ماموریت هایزر در ایران
ماموریت هایزر در ایران
درود بر دکتر کاظمی عزیزم
شوهر خواهر من دکتر بهرام کدیور در امریکا جراح پلاستیک است و ایشان تعریف می کرد که توسط یکی از دوستان با هایزر بعد از بازنشستگی آشنا و چون اهل تنیس بود او را دعوت کردم و با هم یک سال به طور مرتب بازی می کردیم چون می خواستم ماجرای آمدنش به ایران را از زبان خودش بشنوم.
بعد ایشان به من گفت من زمانی که معاون ناتو بودم با دستور صریح رییس جمهور کارتر ماموریت گرفتم که به ایران رفته و جلو کودتای افسران عالی رتبه مخصوصا بدرهای فرمانده نیروی زمینی(سپهبد) و سرلشگر نشاط فرمانده گارد و سرلشگر خسروداد فرمانده هوانیروز و سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی را بگیرم و ترتیبی بدهم که ارتش سالم به ماموران خمینی در ایران یعنی بهشتی و بازرگان تحویل داده شود حتی اسم این افراد و خطر کودتا توسط آنان در برگه ماموریت من بود و همچنین گفته شده بود که به ملاقات شاه نروم تا بداند خواهان خمینی هستیم و روحیه اش را از دست بدهد و زودتر ایران را ترک کند.
بعد گفته بود فردای رسیدن حکم ماموریت تقاضای ملاقات فوری با کارتر را کردم تا بدانم که نتیجه اینکار را کارتر می داند؟
و آیا خمینی به ما نفت خواهد داد و به طرف بلوک شرق نخواهد رفت؟
کارتر به من وقت نداد و در عوض سایروس ونس وزیر خارجه با من ملاقات و گفت دستور تغییر نمی کند و خمینی از طریق سولیوان سفیر ما در تهران و رمزی کلارک دادستان سابق امریکا به ما اطمینان داده که در بلوک ما خواهد ماند ودوست ما خواهد بود.
و من به تهران رفتم و ماموریت خود را به خوبی انجام دادم.
اعتراف دیگری که هایزر به دکتر کرده بود این بود که ماجرای گروگان گیری هم به وسیله دولت خودمان و نلسون راکفلر مالک چیس مانهاتان بانک انجام شد. چون ۱۴ میلیارد دلار شاه با نفت بشکه ای ۸ دلار آن موقع در این بانک برای ایران ذخیره کرده بود و با پس دادن قرارداد ها در نزدیکی انقلاب و بعد ان این مبلغ به ۲۴ میلیارد رسیده بود و نگرانی شدید داشتیم که بخواهیم این پول را پس بدهیم.بنابر این به وسیله عوامل خود آخوند چپی (موسوی خوئینی ها) را پیدا کردیم و راکفلر مصاحبه مطبوعاتی ترتیب داد که شاه باید به امریکا بیاید و تا هنگام معالجه در امریکا باشد و همین استارت احمق های ریشو را برای گرفتن سفارت زد.
البته هماهنگ شده بود که کاردار و دو نفر مقامات بالا در وزارت خارجه و بدور از ریشوها در بهترین شرایط نگهداری شوند.
بعد گفته بود دکتر کدیور ماجرای جالب این است که این گروگانها اکثرا تفنگداران و مامورین دون پایه با حقوق ماهی ۷۰۰ دلار بودند که بعد از توقیف پول ایران با شکایات متعدد و از جمله پدر بزرگ یک تفنگدار سیاه پوست که گفت: " من وقتی فهمیدم نوه ام توسط دانشجویان دستگیر شده سکته کردم".وی موفق شد توسط دادگاه از پول های بلوکه شده در بانک الجزایر ۱۵۰ ملیون دلار بردارد و در مصاحبه ای گفته بود من و نوه و خانواده ما تاکنون ۵۰۰۰ دلار پول نقد نداشتیم و این ۴۴۴ روز یک موهبت الهی بود.
دیناری از آن پول به ایران برنگشت. و با شکایات مختلف ۲۴ میلیارددلار تلف شد..