کودکانی که هرگز نمی‌بینید!

http://aftabeyazd.ir/?newsid=138972

شروع کار در پرسکاری از ۷ سالگی، شروع کار در کنار کوره‌های داغ بلورسازی از ۶ سالگی، شروع کار در کوره‌های آجرپزی از ۵ سالگی.
به نظر می‌رسد به همان اندازه که اجتماع فعلی ما برای کودکان متولد در خانواده‌ها و محلات محروم بی‌‌برنامه‌ است، نظام اقتصادی، متناسب با نوع فقر و محرومیت‌های خانواده، بسته‌های متنوعی برای استفاده ابزاری از کودکان دارد.
این رویه تا بدان جایی پیش رفته است که حتی سیستم حقوق و پاداش هم بر مبنای سوءاستفاده‌ی بیشتر در این محلات تغییر می‌کند. این کارگاه‌ها و صاحبان صنایع، با ارزش قرار دادن سابقه‌ی کار کودک به جای ساعت کار و یا سختی آن، خانواده‌های درمانده را تشویق می‌کنند تا در نبود شغل مناسب برای بزرگسالان، کودک خود را از سنین هرچه پایین‌تر به دست صاحبان کار بسپارند.
شروع کار یک کودک در سال اول پرسکاری، سیصد هزار تومان به ازای ۱۲ ساعت کاری‌ است. تعداد سال‌های حضور یک کودک در پرسکاری مبنای افزایش حقوق سالیانه هر کودک می‌شود. در برخی موارد، با قرار دادن گزینه‌ی دریافت پیشاپیشِ حقوق پیش‌بینی شده‌ی یک سال آتی به عنوان وام به خانواده‌های مقروض، کودک همچون جنسی خریداری شده به صورت کامل در اختیار صاحبکار قرار می‌گیرد تا به هر نحوی که وی صلاح بداند این مبلغ را با جان خود بازپرداخت کند. در این موارد ساعت ورود و خروج، اضافه کار اجباری، محرومیت کودک از ترک محل کار حتی برای یک ساعت، تماما به دستور صاحبکار صورت خواهد گرفت و خانواده، کوچک ترین حقی برای اعتراض ندارد.
کار در این محیط‌های پر خطر بدون استثناء همراه با تنبیه شدید فیزیکی و تحقیر کلامی‌ است.
از آنجایی که مسئولین و برخی نهادها، در بین فال‌های چروک‌خورده‌ی کودکان سرچهارراه‌ها به دنبال مافیا می‌گردند، مافیای واقعی کار فرصت‌می‌یابد تا در کمال آرامش، پس از بهره‌کشی فراوان به محض رسیدن به سن ۱۸ سالگی، عذر نیروهای کار پرسود خود را بخواهد تا مبادا مجبور به پرداخت حق بیمه و یا پاسخگویی به دادخواهی آنان شود.
کودک به تاراج رفته‌ی دیروز، جوان سرخورده‌ی امروز، حالا بدون کوچک ترین تخصص، مهارت و پشتوانه‌ی مالی در جامعه رها می‌شود تا در حالی که تمام موقعیت‌های شغلی، توسط کودکانی با سن کمتر دائما پر می‌شود، تنها گزینه‌های پیش رو را، انجام کارهای خلاف، راضی شدن به کارهایی با حقوق بسیار اندک (ساخت ۲۰۰ بند کفش در ازای دو هزار ریال) و یا تشکیل خانواده و فرزندآوری ببیند. به امید آن که نظام اقتصادی که اکنون او را کالایی از رده خارج می‌بیند، نظر لطف خود را بر فرزندان وی بیندازد. این چرخه بازتولید آسیب اجتماعی، بقای نظام بیمارگونه‌ی اقتصادی را تضمین می‌کند.
به دنبال مافیا در سر چهارراه‌ها نگردید، رد پایشان را از کارگاه‌هایی بیابید که در محروم‌ترین محلات کشور، با دوربین مدار بسته در ورودی کارگاه‌های خود، از همان ابتدا، اجازه‌ی ورود شما را به کارگاه پرسود خود نمی‌دهند تا مبادا ببینید کتری‌هایی که هر روز با لذت در آن چای حاضر می‌کنید و یا لیوان‌های بلور زیبایی که در آن می‌نوشید به رنج و خون و نابودی کودکان حاضر می‌شود.