالا می‌برند.
شاید امروز نبینیم
اما آیندگان گواهی خواهند داد.
ما از جهان سوم و‌ کشوری عقب‌مانده به سرعت داریم جدا می‌شویم.
نشانه‌های رشد مردم به وضوح قابل مشاهده است.
آن ها که نمی‌بینند، خود را به خواب زده‌اند!

@VOTEHRAN