کارامدی لیبرال دموکراسی
کارامدی لیبرال دموکراسی
✍🏻رضا یوسفیان
ترامپ انتخابات را باخت و کاخ سفید را ترک کرد.
شاید بجاست یادآوری کنیم که جابهجایی چنین شخصی با چنان شخصیت دروغگو، هوچیگر و علاقهمند به صندلی ریاست در کشوری غیردموکراتیک چه هزینهای میتوانست در بر داشته باشد؟
عزل دیکتاتوری در یمن به مرگ هزاران نفر منجر شد. تلاش برای به زیر کشیدن وی موجب جنگ داخلی، دخالت خارجی، تجزیه کشور، قحطی، بیماری، مرگ کودکان فراوانی را تحمیل کرد.
در سوریه درخواست تعویض حاکمان و سیستم اقتدارگرا به قیمت از دست رفتن جان بیش از نیم میلیون انسان و آوارگی بیش از نیمی از جمعیت کشور در داخل و خارج تمام شد. کشور تحت تسلط قدرتهای مختلف خارجی قرار گرفت و همچنان نزاع و درگیری و برادرکشی ادامه دارد.
در لیبی خواسته مردم برای استعفای قذافی، پس از چهل سال دیکتاتوری فردی به جنگ داخلی، دخالت خارجی، تجزیه کشور و بیدولتی انجامید.
تعویض حاکمان در کشورهای دیکتاتوری چون عراق صدام، هاییتی، دولتهای نظامی آمریکای جنوبی و.... همه حکایت از هزینههای سنگین انسانی و مالی میکند. تمام این هزینهها صرفا برای یک خواسته و آنهم تغییر یک شخص یا یک یک سیستم حکومتی است. گاه چنان صورت حساب گزافی برای تغییر به کشور و مردم تحمیل میشود که برخی نسبت به تغییرات تردید میورزند و ابقای دیکتاتورهای فسیلی را ترجیح میدهند.
این هزینهها در دموکراسی به حداقل میرسد. نمیدانم در آمریکا از بینی کسی خون آمد یا خیر، اما میدانم هزینهها قابل مقایسه نیست.
شاید سوال شود که اگر ترامپ مجددا انتخاب میشد آیا این نقص و لکهای بر سیستم دموکراسی لیبرال نبود؟ رقابت نزدیک دو رقیب نشان میدهد که بخش بزرگی از مردم امریکا از ترامپ راضی بودند و بر خلاف نظر افرادی امثال من، خواهان ادامه مدیریت او بودند. احتمالا آنان موفقیت اقتصادی او را مد نظر دارند و یا برخی نیز شخصیت فردی و رفتارهای اجتماعی او را چندان در اولویت معیارهای انتخاب خود قرار نمیدهند. اگر ترامپ انتخاب میشد باز هم نهادهای دموکراتیک همچنان که چهار سال قبل او را مهار کردند، وی را در چارچوبهای دموکراتیک محاصره میکردند، رسانهها او را به نقد میکشیدند و اشتباهاتش را برجسته میکردند. کنگره و دستگاه قضا زیادهخواهیهایش را تعدیل میکردند. و نهایتا چهار سال آینده همچون چهار سال قبل میگذشت. نه کسی بهخاطر نقد او یک شب زندانی میشد و نه حمله تبلیغاتی به او روزنامهای را به تعطیلی میکشید. رشد اقتصادی امریکا به لطف استخراج معادن ذغال سنگ و نفت الاسکا و راههایی از این قبیل به هزینهی محیطزیست همچنان رشد میکرد. اما چهار سال بعد یعنی پس از هشت سال ریاست جمهوری، آخر خطِ ترامپ فرا میرسید و او لامحاله باید کرسی ریاست جمهوری را ترک میکرد.
لذا مردم آمریکا باز هم مجبور نبودند تا آخر عمر او را تحمل کنند. سیستم انتخاباتی دموکراتیک او را بدون سر و صدا به کناری میگذاشت.
شخصیتی چون ترامپ در سیستم دیکتاتوری لیبی میتوانست از او سرکوبگری بدتر از قذافی بسازد. شخصیت خودکامهای چون قذافی نیز اگر در سیستمی دموکراتیک چون آمریکا قرار میگرفت همین دست و پاهای ترامپ در توسل به اهرم قضایی را تکرار میکرد و پس از آن که همهی شامورتی بازیهایش به نتیجه نمیرسید، تسلیم رای مردم میشد. لذا جان خود و صدها هزار نفر دیگر و همچنین کیان کشور را در معرض خطر و هوس قدرتطلبی خود قرار نمیداد.